کد خبر ۶۴۹۴۹
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۹ - ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - 12 February 2009
تحلیل فعال سیاسی اصولگرا
وي به کانديداتوري خاتمي، کروبي و احتمال حضور موسوي اشاره کرد و گفت: هيچ کدام از اين سه نفر، جزو نيروهاي دست چندم اصلاح طلبان نيستند بلکه اگر نيک بنگريم بايد اذعان کنيم که اين ها "ژنرال" هاي اين جبهه اند که در نهايت هم يکي شان براي انتخابات خواهد ماند.
عصرايران - اولین و آخرین گزينه منطقی اصولگرايان ، اجماع بر روي رئيس جمهور کنوني است.
يک عضو جبهه اصولگرايان در تحليل وضعيت سياسي و آرايش جناح ها در آوردگاه انتخابات دهم رياست جمهوري با اعلام اين مطلب گفت: در تمام انتخابات گذشته ، رئيس جمهور حاکم ، براي دور دوم نيز کانديدا شده و مورد حمايت جناح خويش قرار گرفته است ولو آنکه به عملکرد وي ، انتقاداتي هم وارد باشد.

وي که تمايلي به ذکر نامش نداشت ، در گفت و گو با خبرنگار عصرايران ، افزود: عدم اجماع يک جناح بر روي کانديداتوري رئيس جمهور هم جناحي خود ، بيش از هر چيز ، حامل اين پيام سياسي به رأي دهندگان است که "جريان ما در چهار سال گذشته ناموفق بوده و ما هم به اين مساله اذعان داريم" .

وي افزود: مردم نيز با دريافت اين پيام ، اين سوال به ذهن شان متبادر مي شود که چه تضميني وجود دارد که اين جريان با کانديداي جديد بتواند موفق عمل کند و چون در عمل هيچ تضميني وجود ندارد ،  به کانديدا يا کانديداهاي ديگر اين جريان هم رأي نخواهند داد؛ لذا عبور از رئيس جمهور حاکم و تمرکز بر روي فردي ديگر ، به معناي انتحار سياسي است و اين مساله آن قدر جدي است که حتي اگر رئيس جمهور کنوني هم ، از کانديداتوري صرفنظر کند، باز هم کانديداي جايگزين اش ، موفق به کسب اعتماد عمومي نخواهد شد.

وي در ادامه به تشريح دلايلي که اصولگرايان را ناگزير از اجماع بر روي احمدي نژاد مي کند ، پرداخت و گفت: بسياري از مردم ، به ويژه در بين توده ها ، به کسي رأي مي دهند که "معروف تر" باشد ولو آن که افراد نخبه تر و کارآمدتر در ميان کانديداها وجود داشته باشند.
لذا فارغ از اين که چنين وضعيتي مطلوب است يا مذموم ، رئاليسم انتخاباتي به ما حکم مي کند که از اين قاعده نانوشته، بهره برداري کنيم و معروف ترين چهره اصولگرا را وارد ميدان کنيم ، همان طور که رقيب با خاتمي که معروف ترين -و نه کارآمدترین- شان  است ، به ميدان آمده است.

وي پرسيد: کساني که شعار عبور از احمدي نژاد را سر مي دهند ، انصافاً پاسخ دهند چه کسي در اردوگاه اصولگرايان ، بين عامه مردم ، شناخته شده تر از احمدي نژادي است که تا دورترين شهرها و بخش ها و روستاها هم رفته و با ميليون ها شهروند از خراسان گرفته تا خوزستان و از آذربايجان گرفته تا سيستان و بلوچستان ، چهره به چهره سخن گفته و پاي درد دل بسياري ازآنها نشسته است؟آيا عقل سياسي مي پذيرد که در يک رقابت سنگين انتخاباتي ، اين پتانسيل عظيم ناديده گرفته شود؟

این تحلیلگر اصولگرا افزود: احمدی نژاد در انتخابات گذشته که فقط تهرانی ها او را از نزدیک می شناختند ، نزدیک 5 میلیون "رأی فردی" در دور اول آورد و در یک دو-دوتا،چهارتای منطقی می توان گفت که آرای فردی او در این دوره ، از 10 میلیون هم بالاتر است و اگر اجماع اصولگرایان بر روی او محقق شود ، حتماً می تواند خاتمی را پشت سر بگذارد همان طور که از سد هاشمی هم گذشت و مگر خاتمی بزرگ تر و قوی تر از هاشمی رفسنجانی است؟

وي در ادامه به کانديداتوري خاتمي ،کروبي و احتمال حضور موسوي اشاره کرد وگفت: هيچ کدام از اين سه نفر، جزو نيروهاي دست چندم اصلاح طلبان نيستند بلکه اگر نيک بنگريم بايد اذعان کنيم که اين ها "ژنرال" هاي اين جبهه اند که در نهايت هم يکي شان براي انتخابات خواهد ماند.
بنابراين وقتي طرف مقابل با ژنرال هاي قدرتمندش مي آيد ، ما نبايد افسران جزء را به ميدان بفرستيم که نتيجه اش شکست است.

وي افزود: نگاهي به افراد جبهه اصولگرايان بيندازيد! کدامشان مي تواند جلوي اين سه نفر به ويژه خاتمي و موسوي ، دوام و رأي بياورد؟ پاسخ بديهي است ، تنها کسي که ياراي مقابله دارد ، شخص احمدي نژاد است و الا قاليباف و لاريجاني و رضايي و پور محمدي و باهنر و حداد و افراد ديگر که احترامشان هم بر ما واجب است ، حتماً در اين نبرد سنگين مي بازند.

