فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۲۶۳۹
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۰ - ۰۸-۰۶-۱۳۸۸
کد ۸۲۶۳۹
انتشار: ۱۲:۵۰ - ۰۸-۰۶-۱۳۸۸

ابطحی: یک هم سلولی جدید آمد

سیدمحمد ابطحی در وبلاگش نوشت:

در زندان، برای من، صبح ها که میخواهم از خواب بیدار شم، بدترین اوقات است. آدم وقتی خواب است، یادش می رود که در زندان است و در یک اطاق تنها باید روز را سر کند.
 معمولا وقتی از خواب بیدار می شوم که درخواب در کنار خانواده و یا دوستان گرم صحبت هستم.

در سلول انفرادی که بودم و اطاقم سه در سه بود، ساعت 7.30 صبح از یک پنجره ای که زیر در آهنی بود،  صدای قیژی می آمد و پنجره ای باز می شد و یک بسته نان و پنیر و یک لیوان چای را هل میدادند تو.

در آن حالت خوش آزادی در خواب، این صدا من را بیدار می کرد. وقتی می دیدم باز هم در همان اطاق ولو هستم، غم عالم بر دلم می نشست.
 حالا که به یک جای دیگر منتقل شدم. اطاق بزرگی دارد با تلویزیون و حیاط 100 متری که بدون چشم بند میشود در آن قدم زد.

تا پنجشنبه گذشته، که در این محل جدید تنها بودم. صبح ها، اینجا هم که از خواب بیدار می شدم در این اطاق بزرگ بیشتر تنهائی را حس می کردم. بدون قیژ در ورودی باز هم همان غم موقع بیداری وجود دارد.

 پریروز عصر پنجشنبه رفته بودم اطاق بازجوئی که وبلاگم را بنویسم. آمدم دیدم یک تخت دیگر در اطاقم گذاشته اند. چند دقیقه بعد هم سر و کله ی سعید شریعتی پیدا شد که بار و بندیلش را به دست گرفته و با چشم بند وارد حیاط شد.

خیلی خوشحال شدم. بعد از 71 روز غیر از باز جو وتیم قضائی، یک نفر را می دیدم که میخواست با من بماند. موقع افطار هم دیدم که در حیاط با تشریفات ویژه اش باز شد و محمد عطریان هم آمد وافطار را با هم خوردیم ولی بعد افطار بردندش. آی چسبید. همان جا به سختی و به صورت تصادفی فهمیدیم که از همان پنجشنبه خیلی از بچه ها و دوستان زندانی مان در اوین چند نفری با هم شده اند وبه اطاق های عمومی منتقل شده اند. بیشتر خوشحال شدیم.

با اینکه زندانی هستیم و رنج تنهائی تا اعماق وجود همه مان وجود دارد، ولی همین اندازه که سه نفری افطار خوردیم کلی لذت بردیم. سعید شریعتی 40 روز بعد از ما دستگیر شده است.
کلی اخبار بیرون زندان را در این 40 روزه تعریف کرد. چه اوضاعی بوده است و ما بی خبر بودیم. خیلی سعی کردم از سعید شریعتی بفهمم که با چه هدفی و با چه برنامه ای این کارها صورت گرفته و کجای آن به سود مردم بوده، نفهمیدم. او هم نمی دانست.

فقط ماجراها را تعریف می کرد. از حمایت های با مزه آدمها و طیف های مختلفی که در خارج از کشور لباس سبز پوشیده بودند هم حرف زد. شیر تو شیری بوده خوشمزه. بی خبری هم عجب عالمی است. هر کس ایران امروز را بشناسد می داند که دود آشوبهای خیابانی تنها به چشم مردم و تاریخ وعظمت ایران میرود. واین واقعیت را بیش از دیگران ، آنهائی میدانند که مردم به دفاع از آنان به خیابان ها آمدند. در هر حال ما را چه به سیاست. اینکه  در این چند روزه از تنهائی در آمده ایم، و افطارها غوق نمی کشیم عجالتا خوشحالیم.       
ارسال به دوستان
captcha
هشدار درباره هیدروسفالی؛ آب‌آوردن مغز چیست؟ باتری لیتیومی را فراموش کنید؛ چین زیرِ زمین بزرگ‌ترین باتری هوای فشرده جهان را ساخت! ارتش یمن: سه عملیات منحصر به فرد علیه عربستان انجام دادیم ماکرون: متعهد به حمایت تمام‌عیار از اوکراین هستم ادعای ترامپ: برای گفت‌وگوی مستقیم با ایران آماده هستم ناو هسته‌ای فرانسه دچار آتش‌سوزی شد ترکیب جدید هیئت‌مدیره استقلال مشخص شد دولت ترامپ حضور خبرنگار پالتیکو در هواپیمای ریاست جمهوری را ممنوع کرد هشدار امنیتی سفارت دولت ترامپ در عربستان به آمریکایی‌ها کبیری: شفافیت و مقابله با فساد، رویکرد جدی وزارت امور اقتصادی و دارایی است علم الهدی: ایران براساس محاسبه الهی قدرتمندترین کشور جهان است «پیمان مکه» وارد فاز عملیاتی شد؛ استقرار فوری نیروهای نظامی در عربستان رئیس دیوان کیفری بین‌المللی: تحریم‌های آمریکا به منزله حمله به حاکمیت قانون است حمله تروریستی در سیستان و بلوچستان/ یک نفر به شهادت رسید واکنش کرملین به گزارش‌ها درباره طاعون در روسیه: به شایعات و سخنان بی‌اساس توجه نکنید