عصرایران - مدتی است که به طور مداوم ، خبرهایی در برخی رسانه های غیررسمی درباره مرگ بازداشت شدگان حوادث اخیر منتشر می شود و این امر نگرانی های گسترده ای را در جامعه و به ویژه در میان خانواده های افراد بازداشت شده به وجود آورده است.
البته مسوولان مربوطه ، در مقابل این خبرها ، عمدتاً سکوت پیشه کرده اند و فقط در موارد خاصی مانند درگذشت محسن روح الامینی و سهراب اعرابی، اخباری در رسانه های رسمی و واکنش هایی از سوی مسوولان مطرح می شود و البته علت این امر نیز به وضعیت خانواگی این افراد برمی گردد که پدر اولی یک فعال سیاسی و مادر دومی یک فعال حقوق بشری بوده است و لذا صدای آنان ، به جایی رسید و واکنش هایی را در میان مسوولان به دنبال داشت.
حال این سوال منطقی مطرح است که آیا اخبار متعددی که گاه با تصاویری از قربانیان در رسانه های اینترنتی و ماهواره ای درباره مرگ بازداشتی ها منتشر می شود ، واقعیت دارد یا خیر؟
اگر این خبرها غیر واقعی است ،چرا مسوولان تکذیبش نمی کنند تا مانع از گسترش فضای نگرانی در جامعه شوند ، همان گونه که در پی شایعه کشته شدن چند دانشجو در روزهای اول درگیری ها ، مسوولان با تکذیب موضوع ، حتی با دانشجویانی که نام شان به عنوان " مقتول" مطرح شده بود ، مصاحبه تلویزیونی ترتیب دادند. هر چند بعدها خبرهای تلخی از کوی دانشگاه به گوش رسید که متاسفانه طق معمول برخوردی با عوامل آن نشد و جنایتی دیگر در حق دانشجو و دانشگاه ثبت شد.
اما اگر مرگ پی در پی برخی از بازداشت شدگان اخیر واقعیت دارد ، آنگاه باید با نگرانی بیشتری به موضوع نگریست چه آن که این قضیه ، از یک سو ، دارای ابعاد عمیق انسانی است و از دیگر سو ، آثار سوء حیثیتی آن برای کشورمان قابل انکار نیست.
البته در این که مرگ ، ممکن است در هر جایی ، در زندان یا خارج از آن سراغ انسان بیاید تردیدی نیست ولی مرگ های پی درپی تعدادی از بازداشت شدگان ، چیزی نیست که بتوان آن را با ساده انگاری نگریست.
البته سیاست نظام ، قاعدتاً مبتنی بر بدرفتاری با زندانیان نیست و آنچه مورد انتقاد است ، عملکرد برخی افراد است که از مرزهای قانون عبور می کنند و حوادثی بدین تلخی را به
وجود می آورند که از یک سو ، خانواده ها داغدار می شوند و از دیگر سو ، وجدان جامعه به درد می آید و حیثیت نظام ، لکه دار می شود. لذا در همین بدو امر ، حساب نظام و کشور را از این افراد جدا می کنیم و روی انتقاد را متوجه قانون شکنانی می کنیم که قربانیان رویکردهای آنان ، نه تنها برخی بازداشت شدگان ، که آبروی کشور و نظام سیاسی آن نیز هست.
ما ، سیاست اصیل نظام در رفتار با افراد دربند را همان سیاستی می دانیم که در زمان حضرت امام(ره) و در دوران دفاع دفاع مقدس با اسرای دشمن صورت می گرفت.
در آن مقطع ، وقتی رزمندگان اسلام ، فردی از نظامیان دشمن را به اسارت می گرفتند ، هر چند که می دانستند او ، تا چند دقیقه قبل ، سلاح اش را به سمت آنان نشانه رفته بود ، با مهربانی و رأفت با اسیرشان برخورد می کردند، به او آب و غذا می دادند ، زخمش را می بستند و در اردوگاه اسرا نیز رفتاری انسانی با او داشتند.
