کد خبر ۶۸۷۳۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۶ - ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - 04 April 2009
محمد باقر قالیباف

شهردار تهران با اشاره به اینکه "برای اداره بهینه کشور مدل و برنامه مدون دارم" تاکید کرد: حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.

دکتر محمد باقر قالیباف همزمان با "روز جمهوری اسلامی" به سوالات متعدد مهر در خصوص ارزیابی خود از روند تحقق اهداف انقلاب اسلامی ، مهمترین مسائل سیاسی روز و بویژه انتخابات دهم ریاست جمهوری پاسخ داد که متن کامل آن به جهت اهمیت دیدگاه های مطرح شده در پی می آید:

خبرگزاری مهر: امروز 12 فروردین 88 است و30 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی را سپری کرده ایم. تحلیل شما از این سه دهه و چگونگی تحقق اهداف والای انقلاب اسلامی چیست؟

قالیباف: اجازه بدهید در ابتدا درگذشت یار با وفای حضرت امام را به بیت شریف ایشان و همه ملت عزیزمان تسلیت بگویم.  معتقدم هرگز نباید از نقش موثر همسر مکرمه امام راحل در فرایند مبارزات امام تا پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن چشم پوشید و این وظیفه دستگاههای پژوهشی و فرهنگی است که حق ایشان و تاریخ انقلاب را در این زمینه ادا کنند.

اما در پاسخ به سوالتان باید بگویم «جمهوری اسلامی ایران» که اینک به شجره ای طیبه و الگویی الهام بخش و عزتمند در سراسر جهان تبدیل شده نتیجه ایمان و ایثار ملتی بزرگ ، فداکاری شهدا و ایثارگران ، راهبری پیوسته و داهیانه خمینی عزیز (ره) و سپس ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی است. این جایگاه افتخارآفرین ، همچنین میوه ایستادگی بر اصول متعالی از یکسو و مهارت استفاده از ظرفیت های شگرف فقه پویا و اصلاح روشها و نوآوری های مبتکرانه در تناسب با زمان و مکان از سوی دیگر بوده است.

اما فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی در سه دهه گذشته قابل بحث است. دهه اول دهه استقرار نظام سیاسی جدید ، دهه دوم دهه تثبیت و دهه سوم دهه پیشرفت و شکوفایی  بوده است ، اما به دلایلی که در جای خود قابل تحلیل است ، ظرفیت ها و فرصت های زیادی را بویژه در دهه سوم از دست دادیم. شاید نام گذاری دهه چهارم به «دهه پیشرفت و عدالت» از سوی رهبر معظم انقلاب به نوعی اهتمام به احیای این فرصت ها و ظرفیت هاست.

من ضمن آنکه دستاوردهای انقلاب را بسیار عظیم و با ارزش می بینم در جای خود نگاه آسیب شناسانه را هم لازم می دانم.

* در آن نگاه آسیب شناسانه تحقق شعارهای انقلاب در عرصه اجتماعی را چگونه می بینید؟

- فراموش نکنید که تحقق عملی شعارهای انقلاب هنوز هم مطالبه اصلی مردم از نظام است و اگر بحثی در زمینه میزان تحقق شعارها و اهداف انقلاب هست باید پاسخ آن را بیشتر در ارزیابی عملکرد ما مسئولین جستجو کرد تا مردم. بنده معتقدم دو گروه در خصوص این شعارها و آرمانها به انقلاب و به مردمی که صاحب آن هستند ، جفا کردند. گروه اول کسانی هستند که به دنبال تجدید نظر در شعارها و آرمانهای اولیه هستند و از بیان آنها و حتی ذکر سوابق انقلابی خود ابا دارند. در حالیکه این شعارها اصیل و تحقق آنها مطالبه مهم مردم است. گروه دوم نیز کسانی هستند که شعارهای انقلاب را سر می دهند اما بررسی گذشته و عملکرد فعلی آنها نشان می دهد که با ادعاهای بی عملشان ظلم مضاعفی به انقلاب می کنند.

باید پایبند به شعارها بود اما مهمتر از آن ، تحقق بخشیدن به آرمانها است. من خسارت عمل به آرمانها را چنانچه بدون بیان شعار باشد ، کمتر از تکرار شعارها بدون کارآمدی و صداقت می دانم.

