فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۲۴۱۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۱ - ۰۵-۰۶-۱۳۸۸
کد ۸۲۴۱۴
انتشار: ۱۹:۱۱ - ۰۵-۰۶-۱۳۸۸

دومین نوشته ابطحی از زندان

عصر ایران
اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آن چه باور داشتم، را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد.
امروز تصمیم گرفته‌ام در این ماه رمضانی که آشامیدن حرام است برای خودم نوشابه‌ای باز کنم حسابی. آدم وقتی مدتی تلویزیون ندیده باشد و ییهو تلویزیون‌دار شود، تنها هم باشد چه شوقی برای دیدن تلویزیون جمهوری اسلامی پیدا می‌کند!!

پریشب که دادگاه دوستان بود و تلویزیون در کانال‌های مختلف پخش می‌کرد، هم به خاطر موضوع و هم به خاطر بیکاری و هم از سر ذوق تلویزیون دیدن. همه کانال‌های مختلف را به صورت تکراری گوش کردم. لابد شماها هم دیدید.

من سه هفته پیش در دادگاه درخواست کردم کمی حرف بزنم. در آن جا به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و از موضع اصلاحات که بی‌دلیل قربانی جریانی شد که خودش اعلام می‌کرد اصلاحات را قبول ندارد، نقدهایی از سر استدلال به جریانات بعد ار انتخابات انجام دادم. آن را واقعا شجاعت می‌دانستم. شجاعت گفتن آن چه باور دارم. همان شجاعتی که در موقع انتخابات هم بروز دادم و وقتی همه اصلاح‌طلبان به سراغ مهندس موسوی رفتند که بازی برنده انتخابات خاتمی را به هم ریخته بود، من به اردوگاه کروبی پیوستم که اعتراضم را به آمدن بی دلیل آقای موسوی اعلام کنم. آن موقع هم یادتان هست که چه فشاری تحمل کردم ولی کم نیاوردم.

من اعترافی نکرده بودم که زیر فشار باشد. هیچوقت هم اعتراف در زندان را قبول نداشتم و بارها علیه ابن کار مطلب نوشتم. من در دادگاه استدلال‌هائی برای شرایط بعد انتخابات ارائه کرده بودم که باورم بود. گرچه آن استدلال‌ها با بازی بزرگانی که قرار بود همه ما را بازی دهند منافات داشت. خیلی‌ها راجع به من خیلی حرف‌ها زدند. مثل همان فشارهای دوران انتخابات.

اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آن چه باور داشتم، را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد.

این همان نوشابه‌ای بود که می‌خواستم برای خودم باز کنم که یادم آمد در زندان نوشابه به ما نمی‌دهند!

البته این نوشته درد دل و گفتگو با شمایی است که همیشه دوستتان داشته‌ام. اولین اصل جامعه مدنی و اصلاح‌طلبی داشتن تحمل پذیرش نظرات دیگران است.

حالا تنهائی و فشار زندان ظاهرا آن قدر بر من فشار آورده که برای اولین‌بار این قدر بد اخلاق دارم می‌نویسم. آخه شما که دعا نمی‌کنید زودتر آزاد شم. حقتونه که این‌جوری حرف بزنم. ولی باور کنید خیلی بیش از آن که فکر می‌کنید در این تنهائی زندان به یاد تمام خوانندگان وبنوشتم هستم.
 
لینک مطلب
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
-
۲۲:۴۶ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۵
0
0
لطفا علت لاغری بیش از اندازه تون رو هم بگین !!!!
captcha
نیوشا ضیغمی: ارتباطی در کار نبود فقط همدیگر را نگاه می کردیم نماینده مجلس: در غرب آسیا محور کشورهای اسلامی هستیم و باید در همه میدان‌ها ردپای خودمان را داشته باشیم انتقال پیام نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان به پزشکیان عضو خبرگان: رأی اعضا به انتخاب رهبری، به صورت ویدئویی هم ضبط شد تا در صورت شهادت، نظرش ثبت شده باشد ادعای وزیر انرژی آمریکا درباره صادرات نفت از تنگه هرمز 4 میلیون خانواده، مالک 16 میلیون خودرو هستند/ 55 میلیون نفر ماشین ندارند ارتش یمن: انبارهای تسلیحاتی عربستان را هدف قرار دادیم واکنش عراق به اقدام کلمبیا در به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندی‌های جولان وقوع چندین انفجار در جنوب لبنان در پی حمله اسرائیل بیش از ۳۰۰۰ مفقود در زلزله ۷.۴ ریشتری کلمبیا شاگرد «رهبر سوم»: نگاه ایشان در مسائل اجتماعی و فرهنگی، "مداراجویانه" است/ پاسخ رهبری به پیام خاتمی نشانه است پیش‌بینی وضعیت آب و هوای تهران؛ وزش باد شدید و رگبار در راه است اعتراض رسمی سپاهان و تراکتور به فدراسیون فوتبال درباره اهدای جام قهرمانی به استقلال هشدار مدیریت بحران هرمزگان درباره رگبار، تگرگ و طوفان در ارتفاعات استان لبنان مجازات اعدام را لغو کرد