وي به چهره هاي اصولگرا توصيه کرد توان کانديداتوري خود را مصروف انتخابات يازدهم کنند که ناگزير احمدي نژاد نمي تواند کانديدا شود:«نبايد که همه مهره هايمان را در اين انتخابات رو کنيم و تبديل به مهره سوخته شان نماييم. ما يک رقابت جدي هم در سال 1392 خواهيم داشت.»

اين فعال سياسي اصولگرا در ادامه به روي کار آمدن اوباما در آمريکا و برنده شده تندروها در انتخابات اسرائيل اشاره کرد و گفت: کساني که مي گفتند چون در آمريکا اوباماي دمکرات بر سر کار آمده ، در ايران نيز بايد يک ميانه روي اصلاح طلب رئيس جمهور شود تا پاسخ انتخابات آمريکا داده شود ، جواب دهند که اگر چنين تحليلي درست است ، چرا در اسرائيل که متحد و دوست نزديک آمريکاست ، چنين رويکردي در هماهنگی با کاخ سفيد اتخاذ نشد؟ اگر بنا بر پيروي جهان از انتخابات ايالات متحده باشد - که بنا نيست - بايد نزديک ترين دوست آمريکا در اين عرصه پيشقدم مي شد که ديديم نشد.
وانگهي ، اگر قرار باشد ايران و آمريکا پس از سه دهه ، سروساماني به روابط خود بدهند ، اين کار به دو دليل از دولت احمدي نژاد بر مي آيد و لاغیر: اول آن که لابی های داخلی اين جرأت وجسارت را ندارند که کارشکني کنند که البته علتش نيز مي تواند اطمينان شان به اين باشد که احمدي نژاد خيانت نمي کند.
ثانياً ديپلماسي دولت احمدي نژاد نشان داده که هرگز دچار عرضه "وادادگي" نيست و از موضع قدرت وارد مذاکره مي شود واين امر ، باعث کاهش سطح مطالبات و انتظارات طرف آمريکايي مي شود زيرا مي داند که در اجاق دولت اصولگرايان ،آشي براي آنها پخته نخواهد شد ، بنابراين مطالبه آش (کنايه از امتيازات نامتعارف) نمي کند ، اما برخي ها اگر بر سر کار باشند ، موضوع چانه زني ، ميزان روغن روي آش خواهد بود که کم باشد يا زياد؟!

وي به برخي انتقادات که گفته مي شود در دولت قبلي عليه ايران ، قطعنامه صادر نشد ولي در دولت نهم ، چهار قطعنامه و بيانيه در شوراي امنيت عليه کشورمان صادر کردند، گفت: اگر تعصبات را کنار بگذاريم ، جواب اين سوال بسيار ساده است ؛ در دولت قبلي ، تاسيسات هسته اي مان از جمله سانتريفيوژهايمان مهر وموم شده بودند و خيال آمريکايي ها راحت بود ، بنابراين ،چه نيازي داشتند به صدور قطعنامه؟آيا مي خواستند قطعنامه صادر و قفل هاي زده شده بر درهاي نطنز و ساير تاسيسات اتمي مان را محکوم کنند؟! آنها با قطعنامه هاي بعدي خود ، در تلاش بودند که ايران را به همان جاي قبلي که در دولت پيش در آن بوديم برگردانند.
 
وی درباره برنامه های اقتصادی احمدی نژاد نیز ضمن اذعان به وجود نارسایی های جدی در این خصوص گفت: هیچ کس نمی تواند برنامه های کلان اقتصادی اش را در 4 سال به سرانجام برساند و به همین دلیل دور دوم ریاست جمهوری پیش بینی شده است و احمدی نژاد هم از این قاعده مستثنی نیست ،همان طور که هاشمی مستثنی نبود و در دور اول ریاست جمهوری اش تورم به نزدیک 60 درصد هم رسید که در تاریخ ایران بی سابقه بود ولی با برنامه های بعدی اش در دور دوم توانست ثبات نسبی به اقتصاد دهد.
احمدی نژاد نیز بزرگترین برنامه اقتصادی اش را برای دور دوم ریاست جمهوری اش طراحی کرده است. البته او می توانست در همین دوره نیز طرح تحول اقتصادی را اجرا کند ولی از آنجا که این طرح ، یک "جراحی بی سابقه در تاریخ اقتصاد کشور" است - که بر اصل لزوم آن همه اقتصاددانان تاکید دارند- لازم بود با یک شیب ملایم به سمت آن برویم که این حرکت ، همچنان ادامه دارد و امیدواریم این جراحی "غیرقابل اجتناب و هر چند دردناک" در سال آینده آغاز شود تا پس از مدتی ، اثرات آن در زندگی دراز مدت ایرانیان در تمام نسل ها دیده شود.

این چهره سیاسی اصولگرایان در پایان ، دورنمای چهار سال آینده در صورت ریاست جمهوری احمدی نژاد را چنین توصیف کرد: با اجماع اصولگرایان بر احمدی نژاد و تمدید ریاست جمهوری او ، در سال 1392 وقتی احمدی نژاد ریاست جمهوری را به یازدهمین رئیس جمهور ایران تحویل می دهد فهرست وار شاهد این وضعیت خواهیم بود: تثبیت انرژی هسته ای ، بهبود روابط با دنیا به ویژه تنش زدایی عزت مدارانه با آمریکا ، گذر از جراحی اقتصاد ایران و آغاز ثبات اقتصادی دائمی ، تثبیت دستاوردهای علمی به ویژه در عرصه های استراتژیکی چون هوا-فضا ، تقویت گفتمان ارزشی و نهایتاً آرامش و ثبات سیاسی داخلی.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری