کد خبر ۷۷۱۳۳
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۵ - ۱۶ تير ۱۳۸۸ - 07 July 2009
هفته نامه صبح صادق ، متعلق به سپاه پاسداران در شماره اخیر خود با تیتر« بازخواني حوادث پس از انتخابات / چندگانه اي كه بايد مدنظر قرار گيرد» به قلم رضا گرمابدرى نوشت:

مجموعه رخدادهاي پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم و در حين آن و پس از آن به سبب متفاوت بودن با انتخابات گذشته انتخابات رياست جمهوري دهم را از ويژگي خاصي برخوردار ساخت. در انتخابات گذشته اين امكان وجود داشت كه با پايان انتخابات و مروري ساده بر آنچه گذشت، پرونده انتخابات را بست، حال آن كه به سبب ويژگي هاي انتخابات دهم رياست جمهوري نمي توان اين گونه عمل كرد و به سادگي از موضوع انتخابات گذشت. انتخابات دهم دشمن را به طمع انداخت تا جايي كه گمان مي برد از رهگذر اين انتخابات مي تواند آنچه كه طي سي سال گذشته از دسترسي به آن بازداشته شده بود را به دست آورد و هزينه سنگين و جبران ناپذيري را به نظام وارد كند. به سبب اهميت اين انتخابات لازم و ضروري است كه اين انتخابات به منظور كشف نقاط مبهمش بارها مورد بازخواني قرار گيرد. در هر صورت از رهگذر اين انتخابات نظام متحمل خساراتي شد و منافعي نيز به دست آورد و مناسب است با بازخواني دقيق و سنجيده بر ميزان منافع حاصل از آن بيفزايد. نوشتار حاضر درصدد پرداختن به اين مهم است.
از بازخواني اين انتخابات مشخص مي شود كه دشمن از چهار سال پيش كار خود را شروع كرد و در آستانه انتخابات توان رسانه اي اش را در خدمت اين امر گذاشت و از رويكرد برخي گروه هاي سياسي در داخل بهره برد تا با قرار دادن مردم در برابر نظام و هزينه كردن مردم به نفع موسوي و سازماندهي اراذل و اوباش بتواند به خواسته خود برسد، اما هوشياري رهبري و به ميدان آمدن به هنگام و موقعيت شناسي مردم كه با وفاداري به نظام عجين شده بود مانع تحقق اهداف دشمن شد.

چهار سال پيش
انتخابات سال 84 فضاي جديدي را در برابر مردم ونظام قرار داد. از سال هاي پيش از آن منتقدين و مخالفين نظام كه حركت نزولي را براي نظام ترسيم كرده بودند، با استناد به انتخابات 2 خرداد 76 اعتقاد داشتند كه نظام اسلامي با هر انتخابات رياست جمهوري يك گام از كانون اصلي انقلاب دورتر مي شوند تا جايي كه مي گفتند پس از خاتمي گزينه بعدي خارج از دايره نظام خواهد بود. اين ديدگاه كه از سوي داخلي ها مطرح شده بود دشمنان خارجي نظام را به وجد آورد و آنها را اميدوار ساخت كه با پيشه كردن صبر و تحمل به زودي روزي را خواهند ديد كه رئيس جمهور ايران فردي خارج از دايره نظام باشد. از اين رو آنها هم تحولات عرصه سياسي ايران را با كنجكاوي و دقت رصد مي كردند.
آنها منتظر بودند كه اين تحول بزرگ در انتخابات سال 84 صورت پذيرد اما برخلاف تصور آنها و منتقدين و مخالفين داخلي نظام فردي انتخاب شد كه به كانون اصلي انقلاب بسيار نزديك بود. احمدي نژاد فردي بود كه به فرموده مقام معظم رهبري انقلاب را به مسير اصلي اش بازگرداند. طبيعي بود دشمنان خارجي و منتقدين و مخالفين داخلي حضور چنين فردي را در مسند رياست جمهوري تحمل نكنند. امر واقع شده دقيقاً برخلاف تحليل و پيش بيني كساني بود كه در داخل و خارج مقابل نظام ايستاده بودند. از اين رو مخالفت و دشمني با احمدي نژاد به عنوان فردي كه با آمدنش تمامي آرزوهاي آنها را برباد داد كاملاً طبيعي بود. در طي چهار سال گذشته آنها هيچ گاه مخالفت خود با احمدي نژاد را انكار نكردند و بلكه برعكس آن را به روشني و وضوح آشكار مي كردند تا براي انتخابات سال 88 ذهن مردم را نسبت به احمدي نژاد آلوده سازند. آنها در همراهي با دشمنان نظام و احمدي نژاد لحظه اي درنگ نكردند. دشمني با احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور محبوب با نزديك شدن به پايان دوره رياست جمهوري بيشتر مي شد و در واقع برنامه هاي اصلي براي انتخابات سال 88 تدارك شده بود. در اين چهار سال رسانه هاي دشمنان خارجي و منتقدين و مخالفين داخلي بي محابا عليه احمدي نژاد و عملكردش فعال بود.

