فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۰۳۹۶۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲
کد ۹۰۳۹۶۸
انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

من آن روز می گفتم که: «از مار می ترسم.»
و تأکید می کردم که: «بسیار می ترسم!»

به بازی، طنابی را تن مار می کردی،
من آشفته می گفتم: «از این کار می ترسم!»

چون بر دوش می بستی دو مار دروغین را،
به فریاد، می گفتم که: «بردار، می ترسم!»

تو گفتی که: «ضحاکم!» -من از درد نالیدم
که جابر، جبون، جانی، جوانخوار! می ترسم!

گرفتند جان، ماران، تو را خنده وحشت شد،
گرفتی ز دامانم که: «مگذار، می ترسم!»

سر از یأس جنباندم نگاهم نشانی شد
ز درماندگی، یعنی: «به ناچار، می ترسم.»

پی پاس خود، زان پس، بسا مغز برکندی...
من از مار، اینک، نه! که از یار می ترسم!

برچسب ها: شعر ، سیمین بهبهانی ، مار
ارسال به دوستان
captcha
وزیر راه و شهرسازی: پروازهای خارجی برقرار است پاداش استخراج زی‌کش از بیت‌کوین سبقت گرفت حملات هوایی عربستان به مناطقی در تعز و صعده یمن گزارشی از یک جنایت جنگی هولناک مترو و بی آرتی دو ماه دیگر در تهران رایگان ماند آیا شمال ایران را به ویلاسازها و تخریبگران خواهیم باخت؟ آقای نادعلی! موفقیت دختر هنرمند ایرانی در جشنوارۀ ونیز جای تبریک دارد نه تأسف... چه کسی مالک سونی است؟ / پشت پرده مالکیت غول ژاپنی «بریکس جدید» در حال ظهور/ «معماری اقتصادی نوین» برای توسعه کشورهای جنوب جهان چرا انس جهانی برای سرمایه‌گذاران صندوق‌های طلا اهمیت دارد؟ چین به‌دنبال جنگنده‌های جدیدی است که پس از ناتوانی خلبان هم به پرواز ادامه می‌دهند سقوط در ویترین عشق ابدی؛ بازنمایی یا فروپاشیِ هنجارها؟ بمباران مناطقی از جنوب لبنان توسط جنگنده‌های اسرائیلی ترافیک سنگین در جاده‌های مازندران توپ 9 لوله عثمانی؛ نمونه ای جالب از توپخانه قرن شانزدهم (+عکس)