۰۲ خرداد ۱۴۰۳
به روز شده در: ۰۲ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۷
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۸۷۷۲۳۷
تعداد نظرات: ۳۷ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۶ - ۱۵-۱۱-۱۴۰۱
کد ۸۷۷۲۳۷
انتشار: ۱۱:۱۶ - ۱۵-۱۱-۱۴۰۱

ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟

ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟
    در نگاه رسمی ترور شاه در 15 بهمن 1327 کار خود ناصر فخرآرایی بود که 5 تیر را با یک نشان خاص شلیک کرد: به قصد کشتن شاه.

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر- ساعت 3 بعد از ظهر 15 بهمن 1327 خورشیدی، محمد رضاشاه پهلوی در مقابل دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران هدف 5 گلولۀ فردی به نام «ناصر فخرآرایی» قرار گرفت که با عنوان خبرنگار روزنامۀ «پرچم اسلام» در محل حضور یافته بود.

   سه گلوله به کلاه شاه و دو گلولۀ دیگر به لب و پشت شاه اصابت کرد و با این که ترور در چند قدمی اتفاق افتاده بود، تنها دو زخم سطحی بر جای ماند و آسیب جدی به پادشاهِ 29 ساله وارد نیامد و توانست بعد از آن پیام هم بفرستد (هر چند این شایعه در شهر پیچید که شاه دیگر نمی‌تواند سبیل بگذارد اگرچه پیش از آن هم سبیل خود را می‌تراشید و اتفاقا شاه به خاطر سال‌های تحصیل در سوییس، دوست داشت تصویری متفاوت با رهبران منطقه - همه با سبیل - و حتی پدرش داشته باشد). 

   با این که فریاد زد «نکشیدش» و سرتیپ صفاری رییس کل شهربانی هم تنها به پای ضارب تیر زد و سلاح از دست ناصر افتاد و دست‌ها را به علامت تسلیم بالا بُرد و سرپاسبان یکم ممتاز هم او را در اختیار داشت اما سرِ فخرآرایی هدف چند گلوله از جهت‌های گوناگون قرار گرفت. در حالی که سرپاسبان هم از بیم جان خود او را رها کرده بود و ناصر با پیکر خونین به زمین افتاد. هر چند در گزارش های اولیه گفته شده بود در دَم جان سپرده اما بعدتر از مرگ او در بیمارستان خبر داده شد.

ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟
  ترور محمد رضا‌شاه پهلوی در 15 بهمن 1327 جدای خودِ رخ‌داد، بیشتر به خاطر اتفاقات سلسله‌وار بعدی از مهم‌ترین وقایع تاریخ معاصر است و نقطۀ عطف به حساب می‌آید. رخ‌دادهایی مانند اعلام انحلال حزب توده ایران، بازداشت‌های گسترده و تبعید آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی یا محدود کردن مطبوعات چنان بود که این ظن را تقویت می‌کرد که از قبل برنامه‌ریزی شده بود.

    قتل ضارب در محل ترور یا در بیمارستان در حالی که شاه، قِسِر در رفته و به سرعت به داخل منتقل شده و امکان بازداشت زندۀ متهم وجود داشته شایعات گوناگون بر سر زبان‌ها انداخت و تا همین امروز هم و طی 74 سالی که از آن روز می‌گذرد همچنان فرضیه‌های گوناگون مطرح می‌شود که البته هیچ‌یک نیز با قاطعیت تأیید نشده  و از این رو به ترور جان‌.اف‌.کندی رییس جمهوری آمریکا در 14 سال بعد از آن شباهت دارد که امکان کشف حقیقت فراهم نیامد چون در آن فقره هم ضارب را کشتند.

   کتاب «دانشگاه تهران؛ ساعت 3 بعد ازظهر 15 بهمن 1327» را می‌توان کامل‌ترین مجموعۀ اسناد در‌بارۀ این واقعه دانست که انتشارات خجسته به کوشش «محسن رزمجو خوزانی» منتشر کرده است، اگرچه این کتاب نیز فرضیۀ خاصی را با قاطعیت به نتیجه نمی‌رساند. هر چند باور انتساب ناصر فخرآرایی به حزب توده یا کاشانی را دشوارتر می‌سازد و پای دیگران را به میان می‌کشد و این ابهام همچنان باقی می‌مانَد که کار که بودو از کجا آب می‌خورد؟ترور شاه در نیمۀ بهمن؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان

