فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۴۹۲۹
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۵ - ۲۳-۱۱-۱۳۸۷
کد ۶۴۹۲۹
انتشار: ۱۸:۳۵ - ۲۳-۱۱-۱۳۸۷

روایت انصارنیوز از راهپیمایی دیروز:خاتمی بی سواد، برو کراوات بزن!


سایت انصار نیوز راهپیمایی 22 بهمن و حضور خاتمی در آن را چنین روایت کرد:

... در ادامه‌ی مسیر با دسته‌ی «انصار حزب الله» روبه رو شدیم. پشت نیسانی که دو الی سه نفری که بر روی نیسان بودند، شعار می‌دادیم و هر از گاهی هم به سخنان حاج آقا گوش می‌دادیم.

حاج آقا که یک روحانی خوش سیما و سفیدپوستی بود؛ سخنان گرانمایه‌ای می زد. یکی از صحبت‌هایش این بود که: آقا خاتمی! بجای آنکه با لباس پیغمبر در جامعه حاضر شوید و دروغ و بدعت به خورد مردم بدهید، لباس را کنار بگذارید با کت و شلوار و کروات، در اجتماعات سیاسی و فرهنگی حاضر شوید(نقل به مضمون)؛ من هم با این حرف موافقم؛ چون این آدم بی‌سواد دارد نان «عبای شکلاتی»‌اش  را می‌خورد و با توطئه بر ضد اسلام و انقلاب، طی زمان می‌کند.

با آغاز سخنرانی رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد ، دسته ی انصار حزب الله تمام شد و ما به تنهایی ادامه مسیر دادیم.

... به ایستگاه «برائت از منافقین» رسیدیم.

واقعیت اش این است که من  سرم پایین بود و داشتم راهم را می‌رفتم. ناگهان دیدم یک عده دارند مردم را مثل گوسفند هل می‌دهند. صحنه ی مشمئز کننده‌ای ایجاد شده بود. کنجکاو شدم؛ رفتم در قلب این هرج و مرج! بله درست دیدم. آقای سید محمد خاتمی در وسط یک جمع کوچک که دور و برش را محافظانش گرفته بودند و مردم را به شدت هل می‌دادند، داشت با سرعت به سمت جایی می‌رفت. صحنه‌ی جالبی ایجاد شده بود، محافظانش شعار می‌دادند «درود بر خاتمی» و یک عده جوان خام هم دور و بر او دو کلمه شعار می دادند و دیگه نمی‌گفتند. ما هم دیدیم که خدا، فرصتی ناب در اختیار قرار داده، شروع کردیم به ابراز احساسات: مرگ بر منافق، شاه سلطان حسین، مرگ بر ضد ولایت فقیه،  دولت آمریکایی نمی‌خوایم نمی خوایم، احمدی احمدی حمایتت می کنیم ...

در حین  دادن شعار بودم. ناگهان یکی از خبرنگاران خاتمی، به شدت هل ام داد. دوباره خودم را به جلو رساندم؛ اینبار نه با یک نفر ، بلکه همه‌ی گارد محافظش شده بودند ضدم. ضد یک جوان بیست و یک ساله! دوباره شروع به فریاد زدن کردم که ناگهان یکی از محافظان آقای خاتمی که مردی چهل ساله بود با مشت زد توی صورتم. من هم که دیدم، طرف زد توی صورتم، بهش گفتم اگه جرأت داری بیا بریم کلانتری! طرف ساکت شد و حرفی نزد. بعد آن مشت، دوباره شروع کردیم به شعار دادن!

الحمد الله بر اثر آن مشت، عینکم آسیب جدی ندید ولی لبم زخم شد و خونریزی کرد.

سید محمد خاتمی، که بر خلاف استقبال گسترده مردم از احمدی نژاد، با برخورد تند بسیاری از جوانان روبه رو شده بود، سریع خود را داخل یکی از ساختمان‌های دولتی کرد تا جوش و خروش مردمی بخوابد. (مقایسه کنید با استقبال مردم از احمدی نژاد)...

متن کامل این روایت را در سایت خودشان بخوانید!

 
ارسال به دوستان
captcha
پاسخ ظریف به ترامپ: ایران همیشه آماده دیپلماسی است اما هرگز ایرانی‌ها را تهدید نکن محیط زیست: کاهش تراز آب، جدی‌ترین تهدید زیست‌محیطی دریای خزر سفر رئیس جمهوری چین به آمریکا / استقبال ترامپ از شی در فرودگاه (عکس) / پرواز جنگنده ها و بمب افکن ها در مراسم استقبال / ایران در پرونده مذاکرات دو رهبر نیروی دریایی آمریکا: ۸ ملوان ناو «آبراهام لینکلن» در جریان جنگ، اقدام به خودکشی کرده اند شهرام قائدی بازیگر: ما را مجبور می‌کردند مافیا بازی کنیم، ناچار بودیم کشف سیاره عجیبی که معکوس می‌چرخد! حکم قاضی آمریکایی علیه ترامپ درباره تحریم رسانه ها رسانه‌های عراقی: مقر گروه‌‌های تروریستی ضد ایرانی در کردستان عراق، هدف قرار گرفته شد پزشکیان در دیدار با رئیس شورای اروپا: دخالت غرب در جنگ اخیر، امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار داد/ انتظار داریم در رفتار خود تجدید نظر کنید این کلیسا چطور یک محله را زیباتر کرده است (+تصاویر) پسر سفیر اسرائیل در واشنگتن در مرکز کرانه باختری به شدت زخمی شد ادعای بلومبرگ: قطعات حساس جنگنده اف-۳۵ توسط چین توقیف شد درخواست رئیس شورای اروپا از پزشکیان: با آژانس همکاری کنید شکار پهپاد با سلاح جدید روسی / سامانه «Zubr» چیست؟(+عکس) «خجسته خانم تاج‌الدوله، زن اول ناصرالدین شاه» در مقابل دوربین