فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۰۴۸۹
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰:۲۴ - ۰۵-۱۰-۱۳۸۷
کد ۶۰۴۸۹
انتشار: ۲۰:۲۴ - ۰۵-۱۰-۱۳۸۷

سير مرد سالاری از عهد بوق تا ابد!

عصر ایران
طنز مهمان

 حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ خير نديده!  تا نكشمت راحت نميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا  يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سايه شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.

نيم قرن بعد ، سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه!
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گيره‌ها! شكر خورد. ديگه از اين شكرها نمی‌خوره. قول ميده!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرين. منو به جای اون بكشين! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسه ما نگه داره.

يك قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه و كوزه!): چی؟! دانشسرا؟!  دختره چشم سفيد حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! مردم از فردا نميگن آقا رضا غيرتت كو؟!
  زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنين. خدای نكرده سكته می‌كنين!  (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سايه تون بالای سر ما باشه.

حوالی سال 1360:

فرياد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر ميرسه كه: بله؟! ميخواد بره سر كار؟! يعنی من ديگه انقدر بی غيرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار ؟!
زن: حالا تو عصبانی نشو. دوستاش يادش دادن اين حرفا رو! خدا تو رو برای ما حفظ كنه.

همين چند سال پيش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با اين مانتو آستين كوتاه و شلوارك (شلوار برمودا) بری بيرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم! زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين!
مرد: من اينطوری نيستم! دختر ، لااقل يه كم اون شلوارو پایين‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببنديش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!

چند سال بعد ، سال 1390:

مرد: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روزی كه اومدم خواستگاری گفتم نميخوام زنم اين ريختی لباس بپوشه ، گفتی دوره اين امل بازيها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهريه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا ميگی بشينم توی خونه بچه داری كنم؟!

زن: عزيزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق ميگيری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرايه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزين و جريمه ماشين ميره! حالا اگه بشينی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم ميشه هم بچه عقده ای نميشه! آفرين عزيزم. من دارم با دوستام ميرم باشگاه بولينگ! خدا سايه ات رو فعلا" روی سر ما نگه داره!

چند سال بعد ، سال 1400:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت ميگم ، ماشين بی ماشين! همين كه گفتم. من قرار دارم ماشينم می‌خوام. می‌خوای بری بيرون پياده برو!
زن: دخترم ، حالا بابات يه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. (بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شيطون پياده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: عزيزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشيدی!

دو قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1430:

زن: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودی! مثلا" بين دوستات به روشنفكری معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اينهمه سال ما زنها بچه دار شديم و به دنيا آورديمشون ، حالا با اين علم جديد و تكنولوژی پيشرفته چند وقتی هم شما مردها از اين كارا بكنين! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت هميشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بيمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: ديگه پررو نشو هر چی هيچی بهت نميگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بيمارستان به خونه مياد زن با عشوه ميگه: مرد من ، يعنی سايه تو تا به دنيا آوردن چند تا بچه ديگه بالای سر ماست؟

آينده ای نه چندان دور ، سال 1450:

چند تا مرد دور همديگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك ميكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... ميگن هدف اين جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضايع شده مردهاست!

- حق با جمشيده... ببينين اين زنها چقدر از ما سوء استفاده ميكنن! تا وقتی خونه بابامون هستيم كه بايد آشپزی و بچه داری و خياطی ياد بگيريم و توسری بخوريم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون ميدن و زنمون هم استثمارمون ميكنه!

- آره... خب داشتم می گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسمه و اعلاميه هاش هر شب ........

در اين هنگام به علت ورود خانم يكی از مردها ، بحث به زياد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشيده ميشه!

زن: زود باشين تمومش كنين ديگه! درست تميز كن! من نميدونم اين سايه لعنتی شما تا كی ميخواد روی زندگی ما بمونه؟!

حوالی سال 1530 ه.ش:

راديوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای يه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزيز را در جريان آخرين اخبار دنيا قرار ميدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقايقی قبل سايه آخرين نمونه بازمانده از جنس مرد از روی كره زمين محو شد! پس از پايان عمر اين موجود از گونه مردها ، از اين پس نام و تصوير اين مخلوقات را فقط در وب پيج های تاريخی و باستان شناسی می توانيد رويت نماييد. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبرهای جديدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دينگ دينگ!
 
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۴۹ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۵
0
0
خيلي ضعيف و چرند بود
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۶
0
0
خیلی خیال بافید
ناشناس
Germany
۰۷:۵۸ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۸
0
0
امروز صبح وقتی دیدیم ادارم دیر شده به زنم گفتم لباس بچه را تنش کن . دعوا راه انداخت و سر و صدا که چرا من اینقدر کار خونه می کنم و ...
حالا لباس بچه رو هم من تنش کنم!!
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۳ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۸
0
0
خیلی با حال بود ...
احساس خطر کردم ...
باید جنبش سیبیلیسمو از حالا شروع کنیم !!!!!
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۹ - ۱۳۸۷/۱۰/۰۹
0
0
كاش به سال 1400 هم عمرمون برسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
captcha
لامبورگینی ایزلرو ۴۰۰ جی‌تی‌اس ؛ خودرویی که احتمالا ندیده اید! (+عکس) جذاب ترین رندرهای سیتروئن ۲CV (عکس) ایستگاه مرکزی اشتوتگارت؛ پروژه‌ زیرزمینی معروف در آلمان (+عکس) خانه هوندرت‌واسر وین؛ شاهکار معماری رنگارنگ در اتریش (+عکس) هرکولس 6561 ؛ کامیونی متفاوت از کاماز (+عکس) تصاویر با جزئیات بالا از رنو ۸ گوردینی نزدیک ترین حالت ملاقات با یک سنجاقک! (+عکس) رینگ هایی از لکسنی که زیر کادیلاک خودنمایی می کنند (عکس) هتل قزاقستان؛ تاج طلایی معماری مدرن در قلب آلماتی (+عکس) فراری دینو برلینتا اسپچاله؛ قدرت ایتالیایی ها در خودروسازی دهه 60 میلادی (+عکس) زلنسکی: جانبداری نکردن ترامپ از اوکراین دردناک است سازمان هدفمندی: درآمد کمتر از ۲۰ میلیون، معیار پرداخت کالابرگ جدید صالحی: با یک گفت‌وگوی صریح می‌شود از تنش در روابط دیپلماتیک جلوگیری کرد بیژن مرتضوی: اکنون وقت هم‌سفر شدن با ایران است دیدار همتی با رئیس بانک‌ مرکزی پاکستان با محور توسعه اقتصادی