کد خبر ۶۱۸۵۵
تاریخ انتشار: ۱۹:۲۶ - ۲۲-۱۰-۱۳۸۷
کد ۶۱۸۵۵
انتشار: ۱۹:۲۶ - ۲۲-۱۰-۱۳۸۷

ساحل و صدف

ساحل و صدف
داستان کوتاه و آموزنده
 
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می شود و چیزی را از روی زمین بر می دارد و توی اقیانوس پرت می کند. نزدیک تر می شود، می بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می اندازد.

 - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟

-  این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

-         دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:

"برای این یکی اوضاع فرق کرد."
ارسال به دوستان
وضعیت حاکمیت قانون در ۴۱ کشور اروپایی در سال ۲۰۲۶ (+ اینفوگرافیک) چرا لاستیک هواپیما را با نیتروژن پر می‌کنند؟ سپاه: انفجار و آتش سوزی دو نفتکش متخلف در تنگه هرمز  واکنش گردان های سیدالشهدا به اظهارات وزیر خارجه عراق سنتکام: یک کشتی ایرانی را زدیم (فیلم لحظه اصابت) ترامپ نامزد سخنگویی کاخ سفید را معرفی کرد: برگزار کننده مبارزات درون قفس! شبی تلخ در مشهد؛ جسد زن جوان پس از یک جنایت از چاه بیرون آمد مدارس و دانشگاه‌های کهگیلویه و بویراحمد یکشنبه تعطیل شد پلیس فرانسه ۲۳۲ معترض را بازداشت کرد «آیزنکوت» مأمور تشکیل دولت اسرائیل شد شنیده شدن صدای انفجار در قشم و جاسک افتتاح نمایشگاه انفرادی نقاشی «راعی» در گالری ریم اهواز تظاهرات در مرکز تل‌آویو برای تغییر کابینه نتانیاهو تاسیس واحد جدید ارتش آمریکا علیه حمل و نقل زمینی ایران و دریای خزر لحاف 6 میلیارد و 750 میلیون تومانی برای ثروتمندان دبی/ اگر اضافه ماند برای عربستانی ها و قطری های پولدار