فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۶۹۷۱۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۴ - ۲۰-۱۱-۱۳۹۹
کد ۷۶۹۷۱۲
انتشار: ۰۹:۲۴ - ۲۰-۱۱-۱۳۹۹

پسر از قصاص پدر گذشت

پسر از قصاص پدر گذشتمرد خشمگین که همسرش را با ضربه چاقو به قتل رسانده در حالی در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد که پسرش از قصاص او صرف نظر کرد.

به گزارش ایران، رسیدگی به این پرونده از ۸ ماه قبل با گزارش ناپدید شدن زنی جوان در یکی از مناطق جنوبی تهران آغاز شد. همسر ۴۱ ساله این زن در توضیح ماجرا به مأموران گفت: همسرم ناهید مثل هر روز صبح از خانه خارج شد و پس از آن دیگر خبری از او ندارم.

پس ‌از اظهارات این مرد پلیس به نقطه زنی از خط تلفن همراه زن گمشده پرداخت و مشخص شد که ناهید اصلاً از خانه خارج نشده و آخرین مکالمه‌اش صبح همان روز در خانه بوده است.

به این ترتیب مأموران به اصغر شوهر وی مشکوک شدند و تحقیقات و بازجویی از وی شدت گرفت که در نهایت به قتل ناهید اعتراف کرد و در توضیح ماجرا گفت: چند وقتی بود که با ناهید اختلاف داشتم و احساس می‌کردم که دیگر دلیلی برای ادامه زندگی میان ما باقی نمانده است.

در ادامه پسر مقتول هم مورد بازجویی قرار گرفت و گفت: مادرم چند وقتی بود که رفتار‌های عجیبی داشت و مدام با دوستانش بیرون از خانه بود. پدرم هم از این موضوع خسته شده بود.

با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده نخست، تنها پسر مقتول به‌عنوان، ولی دم به جایگاه رفت و از قصاص پدرش اعلام گذشت کرد. او گفت: من شاهد درگیری‌های پدر و مادرم بودم. به نظرم مقصر مادرم بود؛ چرا که رفتار مناسبی نداشت و حتی من هم از پوشش مادرم و کار‌هایی که می‌کرد خوشم نمی‌آمد، اما هیچگاه فکر نمی‌کردم پدرم او را بکشد.

پس از آن متهم به جایگاه رفت و در دفاع از خودش گفت: زنم را کشتم، چون کارهایش خسته‌ام کرده بود. وقتی پسرمان دو سالش بود همسرم از من جدا شد. من هم دوباره ازدواج کردم تا اینکه ناهید با من تماس گرفت و گفت از طلاق پشیمان شده و می‌خواهد به‌خاطر من و پسرمان برگردد. من هم که فکر می‌کردم او سرش به سنگ خورده همسر دومم را طلاق دادم و مجبور شدم ماه‌ها به‌طور قسطی مهریه‌اش را بپردازم، سپس دوباره با ناهید ازدواج کردم و زندگی‌مان را آغاز کردیم. ناهید کمک پرستار شده بود و حقوق خوبی هم می‌گرفت.

در مقابل من هم سعی می‌کردم با کار زیاد زندگی خوبی برای او بسازم. در نهایت با سختی زیاد توانستیم یک خانه ۱۲۰ متری و یک ماشین بخریم، اما پس‌از مدتی ناهید رفتارش تغییر کرد و به من بی‌توجه شد، حتی طرز حرف زدن و لباس پوشیدنش هم تغییر کرد؛ روی بدنش خالکوبی کرده بود که اصلاً آن را نمی‌پسندیدم.

وقتی اعتراض می‌کردم می‌گفت به تو ربطی ندارد و هرجوری دوست داشته باشم زندگی می‌کنم. تا اینکه یک روز متوجه شدم که همسرم چند خط تلفن همراه و گوشی دارد که از من پنهان کرده بود وقتی بیشتر پیگیری کردم متوجه شدم او یک خانه هم برای خودش اجاره کرده بود. با اطلاع از این موضوع خیلی عصبانی شدم و با هم دعوایمان شد، اما ناهید در مقابلم ایستاد و گفت که اگر نمی‌توانی با من کنار بیایی طلاقم بده.

من به خاطر پسرم نمی‌خواستم دوباره او را طلاق بدهم به همین خاطر از او خواستم رفتارش را اصلاح کند و خالکوبی‌های بدنش را پاک کند، اما قبول نکرد و گفت زندگی خودم است و هرطوری راحت باشم زندگی می‌کنم اگر ناراحتی از من جدا شو. این حرفهایش مثل پتک بر سرم کوبیده شد و به یکباره باهم درگیر شدیم. ناگهان با چاقو ضربه‌ای به او زدم که کشته شد بعد هم جسدش را مثله کردم و از خانه بیرون بردم.

سپس وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و دفاعیات خود را مطرح کرد و خواستار تخفیف در مجازات متهم شد.

بعد از گفته‌های متهم قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

ارسال به دوستان
captcha
وقتی شرایط «اضطرار»، روال «عادی» کشور می‌شود از دود خودروها تا مازوت نیروگاه‌ها؛ ریشه‌یابی بحران تکراری آلودگی هوا قیمت نفت از 106 دلار گذشت ایران و پایان آلمان پیش‌بینی‌پذیر آخرین وضعیت پرونده تتلو؛ آیا توبه حکمش را سبک می‌کند؟ قیمت طلای جهانی در جا زد وزارت بهداشت: شیوع ۲۵ درصدی اختلالات روان در سایه کمبود تخت‌های روانپزشکی سناریوی ترسناک یا واقعیت علمی؟ آنچه یک پژوهشگر درباره خروج هوش مصنوعی از کنترل می‌گوید در ستایش حوزه عمومی رئیس اتحادیه املاک: انتظار جهش قیمت مسکن تا پایان سال را ندارم جنایت هولناک با اسید؛ زن باردار قربانی انتقام‌جویی همسر اول شوهرش شد پیش‌بینی وضعیت جوی در ۵ روز آینده؛ از رگبار در البرز تا گرد و خاک در شرق ایران اعدام در کرمان / قوه قضاییه: شرح اتهامات ؛ او در زمان جنگ به سمت ماموران شلیک کرد التهاب پیری (اینفلامجینگ) چیست؟ التهاب پنهانی که ممکن است شما را سریع تر پیر کند اصرار بر چند‌ صدایی و موازی‌کاری در مدیریت فضای مجازی/ زور پزشکیان به آقامیری می‌رسد؟