کد خبر ۶۵۴۲۲۵

اس ام اس تبریک فصل زمستان (2)

اس ام اس زمستان

 

خوش آمدی زمستان! اگرچه سپیده دم های تو و نفس های سرد زمستانی ات من را سست و تنبل می کند اما من هنوز عاشقت هستم

______________________________

آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم …

______________________________

زمستان برای کسانی که هیچ خاطرات گرمی ندارند، حتما سرد است

______________________________

اینجا بسیار گرم است و من نمی توانم توضیح دهم که چطور چنین چیزی ممکن است. عمیقا به چهره ات خیره می شوم و احساس گرما همه وجودم را فرا می گیرد …. بالاخره کشف کردم که چرا چنین احساسی دارم. حضور تو گرمای من است حتی در طول زمستان … دوستت دارم

______________________________

پروانه پر پر زد،صدای پر زدنش را هیچکس نشنید،جز هوای سردی که پاییز را بدرقه می کرد و سر سبزی کم حالی که در حال پوشیدن رخت سپید زمستان بود.تنها ماوای مسکوت پروانه گوشه دنجی از یاد پاییز بود که ساعتها با آن مکان انس گرفته بود.هر وقت نگاهم به نگاهش گره می خورد با من از هراس سرمای زمستان می گفت،او می گفت:من اینجا می مانم با بالهای پروازم تا زمستان از پنجره پاییز عبور کند،به محض رسیدن صدای پای بهار با او خواهم رفت.

______________________________

دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند

______________________________

بیرون هوا بسیار سرد است اما با ایستادن در مقابل تو، احساسی شبیه در بهشت بودن به من می دهد. من احساس می کنم به فرشته های عالم بالا پیوسته ام. دوستت دارم عزیزم!

______________________________

خیلی خوشحالم که با تو ملاقات کرده ام عشقم! این زمستان برای تو به عنوان یاد آور خواهد بود که به یادت بیاورد که من همیشه تو را دوست خواهم داشت و حتی بعد از این فصل، عشق من نسبت تو همچنان پابرجا خواهد ماند.

______________________________

اولین برف زمستانی تنها یک رویداد نیست بلکه یک اتفاق جادویی است. تو به رختخواب می روی و در جهانی کاملا متفاوت از خواب بیدار می شوی

______________________________

زمستان در راه است و پاییز در حال گذر، پس دیگر نمی توانیم روی نیمکت بنشینیم تا برگ ها عاشقانه روی زمین ببارند و در گوشم از عشق بنوایی چرا که زمستان در راه است طوفانش را دیدم طوفانی که تو را از من گرفت هر چه فریاد زدم صدایی شنیده نشد گمانم صدایی از اعماق وجودم بود شنیدنی نبود دیدنی بود شعله ای که در زمستان و در اعماق وجودم خاموش شد اما دریغا که جای سوختگی آن باقی است این فریاد بی صدا دیدنی است و این شعله ی خاموش شده شنیدنی است.

______________________________

بیرون بسیار سرد است اما من اینجا در خودم احساس گرمای زیادی می کنم. نوعی گرما که پوستم را فرا گرفته، این حسی است که هر زمان که به تو فکر می کنم به من دست می دهد. تو احساس گرمایی هستی که بدن یخ زده من را گرم می کند

______________________________

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
می توان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای توام

______________________________

عشق یعنی امید، یعنی طراوت باران، یعنی سفیدی برف، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !

______________________________

به بوسه هایت قسم

زمستان سردی در راه است

کمی جلوتر بیا

شراب لبانت را می خواهم

می گویند وقتی مست باشی

زمستان چله ی تابستان است…..!

______________________________

من در شگفتم که آیا برف به درختان و مزارع عشق می ورزد که این چنین آن ها را به آرامی می بوسد؟ و سپس آن ها را چنین آسوده و در امنیت با لحاف سفیدی می پوشاند و شاید می گوید:”بخوابید، عزیزانم، تا تابستان دوباره بیاید.”

______________________________

زمستان زمانی برای آسودن است، برای غذای خوب و گرما، برای لمس دستی دوستانه و صحبت کردن در کنار آتش

______________________________

زمستان در راه است،می بینمت،کم کم به بغض های ساعتی قلبم نزدیک می شوی،حرم نفس هایت را استشمام میکنم،آغوش بی دریغت را حس میکنم، من را در آغوش میکشی اما بندت را نمی توانم لمس کنم صورتت را نمی توانم نوازش کنم، تو را در کوچه ها ی تاریک قلبم نمی بینم، تو را نمی بینم، تو در کنارمی اما من فقط زمستان را می بینم….

______________________________

زمستان در راه است
زیر و رو می بافم تمام این روزهای پاییزی را
قطرات باران را
برگ ریزان ها را
مه و رد و برق را
ابرهای سیاه را
خنده ها ” اشک ها”دلتنگی ها را
تمام اتاقم پر از کاموا های زندگی ست
باد و رقص پرده ها را
شعله های خاموش و روشن شمع ها را
همه را می بافم و می بافم و می بافم
شال گردن و دستکش ها و جوراب های پاییزی ام
پلیور های غمگین
همه و همه را برای خدا می بافم
با دست های خسته می بافم و میبافم

_______________________________

برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.

پاکی آوردی – ای امید سپید!-
همه آلوده گی ست این ایام.

راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.

مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموار جای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!

تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کاتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع برگرفته ایم از کام …
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام!