این رویکرد انسانی و اسلامی ، باعث شد بسیاری از اسیران دشمن ، در طول مدت اسارت شان متحول شوند و حتی بعضی از آنها ، بعدها به سپاه ایران پیوستند و در جبهه ها شرکت کردند و بعضاً به شهادت هم رسیدند.
حال وقتی ما چنین الگویی درخشان از برخورد با افراد در بند داریم و وقتی با دشمن خارجی چنان رفتار کریمانه ای داشته ایم ، حتماً این انتظار وجود دارد که در برخورد با هموطنانی که به هر دلیلی بازداشت می شوند نیز ، برخوردی شایسته شأن و کرامت انسانی صورت گیرد نه این که در کمال ناباوری شاهد باشیم که هر از گاهی جنازه ای از بازداشتگاه ها تحویل خانواده ها شود.
اگر تا دیروز مسوولان می گفتند که اغتشاشگران مسلح با سلاح های اهدایی امریکا و اسرائیل ، مردم را کشته اند ، حالا که در زندان از این افراد مسلح وابسته به خارج خبری نیست و بازداشت شدگان تحت الحفظ مأموران هستند ، نمی توان به خطر افتادن جان آنها را متوجه بیگانگان دانست.
لذا منطقی ترین چیزی که به نظر می رسد این است که برخی ماموران ، در اجرای وظایف قانونی خود ، یا دچار قصور در نگهداری بازداشت شدگان شده اند و یا در نوع برخورد با آنها ، مرتکب افراط و رفتارهای فراقانونی شده و این وضعیت را رقم زده اند و از این رو ، آمان و عاملان ، قطعاً مستوجب پیگرد هستند چه آن که هیچ قانونی اجازه نمی دهد پیش از اثبات اتهام و صدور حکم قطعی درباره افراد ، با آنان به خشونت رفتار شود و مرگ شان رقم بخورد.
اگر بازداشتی ها ،واقعاً کار خلاف قانونی انجام داده اند و حتی اگر مستوجب مجازات مرگ نیز هستند ، مجازات آنها فقط باید از طریق دادگاه صالح و پس از طی همه مراحل قانونی از جمله دفاعیات وکیل و ... صورت گیرد نه این که شاهد وضعیت کنونی باشیم که هر از گاهی جنازه فردی از بازداشتگاه بیرون بیاید که در هیچ دادگاهی ، هیچ جرمی برای او ثابت نشده است.
قطعاً مردمی که در سال 57 به رهبری امام راحل (ره) آن انقلاب بزرگ و تاریخی را رقم زدند ، هدف شان این نبود که روزی چنین اوضاعی در کشور حاکم شود بلکه مردمی که در دوران رژیم گذشته ، بسیاری از آنان طعم بازداشت و زندان و شکنجه و بی قانونی را چشیده بودند ، به این امید انقلاب کردند که دیگر چنین اتفاقاتی در کشورشان رخ ندهد.
اکنون ، وقت تصمیم بزرگ بزرگان نظام و مسوولان ارشد آن است که وارد این ماجرا شوند و ضمن نظارت بر اجرای دقیق قانون درباره بازداشت شدگان ، تحقیقی بی طرفانه و جامع و بدون اغماض و اهمال در خصوص علت مرگ تعدادی از بازداشت شدگان حوادث اخیر انجام دهند و افرادی که با سوء رفتارهای خود ، چنین فجایعی ،آن هم به نام نظام و دستگاه های امنیتی و قضایی رقم زده اند را اعم از" آمر و عامل " شناسایی و طبق قانون محاکمه کنند تا دیگر کسی در این کشور تصور نکند به دلیل قرار گرفتن در موضع قدرت ، می تواند حتی درباره زندگی جوان های مملکت هم تصمیم بگیرد و دست به جنایت بزند.
بی گمان ، حفظ جان افراد و جلوگیری از تعرض به تمامیت جسمانی و روحی آنها و نیز پاسداشت آبروی کشور و نظام ، بر مصونیت بی منطق عده ای آمر و مأمور قانون گریز و فعال مایشاء ارجحیت دارد و درک این موضوع ، فراست و هوشمندی خاصی هم نمی طلبد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر