فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۸۰۷۸۴
تاریخ انتشار: ۲۲:۲۸ - ۰۳-۰۲-۱۴۰۰
کد ۷۸۰۷۸۴
انتشار: ۲۲:۲۸ - ۰۳-۰۲-۱۴۰۰

جلال آل احمد به روایت پسر عمویش آیت الله طالقانی (+عکس پدر و برادر در لباس روحانیت)

جلال آل احمد به روایت پسر عمویش آیت الله طالقانی (+عکس پدر و برادر در لباس روحانیت)
احتمالا خیلی ها هنوز نمی دانند جلال آل احمد، از خانواده ای روحانی است. پدرش روحانی بود و آیت الله سید محمود طالقانی، پسر عمویش بود. در زیر روایت آیت الله طالقانی را درباره جلال می خوانید.

 " اولاً باید بدانید که «جلال» پسرعموی من بوده است و از بچه‌های «طالقان» بود. پدر ایشان از پیش‌نمازان خوش بیان و متعبد بود، و تعبدش خشک بود. آدمی اهل دعا بود و در محله‌های جنوبی تهران- طرف‌های پاچنار- می‌نشستند. جلال آل احمد به روایت عمویش آیت الله طالقانی (+عکس پدر و برادر در لباس روحانیت)

«جلال» از بچگی با هوش بود. و با هم معاشرت خانوادگی داشتیم. در سال 22، 23، در خیابان شاهپور «انجمن تبلیغات اسلامی» تشکیل داده بودند، و ایشان از همان ابتدا عضو فعال آنجا بود. ولی وقتی مکتب کمونیست‌ها به وسیله «توده‌ای‌ها» گسترش پیدا کرد، جلال عضو فعال و از نویسنده‌های حزب شد که مسائلش را به صورت رمانتیک می‌نوشت. و در این اواخر، بعد از اضمحلال «توده‌ای‌ها» مطالعاتش که عمیق شد، تقریباً به ملت و آداب و سنن خودمان برگشت و به مذهب، گرایش پیدا کرد.



شرح عكس: آیت‌الله سید احمد حسینی طالقانی (پدر جلال آل احمد) در کنار سید محمدتقی طالقانی (برادر جلال آل احمد) و حجت‌الاسلام سید علی طالقانی (برادرزاده جلال آل احمد)

جلال آل احمد به روایت عمویش آیت الله طالقانی

  بهترین کتاب‌هایش به نظر من دو کتاب «غربزدگی» و «خسی در میقات» اوست که خسی در میقات را در سفر حج خود نوشته است که هم جنبه سیاسی دارد و هم فلسفه حج را در بعضی جاها خوب بیان کرده است. آن وقت‌هایی که در شمیران جلسات تفسیر قرآن داشتم به آنجا می‌آمد. یک روز به جلال گفتم: این وضعی که برای تو پیش آمده، که بر اثر آن به مکاتب دیگر روی آوردی، نتیجه فشاری است که خانواده بر شما وارد می‌کرد… مثلاً اجباراً او را به «شاه عبدالعظیم» می‌بردند تا دعای‌ «کمیل» بخواند!

  در این اواخر جلال خیلی خوب شده بود و به سنت اسلام علاقمند. دو هفته قبل از فوتش با هم از شمیران می‌آمدیم. به من اصرار کرد که به کلبه او در «اسالم» یکی از نقاط جنگلی شمال برویم. می‌گفت: «برویم تا درد دل کنم.» و من انتظار داشتم به آنجا برویم، که خبر فوتش را آوردند."

  منبع:
روزنامه کیهان، 14 شهریور 1358

کانال تلگرامی "دفتر تاریخ شفاهی حوزه علمیه"

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
۶ عادت اشتباه در پیاده‌روی که به بدن شما آسیب می‌زند / چرا پیاده‌روی شما نتیجه نمی‌دهد؟ اشکودا اوکتاویا ویژن O ؛ زیبایی طراحی صنعتی ببینیم فرونشست، خشکسالی و تنش گسل‌ها؛ سناریوی نگران‌کننده شرق تهران کشف نظم پنهان درون مولکول‌ها؛ سرنخی تازه برای یافتن حیات فرازمینی قبرستان تاریخی شیراز در آتش بی توجهی سوخت (+عکس) با سعدی در گلستان : خانه‌ای را که چون تو همسایه است / ده درم سیمِ بد عیار ارزد (+صدا) چرا روابط «تهران کنارت» در سطح ماند؟/ فروش با حواشی و کلیدواژه توقیف ویتامین D چه بیماری‌هایی را از شما دور می‌کند؟ ادعای خبرنگار الجزیره در تهران: پیش‌نویس تفاهم ایران و آمریکا برای بررسی به «نهادی» سپرده شد گردش ۷۸ میلیارد دلاری VPN ویتیاز ؛ نام یک هیولای ساخت شوروی / برای این جان سخت محدودیتی وجود ندارد (+تصاویر) پشت صحنه پرتاب استارشیپ؛ وقتی غول فضایی به سمت سکوی پرتاب می‌ رود (+عکس و فیلم) یک میوه‌فروشی در شهر کرمان در دوران قاجار(عکس) ۴ راز عجیب ادویه‌ها (+اینفوگرافیک) کشف یک دایناسور چهاربال در چین!