   کتاب، مقدمۀ جذابی دارد و همان ابتدا اهمیت این رخ‌داد را روشن می‌کند: «‌پس از ترور ناموفق شاه، در تهران شرایط فوق‌العاده اعلام شد. از همان روز، حکومت نظامی دست به بازداشت‌های گسترده زد. از یک سو عده‌ای از روزنامه‌نگاران و مدیران جراید مانند دانش نوبخت مدیر روزنامۀ سیاست، علی بشارت مدیر روزنامۀ صدای وطن و سید باقر حجازی مدیر روزنامۀ وظیفه بازداشت و روزنامه‌های آنان توقیف شدند و از سوی دیگر مأموران نظامی و انتظامی دفتر و کلوب‌های حزب تودۀ ایران را در تهران و شهرستان‌ها تصرف کردند و عده‌ای از رهبران، کادرها و اعضای این حزب بازداشت و زندانی شدند و دو روز بعد در 17 بهمن 1327 هم سراغ سید ابوالقاسم کاشانی رفتند و او را ابتدا به قلعۀ فلک‌الافلاک خرم‌آباد فرستادند و بعد به لبنان تبعید کردند. دو روز بعد و در 19 بهمن دکتر زنگنه وزیر فرهنگ وقت لایحۀ " تحدید مطبوعات و مجازات مرتکبین جرایم مطبوعاتی" را به مجلس شورای ملی برد و تنها 23 روز بعد در 12 اسفند 1327 به تصویب رسید.»

    در این قانون هر انتقاد از دولت افترا و شخص، بدخواه دولت تشخیص داده و مجازات می‌شود! اتفاق اصلی اما پس از این است: روز 20 بهمن 1327 نمایندۀ شرکت نفت ایران و انگلیس برای مذاکره دربارۀ قرار‌داد نفت وارد تهران می‌شود و 4 اسفند روزنامه‌نگاران توقیف شده در دادگاه نظامی محاکمه و محکوم می‌شوند.

   با این نگاه ترور مقدمه‌ای بوده برای سه کار: بستن فضای باز سیاسی تا شاه جوان پا جای پای پدر خود بگذارد که 7 سال قبل با تحقیر، خلع و تبعید شده بود. در حالی که محمدرضای جوان که طی 7 سال، سیمای یک پادشاه دموکرات را به تصویر کشیده (و حتی یک بار شبانه سرزده به محلات جنوب تهران رفته بود) و چون نمی‌خواست کارهای پدر را تکرار کند، املاک را پس داده و به جای اِعمال دیکتاتوری تنها سلطنت کرده بود نه حکومت یا دخالت و با ترور می‌خواستند مجاب شود ایران، سوییس نیست و اگر کوتاه بیاید جان خود را از دست می‌دهد و برای قرارداد نفت نیاز به کنترل و سرکوب است. پس حکایت کهنه تکرار شد: بستن مطبوعات به بهانۀ توطئه بیگانه و توقیف فعالان سیاسی و مدنی و این و آن را متهم کردن و مردم را لایق آزادی ندانستن.

     دوم: شاه از حزب توده و شوروی به غایت متنفر بود و حالا فرصتی یا بهانه‌ای یافته بود برای سرکوب و انحلال و سوم به این بهانه افزایش اختیارات و تغییر قانون‌اساسی و در فضای عاطفی پس از ترور. 

   در همین فضا بود که در دیدار با شماری از نمایندگان مجلس در محل دربار در روز چهارم اسفند از لزوم تغییر قانون‌اساسی و افزایش اختیارات شاه و دستور تشکیل مجلس مؤسسان خبر داد و همین اتفاق هم به سرعت افتاد و اول اردییهشت 1328 مجلس مؤسسان تشکیل شد و با تجدید نظر در مادۀ 48 قانون اساسی اختیار انحلال دو مجلس شورا و سنا را به شاه دادند. شگفت‌آورتر این‌که ماه بعد و در 15 خرداد 1328 لایحه برگرداندن برخی از املاک رضاشاه هم تصویب شد و اول مرداد 1328 هم لایحۀ الحاقی قرارداد نفت با دو فوریت به مجلس رفت. 

   تنوع اقدامات در 6 ماه بعد از ترور چنان است که این ظن را تقویت می‌کند که از قبل آن نقشه را به مثابه تمهید در سر داشتند منتها فضای باز سیاسی اجازه نمی‌داد. اما چرا این قدر ریسک کردند؟ چون به هر حال واقعا شاه در آن جریان زخمی شد ولو سطحی ولی کافی بود ضارب به گونه‌ای دیگر تیراندازی می‌کرد. از این روست که می‌توان گفت اگر هم ماجرای فخرآرایی، صحنه‌آرایی بوده باشد کارگردان نمایش، خود شاه نبوده چون به مخاطره‌اش نمی‌ارزید.

     برخی هم بر این باورند بله چنان طرح‌هایی را در سر داشتند اما جرأت نداشتند و بالقوه بود و تا ترور اتفاق افتاد ملاحظات کنار رفت و بالفعل شد نه این که ترور برای بازداشت مخالفان و انحلال حزب توده و تغییر قانون اساسی و قرارداد نفت بوده باشد.

ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟
    سه نظریه مطرح اصلی از این قرار است:

     1. در روایت رسمی، حزب توده پشت ماجرا معرفی شد و اگر هم نه حزب که شخص نورالدین کیانوری عضو کمیته سیاسی (و دبیر کل مشهور بعدی). دکتر کیانوری البته در کتاب خاطرات خود (‌روزنامه اطلاعات، سال 1371 صفحات 88 و 183)  این ادعا را رد می‌کند و استدلالات او پذیرفتنی هم هست و واقعا اگر چنین نقشه ای داشتند 5 گلوله از نزدیک شاه را از پا درمی‌آورد نه آن که زخم کوچکی بر صورت او بر جای بگذارد و  چرا برای کارت خبرنگاری به کاشانی متوسل شوند تا او توصیه کند در حالی که روابط مطبوعاتی عوامل حزب توده در فضای آن سال گسترده بوده است.

اسلحه ای که با آن شاه ترور شد
ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟

      2. صحنه سازی خود شاه برای بستن فضا و انحلال حزب توده. خسرو شاکری در کتاب «‌اولین کودتای شاه، سال 1949» در صدد اثبات این دیدگاه است. همان زمان اعلامیه‌ای هم با عنوان «صحنۀ مفتضح» با همین مضمون پخش شد که در آن آمده بود: «‌ملت ایران باهوش‌تر از آن است که گول بخورد. چگونه باور کند شخصی مورد اصابت 5 گلوله از فاصلۀ نزدیک واقع شود ولی کوچک‌ترین صدمه و آسیبی به او نرسد؟ سه تیر به کلاه او اصابت کند ولی سر او آسیب نبنید؟! این حقه بازی و دوز و کلک در حین جنجال نفت معلوم است برای چه هدف بوده است. جوانکی را با وعده و وعید آلت می‌کنند تا تیراندازی بی‌مقصد بکند و برای آن که راز آشکار نشود  او را جا به جا می‌کُشند. باز برای این که راز آشکار شود اطراف او را توقیف می‌کنند و جراید را توقیف می‌کنند و دفترچه یادداشت جعل می‌کنند.... ملت ایران به صحنه‌سازان دغل و رسوا می‌خندند. حکومت دروغ در دنیای امروز موقت است...»

    3. در نظریه سوم رزم آرا رییس ستاد ارتش در پشت ماجرا بوده است. 

     این فهرست البته محدود به این سه گمان نیست. در سال‌های اخیر نام یک زن نیز توجه پژوهش‌گران را به خود جلب کرده است: مهین اسلامی که با ناصر دوستی نزدیک داشته و پدرش یا خودش در سفارت انگلستان کار می‌کرده‌اند.  فخرآرایی متأهل بوده ولی با این زن هم رابطه داشته است.

    در گزارش شهربانی کل کشور با قید خیلی فوری/ محرمانه آمده: «‌اماکن و محل های زیر بازدید شد: منزل دکتر فقیهی، ادارۀ روزنامه و مطب دکتر مزبور، منزل آدولف بنتش تبعۀ چکسلواکی، عکاسخانۀ ناصر، عکاسخانۀ فتو شکیب و ظریفیان و منزل ناصر فخرآرایی در خانۀ سروان ابوالحسن ثقفی افسر ارتش کاشی 32. اولاد ندارد و به ناصر فنر مشهور است» و در ادامه به شرح بازجویی و روایت افراد مختلف اشاره شده و از جمله این که: 

   «‌مهین اسلامی فرزند ابوطالب، خدمت‌گزار سفارت انگلستان مقیم قلهک رفیقۀ ناصر فخرآرایی اعتراف به دوستی و رابطه با او داشته و اظهار می‌دارد ناصر عضو حزب توده بوده و او را به مطالعۀ کتب حزب توده تشویق می‌کرده است.»

ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟

     با نگاه دایی‌جان‌ناپلئونی که کار، کار انگلیس است داستان روشن می‌شود.  انگلیسی‌ها به دنبال نفت ایران بودند. اما سیاسیون و مطبوعات آزاد مخالفت می‌کردند. پس از طریق زنی مرتبط با سفارت انگلستان ناصر فخرآرایی را تحریک به ترور می‌کنند تا هم حزب توده را از سر راه خارج کنند و هم شاه را بترسانند که زیاده از حد هوا برش ندارد و  از بیم جان به خواست آنان تن دهد و شاه پس از آن به موجودی ترسو تبدیل می‌شود که به دنبال بسط قدرت خود بوده و البته ظهور دکتر محمد مصدق را پیش‌بینی نکرده بودند که بازی را تغییر داد و 5 سال بعد نقشۀ آشکارتری را اجرا کردند.

