فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۳۹۴۹۶
تاریخ انتشار: ۰۷:۴۹ - ۱۰-۱۱-۱۴۰۲
کد ۹۳۹۴۹۶
انتشار: ۰۷:۴۹ - ۱۰-۱۱-۱۴۰۲

پسر ۱۴ ساله برای خرید نان رفت اما برنگشت

پسر ۱۴ ساله برای خرید نان رفت اما برنگشت
شب یلدا بود. علیرضا چند بار از صبح برای خرید از خانه خارج می‌شود، اما آخرین بار سر ظهر بوده که برای خرید نان به سر کوچه‌مان می‌رود. من سرکار بودم. پدرم خانه ما بود. وقتی متوجه می‌شود یکی، دو ساعت از رفتن علیرضا گذشته و برنگشته به همان نانوایی می‌رود و می‌بیند از علیرضا خبری نیست. به کاسبان و اهالی محل مشخصات علیرضا را می‌دهد، اما آنها ابراز بی‌اطلاعی می‌کنند.
اعتماد نوشت: ۳۰ آذر ماه سال جاری «علیرضا بخشیان» نوجوان ۱۴ ساله که برای خرید نان از خانه‌شان در محله جوادیه تهران خارج می‌شود به‌طور مشکوکی مفقود می‌شود.
 
با اینکه یک ماه و چند روز است که مفقود شده و خانواده او به کلانتری جوادیه رفته و اعلام مفقودی کرده‌اند، هنوز هیچ ردی از او پیدا نشده است.
 
پدر علیرضا کارمند شرکت نفت است. دو فرزند دارد که اولین فرزندش علیرضا بوده است. او به سوالات «اعتماد» در مورد روز حادثه پاسخ می‌دهد.
 
*از روز حادثه و نحوه مفقودی فرزندتان می‌گویید.
 
شب یلدا بود. علیرضا چند بار از صبح برای خرید از خانه خارج می‌شود، اما آخرین بار سر ظهر بوده که برای خرید نان به سر کوچه‌مان می‌رود. من سرکار بودم. پدرم خانه ما بود. وقتی متوجه می‌شود یکی، دو ساعت از رفتن علیرضا گذشته و برنگشته به همان نانوایی می‌رود و می‌بیند از علیرضا خبری نیست. به کاسبان و اهالی محل مشخصات علیرضا را می‌دهد، اما آنها ابراز بی‌اطلاعی می‌کنند. بنابراین با همسرم به کلانتری جوادیه می‌رود و آنجا اعلام مفقودی می‌کند. همانجا پرونده تشکیل می‌شود و بعد هم پرونده برای پیگیری بیشتر به اداره آگاهی منتقل می‌شود.
 
*علیرضا چند روز قبل از حادثه یا همان روز با هیچ کدام از اعضای خانواده مشکلی نداشته که بخواهد خانه را ترک کند؟
 
نه، اصلا. علیرضا پسر آرام و خوبی بود. با ما هیچ مشکلی نداشت. همان‌طور که گفتم از صبح با ذوق و شوق چند بار برای خرید شب یلدا بیرون رفت و به خانه برگشت.
 
*دوربین‌های اطراف و مغازه‌ها هیچی ثبت نکرده‌اند؟
 
ماموران دوربین‌ها را بررسی کردند، اما از یک جایی به بعد اصلا دوربینی وجود ندارد که بخواهد رفتن علیرضا به سمت نانوایی را ثبت کند.
 
*ماموران تاکنون هیچ سرنخی پیدا نکردند؟
 
من هر روز به اداره آگاهی می‌روم. به من چیزی نمی‌گویند. حالا نمی‌دانم سرنخی، ردی از پسرم پیدا کردند یا نه!
 
*شما به فرد یا افرادی مظنون نیستید؟
 
ما با کسی مشکلی نداشتیم که بخواهیم به کسی مظنون باشیم. همه جور فکر کردم، اما ذهنم به جایی نمی‌رسد. ما تازه به این محل آمدیم گاهی فکر می‌کنم، نکند با همسن و سال‌های خودش دوست شده و آنها پسرم را گول زده باشند .
 
*یعنی می‌خواهید بگویید به دوستان علیرضا مظنون هستید؟
 
نه، اما چون پسر آرام و ساکتی بود. گاهی فکر می‌کنم دوستانش چیزی گفته باشند. نمی‌دانم. ما هر فکری به ذهن‌مان خطور می‌کند.
 
*به پزشکی قانونی، بیمارستان‌ها، بهزیستی سر زدید؟
 
بله، همان موقع که پرونده به اداره آگاهی منتقل شد آنجا به من نامه دادند که به پزشکی قانونی، بهزیستی، بیمارستان‌ها مراجعه کنم. به همه جا سر زدم، اما هیچ ردی از او نیست.
 
*نکته‌ای نیست که به ذهن‌تان برسد و بخواهید عنوان کنید؟
 
از وقتی پسرم گم شده شب‌ها تا صبح نمی‌خوابم. هیچ خبری از او نیست. حتی اگر او را ربوده باشند باید با من تماس می‌گرفتند، اما هیچ تماسی تا الان با من گرفته نشده است.
برچسب ها: مفقود ، اداره آگاهی
ارسال به دوستان
captcha
دادستان کرمان: شبکه ۵ نفره مرتبط با رژیم صهیونیستی شناسایی شد کارنامه محمدرضا بهرامن؛ آیا صدای معدن می‌تواند صدای کل بخش خصوصی باشد؟ بحران ۱۸ هزار کانتینر ایرانی در بنادر پاکستان و آزمون اعتبار اتاق بازرگانی تهران اطفای حریق در یک کارخانه در جاده مخصوص پزشکیان وعده حمایت از خودروسازان داد؛ شرط دولت برای تحول چیست؟ کشتی صهیونیستی بر اثر حمله پهپادی در دریای سیاه غرق شد شناسایی پهپاد ها با اثر انگشت مغناطیسی موتورها قطر: ادعای مداخله در انتخابات رژیم صهیونیستی را رد می‌کنیم وقتی پرده سفید، سفید نمی‌ماند آبنماهای فوق العاده زیبا با الهام از هنر، تاریخ و ادبیات ایرانی (تصویری) تصادف بامدادی سانتافه با ۱۰ عابر و ۲ خودرو در کرج ماکرون: جنگ آمریکا علیه ایران موجب اعتراضات در فرانسه شده است مبل؛ وسیله‌ای برای ننشستن شانس برنز برای عموزاد و یزدانی زنده شد واشنگتن‌پست: ایران برای چند ماه ذخایر غذا و سوخت دارد؛ در صورت از سرگیری جنگ