کد خبر ۷۱۵۹۶۵
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۸ - ۰۸ اسفند ۱۳۹۸ - 27 February 2020
حال که در هر عرصه ای، سخن از ویروس کروناست و محدود به پزشکی و سیاست، رسانه و اقتصاد و جامعه و مدیریت نمانده، سری به یک غزل و یک مثنوی از مولانا هم بزنیم، خالی از لطف نیست!

 عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در این 10 روز که از ورود میهمان ناخوانده و نامرئی (ویروس کرونا) به ایران یا کشف یا افشای حضورشوم آن می‌گذرد، شئون و دستگاه‌های مختلف جامعه درگیر آن شده‌اند و از هر منظر بدان پرداخته شده و در سطح پزشکی و بهداشت عمومی که مرتبط‌ترین حوزه است، محدود نمانده است.

در حوزۀ سیاست، مردان دولت و حکومت درگیر آن هستند. در عرصۀ اقتصاد، کسب و کارها تأثیر پذیرفته و بیم‌ناک زیان در آستانۀ فروش مورد انتظار در آستانۀ عید نوروزند. در حیطۀ مذهب و به خاطر آن که ماجرا از قم شروع شده و بر سر بستن یا نبستن حرم‌ها بحث درگرفته است.

صنعت گردش‌گری ضربه خورده است و مورخین به صحنه آمده و روایت ماجراهای مشابه در 100 سال پیش در ایران را بازمی گویند که از کرونا نشانی نبود اما آنفلوآنزا قربانی می‌گرفت و رییس سازمان نظام روان‌شناسی هم از آمادگی روان‌شناسان برای کنترل اضطراب کرونا خبر داده است و خلاصه عرصه‌ای نیست که ربطی به این داستان پیدا نکند و کرونا هم تمام شود این قصه از حیث اشارات و تمثیلات ادامه دارد.

شایعات هم رواج یافته و روح طنز ایرانی نیز شیطنت می‌کند. در این میان اما انگار جای ادبیات، خالی است و شاید بپرسید ویروس کرونا را با ذوقیات چه کار؟

برای آن‌که هم دربارۀ شیوع ویروس کرونا نوشته باشم و هم با گفته‌ها و نوشته‌های دیگر در این روزها متفاوت باشد از زاویه‌ای دیگر نگاه می کنیم و سری به مولانا می‌زنیم!

این غزل مشهور مولانا جلال الدین محمد رومی بلخی را به احتمال زیاد شنیده و لذت برده‌اید:

بنمای رُخ که باغ و گلستانم آرزوست/ بُگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتابِ حُسن، برون آ، دَمی ز ابر / کان چهرۀ مشعشعِ تابانم آرزوست

بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز/ باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست

یعقوب وار، وااَسفا همی زنم/ دیدار خوبِ یوسف کنعانم آرزوست...

البته بعید است در این اوضاع و احوال مولانا بخواهد باغ و گلستان یا قند فراوان یا چهرۀ تابان، آرزو کند یا ساعد سلطان و یوسف کنعان.

آرزوی همگانی این است که این ویروس ناخوانده هر چه زودتر رخت بربندد و زحمت، کم کند و برای رفتن آن، تصمیم واحد و قاطعی برای مقابله اتخاذ شود و همه هم تبعیت کنند.

اگر قرار بر قرنطینه است یکی نگوید توطئه است و قبول نداریم و اگر قرار بر تعطیل است مشخص شود چه بازۀ زمانی و کجاها و اگر بازگشت به روال عادی با چه تضمینی و به چه قیمت؟

پس، از زبان مولانا و در قالب دل‌نشین او می‌توان گفت «تصمیم کلانم آرزوست» یا «تدبیر عیانم آرزوست» یا «تجهیز و امکانم آرزوست» یا در قبال عرضه کنندگان کالاهای مرتبط مانند ماسک و الکل و ژل‌های ضد عفونی کننده «انصاف و وجدانم آرزوست» و برای دل‌گرمی زنان و مردان سپید پوش، «سلامت و قوت پزشکان و پرستارانم آرزوست».

در دفتر اول مثنوی معنوی هم داستان مرد نحوی فرایاد می‌آید. داستان مردی اهل فضل و ادب و سخن‌وری و آشنا با صرف و نحو که در سفری دریایی مدام اطلاعات خود را به رخ ناخدا می‌کشید و می‌پرسید فلان قاعده یا صرف و نحو ( دستور زبان) را می‌دانی یا نه و طبعا پاسخ مرد دریا منفی بود و مسافر مدعی این گونه تحقیر می‌کرد و می‌گفت : نیمِ عمرت بر فناست! ناخدا البته شکیبایی به خرج می دهد.

تا جایی که کشتی گرفتار توفان و گرداب می شود و ناخدا یا کشتی‌بان می پرسد: شنا می‌دانی یا با فن شنا (و در زبان مولانا "آشنا")آشنا هستی و به زبان امروز « شنا بلدی؟» و مرد مدعی دست پاچه و مستأصل، می‌گوید: نه! شنا نمی ‌دانم و پاسخ می‌شنود: پس کُلّ عمرت بر فناست! در آن گرداب، مهارت شنا به کار می‌آمد نه ادعاهای لفظی.