______________________________

زمستان
فصل با طراوت
وزیبای است
کم تر از بهار نیست.
فصل سرد و ساده
با چهره ی گشاده
فصل مهربانی
با انگیزه ی سرشار.
ما سردی های زمستان را
با نفس های گرم تو
بهار خواهیم کرد…
زمستان فصل خواهش است
فصل جوشش است
کم تر از بهار نیست. …

______________________________


مخور غم چون به پایان روزگار انتظار اید
رود سرمای دی اندم که هنگام بهار اید
خزان بر تخت یغما چند روزی بیش ننشیند
صبا با جیش نوروزی و لطف بی شمار اید

______________________________


ای برف که رحمت خدا باد به تو
کی داد چنین شیطنتی یاد به تو؟
در موسم دی به ما کنی جلوه گری
در تیر ولی زحال ما بی خبری
با ماه محرم تو تبانی کردی
پنهان ز من و ما و فلانی کردی
دست و رُخ و پای ما در این فصل عزا
از شدت سرما شده چون جامۀ ما

______________________________


کوچه ها را بادانه های برف
آذین می بندد
زمستاني سرد سرد
حجم سرما!

ضربان قلب هوا را میشمارد

ومن به دری تکیه داده ام

که زنگوله های یخ

آنرا پوششی دوباره داده اند
آیا برای دوباره روییدن

بهار می آید؟؟؟ …

______________________________


به که گویم که تو منزلگه چشمان منی به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من به که گویم که تو باران زمستان منی

______________________________

در این روزهای برفی آیا برای گنجشکان دانه ای ریخته ای ؟

پرنده دل من نیز ، دیر زمانیست که در برف گیر افتاده . . .

______________________________

پیام تبریک آغاز زمستان

زمستان سرد بر تن نیمه جانم

جولان می دهد
شب با سیاهی خود

درد سوزناکش را افزون میکند
زمستان یادآور روزهای سخت

زمستان سرآغاز عشقیست
که …

مرا برد با خود به دنیای دگر
آه . . .

هر دم از درد فزونش
لال میشوم …

لال میشوم و بی صدا

در میان همهمه گفته هایم
این زمستان سرد و بی روح

در سوزناکش رابه جای
خواهد گذاشت بر تن نیمه جانم

______________________________

اس ام اس مخصوص روزای برفی و زمستان

طلسمم کرده ای آری شبیه آدمک برفي
پراز فریاد تکراری شبیه آدمک برفي

مراازنو تراشیدی ز جنس سرد برف و بعد
نمودی پرده برداری شبیه آدمک برفي

سرش ازمن تنش ازمن نگاه برفي اش از تو
میان چار دیواری شبیه آدمک برفي

وجودم برف باریدو زمستان حضورم را
نگفتی دوستم داری شبیه آدمک برفي

وطفلی کودک قلبم زکامی سخت میگیرد
تو از گرمای بیزاری شبیه آدمک برفي

دلم تنهاست مثل تو دلم اینجاست مثل تو
ودراین آخر کاری شبیه آدمک برفي …

اس ام اس در مورد برف و زمستان | پیام تبریک آغاز زمستان

پیام تبریک آغاز زمستان

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
کسي سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
که ره تاريک و لغزان است
وگر دست محبت سوي کسي يازي
به کراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است

نفس ، کز گرمگاه سينه مي ايد برون ، ابري شود تاريک
چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک ؟

مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چرکين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است … اي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي

منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم

حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه مي گويي که بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است

و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسکلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است. . . .

مهدی اخوان ثالث

______________________________

اس ام اس روزهای هوای سرد و برفی زمستان

تو را ساختم با اون برفا ، آدم برفي
تو اون شب اومدي دنيا ، آدم برفي

شبي كه عمرش از هر شب دراز تر بود
به او شب ما مي گيم ، يلدا ، آدم برفي

يه جورايي من و تو عين هم هستيم
توام تنها ، منم تنها ، آدم برفي

من عاشق بودم و خواستم پناهم شي
توام عاشق بودي اما ، آدم برفي

همه انگار پي اونن كه كم دارن
تو بودي عاشق گرما ، آدم برفي

منم از عشقم و اسمش واست گفتم
نوشتم با دسام زيبا ، آدم برفي

تو خنديدي و گفتي ، قلبت از يخ نيست
تو عاشق بودي عين ما ، آدم برفي

تو گفتي كه براش مي ميري و مردي
آره مردي همون فردا ، آدم برفي

ديگه يخ سمبل قلباي سنگي نيست
سفيدي داشتي و سرما ، آدم برفي

تو آفتاب و مي خواستي تا دراومد اون
واسش مردي ، چه قدر زيبا ، آدم برفي

نمي ساختم تو رو اي كاش واسه بازي
تو يه پروانه اي حالا ، آدم برفي

چه آروم آب شدي ، بي سر و صدا رفتي
بدون پچ پچ و غوغا ، آدم برفي

كسي راز تو رو هرگز نمي فهمه
چه قدر عاشق ، چه قدر رسوا ، آدم برفي

من اما با اجازت مي نويسم كه
تو روحت رفته به دريا ، آدم برفي

تو روحت هر سحر خورشيد و مي بينه
مي بينيش از همون بالا ، آدم برفي

ببخشيد كه واسه بازي تو را ساختم
قرار ما شب يلدا ، آدم برفي

______________________________

اس ام اس مخصوص روزای برفی و زمستان

زمستان

همین است که هست

حالا در این باغچه
حتی

دلتنگی هم

نمی روید!

______________________________

اس ام اس در مورد برف و زمستان

این وقت شب انگار

کسی دارد دانه دانه دلتنگیهایش را

لای برفها می کارد …

______________________________

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری،
آرزو میکنم هر روز زمین بخورم!
کاش تابستانها هم برفی بود !

______________________________

اس ام اس روزهای برفی و زمستان
دستی که به انتظار دستانی بود
چشمی که نیازش لب خندانی بود
بیچاره ترین گدای این شهری که…
در پیرهنم عجب زمستاني بود

ارسال به تلگرام
برچسب ها: اس ام اس زمستان
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری