کد خبر ۸۸۵۵۶۰
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۰:۵۶ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۲
کد ۸۸۵۵۶۰
انتشار: ۰۰:۵۶ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۲

امروز با نظامی گنجوی : بسم‌الله الرحمن الرحیم / هست کلید در گنج حکیم

امروز با نظامی گنجوی : بسم‌الله الرحمن الرحیم / هست کلید در گنج حکیم

بسم‌الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم

فاتحه فکرت و ختم سخن
نام خدایست بر او ختم کن

پیش وجود همه آیندگان
بیش بقای همه پایندگان

سابقه سالار جهان قدم
مرسله پیوند گلوی قلم

پرده گشای فلک پرده‌دار
پردگی پرده شناسان کار

مبدع هر چشمه که جودیش هست
مخترع هر چه وجودیش هست

لعل طراز کمر آفتاب
حله گر خاک و حلی بند آب

پرورش‌آموز درون پروران
روز برآرنده روزی خوران

مهره کش رشته باریک عقل
روشنی دیده تاریک عقل

داغ نه ناصیه داران پاک
تاج ده تخت نشینان خاک

خام کن پخته تدبیرها
عذر پذیرنده تقصیرها

شحنه غوغای هراسندگان
چشمه تدبیر شناسندگان

اول و آخر بوجود و صفات
هست کن و نیست کن کاینات

با جبروتش که دو عالم کمست
اول ما آخر ما یکدمست

کیست درین دیر گه دیر پای
کو لمن الملک زند جز خدای

بود و نبود آنچه بلندست و پست
باشد و این نیز نباشد که هست

پرورش آموختگان ازل
مشکل این کار نکردند حل

کز ازلش علم چه دریاست این
تا ابدش ملک چه صحراست این

اول او اول بی ابتداست
آخر او آخر بی‌انتهاست

روضه ترکیب ترا حور ازوست
نرگس بینای ترا نور ازوست

کشمکش هر چه در و زندگیست
پیش خداوندی او بندگیست

هر چه جز او هست بقائیش نیست
اوست مقدس که فنائیش نیست

منت او راست هزار آستین
بر کمر کوه و کلاه زمین

تا کرمش در تتق نور بود
خار زگل نی زشکر دور بود

چون که به جودش کرم آباد شد
بند وجود از عدم آزاد شد

در هوس این دو سه ویرانه ده
کار فلک بود گره در گره

تا نگشاد این گره وهم سوز
زلف شب ایمن نشد از دست روز

چون گهر عقد فلک دانه کرد
جعد شب از گرد عدم شانه کرد

زین دو سه چنبر که بر افلاک زد
هفت گره بر کمر خاک زد

کرد قبا جبه خورشید و ماه
زین دو کله‌وار سپید و سیاه

زهره میغ از دل دریا گشاد
چشمه خضر از لب خضرا گشاد

جام سحر در گل شبرنگ ریخت
جرعه آن در دهن سنگ ریخت

زاتش و آبی که بهم در شکست
پیه در و گرده یاقوت بست

خون دل خاک زبحران باد
در جگر لعل جگرگون نهاد

باغ سخا را چو فلک تازه کرد
مرغ سخن را فلک آوازه کرد

نخل زبانرا رطب نوش داد
در سخن را صدف گوش داد

پرده‌نشین کرد سر خواب را
کسوت جان داد تن آب را

زلف زمین در بر عالم فکند
خال (عصی) بر رخ آدم فکند

روی زر از صورت خواری بشست
حیض گل از ابر بهاری بشست

زنگ هوا را به کواکب سترد
جان صبا را به ریاحین سپرد

خون جهان در جگر گل گرفت
نبض خرد در مجس دل گرفت

خنده به غمخوارگی لب کشاند
زهره به خنیاگری شب نشاند

ناف شب از مشک فروشان اوست
ماه نو از حلقه به گوشان اوست

پای سخنرا که درازست دست
سنگ سراپرده او سر شکست

وهم تهی پای بسی ره نبشت
هم زدرش دست تهی بازگشت

راه بسی رفت و ضمیرش نیافت
دیده بسی جست و نظیرش نیافت

عقل درآمد که طلب کردمش
ترک ادب بود ادب کردمش

هر که فتاد از سر پرگار او
جمله چو ما هست طلبگار او

سدره نشینان سوی او پر زدند
عرش روان نیز همین در زدند

گر سر چرخست پر از طوق اوست
ور دل خاکست پر از شوق اوست

زندهٔ نام جبروتش احد
پایه تخت ملکوتش ابد

خاص نوالش نفس خستگان
پیک روانش قدم بستگان

دل که زجان نسبت پاکی کند
بر در او دعوی خاکی کند

رسته خاک در او دانه‌ایست
کز گل باغش ارم افسانه‌ایست

خاک نظامی که بتایید اوست
مزرعه دانه توحید اوست

برچسب ها: نظامی گنجوی
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۵۱ - ۱۴۰۲/۰۱/۱۸
0
1
عالی
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۲۳ - ۱۴۰۲/۰۱/۱۸
0
1
زیبا بود
وزیر نفت: مردم در مصرف بهینه سوخت همراهی کنند امام جمعه کرج: شرکت نکردن در تجمعات شبانه ترک فعلی است که باید در محضر خدا نسبت به آن پاسخگو بود ایتالیا: ماموریت در تنگه هرمز نمی‌تواند تحت رهبری ناتو انجام بگیرد  هشدار نماینده ایران در ژنو نسبت به آثار حقوق بشری محاصره دریایی ایران ادعای رویترز: قطر یک تیم مذاکره‌کننده به تهران فرستاد تردد خودروها در جاده کندوان از سمت تهران به چالوس ممنوع شد منوتو بازهم تعطیل شد  گل‌محمدی مسن‌ترین گلزن ایران در جام جهانی شد معاون وزیر راه: حدود ۲۰ میلیون نفر در بافت‌های ناکارآمد و کم‌برخوردار شهری زندگی می‌کنند کودالونگا؛ وقتی به خودرو نگاه هنری وجود داشته باشد/ ترکیب دورآلومین و تنفس آلمانی در بخش فنی (+عکس) بقائی: امتیازی از آمریکا نمی‌خواهیم/ نزدیک بودن ایران به سلاح هسته‌ای «دروغ بزرگ» است آغاز فرایند پیش‌ ثبت‌نام الکترونیکی پایه اول ابتدایی از فردا شنبه تحریم‌های جدید اروپا علیه ایران امام جمعه قم: با بی‌حجابان بدون اغماض برخورد شود  مستند هویدا و تناقض «منوتو»؛ تطهیر پهلوی با قهرمان‌سازی از هویدا نمی‌خوانَد