    این که کارت خبرنگاری با توصیۀ کاشانی به مدیر روزنامه صادر شده هم قابل توجه است و با این فرضیه انگلیسی‌ها می‌خواستند به شاه بفهمانند دشمن او انگلستان نیست که پدر او را تحقیر و تبعید کرد. بلکه اتحاد نیروهای کمونیست و مذهبی است و سال ها بعد هم دیدیم که شاه چگونه مدام از اتحاد سرخ و سیاه می‌گفت و اصطلاح مارکسیسیت‌های اسلامی را به کار می‌برد.

    نام مهین اسلامی که دوست ناصر بوده و خودش یا پدرش شاغل در سفارت انگلیس در قلهک اجازۀ داستان‌سرایی در این عرصه را می‌دهد اما همین هم در حد فرضیه باقی مانده و نویسندۀ کتاب از آن عبور کرده و در کنار اسناد دیگر آورده و توقف و پرداختن به آن از این نویسنده است.

    گزارش اظهارات مهین اسلامی البته در اسناد آمده: «‌از مفاد چند فقره نامه‌هایی که ناصر به مهین نگاشته .... استنباط می‌شود مهین ممکن است به واسطۀ مناسبات مودت‌آمیز و صمیمانه با ناصر فخرآرایی ابراز علاقۀ مخصوص می‌کرده ولی از نیات ناصر بی‌اطلاع بوده باشد.»

با این حال او مدتی در بازداشت بوده است. حجم عظیمی از کتاب شرح اظهارات افراد مختلف است که با جزییات دربارۀ ارتباطات گفته اند و چون به مهین اسلامی اشاره شد اعلامیۀ دادرسی ارتش در روزنامۀ اطلاعات 11 اردیبهشت 1328 قابل توجه است که مهین اسلامی را از اتهام شرکت در توطئه مبرا ولی به علت معاونت در سوء قصد به 5 سال زندان مجرد محکوم می‌کند و البته چنان که حدس می‌زنید به سرعت بخشوده شد.

ناصر فخرآرایی
ترور شاه در نیمۀ بهمن 27؛ معمای «‌ناصر فنر» و دختر مرتبط با سفارت انگلستان/ یک تیر و 5 نشان یا 5 تیر و یک نشان؟

   بنا داشتم دربارۀ کتاب پس از مطالعۀ کامل بنویسم ولی چون امروز 15 بهمن و سالگرد اولین ترور شاه است (‌چون شاه در 21 فروردین 1344 هم در کاخ مرمر هدف ترور نافرجام رضا شمس آبادی مأمور گارد جاویدان قرار گرفت و از آن هم جان به در برد) به همین میزان بسنده شد. دربارۀ کتاب از یک طرف پرهیز از قضاوت و اکتفا به ارایۀ اسناد مثبت است اما برخی دوست دارند به نظر مشخصی برسند. کاش در چاپ‌های بعد کتاب به فصل‌های جداگانه تقسیم شود و به جای آن که نام نویسنده در سرصفحۀ سمت راست بیاید عنوان فصل بیاید تا جست‌و‌جو آسان تر باشد و اگر فهرست اَعلام یا نام‌ها را هم در پایان داشته باشد کتاب کامل و قابل‌استفاده‌تر می‌شود.

    در کتاب‌های تاریخی چه بسا افراد حوصله یا وقت مطالعۀ تمام کتاب را ندارند و تنها دنبال رد یک یا چند نام خاص باشند. کما این که خود کتاب خاطرات محمد علی عمویی (‌درد زمانه) را بر اساس نام‌ها خوانده‌ام یا در کتاب هوگو چاوز دنبال این بودم ببینم دربارۀ محمود احمدی‌نژاد چه نوشته است. فهرست اسامی و ارجاع به صفحات سبب می‌شود مراجعه به کتاب تاریخی یا خاطرات آسان شود و در این فقره شاید خوانندگان علاقه‌مند باشند تنها به گزارش‌های مربوط به این زن (‌مهین اسلامی) یا رزم آرا مراجعه کنند ولی چون در پایان فهرست ندارد با یک نگاه، شدنی نیست.

