کد خبر ۶۴۵۳۱
تاریخ انتشار: ۱۸:۱۷ - ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - 07 February 2009
گری سیک
کمتر آمریکایی‌ پیدا می‌شود که به اندازه «گری سیک» به تحولات ایران و خاورمیانه توجه نشان بدهد و از آن درک عمیقی داشته باشد.
 او که در زمان ریاست جمهوری جرالد فورد، جیمی کارتر و رونالد ریگان، عضو شورای امنیت ملی آمریکا بوده، از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۱ میلادی مشاور امور ایران در کاخ سفید بود که در فاصله همین سال‌ها انقلاب اسلامی ایران و ماجرای تسخیر لانه جاسوسی رخ داد.
 او دارای درجه دکترای علوم سیاسی از دانشگاه کلمبیاست و هم‌اکنون در اين دانشگاه تدریس مي‌كند. گری‌سیک خاطرات خود را در ارتباط با انقلاب اسلامی و شکل‌گیری آن در کتابی تحت عنوان «همه چیز فرو می‌ریزد» گردآوری کرده است. در گفت‌وگوی اختصاصی «وطن امروز»، گری سیک به تشریح دیدگاه‌های خود درباره آینده روابط ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما پرداخته است.

آقای سیک! به نظر شما گفت‌وگوی سطح بالا میان ایران و آمریکا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ایران برگزار می‌شود؟

از مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن استقبال می‌کنم اما معتقدم، مذاکرات اصلی باید پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران انجام شود. با این حال شاید پیش از انتخابات، مذاکراتی درباره گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران برگزار شود که می‌تواند مفید و موثر باشد. اما پس از انتخابات ریاست جمهوری، مذاکرات اصلی درباره همه مسائل شروع می‌شود. در عین حال باید خاطرنشان کنم که اگر ایرانیان در طول رقابت‌های انتخاباتی خصمانه رفتار کنند و بر مواضع پیشین خود تاکید داشته باشند، رئیس‌جمهور آمریکا به سختی می‌تواند رویکرد و رفتار متفاوتی در پیش گیرد و مذاکرات را پیش ببرد.

با این حال برای پاسخگویی به این سوال توجه به این نکته ضروری است که این روند یکطرفه نیست و این فقط رئیس‌جمهور آمریکا نیست که باید رفتار متفاوتی در قبال ایران در پیش گیرد بلکه ضروری است در ایران این بحث مطرح شود که مایلند چه نوع رابطه‌ای با آمریکا برقرار کنند چراکه اگر تهران انتظارات و علایق خود را شفاف بیان کند تصمیم‌گیری برای باراک اوباما نیز ساده‌تر می‌شود.

البته به نظر می‌رسد آقای اوباما اکنون که رئیس‌جمهور آمریکاست، متفاوت از شعارهایش تصمیم بگیرد.

‌رئیس‌جمهور آمریکا در طول رقابت‌های انتخاباتی خود در بیان اینکه آماده مذاکره بدون پیش شرط با ایران است، شجاعت به خرج داد چرا که طرح چنین ایده‌ای در آمریکا متداول و مرسوم نیست؛ اینکه یک سیاستمدار آمریکایی چنین موضوعی را بیان کند اقدامی شجاعانه تلقی می‌شود از این رو امیدوارم برخی چهره‌های سیاسی نیز در ایران باشند که با چنین شجاعتی با صراحت درباره رابطه با آمریکا سخن بگویند.

با توجه به اینکه سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی ایران را رهبری تعیین می‌کند بنابراین علت تاخیر تصمیم‌گیری تا نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، در آمریکا چیست،مگر قرار است چه اتفاقي در انتخابات رخ دهد؟

شخصا معتقدم که آیت‌الله خامنه‌ای فرد دیکتاتوری نیست که همه سیاست‌های ایران را به تنهایی تعیین کند. مسلما وی مستقل تصمیم‌گیری نمی‌کند و پیش از اتخاذ تصمیم با سایر گروه‌ها و افراد مشورت می‌کند.
به علاوه، ریاست جمهوری و مجلس نیز در تصمیم‌گیری نقش دارند که مهم‌تر از همه ریاست جمهوری است. اگر قرار باشد مذاکراتی آغاز شود مطمئنا میان رهبران نیست بلکه در سطح وزرا برگزار می‌شود که آن هم بخشی از ریاست جمهوری است بنابراین انتخابات باید انجام شود تا روند و شرایط انجام مذاکره روشن شود.