* ریشه آفت ها و آسیب هایی که از آن سخن می گوئید را بیشتر فرهنگی می دانید یا سیاسی؟

-  ریشه این مشکلات را فرهنگ مدیریتی یا اندیشه راهبردی مدیران کشور می دانم. من چنانچه قبلا هم گفته ام نگران نفوذ و گسترش دو جریان فکری در فرهنگ مدیریتی کشور هستم. یکی رواج اباحه گرایی و نفی توانمندی انگاره های دینی در اداره امور مردم و دیگری قدرت یافتن جمود و تحجر ، عقل گریزی و تجربه ستیزی و چه بسا تلاش برای ارزش نمایاندن این رفتارها . عملکرد این دو طیف در مقاطع مختلف کار را به جایی رساند که از یک طرف عده ای از نخبگان عدم حضور دین در متن سیاست ها و مدیریت ها را تنها فرمول موفق حل مشکلات می دانستند و طیف دوم هم متاسفانه با عملکرد خود عده ای دیگر را به این نتیجه رساند که گویا دین نمی تواند در حل مشکلات و اداره جامعه کارآمد باشد.

بنابر این عملکرد هر دو طیف دارای نتیجه واحدی بوده و همانند دو لبه قیچی عمل می کنند. در حالیکه هدف اجتماعی جمهوری اسلامی تحقق «شهروند ارزشی و برخوردار» بوده که فرمول عملی آن نیز در قانون اساسی و ساختار تعریف شده برای اداره امور کشور بیان شده است. به هر حال زیبنده نیست که با این همه ظرفیت ها و امکانات ، هنوز نتوانسته ایم حیات طیبه را برای شهروند ارزشی و برخوردار به طور کامل محقق کنیم . این همان ایده «زندگی خوب برازنده هر ایرانی» است که در دوره قبل مطرح کردیم.

* گفتید که بیشتر دغدغه فرهنگ مدیریتی کشور را دارید و فاصله گرفتن آن با آرمانهای اصیل انقلاب توسط دو طیف مختلف اباحه گرا و متحجر را علت عدم تحقق کامل اهداف و شعارهای انقلاب می دانید. منظورتان از تاکید بر "اندیشه راهبردی مدیران کشور" چیست؟

- منظورم اصالت یافتن راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه»  بر افراد ، گروهها و مسئولیت ها است. یعنی اگر انقلاب اسلامی تحقق «شهروند ارزشی و برخوردار» را هدف خود قرار داده و بدنبال تامین زندگی خوب برای شهروندان است ، خدمت و اهتمام به حضور و رضایتمندی مردم را نیز راه  تحقق آن دانسته و لوازم آن را در قانون اساسی نیز پیش بینی کرده است.

به عبارتی خدمت نباید ابزاری برای کسب و توسعه قدرت باشد. بر اساس این اندیشه راهبردی ، مهم نیست که ما کجا و در چه پستی هستیم ، بلکه مهم این است که در هر موقعیتی که هستیم کار و خدمت صادقانه به مردم را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم و همه ظرفیت های موجود مادی ، معنوی و انسانی را با کارآمدی خردمندانه به سمتی هدایت کنیم که مردم احساس برخورداری و رضایت بیشتری بکنند.

در حقیقت ترجمه راهبردی بودن خدمت در اندیشه یک مدیر ، این است که دستیابی و یا استمرار قدرت به قیمت ضعیف تر شدن و یا نارضایتی مردم مشروعیت و مقبولیت ندارد. شاید بهترین کلام در این زمینه را شهید مظلوم دکتر بهشتی بیان کرده باشند که "ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت". این شیفتگی برای خدمت به مردم ، همان راهبردی بودن اندیشه خدمت در فرهنگ مدیریتی انقلاب اسلامی است که من بارها از آن تحت عنوان مدیریت جهادی و بسیجی یاد کرده ام. لذا اگر منحنی نقاط قوت و ضعف کارنامه انقلاب اسلامی ترسیم شود ، نقاط قوت فراوان عملکرد انقلاب قطعا در موقعیت هایی است که خدمت راهبرد اصلی مسئولان و متولیان بوده است.