    پرسش اصلی این است ترور شاه در 15 بهمن 1327 کار خود ناصر جوان بود و 5 تیر او با یک نشان خاص شلیک شد: کشتن شاه. چون هم آن 5 مشخص است و هم این یک. یا یک تیر بود با 5 نشان؟ تیری که سفارت انگلستان از طریق دختری مأمور یا دختر یکی از کارکنان، نه به قصد کشتن که به انگیزۀ ترساندن شاه از از روس‌ها و کمونیست‌ها و حزب توده‌، از فعالان سیاسی، از مطبوعات آزاد، از رزم‌آرا  و از نیروهای مذهبی شلیک شد و در واقع یک تیر بود با 5 نشان نه 5 تیر با یک نشان! و البته نه به قصد کشتن که برای ترساندن و باج گرفتن.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۳۷
در انتظار بررسی: ۲۹
غیر قابل انتشار: ۰
سیاهکلی ،
Sweden
۱۱:۴۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
11
35
چه خوب بخش سیاهه تاریخ/سیاهکاران تاریخی رو کمدی وار شرح میدی، ایول.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۰۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
6
78
آقای خدیر دست تون درد نکنه. روز تعطیل هم از استراحت خود میزنی و مینویسی. عالی بود. لذت بردم. به طعنه های حاسدان هم توجه نکنید. مرسی که تلنگر میزنی تا جور دیگر ببینیم.
پاسخ ها
رضا
| Germany |
۱۳:۳۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
ما از کجا بدانیم، یا شما از کجا میدانید آقای خدیر این نوشته هایش از خودش هست؟ به نظرم روبات کامپیوتری یا چند تا منشی و دستیار دارد که برایش مینویسند ولی به اسم خودش بیرون میدهد. بعید است کسی بتواند چنین فعالیت زیاد خستگی ناپذیر داشته باشد، یا زن و بچه ندارد یا واقعا عاشق کارش است؟
عصر ایران

لطف دارید ولی وقتی کار شما لذت شما و اوقات فراغت شما باشد شدنی است. تازه نویسنده خود نسبت به روزنامه نگاران پرکاری چون اسماعیل جمشیدی و دوره ای محمد قائد غبطه می خورد. بخت نویسندۀ این سطور در زمانۀ رسانه های برخط است که مخاطبان را گسترده تر و مطالب را ماندگار و قابل بازنشر ساخته است. منشی و دستیار در کار نیست.

ناشناس
| Netherlands |
۱۴:۴۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
رضای عزیز.تا حالا کتابخانه تو خونه تون داشتی؟یه سری چیزها تو اینترنت پیدانمیشه.یااگه باشه یه تیکه رو نوشتن.معلومه کسیکه مطلب میذاره کتابخونه پرازکتاب تو خونه ومحل کارش داره
رضا
| Germany |
۱۸:۰۸ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
ناشناس جان، رمز پرکاری جناب خدیر فقط به داشتن شاید کتابخانه پر از کتاب یا نشریات قدیمی نیست، بلکه در عصر بایگانی و آرشیو درست کردن راحت نوشته جات در کامپیوتر حتما آقای خدیر هم استعدا برنامه ریزی و سازماندهی خوبی دارد؟ به قول آلمانی ها برنامه ریزی قبل از کار، یعنی نصف کار را انجام دادی. البته الان کار ژورنالیستی و تحقیق راحتتر شده بخاطر سرچ یا جستجوی راحت در گوگل و غیره که در باره هر موضوعی میبینی چندین مقاله یا نوشته و کتاب فورا میآید. دیگر دستچین کردن مطالب و اینکه کدام توضیح و تعریف ماجرا یا حادثه به عقل خواننده جور دربیاید یا نه، به خودت و میزان سواد و آگاهی و دانائی ات بستگی دارد. شخصا از ژورنالیسم حرفه ای خوب روان نویس استقبال میکنم، خصوصا که تسلطش به زبان فارسی خوب هم باشد و نشان احترام به خواننده اش هست که بعد از خواندن نوشته ای اولا وقتش تلف نشده، دوما غنی تر از پیش شده با آموختن چیزهای تازه! سلامت باشید!
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۰۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
8
57
دست مریزاد مهرداد جان مثل همیشه جامع و کامل
اطلاعات خوبی داشت سپاسگزارم
قلمت مانا و توانا
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۲۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
4
39
خیلی خوب موضوعات روز کشور رو از دل تاریخ پیدا می کنی و می گی
مخاطبتون هم قشنگ درک میکنه منظور رو
احسنت
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۵۹ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
4
40
خدا عصر ایران وهمفکران واشخاصی مثل محقق دامادوبرهانی حقوقدان را برای کشور نگهداردبلکه مردم از حقایق تاریخی عبرت ودچار اشتباهات مکرر نشود
ناشناس
Australia
۱۳:۰۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
43
"هر انتقاد از دولت افترا و شخص، بدخواه دولت تشخیص داده و مجازات می‌شود!"
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۰۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
23
8
میشه کوتاه تر و خلاصه تر بنویسی لطفا
عصر ایران نه واقعا چون حق مطلب ادا نمی شود ولی از تکنیک جا انداختن برخی پاراگراف ها در نوبت اول و بعد مطالعه کامل می توانید استفاده کنید. چون این نوشتارها جستار است نه مقاله که صغرا کبرا کند و هر پاراگراف نکته خاص خود را دارد.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۳۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
1
36
ممنون از توجه شما به نکات تاریخی ، مردم باید تاریخ را بخوانند تا سطحی و هیجانی مسائل اجتماعی و سیاسی را تحلیل نکنند.
امضاء محفوظ
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۳۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
19
جناب آقای خدیر
با سلام و تبریک عید میلاد امیرالمونین علی (ع) و روز پدر به شما و هموطنان عزیز
ابتدا سپاس از توجه تحسین برانگیز شما به تاریخ و آرزوی سلامتی و برکت برای شما و همکاران تان در عصر ایران که قلم شیوا، ادبیات پاکیزه و غنی از واژگان ظاهرا نامحدود و غیر تکراری همواره خستگی و رخوت را از اذهان می زداید و برای لحظاتی از دنیای پرتلاطم روزمره، رها می شویم و اندکی انرژی می گیریم (می گیرم) برای ادامه مکررات آنچه را که زندگی می نامیم.

