فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۷۸۸۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۳۰-۱۲-۱۳۸۷
کد ۶۷۸۸۰
انتشار: ۱۰:۳۸ - ۳۰-۱۲-۱۳۸۷

عيد با خاطره تخريبچي هاي جنگ

عصر ایران
آن روزها زير آن باران امکان خانه تکاني يا سنگر تکاني پيدا نشد اما دعاي تحويل سال را خوانديم و طبق معمول عيد، سکه تبرکي امام را گرفتيم.

مهر: اسفند که به ميان راه مي رسيد باد دلرباي خنکي در دشت بي انتهاي جنوب مي وزيد و از سرماي استخوان سوز شبهاي زمستان ديگر خبري نبود، اين باد پيغام بهار را با خود داشت.

 بهار و عيد نوروز را در آن سالهاي جنگ چندبار در دل طبيعت جنوب بودم. ايام بسيار دل انگيزي بود و طبيعت در زيباترين چهره رخ مي نمود. اسفند که به ميان راه مي رسيد باد دلرباي خنکي در دشت بي انتهاي جنوب مي وزيد و از سرماي استخوان سوز شبهاي زمستان ديگر خبري نبود. اين باد پيغام بهار را با خود داشت.

گاهي اين بادها باران را هم با خود مي آورد؛ از آن بارانهاي سيل آساي سنگين که تا به زمين جبهه ها مي رسيد آن را مثل چسب بر کف پوتين ها مي چسباند.

اما هيچ گله اي نبود، که هر چه از جلوه هاي طبيعت ديده مي شد زيباي زيبا بود. باد و باران را که گفتم. از پرنده هاي خوش صدا، سبزه هاي خيس روي زمين، عطر شبنم و در بعضي جاها بوي باروت...

روزهاي نزديک عيد سنگرها هم خانه تکاني مي شدند. خاک روي آن را کمي بيشتر مي کردند و مشمع تميزتر و سالم تري بر روي آن مي انداختند، پتوها را از کف نمناک سنگر در مي آوردند و تکاني مي دادند و خاک آن را مي گرفتند و اگر همت و حالي بود کف بعضي سنگرها را گودتر مي کردند و همه چيز را براي نشستن دور هم و خواندن دعاي تحويل سال آماده مي کردند.

وقتي «عمليات خيبر» از اوج خود فروکش کرد و ما از جزيره شمالي به مقر «جفير» آمديم در آستانه سال نو باران بسيار شديدي آمد که کف سنگرهاي ما که از زمين پايين تر بود تا نيم متر پر از آب شد و کاسه و قابلمه و وسايل داخل سنگر شناور در آب شدند.

آن روزها زير آن باران امکان خانه تکاني يا سنگر تکاني پيدا نشد اما دعاي تحويل سال را خوانديم و طبق معمول عيد، سکه تبرکي امام را گرفتيم.

گاهي سفره هفت سين هم رو به راه مي شد. هر گردان با آلات جنگي خود سفره اي ترتيب مي داد. وقت تحويل سال 1366 در اردوگاه شهداي تخريب در جاده آبادان، سفره بچه هاي تخريب سيم خاردار، سيمينوف ، مين سوسکي و سبدي و...بود و عکس شهدا را هم در ميان نمازخانه مي گذاشتيم و يادي از آنها مي کرديم که جان دادند تا بهاري ترين فصل ها و سالها نصيب ما ايراني ها شود.

آنها رفتند تا آبي ترين آسمان مال ما باشد. آنهايي که بال گشودند و به ما ياد دادند در سفره هاي دلمان با سکه دلخوش نباشيم. آن روز يکي از نيروها اين شعر را از يک شهيد خواند:

يک روز کبوتر سفيدي زيبا پرو بال خويش آراست  -  زان بعد وداع نمود با من پريد و ز دام برخاست

با نغمه خويش به من چنين گفت: پرواز در آسمان چه زيباست  - هر جا نظر افکني در اينجا ، آن نور زمين و آسمانهاست

ناگه نشده تمام حرفش ، صياد پليد تير زد راست - آن تير به بال و پاي او خورد ، بال و پر او به خون بياراست

ديگر نتوانم اين بگويم ، زان تير به دل چه نوحه برخاست - ديگر خبري از او ندارم ديگر اثري از او نه برجاست

آن يوسف گمشده کجا رفت کز چشم پدر دو جوي پيداست - گرگي بدريده يوسفم را يا در ته چاه آن يهوداست

در حبس عزيز باشد او يا در مصر رضاي حکمفرماست - در جنت عدن توست يا رب يا اينکه اسير چنگ اعداست

ارسال به دوستان
captcha
هرگز در این ۳ موقعیت، کروز کنترل خودرویتان را روشن نکنید! کره شمالی بزرگ‌ترین کشتی جنگی تاریخ خود به نام کلاس «چو هیون» را وارد خدمت کرد عکس یادگاری مظفرالدین شاه و همراهانش بالای پلکان تولید برق از باد / ایده عجیب هیوندای برای نجات خودروهای برقی ناپدیدشدن هواپیمای ترابری پاکستانی از صفحه رادار آیین رسمی استقبال از پیکر مطهر رهبر شهید در عراق برگزار شد سوئیس از جهنم پنالتی‌ها جان سالم به در برد؛ کلمبیا پس از ۱۲۰ دقیقه مقاومت، در ضربات پنالتی تسلیم شد چگونه لکه‌های شیشه خودرو را بدون خش انداختن پاک کنیم؟ اختاپوس‌ها از آینه برای یافتن طعمه‌هایی استفاده می‌کنند که دیده نمی‌شوند خلاصه بازی مصر و آرژانتین اگر آب دریا را روی یخ‌های قطبی بریزیم چه می‌شود؟ ۷ نشانه غافلگیرکننده که از جدایی قریب‌الوقوع خبر می‌دهند آرژانتین از دل مرگ برگشت؛ کامبک قهرمان در برابر مصری که مثل یک مدعی جنگید حملات آمریکا به جنوب ایران / انفجار در بندرعباس، قشم و سیریک هرمزگان جهش قیمت نفت پس از لغو مجوز فروش نفت ایران توسط آمریکا