* به مسائل سیاسی روز بپردازیم. به نظر شما کدامیک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانایی بیشتری برای تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟

- البته در نحوه طرح سوال اشتباهی رایج وجود دارد؛ چرا که هیچ یک از جریانهای موجود سیاسی به تنهایی قادر به تحقق آرمانها و شعارهای انقلاب نیستند.  پایایی انقلاب اسلامی نتیجه اصولگرایی و پویایی آن محصول اصلاح طلبی است. معتقدم درک مفهوم اصولگرایی و اصلاح طلبی برای مدیریت کشور دارای اهمیت راهبردی است و مهمترین شاخص های آن را می توان در فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب یافت. مرور مولفه های اصولگرایی و اصلاح طلبی از منظر ایشان اهمیت این تاکید معظم له که "راه صحیح ، اصولگرایی اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن می کند.

بر این اساس اصولگرایی جریانی مقابل هر یک از جریانهای سیاسی نیست و تقسیم بندی گروههای سیاسی به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جریانی که به مبانی انقلاب پایبند باشد ، هر نامی که داشته باشد یک اصولگرا است.

اصلاح طلبی نیز مهمترین مشخصه و ظرفیت پویای فقه اسلامی است. انقلاب اسلامی خود یک حرکت اصلاحی بود و هر حرکتی که در جهت تحکیم پایه های انقلاب و اعمال قانون اساسی مترقی و مدرن ما انجام شود بی شک یک حرکت اصلاحی است. لذا هر کاری که ار لحاظ علمی ، عملی ، دینی ، اخلاقی ، اجتماعی و سیاسی در جهت پیشرفت مردم باشد یک حرکت اصلاحی است که مردم از آن استقبال می کنند.

مهمترین شاخص های اصولگرایی ایمان به هویت اسلامی ، ولایت پذیری ، عدالت طلبی ، آزادی خواهی و آزاد اندیشی ، حفظ استقلال همه جانبه کشور ، تقویت روح خود باوری و اعتماد به نفس ملی، شکوفایی اقتصادی و رسیدگی به رفاه و زندگی مردم است.

مهمترین شاخص های اصلاح طلبی هم ایمان و التزام عملی به همه اصول قانون اساسی ، نوآوری و ابتکار در جهت تحکیم و تعمیق و تقویت آن ، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعیض، پرهیز از افراط و تفریط در همه زمینه ها ، استفاده از ظرفیت و توانمندی طیف های مختلف فکری معتقد به مبانی انقلاب و نیروهای کارامد برای اداره امور کشور است. بنابر این تبعیت از ولی فقیه بر مبنای شرع و قانون اساسی ضرورت اصولگرایی و اصلاح طلبی است.

لذا باور ما این است که آنچه مقتضای اصولگرایی اصلاح طلبانه و یا اصلاح طلبی اصولگرایانه است ؛ تداوم اندیشه ها و آرمانهای حضرت امام (ره) ، پیروی عملی از مجموعه فرامین رهبر معظم انقلاب ، قانون پذیری و تکیه بر خرد جمعی در اداره امور است. رویکردی که ظرفیت های لازم و کافی برای بقا ، بالندگی و تعالی جامعه و توسعه پایدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نیازها و آرمانهای اصیل نسل های ایران اسلامی را تامین نماید.

همچنین ما باید بتوانیم از تمام تجربه های غیر منافی با عقل و شرع برای اداره خوب جامعه استفاده کنیم چرا که در ستیز بودن با تجربه های مثبت دیگران عقلانی نیست.

* در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم. تحلیل شما از شرایط این انتخابات و الزامات آن چیست؟

- در برهه حساس دیگری هستیم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب ، دهه «پیشرفت و عدالت» ، شرایط مختلف داخلی و پیرامونی همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات ریاست جمهوری به عنوان مهمترین شاخص اداره امور کشور به اتکاء آرای عمومی در پیش است و طبعا مهمترین وظیفه همگانی حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامی ، تحقق آرمانهای امام راحل (ره) و پیروی از کلیه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثری و آگاهانه و آزادانه مردم برای انتخاب است.