در پاراگراف چهارم، ترور ناکام شاه را با ترور جان اف کندی در 1963 مقایسه نموده اید لکن احتراما و با پوزش فراوان، ضارب (لئون اسوالد) را که به دست " جک روبی " به قتل رسید ضارب رئیس جمهور مقتول معرفی نمودید احتراما فرض را بر این قرار می دهم برای اینکه مقاله طولانی نشود از آن قضیه سریع عبور نمودید چون هدف بررسی تاریخ معاصر کشور بود نه عوامل قتل کندی لکن با توجه به گستره اطلاعات شما شخصا انتظار داشتم مثلا داخل پرانتز (به مناقشه بین روایت رسمی و معتقدین تئوری توطئه که در قاتل بودن اسوالد، تشکیک می نمایند) اشاره می فرمودید.
در خاتمه خواندن کتاب
" در تعقیب قاتلان " نوشته " جیم گریسون " (دادستان نیو اورلئان در دهه 60 میلادی) و ترجمه " دکتر یحیی شمس " که فیلم J.F.K محصول 1991 و برنده اسکار نیز بر اساس آن ساخته شده است
پوزش از شما و خوانندگان مطلب بابت اطاله کلام

خداوند یار و یاورتان باد
رضا ن.
Germany
۱۴:۰۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
28
15
شخصا نظریه دوم را میپسندم که این ترور شاه صحنه سازی و نمایشی به کارگردانی انگلیس بوده تا به چندین هدف خودشان برسند که خوب در متن توضیح داده شد که بدنبال این ترور دست شان برای اجرای چه سیاستهای سرکوب باز شد. از یکطرف مظلوم نمائی شاه که برای سلامتش مراسم دعای مذهبی راه انداختند و از طرف دیگر خشم مردم عادی ساده لوح را علیه مخالفین شاه برانگیختند تا جاوید شاه بگویند. واقعا خنده داره، شاه که آنهمه بادیگارد و محافظ داشت و در هر قدمش شاه روی سرشان راه میرفت کسی بتواند ایتقدر به شاه نزدیک شود و راحت اسلحه اش را هم دربیاورد و پنج!!! گلوله شلیک کند؟ نکند اسلحه اش صدا خفه کن داشت؟ چونکه معمولا بعد از شلیک گلوله اول با صدایش ماموران فورا خبردار میشوند و ضارب را خنثی میکنند. عکس و فیلمی از این صحنه مصنوعی ترور شاه نیست؟ معمولا که همیشه صدتا دوربین پشت سر یا جلوی "والاحضرت" در حرکت بودند! نکند آنروز ترور ساختگی شاه همگی مرخصی رفته بودند؟ با خواندن این گزارش یاد حادثه دیگری افتادم که هیتلر برای سرکوب مخالفینش که اکثرا چپ و کمونیست بودند آمد توسط خودیهایش مجلس آلمان در برلین را آتش زدند و آنرا کار کمونیستها گذاشت تا بعدش خوب بتواند دهن مخالفینش را ببندد و دستش برای سرکوب و کشتار و زندانی کردن مخالفین کاملا آزاد باشد و دنبال بهانه ای میگشت که تایید مردم را هم برای عملکرد خشن خودش بگیرد و سرکوبگری را موجه کند. شاه یا بدلش؟ شاید یک تیر بی آزار خورد، ولی بدنبالش چند تیر به مخالفینش توانست بزند. گویا از صحنه سازی فاشیزم در آلمان خبر داشت البته به کمک انگلیس خبیث!
علی
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۰ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
29
دست مریزاد.
لطفا در فرصت مناسب در باره رزم آرا بیشتر
توضیح داده شود.
عصر ایران

بله. حتما. نویسنده دربارۀ ترور رزم آرا تحقیق مفصلی انجام داده که اگر چه چند سال قبل در مجلات تاریخی منتشر شده اما با اضافات و اصلاحاتی در اسفندماه در سالگرد ترور منتشر خواهد شد.