در اینجا موضوع رویکرد سال‌های اخیر آمریکا در قبال ایران مطرح می‌شود. آیا اوباما به موضوع ایران در چارچوب 1+5 عمل خواهد کرد یا یک کانال به موازات آن برای ایجاد ارتباط و تعامل در نظر دارد؟

اوباما مطمئنا به همکاری با اروپا و دیگر متحدان آمریکا ادامه می‌دهد اما معتقدم مذاکرات مستقیم خواهد بود نه از طریق سایر کانال‌‌ها.
 به نظر من تعیین نماینده ویژه برای ایران یا فعالیت از طریق کشور میانجی ضروری نیست چراکه اوباما هدف خود را از مذاکره مستقیم بیان کرده بنابراین ممکن است از هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا یا شخص دیگری در وزارت خارجه یا نماینده‌ای ویژه بخواهد مذاکرات را هدایت کند که این موضوع به تاکتیک وی مربوط می‌شود ولی در واقع روش اوباما برای مذاکره و تعامل با ایران که موضوعی تاکتیکی است از اهمیت کمتری نسبت به تصمیم نهایی برای انجام مذاکره برخوردار است.

اوباما نسبت به نگرانی‌های اسرائیل چه تدبیری اندیشیده است؟ اسرائیل نگران مذاکره بدون پیش‌شرط تعلیق غنی‌سازی با ایران است. آنها در تلاشند تا این مذاکرات را به مذاکرات با پیش شرط تبدیل کنند. چرا برای آنها مساله پیش‌شرط تا این اندازه اهمیت دارد؟

نمی‌توانم از طرف اسرائیلی‌ها صحبت کنم اما همانطور که می‌دانید تاکید بر پیش شرط تعلیق غنی‌سازی اورانیوم، صرفا سیاست اسرائیل نبوده بلکه آمریکا نیز سال‌ها چنین موضعی را داشت و بارها تاکید کرد تا زمانی که ایران به درخواست‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل نکند و آنها را به رسمیت نشناسد با تهران مذاکره نمی‌کند چرا که این احساس در آمریکا وجود دارد که در این شرایط هر نوع مذاکره با ایران، فعالیت هسته‌ای این کشور را تشدید می‌کند اما در همین شرایط اوباما برای گفت‌وگو با ایران و دیگر گروه‌هایی که با آمریکا اختلاف‌نظر دارند، اعلام آمادگی کرد زیرا وی بر این باور است که گفت‌وگو ابزاری موثر برای دستیابی به راه‌حل مشکلات است.

 البته اسرائیل نیز درباره تحولات هسته‌ای ایران نگرانی‌هایی دارد که از طریق مذاکره می‌توان صراحتا درباره برنامه هسته‌ای بحث و گفت‌وگو کرد و این امر می‌تواند به رفع برخی نگرانی‌های اسرائیل درباره برنامه هسته‌ای ایران ختم شود.

موضوع تحریم در مناسبات دو کشور همواره مطرح بوده است بویژه زمانی که مناسبات شرایط نامساعدی داشته باشد. آمریکایی‌ها روی چه مدل‌هایی از تحریم در آینده حساب باز کرده‌اند؟ با توجه به بحران اقتصادی جهان آیا آمریکا به سراغ حوزه انرژی خواهد رفت و آیا جامعه جهانی در صورت اتخاذ چنین تصمیمی از سوی آمریکا با آن همراهی خواهد کرد؟

سخن گفتن درباره شکست مذاکرات در حالی که هنوز مذاکره‌ای شروع نشده اشتباه است. به علاوه ایران اکنون در موقعیت چانه‌زنی برای هدایت مذاکرات قرار دارد اما مساله مهم، وجود این دیدگاه در ایران و دیگر کشورهاست که آمریکا را تنها بازیگر تصمیم‌گیرنده نهایی می‌دانند که نتیجه نهایی را تعیین می‌کند در حالی که این تفکر صحیح نیست بلکه برعکس این ایران است که نقش محوری، تعیین‌کننده و نهایی دارد چرا که اگر تهران ایده مذاکره با آمریکا را رد کند دیگر مذاکراتی شکل نمی‌گیرد.

