فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۱۷۴۱
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۴ - ۰۴-۰۹-۱۳۸۸
کد ۹۱۷۴۱
انتشار: ۱۰:۰۴ - ۰۴-۰۹-۱۳۸۸

خاطره آیت لله یزدی از جلسه یا ملی مذهبی ها و اولین شنودش


 آیت الله شیخ محمد یزدی، رئیس اسبق قوه قضاییه و رئیس فعلی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در در بخشی از کتاب خاطرات خود به خاطره ملاقاتش با مهندس بازرگان‌ و ابراهیم يزدي‌ بعد از ارتحال‌ امام‌(ره) می پردازد که نظر به خواندنی آن، متن این خاطره عینا درج می شود:

بعد از ارتحال‌ حضرت‌ امام‌ كه‌ بنده‌ به‌ رياست‌ قوّة‌ قضائيّه‌ منصوب‌ شدم‌، يكبار از سوي‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ به‌ من‌ پيغام‌ دادند كه‌ آقايان‌ بازرگان‌ و يزدي‌ مايلند كه‌ با من‌ ملاقات‌ كنند. گفتم‌: «هيچ‌ اشكالي‌ ندارد.» در همين‌ احوال‌ از سوي‌ وزارت‌ اطلاعات‌ به‌ من‌ اعلام‌ شد كه‌ اين‌ ملاقات‌ صلاح‌ نيست‌.

گفتم‌: مگر اطلاعات‌ بايد براي‌ من‌ تكليف‌ تعيين‌ كند؟ آقايان‌ از من‌ ملاقات‌ خواسته‌اند و من‌ هم‌ به‌ آنها پاسخ‌ مثبت‌ داده‌ام‌ و دوست‌ دارم‌ آنها بيايند و حرفهايشان‌ را بزنند. يادآوري‌ مي‌كنم‌ كه‌ در اوايل‌ مسئوليت‌ من‌ در قوهّ قضائيّه‌، چند مورد پيش‌ آمد كه‌ برخي‌ افراد و ارگانها خواستند روي‌ تصميم‌گيري‌ فردي‌ من‌ اثر بگذارند.من‌ گفتم‌: «اگر من‌ مسؤول‌ هستم‌، بايد خودم‌ تصميم‌ بگيرم‌. » براي‌ نمونه‌ در مورد آزادي‌ يك‌ فرد انگليسي‌ اين‌ اتفاق‌ افتاد و خوشبختانه‌ با مقاومت‌ من‌ آنگونه‌ عمل‌ شد كه‌ مسئوليت‌ من‌ اقتضا مي‌كرد.

به‌ هر تقدير بعد از آنكه‌ من‌ براي‌ ملاقات‌ با آقاي‌ بازرگان‌ و يزدي‌ اعلام‌ موافقت‌ كردم‌، موجي‌ از سمپاشي‌ تبليغاتي‌ عليه‌ من‌ شروع‌ شد.از جمله‌ عنوان‌ كردند كه‌ فلاني‌ روحيّه‌ ملي‌گرائي‌ دارد و با اين‌ وضع‌ چگونه‌ مي‌خواهد از خط‌ امام‌ حمايت‌ كند؟ من‌ گفتم‌ كه‌ منافاتي‌ ميان‌ حمايت‌ از خط‌ امام‌ و استماع‌ حرف‌ مخالف‌ نمي‌بينم‌.

موعد ملاقات‌ تعيين‌ شد و آقايان‌ آمدند و من‌ از قبل‌ تمهيداتي‌ انديشيدم‌ تا برنامة‌ ضبط‌ محرمانة‌ صحبتهايي‌ كه‌ در جلسه‌ مطرح‌ مي‌شود، انجام‌ شود.در واقع‌ براي‌ اولين‌ بار بود كه‌ در زندگي‌ام‌ دست‌ به‌ ضبط‌ محرمانه‌ مي‌زدم‌. وجه‌ قضيه‌ هم‌ اين‌ بود كه‌ حدس‌ مي‌زدم‌ با توجه‌ به‌ تبليغات‌ منفي‌ كه‌ عليه‌ من‌ به‌ خاطر اين‌ ملاقات‌ راه‌ انداخته‌اند، لازم‌ است‌ اصل‌ مكالمات‌ براي‌ روز مبادا در اختيار من‌ باشد.

جلسه‌ آغاز شد و پس‌ از سلام‌ و احوالپرسي‌ و تعارفات‌ معمول‌ و اينكه‌ مدتهاست‌ همديگر را نديده‌ايم‌ و عذرهائي‌ كه‌ در اين‌ رابطه‌ تراشيديم‌، وارد اصل‌ مطلب‌ شديم‌. در ابتدا آقاي‌ بازرگان‌ تاريخچه‌اي‌ از روند شكل‌گيري‌ انقلاب‌ اسلامي‌ بيان‌ كرد و از علاقه‌اش‌ به‌ حضرت‌ امام‌، سخن‌ گفت‌.بعد به‌ عواملي‌ كه‌ به‌ ايجاد ديوار بي‌اعتمادي‌ ميان‌ آنان‌ و حركت‌ امام‌ دامن‌ زد، اشاره‌ كرد و بعد عنان‌ كلام‌ را به‌ دست‌ آقاي‌ دكتر ابراهيم‌ يزدي‌ داد.

او هم‌ صحبتهاي‌ خاص‌ خودش‌ را مطرح‌ كرد و از جمله‌ به‌ من‌ خطاب‌ كرد كه‌ شما به‌ تازگي‌ مسئوليت‌ خطير قضا را به‌ عهده‌ گرفته‌ايد و با مجموعه‌اي‌ از كارهاي‌ زمين‌ مانده‌ مواجه‌ هستيد و... آقايان‌ حدود سه‌ربع‌ ساعت‌ حرفهايشان‌ را زدند و من‌ دقيق‌ گوش‌ كردم‌.

بعد از آن‌ شروع‌ به‌ صحبت‌ كردم‌ و گفتم‌: جناب‌ آقاي‌ بازرگان‌! آقاي‌ دكتر يزدي‌! همة‌ حرفهاي‌ شما را شنيدم‌.

ولي‌ يك‌ سؤال‌ برايم‌ باقي‌ است‌ و آن‌ اين‌ كه‌ اگر شما براي‌ فعاليت‌ سياسي‌ آزاد باشيد، و بتوانيد به‌ راحتي‌ جلسه‌ ترتيب‌ دهيد و حرفهايتان‌ را بزنيد، آيا به‌ موارد مثبت‌ نظام‌ هم‌ اشاره‌ خواهيد كرد؛ يا همواره‌ از منفيات‌ كه‌ ما هم‌ منكر آن‌ نيستيم‌، دم‌ خواهيد زد؟ و آيا بعد از پيروزي‌ انقلاب‌ تاكنون‌ چنين‌ كرده‌ايد و نيمة‌ پر ليوان‌ را ديده‌ايد؛ يا همواره‌ در صدد جمع‌ آوري‌ نقاط‌ ضعف‌ هستيد و اگر هم‌ به‌ دو نقطة‌ مثبت‌ اشاره‌ كنيد، براي‌ آن‌ است‌ كه‌ براي‌ گفتن‌ نقاط‌ ضعف‌، دورخيز كنيد؟ بعد به‌ چند نمونه‌ از كارهاي‌ مثبت‌ نظام‌ اشاره‌ كردم‌ و گفتم‌: «آيا شما قبول‌ نداريد كه‌ در ساية‌ اين‌ انقلاب‌، اين‌ موارد تحقق‌ يافت‌؟» گفتند: «چرا؛ ولي‌!» جلسه‌ به‌ درازا كشيد و دو حلقه‌ نوار پر شد.

