فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۱۰۰۴۱
تاریخ انتشار: ۱۹:۲۲ - ۱۲-۰۷-۱۴۰۲
کد ۹۱۰۰۴۱
انتشار: ۱۹:۲۲ - ۱۲-۰۷-۱۴۰۲

عاطفه نیازمند کمک شماست

روزنامه شرق -  " عاطفه " زن بی‌سرپناهی که هرگز خانواده نداشته و در روزهای کودکی در خیابان رها شده، حالا در آستانه 19‌سالگی و خروج از مرکز خیریه باید به فکر سقفی برای آینده خود باشد. او بدون آنکه بخواهد به دوران زندگی بزرگسالی و استقلال وارد شده است. عاطفه به کمک خیرین در یک خیاطی زنانه مشغول به کار شده است.

حقوق فعلی او پنج‌میلیون تومان است. عاطفه می‌گوید اینکه وارد خانه‌ای خالی بشود که کسی دیگر منتظرش نیست، برایش بسیار دشوار است‌ اما او که هرگز طعم خانواده‌داشتن را نچشیده، تقدیر خود را پذیرفته که تنهاست و فعلا باید به زندگی مستقل و تنهایی خو کند. او می‌گوید: فکر رهن‌کردن خانه را که از سرم بیرون کرده‌ام؛ چون حداقل ۲۰۰ میلیون تومان می‌خواهد و من هم بیش از ۹۰ میلیون ندارم. اما اگر بتوانم پول را به ۱۳۰ میلیون برسانم، خانه کوچکی در یک محله جنوبی اما امن تهران می‌توانم اجاره کنم که اجاره‌بهای ماهانه آن دو میلیون تومان است.

مسئول خیاطی هم که در آن مشغول به کار هستم، به من قول داده بعد از سه ماه حقوقم به هفت میلیون تومان برسد تا بتوانم زندگی آبرومندانه‌ای برای خودم دست‌و‌پا کنم. اما حالا از همه چیز می‌ترسم. از آدم‌ها در خیابان می‌ترسم. هنوز خیلی آماده صحبت‌کردن نیستم و اعتماد‌به‌نفس ندارم. انگار وارد جهانی شده‌ام که پر از غریبه است؛ آدم‌هایی که نمی‌شناسم و اگر بدانند پدر و مادر ندارم، قضاوتم می‌کنند. عاطفه وحشت‌زده به نظر می‌رسد. ناخن‌هایش را می‌جود، گاهی از جایش بلند می‌شود و کمی راه می‌رود. آن‌قدر ناخن‌هایش را جویده که رد زخم را می‌شود در نوک انگشتانش دید.

او می‌گوید: احساس می‌کنم آمادگی این همه هیجان را ندارم. اینکه دنبال خانه باشم، اینکه مستقل شوم، اینکه مدیریت مالی کنم، اینکه این حقیقت مثل پتک به سرم بخورد که تنهایم و این تنهایی آزار‌دهنده و دشوار را نمی‌توانم هضم کنم. انگار پیر شده‌ام و همه‌اش خوابم می‌آید. تمام جانم خستگی دارد. هر‌بار که از بنگاه به خانه موقت خیرم می‌رسم، خوابم می‌گیرد. می‌روم زیر پتو و قایم می‌شوم... مدام صلوات می‌فرستم که غیب شوم... انگار وحشت‌زده‌ام که کسی پیدایم کند... گاهی فکر می‌کنم کاش می‌شد پتو را با خودم می‌بردم و زیرش همه جا پنهان می‌شدم... کسی که صدایم می‌کند، چند متر می‌پرم... نمی‌توانید بفهمید... تا جای من نباشید فهمیدن آنچه در قلب من می‌گذرد برایتان ساده نخواهد بود. عاطفه راست می‌گوید، جای او بودن کار سختی است.

وی می‌گوید باید با همه حفظ فاصله کند. با خیرش حفظ فاصله کند تا مبادا خیرش فکر کند او وبال گردنش می‌شود. نمی‌تواند با مددکارش خیلی نزدیک باشد، چون خلاف اصول است. دوستی ندارد و تنهاست و برای همین فکر می‌کند نیاز به یک مرخصی طولانی از جهان دارد.

در صورتی که تمایل دارید به عاطفه کمک کنید، مبالغ اهدایی خود را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۱۸۴۲۳۷۵۶۳۰ بانک ملی به نام شهرزاد همتی پل‌سنگی واریز کنید.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: کمک ، عاطفه
ارسال به دوستان
چه زمانی جهان زیبایی خود را از دست داد؟ / بازخوانی یک جا به جایی تاریخی در اولویت های طراحی (+تصاویر) استقبال سازمان ملل از توافق ایران و آمریکا برای صلح پایدار فلسفه جدید فرم و حرکت؛ نگاهی به 5 طرح تاثیرگذار جدید در دنیای خودرو (+تصاویر) هادی حطیط، خبرنگار پرس‌تی‌وی در جنوب لبنان مجروح شد سقوط بمب‌افکن استراتژیک ارتش آمریکا در کالیفرنیا ادعای مقام آمریکایی: توافق با ایران الزام‌آور برای خروج اسرائیل نیست / واشنگتن مدعی آگاهی از محل مین‌های تنگه هرمز شد بازگشت سلامت تمامی حجاج ایرانی به میهن اسلامی پاسخ تهران به بیانیه گستاخانه چهار کشور اروپایی مخالفت نتانیاهو با عقب‌نشینی از لبنان علی‌رغم توافق ایران و آمریکا قدردانی رئیس‌جمهور از هدایت‌های رهبری در توافق ایران - آمریکا چرخش سیاست خارجی آمریکا؛ از ایران تا بحران اوکراین پایان منازعه در سایه اقتدار؛ چرا حاشیه‌سازی‌ها زیان‌بار است؟ رایزنی وزیر امور خارجه ایران با مقامات ارشد لبنان درباره توافق صلح عراقچی: به هیچ فرصتی در سیاست خارجی دل نمی‌بندیم آسیب به کابل اینترنتی زیردریایی میان سوریه و مصر