ناشناس
Turkey
۱۴:۱۷ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
26
مثل همیشه خوب وعالی متشکریم زنده ومانا باشید
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۳۰ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
33
البته با دیدن نحوه ی تعامل با روسیه ،اصطلاح مارکسیست مذهبی و اتحاد سرخ و سیاه معنا می یابد
ناشناس
Netherlands
۱۴:۳۹ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
9
11
ممرضا بعداز مرداد32 کلا عوض شد وتبدیل به فرددیگری شد.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۴۴ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
30
6
شاید هم کار خود مم. رضا بود
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۵۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
5
43
خیلی وقت پیش در جایی خواندم که دقیقا نیم ساعت قبل از ترور کیانوری در خیابان مقابل دانشگاه منتظر ومضطرب دیده شده واسلحه را هم احتمالا او به فخرارایی داده.اما اینکه ادعا کنیم هدف ترساندن ونه کشتن بوده خیلی مضحک است تیر ها همه به طرف سر شلیک شده نه به سمت پا ها ونقاط کم خطر بدن.تیری که به لب بخورد میتواند شقیقه را هم بترکاند.زنده ماندن شاه راتنها باید به حساب شانس وهول شدن ضارب گذاشت وبس.
پاسخ ها
رضا ن.
| Germany |
۱۷:۴۹ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
خوب شد جنابعالی نگفتید زنده ماندن شاه معجزه الهی بود، همانطور که خودش در کتابش ماموریتی برای وطنم میگوید دستان غیب نجاتش دادند و زنده ماندنش یعنی برگزیده خداست و رسالت یا ماموریت به او داده شد. عوامفریبی تا چه حد؟؟؟
ناصر
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۰۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
3
12
بنده بنوبه خود ترور شاه رو که بنوعی بازی کردن فیلم بود قبول ندارم،چرا که وقتی ضارب 5گلوله جنگی شلیک میکند وچندتای آن به قدف سر بوده چنین فیلمی در هالیود یا بالیود میشه تصوری ازش کرد درثانی بیچاره اون موقع خوب تشخیص داده بود که از روس وروسیه دوست خوبی به یک مملکت بعید بوده وتا اونجائیکه ممکن بود ازش دوری میکرد.این طرزتفکرش واقعا درخور تحسین میباشد.
کارشناس ارشد تاریخ
United States of America
۱۵:۱۳ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
2
63
قطعا قصد ضارب کشتن شاه بوده. همانطور که رزم آرا و هژیر و منصور و ... ترور شدند.
آن زمان ترور مُد بوده و نوعی ارزش محسوب می شده است.
کسی که گلوله را به سوی سر نشانه می گیرد چطور ممکن است نداند که با چند سانتی متر کم و زیاد طرف قطعا طرف مقابل کشته می شود ؟!
پس اینکه هدف ترور شاه نبوده یا هدف ترساندن شاه بوده یا اینکه این نقشه خود شاه بوده خیلی مضحک و غیر عقلانی است.
بعضی مواقع نباید بی دلیل مسائل را پیچیده کرد و در اشتباه افتاد.
پاسخ ها
دکترای طریق و تاریخ
| Netherlands |
۱۷:۲۱ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
پس پایان نامه ارشدتان همین باشد و روی همین مطلب تحقیق کنید که البته باید درنهایت درحضورمن ازپایان نامه تان دفاع کنید
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۰:۰۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
نه بابا با تیر مشقی و صحنه سازی فیلم بازی کردند.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۳۰ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
0
18
وقتی واقعا تیر اندازی صورت گرفته نمی تواند کار خود شاه باشد ، شاه اگر می خواست صحنه سازی کند ، به یک نفر نمی گفت 5 تیر شلیک کن اما مراقب باش که به من نخورد !
اما درباره حزب توده ، یکی از تنها تحلیل های درست شاه این بود که توده ای ها و مذهبی ها مهمترین دشمنان او هستند .
کاملا این حرف درست بود و در آخر هم از همان ها شکست خورد ، در سال 57 هم علاوه بر مذهبی ها ، نیروهای چپ که وارث حزب توده بودند بیشترین تاثیر را در انقلاب داشتند .
پس تحلیل شاه درست بود اما اشکال شاه این بود که نتوانست طبقه متوسط طرفدار خود را به وجود بیاورد ،
جمشید سرورامینی
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۲۹ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
0
16
کمونیستها تمامیت خواه می باشند و برای نابودی مشروطیت (لیبرال _ دمکراسی) به هر اقدامی متوسل می شدند. آنها معتقد می باشند که هدف وسیله را توجیه می کند.
حسین
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۸ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
