فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۶۷۸۴۷
تاریخ انتشار: ۱۵:۲۸ - ۰۹-۱۱-۱۳۹۹
کد ۷۶۷۸۴۷
انتشار: ۱۵:۲۸ - ۰۹-۱۱-۱۳۹۹

خاطرات جلاد رسمی مصر از اعدام 1070 محکوم

خاطرات جلاد رسمی مصر از اعدام 1070 محکوم
من افراد مشهوری از جمله شماری از جاسوس‌های اسرائیلی را اعدام کرده͏‌ام.

یک کارمند اجرای احکام در مصر که بیش از ۱۰۷۰ نفر از جمله ۲۰۰ زن را اعدام کرده از خاطرات خود در دوره انجام وظیفه سخن گفت.

به گزارش اعتمادآنلاین؛ حسین عشماوی مشهورترین جلاد مصر که این روزها به نام مجری احکام اعدام خوانده می‌شود در یک برنامه تلویزیونی شخصیت‌هایی را که طی سال‌های حضورش در این پست اعدام کرده معرفی و برخی از خاطرات خود را نیز در این زمینه بازگو کرد.

او در این برنامه گفت: من افراد مشهوری از جمله شماری از جاسوس‌های اسرائیلی را اعدام کرده͏‌ام.

عشماوی در مورد اعدام زنان هم تعریف کرد: تقریباً ۲۰ درصد از افرادی که به دست من اعدام شدند زن بودند گرچه در میان آنها چند جاسوس اسرائیلی هم به چشم می‌خورد ولی اکثر زنان اعدامی کسانی بودند که همسران خود را به قتل رسانده بودند.

به گفته عشماوی، یکی از محکومان به اعدام زنی به نام «سمیحه» بود که با ساطور شوهرش را کشته، تکه‌تکه کرده و در سطل زباله انداخته بود.

او ادامه داد: فرصتی برای گفت‌وگو با این زن پیدا نکردم چون لحظات آخر زندگی، جو خاصی را بر مکان اعدام غالب می‌کند.

با این حال، به گفته عشماوی، او هیچ احساسی نسبت به کسانی که اعدامشان می‌کند ندارد.

او در این برنامه تلویزیونی بازگو کرد: بهتر است احساسات را کنار بگذاریم. باید وظیفه‌ام را انجام دهم. این شغل من است و باید آن را به بهترین وجه انجام دهم. اما یک بار تحت تاثیر یکی از زنان قاتل که در زمان خود بشدت توجه رسانه‌ها را جلب کرده بود قرار گرفتم. داستان همان زنی که فردی را به عنوان کارگر برای کمک به شوهرش استخدام کرد و بعد از آن با هم نقشه قتل شوهر را کشیدند، او را با ماده خواب‌آوری که در شربت انبه ریخته بودند بیهوش کرده، کشته و تکه‌تکه کرده و در جعبه‌هایی کارتنی به سطل زباله انداخته بود. این زن مستحق صد بار اعدام بود.

عشماوی خاطره خود را چنین به پایان رساند: وقتی او را به محل اعدام آوردند درخواست کرد که با نقاب زنانه وارد اتاق اعدام شود تا هیچ کسی صورتش را نبیند. نسبتاً قدبلند بود، حدود ۱۹۰ سانتی‌متر طول داشت، نه لاغر بود و نه چاق، وقتی من وارد اتاق اعدام شدم حاضر نشد نقاب را از چهره‌اش بردارد اما من نقاب را برداشتم تا کارم را تکمیل کنم. به چهره او که نگاه کردم در حال دعا بود. چهره زیبایی داشت. در آنجا کمی جا خوردم. او هم خندید.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد: نمی‌توانیم بگذاریم همه از تنگۀ هرمز بهره ببرند اما ایران از آن محروم باشد بانک ملی برای تسویه بدهی‌های معوق، بخشودگی جرایم در نظر گرفت آنچه استاد شجریان نخواند، از آنچه خواند مهم‌تر بود امباپه: فرانسه اجازه نمی‌دهد تا ۴۱ سالگی برای تیم ملی بازی کنم صعود ایران به رتبه هفتم بازی‌های آسیایی ناگویا با ۸ مدال عارف: رئیس‌جمهور با دست پر به نیویورک رفت نگاهی به کتاب «قبیله علیه آزادی»/ عصیان علیه توهم ساعت معاملات برخی صندوق‌های ETF بورس تهران افزایش یافت گزینه‌های مدیرعاملی استقلال یکی پس از دیگری از سوی هلدینگ رد شدند درگیری نیرو‌های امنیتی با گروهک تروریستی در سراوان / ۳ تروریست کشته شدند تمجید معاون وزیر ارشاد از حضور استاد اکبر زنجان‌پور بر روی صحنه تئاتر شرایط اعزام متعهدان آموزش و پرورش برای دریافت کارت پایان خدمت اعلام شد بیمار صفر ؛ تک‌آهنگ جدید تیلور سوئیفت معرفی شد سلامت دهان ایرانیان؛ ۸۴.۳ درصد کودکان نیازمند درمان دندانپزشکی‌اند مجتبی زارعی، نماینده مجلس: عراقچی برای دیدار با ویتکاف مجوز لازم را داشته