رسانه ها
پس از انتخاب احمدي نژاد در انتخابات نهم رياست جمهوري در سال 84 با شعارهاي انتخاباتي كه سر داده بود و نشان مي داد احمدي نژاد رئيس جمهوري اصولگرا است كه به مباني اصيل انقلاب و آرمان هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي و منويات رهبري پاي بند است، رسانه هاي خارجي و داخلي امواج حمله خود عليه احمدي نژاد را آغاز كردند. با افزايش عمر دولت احمدي نژاد و آشكار شدن بيشتر پاي بندي احمدي نژاد به شاخص هاي انقلاب دشمني با وي عميق تر و حجم حملات بيشتر شد تا جايي كه هر اقدام داخلي و خارجي احمدي نژاد با حمله از سوي رسانه هاي داخلي و خارجي مواجه مي شد. البته اين حملات در حالي انجام مي گرفت كه بر محبوبيت خارجي و داخلي احمدي نژاد افزوده مي شد. كساني كه در مقابل احمدي نژاد ايستاده بودند اين نكته را قبول داشتند اما سكوت و مدارا را به نفع خود نمي ديدند لذا با وجود نتايج منفي تهاجم به احمدي نژاد همچنان به تخريب وي ادامه مي دادند تا موسم انتخابات فرا رسد و آنها بتوانند با استفاده از اين فرصت روند تخريبات را متحول سازند و احمدي نژاد را از چشم مردم بيندازند. در تخريب احمدي نژاد برخي گروههاي سياسي داخلي جايگاه ويژه اي داشتند.

گروه هاي سياسي
آنچه كه دشمنان خارجي را در تخريب و حمله به دولت احمدي نژاد اميدوار مي ساخت مواضع برخي ازگروه هاي سياسي مانند حزب مشاركت، سازمان مجاهدين، كارگزاران، مجمع روحانيون مبارز و... بود. شيوه تقريباً مشترك دشمنان خارجي و گروه هاي سياسي ذكر شده به حدي به هم نزديك بود كه مي شد حدس زد آنها در آينده نزديك در بحث تخريب دولت و موضع انتخابات به يك نقطه مشترك كه يك پروژه براندازي را شكل خواهد داد، به هم مي رسند.
هنگامي كه موسوي ورود خود به عرصه انتخابات را اعلام كرد و خاتمي از حضور در انتخابات كناره گرفت، گروه هاي سياسي ياد شده از اولين گروه هايي بودند كه پس از يك دوره مخالفت با موسوي از وي حمايت كردند. حمايت آنها از موسوي يك حمايت معمولي و در حد تبليغات عادي نبود. آنها در برنامه ريزي هاي منتهي به براندازي نقش برجسته و محوري داشتند. اعترافات دستگيرشدگان اين گروه ها شاهدي است بر نقش مخرب و براندازانه آنها عليه نظام در حمايت از موسوي و همداستان شدن با بيگانگان. حمايت آنها از موسوي و ايفاي نقش براندازانه آنها در برنامه تبليغاتي موسوي آن چنان كليدي و داراي اهميت بود كه اگر آنها از موسوي حمايت نمي كردند به طور قطع انتخابات در حال و هواي ديگري برگزار مي شد و احتمالاً مسائل پس از انتخابات آن طوري كه رخ داد واقع نمي شد. برجسته ترين نكته در طرح براندازانه خارجي ها و داخلي ها قرار دادن مردم در برابر نظام بود كه مي بايست توسط سرباز زدن موسوي در برابر نتايج انتخابات صورت مي گرفت.