به علاوه ایرانی‌ها مایلند به آنها احترام گذارده شود و من با این موضوع موافقم. آمریکا هم به این نتیجه رسیده که باید با ایران مذاکره کند و در این باره اعلام آمادگی کرده اما این ایران است که باید مشخص کند آیا مایل به رابطه با آمریکاست یا خیر.

همانطور که به یاد دارید ایرانیان در طول 30 سال گذشته در هر تجمع و گردهمایی و حتی دانشجویان در دانشگاه تهران شعار مرگ بر آمریکا، سر می‌دهند که این سیاست خوب و مفیدی نیست چرا که این امر برای هر آمریکایی، تصمیم درباره در پیش گرفتن راه متفاوت را دشوار می‌کند.

برخی کارشناسان معتقدند اوباما گزینه نظامی علیه ایران را از روی میز خود حذف نکرده و احتمال دارد که در صورت عدم موفقیت مذاکرات این گزینه را به شکل جدی مطرح کند. نظر شما چیست و به نظر شما تبعات و پیامدهای یک جنگ نظامی علیه ایران چیست؟

بارها و در بسیاری از محافل گفته‌ام که اقدام نظامی علیه ایران موثر نیست ضمن اینکه حتی معتقدم احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران هم وجود ندارد و فکر می‌کنم منطق این مساله این است که اگر فکر می‌کنند که می‌توانند این کار را با یک حمله هوایی سریع انجام دهند، خود را به بازی گرفته‌اند.

در چند ماه پایانی دولت جورج دبلیو بوش، بحث گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران مطرح شد که طبق گزارش‌ها بوش و کاندولیزا رایس هر دو با این طرح موافق بودند اما این طرح حدود یک ماه پیش متوقف شد. هدف آمریکا از این طرح چه بود و چرا متوقف شد؟

بحث گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران به دلیل اختلافات داخلی در آمریکا متوقف شد. در واقع به علت نگرانی از اینکه این موضوع به جای جان مک کین به نفع اوباما تمام شود و همچنین به علت فرصت کم باقی‌مانده پس از پایان انتخابات بود، با این حال امیدوارم اوباما بار دیگر این موضوع را مطرح کند.

رایس و ویلیام برنز، معاون وی هر دو هدف از چنین طرحی را تعامل و برقراری رابطه با مردم ایران عنوان کردند. چرا سیاستمداران آمریکایی به دنبال ارتباط برقرار کردن با مردم ایران هستند؛ آیا هدف آنها از این کار دنبال کردن الگوی نرم در اروپای شرقی و قفقاز است؟

سفارت هر کشوری مایل است امکان ارتباط مستقیم با دولت و ملت کشور میزبان را فراهم کند، آمریکا هم در طول 30 سال گذشته هیچگونه ارتباطی با ایران نداشته و اکنون زمان تغییر این شرایط فرا رسیده است بنابراین هدف از انجام این اقدام بدخواهانه نیست.

با توجه به جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزب الله و 22 روزه علیه مردم غزه، میزان قدرت منطقه‌ای ایران پس از این دو جنگ تضعیف شده یا تقویت شده است؟

احتمالا این اقدام «نفوذ» ایران، نه «قدرت» آن در منطقه، را افزایش داده زیرا این دو مقوله متفاوتند با این حال هنوز زود است درباره همه تاثیرات آن نتیجه گیری کرد.

آقای سیک! به عنوان آخرین سؤال؛ چرا اوباما افغانستان و پاکستان را جزو اولویت‌های سیاست خارجی خود قرار داده است؟

آمریکا درگیر جنگ است و هر دو کشور در معرض خطر انحطاط قرار دارند همچنین این خطر وجود دارد که زرادخانه هسته‌ای پاکستان مورد استفاده قرار گیرد؛ این یکی از خطرناک‌ترین موقعیت‌ها در جهان است و ضروری است در صدر دستور کار وی قرار گیرد.



ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری