فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۱۰۱۲۸
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۲
کد ۹۱۰۱۲۸
انتشار: ۱۵:۰۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۲

زمان ساخت « داش آکل » مسعود کیمیایی چه اتفاقی افتاد ؟

زمان ساخت « داش آکل » مسعود کیمیایی چه اتفاقی افتاد ؟
این روایت بر اساس شنیده‌های ماست و می‌دانیم برخی از تماشاگران به دلیل علاقه‌ای که نسبت به شخصیت داش آکل و صادق هدایت و فیلم کیمیایی دارند، ممکن است از این روایت خوش‌شان نیاید ولی در هر حال این هم روایت دیگری است از یک شخص که در آن ماجرا حضور داشته است. این نمایش راس ساعت ۱۸ هر روز و به مدت ۶۰ دقیقه روی صحنه می‌رود.

حامد شیخی که این روزها نمایش «داش آکل» را روی صحنه می‌برد، گفت: نمایش ما روایت دیگری از ماجرای «داش آکل» و مرجان است و راست و دروغ آن را بر عهده نوچه کاکا رستم گذاشته‌ایم که راوی این روایت جدید است.

«داش آکل» از جمله داستان‌های صادق هدایت است که در میان آثار این نویسنده تاکنون بیشترین اقتباس نمایشی و سینمایی بر اساس آن ساخته شده است.

این روزها هم نمایشی با نام «داش اکل به روایت نوچه کاکا رستم» در تماشاخانه سنگلج روی صحنه است ولی نکته حایز اهمیت اینکه این روایت کاملا با روایت هدایت تفاوت دارد.

حامد شیخی، نویسنده و کارگردان این اثر نمایشی در گفتگو با ایسنا درباره نگاه خود به این داستان توضیح داد: قصه نمایش ما با قصه صادق هدایت متفاوت است و کار ما اقتباس از داستان هدایت نیست بلکه سعی کرده‌ایم جاهایی را از آن وام بگیریم.

او یادآوری کرد: اصل داستان نمایش ما بر اساس اتفاقی است که زمان ساخت فیلم «داش آکل» برای آقای مسعود کیمیایی افتاد. به این معنا که زمان ساخت آن فیلم، پیرمردی برنج فروش پیش آقای کیمیایی می‌آید و می‌گوید نوچه کاکا رستم است و معتقد است که قصه صادق هدایت، نوعی داستان پردازی است و داستان داش آکل و مرجان، حقیقت دیگری داشته است.

شیخی اضافه کرد: بر اساس آنچه از آقای کیمیایی شنیدم، روایت این شخص کاملا متفاوت است و من هم در آغاز نمایشم، صادق هدایت و پیرمرد برنج فروش را نشان می‌دهم که دعوایی با یکدیگر دارند و نمایش ما به نوعی ماجراجویانه است. اما به هر حال ما راست و دروغ آن را بر عهده نوچه کاکا رستم گذاشته‌ایم.

صحنه ای از «داش اکل به روایت نوچه کاکا رستم»

او که سال گذشته همین نمایش را روی صحنه برده بود، درباره اجرای دوباره آن توضیح داد: در یکی از سالن‌های خصوصی اجرا داشتیم که اجرایمان مهجور ماند و آخرین شب اجرا، به دلیل اختلافی که میان دو شریک سالن وجود داشت و با اینکه تماشاگران در سالن حاضر شده بودند، در میانه اجرا برق سالن را قطع کردند و درها را هم بستند که این موضوع سبب شد اداره کل هنرهای نمایشی، مجوز آن را سالن را باطل کند که حالا با نام و مجوز دیگری، فعالیت می‌کند.

شیخی که حالا این نمایش را در تماشاخانه سنگلج که ویژه نمایش‌های ایرانی تعریف شده، روی صحنه می‌برد، درباره تفاوت این اجرا با اجراهای سال گذشته گفت: شیوه اجرایی‌مان کاملا متفاوت شده و تلاش کرده‌ایم از تمام شیوه‌های نمایش ایرانی استفاده کنیم.

او در پایان با اشاره به اینکه بعضی از تماشاگران نسبت به روایت این نمایش دافعه دارند، افزود: این روایت بر اساس شنیده‌های ماست و می‌دانیم برخی از تماشاگران به دلیل علاقه‌ای که نسبت به شخصیت داش آکل و صادق هدایت دارند، ممکن است از این روایت خوش‌شان نیاید ولی در هر حال این هم روایت دیگری است از یک شخص که در آن ماجرا حضور داشته است.

نمایش «داش آکل به روایت نوچه کاکا رستم» از شامگاه ۲۹ شهریور اجرای خود را در تماشاخانه سنگلج آغاز کرده و تا ۲۱ مهر ماه در این سالن روی صحنه است.

این نمایش تا تاریخ یاد شده راس ساعت ۱۸ و به مدت ۶۰ دقیقه روی صحنه می‌رود.

عکس‌هایی که به این گفتگو پیوست شده از سیروس رستم‌پور است.

پوستر نمایش «داش اکل به روایت نوچه کاکا رستم»

برچسب ها: نمایش ، داش آکل ، کیمیایی
ارسال به دوستان
ونزوئلا: ایالت ۵۱ آمریکا نمی‌شویم هشدار نسبت به بحران جمعیت در گیلان؛ نرخ رشد به منفی ۰.۱۵ رسید آغاز طرح تعویض رایگان موتور کولرهای آبی در استان تهران ادعای جدید آکسیوس درباره رایزنی‌های دولت ترامپ درباره ایران لیبرمن: پهپادهای حزب‌الله، سربازان ما را به «اردک‌هایی در میدان تیر» تبدیل کردند ولایتی خطاب به ترامپ: ما شما را در «میدان» شکست دادیم آناتولی: پاکستان به میانجی‌گری میان ایران و آمریکا ادامه می‌دهد قیمت سکه طرح جدید به مرز ۲۰۰ میلیون تومان رسید حمایت بانوان بومی قشم از تجمعات مردمی؛ سفره‌های سنتی در خدمت موکب‌ها (گزارش تصویری) ترامپ: بهترین برنامه را برای ادامه جنگ با ایران دارم ادعای سنتکام: بعد از محاصره ۶۲ کشتی را برگردانده‌ایم استوری رضا صادقی خواننده برای وطن (عکس) خواب‌آلودگی راننده حادثه آفرید؛ فوت والدین در تصادف محور قزوین استاندار تهران: بیش از ۹۰ درصد حملات موشکی دشمن به استان تهران بود یک ناشر: خجالت می‌کشم قیمت کتاب‌ها را بگویم