غرض این است که کرونا نشان داده چقدر آسیب پذیریم و آنچه تصور می کنیم می دانیم در این فقره به کارمان نمی آید و شاید وقت آن باشد که در نوع آموزش علوم و مهارت ها تجدید نظر کنیم تا حداقل بدانیم چه باید بکنیم. واکسن و دارو کشف نشده اما برای مقابله با بحران باید آموزش دید زیرا مدار جهان بر امور واقعی و  عینی می‌گذرد و به صرف دانسته‌های ذهنی نمی‌توان مدعی بود.

آن یکی "نحوی" به کشتی در نشست
رو به کشتی‌بان، نهاد آن خودپرست

گفت: هیچ از "نحو" خواندی؟ گفت: لا
گفت: نیمِ عمرتو شد بر فنا!

دل‌شکسته گشت، کشتی‌بان ز تاب
لیک آن دَم کرد، خامُش از جواب

باد، کشتی را به گردابی فکند
گفت: کشتی بان، بدان نحوی بلند

هیچ دانی "آشنا" کردن؟ بگو
گفت: نی! ای خوش‌جوابِ خوب‌رو

گفت: کلِ عمرت ای نحوی فناست
زانکه کشتی غرق این گرداب هاست

"محو" می‌باید نه "نحو" اینجا بدان
گر تو محوی بی‌خطر در آب ران!

کرونا چشم جامعه ایران را به روی واقعیت‌های تازه ای باز کرده است. چونان مرد نحوی در دریا...

* تصویر مولانا، نقش پارسا پیروز‌فر بازیگر خوش سیما و توانای ایرانی در فیلمی که حسن فتحی در حال ساخت آن است (شمس و مولانا)

----------------------------------------------

بیشتر بخوانید:

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۸
غیر قابل انتشار: ۰
کامران کمیلی پور
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
3
32
بسیار عالی. فوق العاده.
ممنون که در این شرایط صفحه خود را به کلام نورانی مولانا متبرک کردید.
بی نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۲ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
1
29
24 ماه سربازی فقط شده وقت تلف کردن گشنه نگهداشتن سربازان وعلافی بهترین دوران عمر . اگر فقط 2ماه از این دوران به آموزش کمک های اولیه اخصاص بدهند کافی است
برخورد بابلایای طبیعی- کمک های اولیه- مددکار اجتماعی - حتی روش های ارتباط وصحبت کردن واداب برخورد ودیگران و....
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۱ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
32
کرونا چشم مردم ایران را باز نکرد ، بلکه چشمه لفاظی مسئولان را کور کرد ، آنقدر معطل کردند که مجبور شدند به جای مبتلایان ، متوفیان را بشمارند ،
حال هم برای توجیه شکست خود ، این ویروس را بی خطر می دانند ، تلوزیون از کارشناسانی دعوت می کند که بگویند این بیماری مهم نیست ،
اما مردم پرستار جوانی را می بینند که بدون امکانات بهداشتی در بیمارستان درگذشت ،

مردم کشور صنعتی ایتالیا را می بینند که شهرهای خود را قرنطینه کرده اما مسئولان ما دلشان نمی آید ،
مردم ، ژاپن را می بینند که از احتمال لغو المپیک می گوید اما مسئولان فوتبال ما مصرند که به این لیگ بی نتیجه ادامه دهند .
کرونا سنگ عیار امروز ماست
عصر ایران البته کشورهای مختلف را درگیر کرده و مختص ایران نیست و نوع مواجهه هم در همه جا یکسان نیست.
رضا
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
19
ممنون. آقای خدیر. انتظار داشتم متفاوت و خاص بنویسید. همینطور هم شد. مثال مرد نحوی هم خیلی جالب و بجا بود. همون که نوشتین. امور جهان بر مدار واقعیت های عینی می گرده و دانسته های ذهنی کافی نیست.
هومن
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
1
21
تو مثالی که آوردین اون مرد مدعی همون پرگوهایی اند که 12 ماه سال تو تلویزیون حرف میزنن ولی تو قضیه کرونا هنگ کردن و حرفی برای گفتن ندارن. مرد کشتی بان هم توسعه باورهایی اند که این همه سال زبون شون مو درآورد که باید با دنیا رابطه داشته باشیم و خرجای بیخود نکنین. بهنترین و هوشمندانه ترین مقاله ای بود که خوندم.زنده باشین. واقعن هنرمندین.
حسن
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۲۵ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
12
آقا مهرداد دستت درد نكنه هميشه سالم و سرزنده باشي ، حال دادي عالي بود.
huh
Australia
۱۵:۵۵ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
8
2
این برای پیشگیریست.
اگر شما هرروز صبح قبل از صبحانه باشکم خالی آب بمقدار زیاد بنوشید
من قول میدهم که ویروس هیچوقت بسراغ شما نیاید.
سعادت
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۵ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
6
ممنون. بابت یادی از مولانا. حالا که صحبت عقلانیت است بنده هم یک سوال از خیلی وقت پیش برایم مانده. چرا عصرایران نظرهای مخالفی را که ذیل مقاله های تحلیلی با تحلیلی عمیقتر از این سایت ارائه می شوند منعکس نمی کند؟
علیرضا
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
11
4
خیلی بی ربط نوشتید...
پاسخ ها
علی
| Iran, Islamic Republic of |
۲۱:۰۷- ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
به نکته مهمی اما خیلی با ظزافت و مهارت اشاره کرده ولی نگرفتی علیرضا جان. نگرفتی!!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۵ - ۱۳۹۸/۱۲/۰۸
0
9
بسیار عالی
پربازدید ها
علم و فناوری