فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۷۲۲۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۱ - ۱۷-۰۳-۱۴۰۳
کد ۹۷۲۲۹۹
انتشار: ۱۴:۴۱ - ۱۷-۰۳-۱۴۰۳

نامه‌‌ دانش‌آموزی به مادرش در ۴ هزار سال پیش / «چرا لباس‌هایم سال‌به‌سال بدتر می‌شود»

نامه‌‌ دانش‌آموزی به مادرش در ۴ هزار سال پیش / «چرا لباس‌هایم سال‌به‌سال بدتر می‌شود»
«ادین‌سین» در این نامه نوشته است: «سال به سال لباس آقایان جوان اینجا بهتر می‌شود، اما شما اجازه دادید که لباس‌های من سال به سال بدتر شود. پسر عدادالدینم که پدرش فقط دستیار پدرم است، دو دست لباس جدید دارد، در حالی که شما حتی برای من یک دست لباس هم ضرروی ندانستی.»

نامه‌ای از دوران «تمدن بابلی» که از سوی دانش‌آموزی به مادرش نوشته شده، این روزها در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده و بازخوردهای زیادی را به خود جلب کرده است.

نامه‌ای که توسط «ادین‌سین» به مادرش «زینو» نوشته شده، گوشه‌ای از زندگی در قرن هجدهم پیش از میلاد در بین‌النهرین را نشان می‌دهد.

به گزارش عصر ایران به نقل از یورونیوز، گمان می‌رود که این نامه در شهر «لارسا» و احتمالا در زمان حکمرانی «حمورابی» (۱۷۹۲-۱۷۵۰ پیش از میلاد) نوشته شده است.

«ادین‌سین» که در زمان نوشتن نامه از مادرش دور بوده است به جای اینکه بگوید اوضاع چگونه است یا شاید حتی به جای اینکه بگوید دلش تنگ شده، مادرش را به خاطر وضعیت لباسش سرزنش می‌کند.

نامه‌ای از حمورابی، پادشاه بابل به پدر ادین سینویکی‌پدیا بر گرفته از مجموعه موزه لوور فرانسه
لوح گلی حمورابی

او در این نامه که بر خشت گلی نوشته شده است به هر دری می‌زند تا مادرش احساس گناه کند و لباس جدیدی برای او بفرستد.

براساس ترجمه‌ها، در این نامه آمده است: «به خانم زینو بگویید: ادین‌سین پیام را می‌فرستد. باشد که خدایان شمش، مردوک و ایلابرات شما را به خاطر من برای همیشه در سلامتی نگه دارد.»

«ادین‌سین» در این نامه نوشته است: «سال به سال لباس آقایان جوان اینجا بهتر می‌شود، اما شما اجازه دادید که لباس‌های من سال به سال بدتر شود. پسر عدادالدینم که پدرش فقط دستیار پدرم است، دو دست لباس جدید دارد، در حالی که شما حتی برای من یک دست لباس هم ضرروی ندانستی.»

متن نامه ادین‌سین به مادرش به زبان آکدی
متن نامه‌‌ لوح گلی

 

او بعد هم ادامه می‌دهد: «با وجود اینکه تو مرا به دنیا آوردی، اما مادر او [پسر عدادالدینم]، این پسر را به فرزندی گرفته است. مادرش او را دوست دارد، در حالی که تو مرا دوست نداری.»

با فرض اینکه ناراحتی میان مادر و فرزند حل شده بوده است ظاهرا باید یادمان باشد که چه چیزی را می‌نویسیم و از خود بجای می‌گذاریم چرا که هرگز نمی‌دانیم چه کسی آن را هزاران سال بعد خواهد خواند.

در نامه‌ای دیگر از دوران تمدن بابلی، مردی از مشتری قدیمی شکایت می‌کند. مردی به نام «نانی»، یک تامین کننده مس به نام «ای‌نصیر» را مورد سرزنش قرار داده و سه بار در نامه‌هایی کوتاه به او نوشته: «تو من را تحقیر کردی.» او بعد هم تهدید به عدم پرداخت پول در آینده کرده است.

برچسب ها: لوح گِلی ، تمدن بابلی
ارسال به دوستان
captcha
واژگونی یک دستگاه موتور چهارچرخ در ساحل محمودآباد / 1کشته بورس در نیمه معاملات شتاب گرفت/ شاخص در یک قدمی ۷ میلیون واحدی «کاخ شمس‌العماره، وقتی در حال ساخت بود»؛ سال 1245(عکس) نکته جالبی که به تازگی درباره ماست مطرح می‌شود بحران اقتصادی امروز و فردای ایران را خراب می‌کند / پوپولیسم راست افراطی در می زند حسین طائب: مذاکره، ذاتاً نه خوب است و نه بد؛ آنچه به مذاکره معنا می‌دهد، نتیجه آن است/ دشمن امروز به آتش‌بس پناه آورده است بازگشت ۱۰ صیاد مفقودشدهٔ بندرلنگه‌ای نیمی از دریاچه‌های جهان در این کشور قرار دارد کشف کارگاه‌های زیرزمینی ریپَک مکمل‌های ورزشی تقلبی در گاندی و وزرا زباله در خانه پرندگان مهاجر عکس روز ناسا از «سحابی پلیکان» سفر هیات ستاد کل به قطر برای پیگیری 3 خلبان ایرانی / سفر جدید هیات قطری به تهران کمک فوری برای نجات این دختر یتیم و جوانی که حالش خوب نیست رویترز: تردد در تنگه هرمز به پایین‌ترین سطح در ۴ ماه گذشته رسیده است رازهای تاریک در چت‌بات‌ها؛ وقتی افکار پنهان شما از طریق هوش مصنوعی لو می‌رود