فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۰۳۹۶۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲
کد ۹۰۳۹۶۸
انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

من آن روز می گفتم که: «از مار می ترسم.»
و تأکید می کردم که: «بسیار می ترسم!»

به بازی، طنابی را تن مار می کردی،
من آشفته می گفتم: «از این کار می ترسم!»

چون بر دوش می بستی دو مار دروغین را،
به فریاد، می گفتم که: «بردار، می ترسم!»

تو گفتی که: «ضحاکم!» -من از درد نالیدم
که جابر، جبون، جانی، جوانخوار! می ترسم!

گرفتند جان، ماران، تو را خنده وحشت شد،
گرفتی ز دامانم که: «مگذار، می ترسم!»

سر از یأس جنباندم نگاهم نشانی شد
ز درماندگی، یعنی: «به ناچار، می ترسم.»

پی پاس خود، زان پس، بسا مغز برکندی...
من از مار، اینک، نه! که از یار می ترسم!

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: شعر ، سیمین بهبهانی ، مار
ارسال به دوستان
تسویه حساب خانوادگی با همدستی یک کمپ اعتیاد واشنگتن پست: پیش کشیدن پیمان ابراهیم سپر توجیه ترامپ برای توافق با ایران گلخانۀ پسر ناصرالدین شاه در کامرانیۀ تهران؛ 130 سال قبل (عکس) اینترنت پرو حذف شد؟ زندگی روی مریخ؛ از نوشیدن ادرار بازیافتی تا کودکانی که دیگر نمی‌توانند به زمین برگردند سرگرمی‌ای که باعث کاهش استرس می‌شود پزشکان انگلیسی: رسانه‌های اجتماعی به اندازه سیگار برای جوانان مضرند آغاز عرضه و ذبح بهداشتی عید قربان از ساعت 6 صبح سه شنبه بازگشت محدودیت‌های بانکی برای چک برگشتی‌ کولرهای آبی تهران روزانه 300 میلیون لیتر آب مصرف می کنند آیا حافظه‌های SSD واقعا قابل اعتمادتر از هارددیسک‌های سنتی (HDD) هستند؟ بازار جهیزیه زیر سایه گرانی؛ از خریدهای تک‌قلمی تا دست‌دوم عکس روز ناسا از دو کهکشان و یک ابرنواختر «غلامرضا خانی شکراب» اعدام شد / اتهام: شبکه سازی برای موساد خطر پنهان تماس با دام؛ مراقب این بیماری کُشنده باشید!