1
14
خیلی عالی بود تو این وانفسای صیانت وجود عصر ایران وزین و آقایان داننده و جناب خدیر بزرگوار و سایر بچه های توانمند اهل قلم سایت تو ایام تعطیل و غیر تعطیل حسابی غنیمت است و کیفورمان می‌کند.
هر چند ، چندین بار پیام گذاشتم اما هیچوقت منتشر نشد.
حسین نصرتی کارمند بانک که از سال ۸۷ هر روز عصر ایران می‌خوانم تکرار میکنم هر روز
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۳۷ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
0
11
درود بر شما بسیار نوشته تحقیقی مفید و ضروری برای زمان ما. با قسمت تئوری ساختگی بودن ترور شاه مخالفم چون هدف قرار دادن سر بازی کنترل شده ای نیست و فقط به قصد کشتن صورت میگیرد. ترور منصور و هژیر هم به همین صورت بوده. بنظر من شاه میدانست از طرف مذهبیون افراطی ترور صورت گرفته ولی از این موقعیت استفاده کرد و حقیقت را پنهان نگاه داشت تا بتواند قدرت خود را گسترش دهد و مخالفان را از میدان به در کند. در خاطرات ثریا به این مورد اشاره شده است.
فرهنگی بازنشسته
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۳۰ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۵
1
10
قابل فهم بااستعاراتی که به روزاست خسته نباشیدآقای خدیر
مهرداد
United States of America
۰۵:۱۸ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
1
5
سلام
بسیار جالب و رسا
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۷:۱۳ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
0
15
سلام جناب آقای خدیر
کاش این احتمال فوی که هدف واقعا کشتن بوده را هم بررسی میکردید.
کشته شدن شاه به نفع چه کسانی بود؟
در آن زمان ولیعهد کی بود؟
واگر شاه میشد چه کسانی سود میبردند؟
آیا پادشاهی باقی میماند یا مثل خیلی از کشورها کمونیست ها روی کار می آمدند
شاید این نقطه شروع یک کودتا بوده
عصر ایران به صورت گذرا هم در کتاب هم در نوشته بالا اشاره شده که به رزم آرا هم نسبت داده شده
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۴۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
0
14
بعضي وقتا همه چي به توطئه و كار كار انگليسي ها بوده ربط نداره.
يه جواني بر اثر تحريك كمونيست ها يا مذهبيون يا ملي گراها يا اصلا براي دل خودش دست به ترور زده ولي بعدا خيليا از اين اتفاق استفاده كرده و موج سواري ميكنن. شليك 5 گلوله اونم ار نزديك فقط برا ترسوندن نبوده و نميتونه صحنه سازي باشه كافي بود يكي از گلوله ها 1 سانت جابجا به هدف بخوره كلا نقشه و هدف ترور عوض ميشد
شايدم كسي كه پشت قضيه بوده هدفش واقعا كشتن شاه بوده ولي از خوش شانسي كشته نشد و كلا نتيجه چيز ديگه اي از آب در اومد
داریوش
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۰۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
0
18
کسی که بخواهد تروری را صحنه سازی کند (نه با هدف کشتن، که برای اهداف دیگر) گلوله ها را به سمت سر هدف شلیک نمی کند.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۵۲ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
0
14
معلوم است صحنه سازی نبوده وقتی به کلاه و صورت شاه شلیک شده باحتمال زیاد دستش لرزش داشته و توانائی کنترل ان را هم نداشته لذا فقط سر و صورت و گردن را می زده که بکشد نه بترساند .مسائل دیگر بهره برداری و پخش خواسته های انگلیسی ها بوده است .
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۲ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
6
5
مجلس گوش بفرمان -از خودش هیچ نداشت فقط منتظر دستور شاه بود تا تصویب کنند
مصطفی
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۹ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
1
4
سلام جناب آقای خدیر
در مورد حادثه ترور شاه، به خاطره مرحوم آقای مرتضی احمدی ( هنرمند) که دوست میرفخرایی بوده و در صحنه ترور هم حضور داشته مراجعه بفرمائید که در همین سایت عصر ایران درج شده است
بهرحال از نوشته های شما لذت میبرم و خیلی ممنونم
عصر ایران سپاس از یادآوری شما. امیدواریم نویسنده کتاب اشاره شده هم به کتاب اضافه کند. جذاب تر می شود.
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۴۸ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۶
8
1
اصلا گفته نشده کار خود شاه بوده و این فرضیه رو رد کردن. من هم موافقم که هماهنگ بوده و میخواستن به شاه بگن ببین روسها میخوان تو رو بکشن و باید با انگلیس کنار بیای و جونت رو مدون مایی
وبگردی