فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۷۸۵۸
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۶ - ۲۳-۰۴-۱۳۸۸
کد ۷۷۸۵۸
انتشار: ۱۱:۰۶ - ۲۳-۰۴-۱۳۸۸

تعطيلات شاد


در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت.

همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.

آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت: حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي.

پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد: خانم! شما خدا هستيد؟

زن جوان لبخندي زد و گفت: نه پسرم. من فقط يكي از بندگان او هستم.

پسرك گفت: مطمئن بودم با او نسبتي داريد...
 
ارسال به دوستان
captcha
وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس) راز سانسور سه‌هزار ساله؛ باستان‌شناسان نام سه پادشاه حذف‌شده آشور را پیدا کردند راز سرمایه‌گذاری هنگفت ایرلاین‌ها روی کابین هواپیما چیست؟ خورورات یا کباب ارمنی؛ ترکیبی هنرمندانه از گوشت ترد و آبدار، سبزیجات کاراملی و ادویه‌های معطر هیولای کوچکی که فرش و لباس می‌خورد! حداکثر قد مجاز برای نشستن پشت فرمان تانک آمریکایی M1 Abrams چقدر است؟ نادیده گرفتن نیازهای شخصی؛ این ۲ زنگ خطر را جدی بگیرید هفت عبارتی که افراد کنجکاو و متفکر در گفتگوهای غیررسمی به زبان می‌آورند چرا خوشحال نیستیم؟ ۲ چیز را از ذهنتان حذف کنید