در نهايت‌ گفتم‌: «شما كه‌ دوست‌ داريد دستگاه‌ قضائي‌ امنيت‌ كامل‌ را براي‌ فعاليتهاي‌ شما برقرار كند، به‌ يك‌ شرط‌ بنده‌ چنين‌ خواهم‌ كرد و آن‌ اينكه‌ جلسه‌اي‌ ترتيب‌ دهيد و در آن‌ حتي‌ در بدو امر به‌ موارد كاستي‌ و ضعف‌ نظام‌ اشاره‌ كنيد؛ ولي‌ قول‌ بدهيد كه‌ در ادامه‌ لااقل‌ به‌ دو مورد از امتيازات‌ اين‌ حكومت‌ و دستاوردهاي‌ مثبت‌ آن‌ هم‌ بپردازيد.

اگر چنين‌ كنيد، مطمئن‌ باشيد كه‌ من‌ ميدان‌ را براي‌ فعاليت‌ شما باز خواهم‌ گذاشت‌.» مجدداً آقاي‌ يزدي‌ شروع‌ به‌ صحبت‌ كرد.حرفهايش‌ تند و خشن‌ بود و خشونت‌ او در قياس‌ با نرمي‌ آقاي‌ بازرگان‌، مرا به‌ ياد وقايع‌ صدراسلام‌ مي‌انداخت‌ كه‌ بعد از ارتحال‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) از ميان‌ آن‌ دو نفري‌ كه‌ ميداندار شدند، يكي‌ از آنها داراي‌ روحيه‌ نرم‌ و انعطاف‌ پذيري‌ بود؛ به‌ نحوي‌ كه‌ حتي‌ مي‌شد روي‌ او اثر گذاشت‌، اما آن‌ ديگري‌ خشك‌ و خشن‌ بود.

معروف‌ است‌ كه‌ مي‌گويند در جريان‌ «فدك‌» و موارد ديگر اين‌ دو تن‌ دو برخورد مختلف‌ داشتند.جلسة‌ مزبور به‌ همين‌ كيفيت‌ خاتمه‌ يافت‌.اين‌ در واقع‌ سومين‌ جلسه‌اي‌ بود كه‌ ما با آقايان‌ مليّون‌ برخورد داشتيم‌.

*  پارسینه


پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
طلسم بازار کار برای تحصیل‌کردگان/ یک سوم بیکاران کشور تحصیلات دانشگاهی دارند شرکت هوش مصنوعی برای یافتن گنج، دزد دریایی با حقوق بالا استخدام می‌کند هرمزگان در آماده‌باش «ال‌نینو»؛ پاییز پربارش در راه است تصادف اتوبوس با خودروی زائران اربعین مرگبار شد/ 3 کشته و 1 مصدوم بخت با ایرانیان یار نیست یا تاریخ ما را به اینجا رسانده؟ موج انفجار بی‌صدا می‌کشد؛ این علائم را هرگز نادیده نگیرید تصاویر کمتر دیده شده از آپولو 14؛ وقتی انسان برای دومین بار ماه را از نزدیک لمس کرد (+عکس) نمایی از جاده چالوس، در ایامی که خاکی بود؛ سال 1310 این علائم خاموش سال‌ها قبل از پارکینسون ظاهر می‌شوند؛ لرزش دست نیست! آخرین وضعیت شیوع آنفلوانزا در کشور/ ۲ استان بالاتر از مرز هشدار خشم چگونه مغز را آموزش می دهد؟ پژوهشی که نشان داد پرخاشگری می تواند به یک چرخه تکرارشونده تبدیل شود مرگ غم انگیز دختر 7ساله در پارک بدلیل دستکاری در پایه های برق/ معتادها مقصرند یا دستفروش ها؟ دانشمندان اولین کریستال زمانی فوتونیک جهان را ساختند؛ فناوری پیشرفته برای کنترل نور شرط اسرائیل برای توافق با لبنان آخرین وضعیت بازار رمزارزها در جهان/یک میلیارد دلار از دارایی‌های رمزارزی به سرقت رفت