مردم در برابر نظام
در طرح براندازي مردم ابزار اصلي بودند. براندازان با دو گزينه كه انتخاب هر يك براي آنها پيروزي محسوب مي شد حركت نهايي خود را شروع كردند گزينه اول پيروزي موسوي بود و گزينه دوم شكست موسوي و اعتراض آنها نسبت به نتيجه انتخابات. چه بسا در ابتدا گزينه دوم براي آنها جذاب تر و مهم تر بود زيرا به زعم آنها با محقق شدن گزينه دوم براندازي صورت مي گرفت اما با تحقق گزينه اول آنها ناچار بودند به تعامل بانظام بپردازند و مسئله دوم خرداد در اين راستا براي آنها تجربه مثبتي نبود. در هر صورت آنچه كه پيش آمد گزينه دوم بود. موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات از حاميانش خواست تا در مورخ دوشنبه 25 خرداد به ميدان انقلاب بيايند و به سوي ميدان آزادي راهپيمايي كنند. حضور قابل توجه هواداران موسوي در دوشنبه مذكور باعث شكل گيري يك توهم بزرگ در نزد وي و ياران حلقه اولش شد. آنها بر اين گمان بودند كه مي توانند در هر لحظه اي كه اراده و اعلام كردند اين جمعيت را به خيابان بكشانند و در راستاي هدفي كه بسياري از اين جمعيت از آن بي اطلاع بودند، سوءاستفاده كنند و مردم را در برابر نظام قرار دهند و از آن به عنوان يك ابزار فشار بر نظام سود برند. اما آنچه كه موسوي و دوستانش از آن بي خبر بودند ميزان هزينه اي بود كه هواداران مردمي موسوي حاضر بودند پرداخت كنند.

هزينه هواداران براي موسوي
بسياري از هواداران مردمي موسوي كه از رنگ سبز استفاده كردند و پرشور به دنبال تبليغ از موسوي بودند، مستقيم و غيرمستقيم با موسوي از دريچه دوران دفاع مقدس كه موسوي نخست وزيرش بود آشنا شدند و چه بسا افراد موجهي كه به همين خاطر از وي حمايت كردند، تعداد قابل توجهي نيز به دليل منتقد بودن نسبت به احمدي نژاد به موسوي روي آوردند اين دو گروه كه تعدادشان بسيار زياد بود با نظام مشكلي نداشتند و در موضوع رياست جمهوري نظرشان موسوي بود. در حالي كه موسوي و دوستان برنامه ريزش دچار اين توهم شده بودند كه آنها يعني مردم هوادار به سبب مشكل داشتن با نظام از وي حمايت كردند و حاضرند اين مسير را به هر جايي كه منتهي شود ادامه دهند. اين موضوع را نيز نبايد انكار كرد كه برخي از مخالفين نظام و حتي آنهايي كه به موسوي هم رأي ندادند در فراخوان راهپيمايي وي حضور پيدا كردند اما بخش غالب جمعيت هوادار موسوي را كساني تشكيل مي دادند كه با نظام مشكل نداشتند. اين جماعت پس از راهپيمايي روز دوشنبه در تجمعات بعدي كمتر شركت كردند و پس از شركت در دو سه تجمع به درخواست موسوي راهشان را از موسوي جدا كردند و نشان دادند آنها حداكثر هزينه اي را كه براي رياست جمهوري موسوي پرداخت مي كنند يك برگ رأي و شركت در دوسه تجمع مسالمت آميز است، اما در اين ميان بودند گروه اندكي به نام اراذل و اوباش كه از آنها به شيوه ديگري استفاده شد.

