فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۲۱۰۷۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۵ - ۲۵-۰۴-۱۳۹۷
کد ۶۲۱۰۷۲
انتشار: ۱۴:۴۵ - ۲۵-۰۴-۱۳۹۷

تمشک؛ ترش یا شیرین؟

تمشک؛ ترش یا شیرین؟
با کلمن آبی که داشت خوب توت ها را شست، نمک زد و گفت نوش جان! با کارت خوان حساب کردیم و لبخند مهربانی نصیبمان شد.

مهسا ریحانی

«کنار جاده ای پر از کامیون و راننده های گذری،
زنی چادر به کمر بسته با لبخندی بر لب منتظر ما بود»

سفری ساده به شمال را برای آخر هفته انتخاب کردم
سفری ساده در ماشین کولر دار! شاد و آرام،
عینک واقع بینی ام را تمیز کردم
و نگاهم را از زباله های کنار جاده منحرف کرده و بیشتر به طبیعت زیبای دور دست چشم دوختم.

کل سفر را هم در منزل عزیزی بیشتر به گفتگو های عمیق و گاها سنگین پرداختیم.
بیرون نرفتیم، حتی به محلی ها و ییلاقشان هم سر نزدیم،
هوا گرم بود به حدی که زیر باد کولر گرما زده بودیم.

روز دوم و قبل از برگشتن به سمت تهران،
برق منطقه رفت و حتی دیگر نمی شد
از شدت شرجی و گرما نفس کشید!
به یاد جنوبی ها آهی کشیدیم و از قطع شدن برق و آب کمی دلگیر شدیم.

تصمیم گرفتیم زودتر به تهران برگردیم، آنهم بدون توقف!

در مسیر برگشت تابلوهای «تمشک ترش» آب به دهانمان انداخت و توقف کردیم.
کنار جاده ای پر از کامیون و راننده های گذری،
زنی چادر به کمر بسته با لبخندی بر لب منتظر ما بود،
چشمانش از خوشحالی برق زد وقتی ما را دید!

با افتخار کارت خوانش را نشان داد و به معرفی محصولش پرداخت: «اینها شیرینن، این یکی ها ترش»
یک کاسه ترش برداشتیم و یه کاسه شیرین.

با کلمن آبی که داشت خوب توت ها را شست، نمک زد و گفت نوش جان!
با کارت خوان حساب کردیم و لبخند مهربانی نصیبمان شد.

لحظه خداحافظی، به آرامی، و با شرم بسیاری، آرام پرسید: «ببخشید توروخدا، ولی خوراکی تو ماشین برای این بچه من دارین...»

چشمانم تازه دید و زندگی آن زن را فهمید!
او جایی تقریبا سبز را کنار جاده،
که نسبت به جاهای دیگر جاده ابری تر بود، برای آرامش کودکش انتخاب کرده بود‌.

ولی نمیتوانست "کاسبی"اش را رها کند تا برای او خوراکی تهیه کند.
هر لحظه ممکن است جای به این خوبی را از دست بدهد! و فروشنده های دیگر جای او را بگیرند.
مجبور شد رو بیندازد و از تهرانی ها خوراکی طلب کند وگرنه او گدا نبود!

این زن فروشنده ی توتهای ترش،
کولر، موزیک، برق و حتی سایه نداشت،
اما چه غیرت و لبخند شیرینی داشت...

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: دستفروشی ، شمال ، تمشک
ارسال به دوستان
captcha
چرا برخی برندها بدون نام هم شناخته می‌شوند؟ حدادعادل: شعر فارسی در دوران رهبری رهبر شهید رشد کرد و اوج گرفت هشدار امنیتی آلمان: تقابل با روسیه وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شده اگر قرار است بمیرم، اول یک کتاب می‌نویسم! ازسرگیری پروازهای مستقیم هواپیمایی عراق به ایران از پنجشنبه سیروس مقدم و منوچهر هادی از «میکرودراما» گفتند بازگشت شموشک و ابومسلم؛ ۲ تغییر مهم در آستانه لیگ دسته دوم عراق پروازهای خود به ایران را از پنجشنبه ازسرمی‌گیرد ریزش معدن کروم در فاریاب کرمان / احتمال حبس کارگران زیر آوار هفت روز تا مسابقات جهانی کشتی؛ سرنوشت حضور ایران در لاس‌وگاس چه می‌شود؟ پزشکیان: برای حل مشکلات کشور باید از طرح‌های عملیاتی و فراجناحی استفاده کنیم عراقچی: از همه ظرفیت‌های دیپلماتیک برای تأمین منافع ملی و تقویت امنیت ایران استفاده می‌کنیم گفت‌وگوی مشترک مدیران فیدیبو و دیجی‌پی درباره کنسرت همایون شجریان سقوط منچسترسیتی؛ خطر از دست رفتن ۵۰۰ میلیون پوند درآمد در هر فصل پزشکیان: نیروی انتظامی از ستون های استوار امنیت کشور است