فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۵۶۴۹۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۳
کد ۹۵۶۴۹۶
انتشار: ۱۰:۰۸ - ۱۸-۰۱-۱۴۰۳

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد : ساعت‌ و تقویم می‌گویند از رفتن تو یک سال گذشته

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد : ساعت‌ و تقویم می‌گویند از رفتن تو یک سال گذشته
مهرانه ربی همسر کیومرث پوراحمد به مناسبت سالگرد درگذشت او متنی را منتشر کرد.

خبرآنلاین نوشت: همسر کیومرث پوراحمد به مناسبت سالگرد درگذشت همسرش نوشت:

برای قلب سوگوار من اما زمان دیگر آن مفهوم خطی مرتب و منظمی نیست که ثانیه‌ها را یکی پس از دیگری پشت هم قطار می‌کند تا روز و شب و زمستان و بهار شوند. زمان به یک حجم کشسان قیرگون بدل شده- شبیه یک سیاهچاله- و مرا در گرداب هایلی‌ فرو برده که در آن، لحظه‌هایم انگار جلو نمی‌روند، پای لنگ ثانیه‌ها به پای هم‌ گره می‌خورند، دقیقه‌ها به روی هم می‌غلتند، زمین می‌خورند و در برزخی بی‌رحم سرگردانند.‌ در یک شب طولانی. «شب‌ یلدا».

و من از وقتی رفته‌ای، روزی صدبار لحظه رفتن تو را در همین بی‌زمانی زیسته‌ام. در این اقیانوسِ از کران تا کران درد که استخوان‌هایم را زیر امواج مهیبش خرد کرده است. تخته‌پاره‌ای شده‌ام شناور در دریای طوفانی خاطراتت؛ خاطراتی که هر لحظه یادم می‌آورند که زندگی چقدر می‌تواند بی‌رحم باشد.

کیو جانم «تمام لحظه‌های سعادت می‌دانستند که دست‌های تو ویران خواهد شد» و من نمی‌دانستم. چطور باید گمان می‌بردم که دست ویرانگر تقدیر روزی مرا از بالای ابرهای خوشبختی این چنین به حضیض تیره‌روزی خواهد افکند؟

کیومرث پوراحمد و همسرش مهرانه ربی

دل نوشته‌ همسر کیومرث پوراحمد : ساعت‌ و تقویم می‌گویند از رفتن تو یک سال گذشته

کیو جان من هنوز جرئت نکرده‌ام به وسایلت، به لباس‌هایت‌ دست بزنم. حوله‌ات هنوز پشت در حمام آویزان است و من هربار که از آنجا رد می‌شوم دلم پایین می‌ریزد. کتاب‌هایت را دست نزده‌ام و فکر می‌کنم شاید این‌طور بشود حداقل حضورت را در امتداد شعور حیاتی که تو را به آن‌ها دوخته احساس کنم.

کیو جانم، در این تقویم جدید من، که زمان مفهوم خطی‌اش را از دست داده، تو گاهی زنده می‌شوی و قامت بلندت در خم پیچی از این زمان مدوّر پدیدار می‌شود. می‌آیی و دستم را می‌گیری و می‌نشانی جلوی صفحه نمایش تا با هم فیلم ببینیم. مثل تمام این سال‌ها. سال‌هایی که من در کنار تو خوشبخت بودم و «عروس خوشه‌های اقاقی».

کیو جان من بی تو بلد نیستم زندگی کنم. لنگم، کورم، فلجم. این اندوه بی‌پایان امان نمیدهد. «من سردم است، من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد»

کیو جان، «ای یار ای یگانه‌ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود؟»

مهرانه ربی
۱۶ فروردین ماه ۱۴۰۳

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
سقوط کیفیت زندگی معلولان نخاعی/ گرانی ۳۰۰ درصدی لوازم بهداشتی ۷ فایده شگفت‌انگیز شکلات تلخ برای سلامتی کشف محموله بزرگ چوب احتکاری به ارزش دویست میلیارد دلاری دستاورد محقق ترکیه‌ای: توسعه اسپری جدیدی که پهپادها را تقریباً از دید رادار مخفی می‌کند روزنامه جوان: تکلیف سردار آزمون روشن است، خاطرات خوبش رنگ باخت «آقا فرج، آرایشگر دربار قاجار» در کنار یک خواجه (عکس) ترکش جنگ بر تن نحیف زنان سرپرست خانوار/ زنانی که شب‌ها بی‌صدا فرو می‌ریزند فاطمه مسعودی‌فر با کلاه و استایل خاص در اکران گل سنگ (عکس) فراری لوچه ؛ چالشی ترین محصول تاریخ کمپانی ایتالیایی رونمایی شد / پای طراح افسانه اپل هم در میان است/ کره جنوبی همکاری داشته است (+فیلم و عکس) در یک درگیری خانوادگی، مردی مادرش را کشت گام اول بازگشت اینترنت/ اتصال گوشی‌ها در انتظار امضای رئیس‌جمهور خنداندن کودکان، مغز آنها را آماده یادگیری می‌کند زیر آتش جنگ، سه هزار ملوانِ ساحلِ هرمزگان، نان ندارد بخورد، از 11 اسفند باله‌های کوچک در موتورهای جت برای چیست؟ وقتی یک کامیون، شکارچی تانک شد! (+عکس)