اراذل و اوباش
اراذل و اوباش يكي از گروه هايي هستند كه بواسطه برخورداري از پاره اي ويژگي ها مانند فهم پائين، جسارت بالا، خصلت مزدوري و ... به راحتي مورد سوء استفاده قرار مي گيرد. در تاريخ معاصر ايران اراذل و اوباش نقش آفريني هاي خاصي داشته اند مانند استفاده از آنها در كودتاي 28 مرداد سال 1332 كه زمينه ساز شكست حركت خيزشي مردم شد. استفاده دربار شاه از اين گروه در روند انقلاب اسلامي كه اين مرتبه با هوشياري مردم اراذل و اوباش به شدت سركوب شدند. حضور سازماندهي شده آنها در حوادث 18 تير سال 1378 كه اين بار نيز مردم و نيروهاي انتظامي حركت برنامه ريزي شده آنها را به شكست كشاندند و در آخرين مرحله نيز اقدام مزدورانه آنها در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري دهم است كه توسط نيروهاي انتظامي، امنيتي و بسيج سركوب شدند. استفاده اين چنين از اراذل و اوباش در حركت هاي ضد امنيتي ايجاب مي كند تا نظام به منظور مصون ماندن از اين امور چاره انديشي اساسي كند تا دچار غافلگيري نشود موتور محرك اقدامات تخريبي در حوادث اخير در چند نقطه از شهر تهران اراذل و اوباشي بودند كه خود و رفتارشان را به كارفرمايانشان فروخته بودند. هر كدام از آنها تعدادي مثل خودشان را به صحنه اغتشاش و آشوب آوردند و پس از اينكه تعدادي از آنها دستگير شدند و پي بردند كه عزم نظام بر برخورد جدي با آنها جزم است به مخفي گاهايشان رفتند و بعضاً متواري شدند.

رهبري
پس از دامنه دار شدن تحركات موسوي و هوادارانش كه در روز شنبه معروف منجر به حضور گسترده هواداران موسوي در خيابان آزادي و در نهايت منجر به حمله بخش اراذل و اوباش اين تجمع غيرقانوني به حوزه 117 بسيج و كشته شدن 5 نفر گرديد و اغتشاش و آشوب در روزهاي بعد هم ادامه پيدا كرد. مقام معظم رهبري با اعلام حضور در نماز جمعه مورخ 29/3/88 مستقيماً وارد ميدان شدند. حضور ايشان در اين نماز جمعه و ايراد آن خطبه هاي تاريخي نقش اساسي در تغيير وضع موجود داشت. در ابتدا حضور چشمگير و ميليوني مردم تهران در نماز جمعه كه در تاريخ بي نظير بود و پس از آن بيانات روشنگرانه معظم له حربه بزرگ «مردم در برابر نظام» را از دست موسوي و يارانش خارج ساخت تا جايي كه در راهپيمايي روز پس از نماز جمعه تعداد اندكي حضور پيدا كردند كه آنها هم توسط نيروهاي انتظامي متفرق شدند و در بخشي از تهران آن حركت تبديل به آشوب و اغتشاش و تخريب شد. در اين ميان آنچه كه مهم بود نقش اساسي رهبري در ريزش هواداران موسوي بود. با فرمايشات تبيين مقام معظم رهبري بسياري از هواداران موسوي كه با نظام مشكل نداشتند راهشان را از موسوي جدا كردند و حضور اندك هواداران موسوي در روزهاي بعد در خيابان ها ضربه سنگيني را به وي و حاميان خارجي اش وارد ساخت تا آنجا كه هر چه رسانه هاي مزدور بيگانه بر حجم و شور تبليغاتشان مي افزودند هواداران كمتري به نفع موسوي وارد عرصه مي شدند و در نهايت تعداد اندكي اراذل و اوباش ماندند كه آنها هم از سر نبود حامي مردمي و برخورد قاطع نيروهاي انتظامي مجبور شدند صحنه را ترك كنند. حضور مردم در نماز وحدت بخش جمعه كه در آن جمعه تاريخي به حق وحدت بخشي خود را به نمايش گذاشت صحه و مهري بود بر وفاداري مردم تهران نسبت به نظام و رهبري در واقع مي تواند با قاطعيت اعلام كرد آنچه كه باعث فرو پاشيدن نظام فكري و طراحي براندازانه طرف مقابل شد حضور تاريخي مردم تهران در نماز جمعه و فرمايشات افشاكننده مقام معظم رهبري بود. فرمايشات معظم له همچون تابش خورشيد تمامي ابرها و غبار تيره را كنار زد و با روشن شدن صحنه پر ابهام ايجاد شده مردم جبهه حق و باطل و دوست و دشمن را تشخيص داد و حق و درست را برگزيدند. اما نمي توان از خسارت بزرگي كه اين حوادث به روح جمعي و پيكر واحد جامعه وارد كرد گذشت لذا به نظر مي رسد مي بايست به فكر بازي سازي وحدت و انسجام جامعه بود.

وحدت و انسجام
دشمنان خارجي و صحنه گردانان حوادث انتخاباتي در داخل تلاش كردند براي تحقق «قرار دادن مردم در برابر نظام» ابتدا از موضوع «مردم در برابر مردم» استفاده كردند تا آنجا كه در تجمعات هواداران دو طرف اين حركت موذيانه كاملاً ديده مي شد. ادامه اين حركات خشنودي دشمن را به دنبال داشت، زيرا دشمن مي دانست استمرار اين وضعيت مي تواند منجر به منازعه اي شود كه حكومت از مهار آن عاجز است. اما با وجود مهار اين حركت خطرناك در گام هاي نخست به نظر مي رسد شكوه و گلايه هايي باقي مانده كه چنانچه براي آن چاره انديشي نشود به عنوان يك معضل پنهان باقي خواهد ماند. اين وضعيت در ارتباط با جمعي پايين شهري و بالاي شهري بيشتر نمودار دارد. چنانچه جمعيت بالاي شهري كه عمدتاً متحول نيز هستند احساس كنند كه در انتخابات شكست خوردند و منفور نظام هستند و طبقات فرودست و پايين شهري پيروز انتخابات و مورد توجه نظام هستند زمينه شكل گيري شكاف اجتماعي پيش مي آيد كه چنين پيامدي به هيچ وجه به مصلحت نظام نيست لذا به نظر مي رسد لازم است زمينه ها و عوامل پديد آمدن اين شكاف اجتماعي خطرناك شناخته و حذف شود تا نظام بتواند وحدت عمومي و انسجام ملي را بازسازي كند.

آموزش نيروها
استفاده از گروه هاي اراذل و اوباش كه علاوه بر تخريب و وارد كردن خسارت به اموال عمومي و شخصي امنيت شهروندان را نيز از بين برده بود هشدار جدي براي نظام تلقي مي شود. به نظر مي رسد نظام براي جلوگيري از اين مسئله بايد به يك باور برسد و دو كار را انجام دهد. نظام بايد بداند هميشه در نظام گروه ها و كساني هستند كه با آن مشكل دارند و چنانچه فرصتي پيدا كنند آشوبگرانه با نظام مقابله مي كنند كه نظام براي رويارويي با آن ابتدا بايد برنامه گسترده و مستمري براي نظارت دقيق بر رفتار و عملكرد اراذل و اوباش داشته باشد و ديگر اينكه لازم است نيروهاي ويژه اي را در حد لازم و با تجهيزات پيشرفته براي مقابله با حوادثي نظير آنچه واقع شد تربيت كند. دوران باورهاي خوش به اتمام رسيد و مي توان گفت در بهترين حالاتي كه به سر مي بريم دشمن در حالي برنامه ريزي براي ضربه زدن به نظام است و دشمني آنها پاياني ندارد پس هوشياري و آمادگي ما هم بايد بي وقفه و بدون پايان باشد.
ان شاء الله
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
با قرنطینه موقت شهر قم برای کنترل "کرونا" موافقید؟
بله
خیر