از سوی دیگر احترام و التزام به خواست مردم تکلیفی شرعی و وظیفه ای قانونی است. چرا که «انتخاب» هدیه انقلاب اسلامی به ملت ایران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسی انتخاب یک «حق خداداد» برای مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش خواسته است.

در نگاهی کلی بر این باورم که مهمتر از حضور افراد و جریانهای سیاسی در صحنه رقابت و کسب قدرت ، پایداری نظام جمهوری اسلامی ، همبستگی ملی و اصل مشارکت عمومی است. نکته ای که دشمن آن را هدف گرفته و هوشیاری کلیه دلسوزان را ضروری می سازد.

* با توجه به انتساب شما به جریان اصولگرایی و مطرح شدنتان به عنوان یکی از مهمترین کاندیداهای انتخابات آینده ، وضعیت رقابتی را چگونه ارزیابی می کنید؟

- تاکید می کنم با تعریفی که رهبر معظم انقلاب از اصولگرایی و اصلاح طلبی دارند ، تلاش می کنم اصولگرایی اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه» باشم .

بدیهی است که خود محوری و به انحصار طلبیدن جریان گسترده اصولگرایی گام زدن در جهت مخالف این جبهه است. مهمترین آفت اصولگرایی نگاه فصلی ، ابزاری و انحصار طلبانه به آن است و هیچ اصولگرایی مصلحت جمعی را فدای سلیقه فردی نمی کند.

از نظر من اصولگرایی واقعی محیطی پرنشاط برای رقابتی تمام عیار و سالم است. رقابت سلیقه های مدیریتی نه اختلاف ، بلکه زمینه ساز پایداری اقبال مردم به اصولگرایی است و لذا رو در رو قرار دادن چهره های اصولگرا جهت گیری به سمت خواست جریانهای غیر ارزشی و غیر مردمی است.

همچنین از بین بردن اعتماد مردم به نیروهای امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفیت مدیریتی نخبگان توانمند و وفادار به نظام ، آنهم با انگ و تخریب ، در نقطه مقابل «پیشرفت و عدالت» و اصولگرایی است. حمایت و تقویت ارکان نظام و دولت جمهوری اسلامی نیز وظیفه ای شرعی و همگانی است اما  نباید تفاوت مشی ، روش و نظر را مخالفت وانمود و یا از آن ابزار تفرقه ساخت.

* با توجه به مطالب مختلفی که در خصوص کاندیداتوری جنابعالی مطرح می شود صریحا بفرمائید آیا باید نام محمد باقر قالیباف را در فهرست قطعی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آینده نوشت یا خیر؟

- با توضیحاتی که دادم جواب شما روشن است. بنده هیچگاه داوطلب مقام و مسئولیت نبوده ام و همواره بر اساس وظیفه عمل کرده ام. کارنامه عملکردم نیز در پیشگاه ملت شریف ایران روشن است. لذا اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم ، اما حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.

من می خواهم یکبار دیگر مانند دوران دفاع مقدس و به یاد دوستان و همرزمان شهیدی نظیر شهید باکری ، شهید خرازی ، شهید کاوه و شهید کاظمی ثابت کنم که فرزندان امام و انقلاب شیفته خدمتند نه تشنه قدرت. و تنها موقعی زیر بار سنگین مسئولیت می روند که راه دیگری برای ادای دین خود نداشته باشند.

فقط  امیدوارم کسانی که در برابر تلاش شهرداری تهران برای خدمت بیشتر و بهتر به شهروندان به اتهام انتخاباتی بودن مقاومت می کردند ،  پاسخ خود را گرفته باشند.

* بدین ترتیب شما پاسخ سوالات بی شمار دیگری را هم دادید و فقط ما می توانیم بپرسیم که مهمترین برنامه شهرداری تهران برای آینده چیست؟

-  در یک کلام گفتم : « خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه ». ضمن ادامه روند پر شتاب فعالیت های جاری ، در چهارچوب ارزش گرایی ، عقلانیت ، اعتدال و کارآمدی برنامه های مفصل دیگری نیز داریم که جزئیات آن ان شاء الله به تدریج بیان خواهد شد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری