فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۷۳۲۲۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۰ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۳
کد ۹۷۳۲۲۷
انتشار: ۰۹:۲۰ - ۲۱-۰۳-۱۴۰۳

معبد مصر چطور از آمریکا سر درآورد؟ (+عکس)

معبد مصر چطور از آمریکا سر درآورد؟ (+عکس)
مسئولان موسسه اسمیتسونین پیشنهاد دادند که از معبد در فضای باز مؤسسه نگهداری کنند. موزه متروپولیتن به پیشنهاد موسسه اسمیتسونین انتقاد کرد و توضیح داد که آب و هوای خشن خیلی زود این معبد را به تلی از شن تبدیل خواهد کرد.

موزه «متروپولیتن» این روزها ، خانه یکی از معبدهای باستانی مصر است اما امتیاز نگهداری از این بقایای باستانی به سادگی به «متروپولیتن» واگذار نشده است بلکه مجموعه‌ای از عوامل از جمله پول و سیاست در رقابت برای نگهداری از این معبد تأثیرگذار بوده است.

به گزارش ایسنا، در دهه ۵۰ میلادی مصر تصمیم گرفت با ساخت «سد اسوان» در قالب سازه‌ای با معماری خاص، طغیان رود «نیل» را  کنترل کند. در این صورت کویر به کشتزار تبدیل می‌شد و توربین‌های هیدروالکتریک، برق میلیون‌ها نفر را تامین می‌کرد، اما یک مشکل وجود داشت؛ در نتیجه ساخت این سازه، یک دریاچه ۴۸۲ کیلومتری ۵ معبد باستانی را غرق می‌کرد و مصر نیز بودجه کافی برای جابه‌جایی معبدها نداشت.

معبد مصر چطور از آمریکا سر درآورد؟

در نتیجه «یونسکو» یک کمپین بین‌المللی جمع‌آوری بودجه را ترتیب داد و ایالات متحده آمریکا نیز با کمک «ژاکلین کندی» متعهد شد که ۱۶ میلیون دلار کمک کند. در سال ۱۹۶۵ میلادی، مصر «معبد دندور» را به نشانه قدردانی هدیه داد. در آن زمان سوال بود که کدام یک از شهرهای آمریکا مناسب نگهداری از یک معبد سنگی دو هزار ساله است.

تعداد زیادی متقاضی وجود داشت. میامی، ممفیس، فیلادلفیا، بالتیمور، ‌ شهری در ایالت «ایلینوی» به نام «قاهره» ‌و ده‌ها شهر دیگر در آمریکا تمایل خود را اعلام کردند، اما خیلی زود دو گزینه محبوب مطرح شد؛ موزه هنر متروپولیتن نیویورک و «مؤسسه اسمیتسونین» در واشنگتن دی.سی.

این دو موسسه در رویکرد نسبت به این مسئله کاملاً متفاوت بودند. موزه متروپولیتن به مدیریت «توماس هووینگ» پیشنهاد قابل‌توجهی ارائه کرد و برنامه اختصاص دادن یک ساختمان جدید چشمگیر به معبد را مطرح کرد.

در عوض، مسئولان موسسه اسمیتسونین پیشنهاد دادند که از معبد در فضای باز مؤسسه نگهداری کنند. موزه متروپولیتن به پیشنهاد موسسه اسمیتسونین انتقاد کرد و توضیح داد که آب و هوای خشن خیلی زود این معبد را به تلی از شن تبدیل خواهد کرد.

معبد مصر چطور از آمریکا سر درآورد؟
بقایای معبد در پارکینگ متروپولیتن

در نهایت در سال ۱۹۶۸ میلادی ۶۶۱ صندوقچه حاوی بخش‌های منفصل‌شده معبد به موزه «متروپولیتن» ‌تحویل داده شد. با توجه به کمبود فضا، این بقایا در پارکینگ نگهداری شدند.

مدیر وقت موزه متروپولیتن در رقابت برای بدست آوردن معبد پیروز شده بود، اما چالش سرهم‌کردن بخش‌های مختلف معبد هنوز باقی مانده بود.

سپس در اکتبر ۱۹۷۳ جنگ مصر و اسرائیل (جنگ یوم کیپور، جنگ اکتبر یا جنگ رمضان) اتفاق افتاد و ناگهان، جذابیت سرمایه‌گذاری برای نگهداری از یک معبد مصری به طور قابل توجهی برای نیکوکاران نیویورک، کم شد.

یکی از کسانی که تحت‌تاثیر مسائل سیاسی قرار نگرفته بود، محدودیت مالی نداشت و از قدیم با موزه «متروپولیتن» ارتباط خوبی داشت، ‌«آرتور سکلر» بود که ۳.۵ میلیون دلار به موزه اهدا کرد. البته با این کمک قابل توجه، بودجه متروپولیتن برای سرهم‌کردن معبد همچنان تأمین نشد و در نهایت، شهر نیویورک بیش از یک میلیون دلار برای این کار بودجه گذاشت.

معبد مصر چطور از آمریکا سر درآورد؟

در نهایت «معبد دندور» در سال ۱۹۷۸ میلادی به همراه نمایشگاه «گنجینه توت‌عنخ‌آمون» به روی عموم مردم باز شد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: معبد مصر ، آمریکا
ارسال به دوستان
captcha
مردانی که صبحانه نمی‌خورند، بیشتر در معرض خطر این بیماری هستند چگونه جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، اروپا را به آشوب کشانده است؟ این جنگجوی شگفت انگیز فقط یک برگ کاغذ است! (تصویری) یادداشت عراقچی در روزنامه ودوموستی روسیه: توسعه روابط انرژی تهران و مسکو امنیت منطقه را تقویت می‌کند ریشه‌های روانشناختی دلبستگی به حیوانات خانگی جنگل‌هایی که زیر آب زنده ماندند؛ کشف زیستگاه زیردریایی عجیب در موزامبیک اوپل تیگرا V6؛ فقط یک دستگاه در جهان (+عکس) سیروس کهوری‌نژاد، بازیگر «مختارنامه» در کنار همسرش در جشن خانه سینما (+عکس) معجزه یک ماده غذایی در کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه اگر این هشدار جدید کروم را دیدید، فورا صفحه را ببندید! ریاض: امروز در تهران نشستی بین کشورهای عضو پیمان مکه و مقامات ایرانی برگزار می‌شود نمک‌خورده‌هایی که نمکدان شکستند/ ویکی‌پدیا به دست غول‌های هوش مصنوعی از بین می‌رود؟ اروپا در این میان کجاست؟ مجله تایم؛ انتخاب متفاوتی به جای مرد سال! (+عکس) از سرخ و سیاه تا بامداد خمار؛ تفاوت در روایت یک زندگی معمولی