سعدی - صفحه 10

برچسب جستجو
کی از پسرانِ هارون‌الرَّشید پیش پدر آمد خشم‌آلود که فلان سرهنگ‌زاده مرا دشنامِ مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت: جَزایِ چنین کس چه باشد؟
کد خبر: ۱۰۰۱۷۵۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۱۲

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی. اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار آمد. همگان در مَواجِبِ استخلاصِ او سعی کردند و مُوَکَّلان در مُعافیتش ملاطفت نمودند
کد خبر: ۱۰۰۱۷۵۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۷

نعمتِ بسیارش فرمود و اکرام کرد. تا یکی از نُدَمایِ حضرتِ پادشاه که در آن سال از سفرِ دریا آمده بود، گفت: من او را عیدِ اَضحیٰ در بصره دیدم! معلوم شد که حاجی نیست.
کد خبر: ۱۰۰۱۷۵۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۲

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی‌کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک همچنین تدبیری اندیشه کرد.
کد خبر: ۱۰۰۱۷۵۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۲۵

پادشاهی به کشتنِ بی‌گناهی فرمان داد. گفت: ای ملِک! به موجبِ خشمی که تو را بر من است، آزارِ خود مجوی که این عقوبت بر من به یک نفس به سر آید و بزهِ آن بر تو جاوید بماند.
کد خبر: ۱۰۰۱۷۴۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۲۲

کد خبر: ۱۰۰۰۵۵۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۶

کد خبر: ۹۹۸۰۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۷

درویشی مجرّد به گوشه‌ای نشسته بود. پادشاهی بر او بگذشت. درویش از آنجا که فَراغِ مُلکِ قناعت است، سر بر نیاورد و التفات نکرد. سلطان از آنجا که سَطْوَتِ سلطنت است، برنجید و گفت: این طایفهٔ خرقه‌پوشان امثالِ حیوان‌اند و اهلیّت و آدمیّت ندارند.
کد خبر: ۹۹۷۲۹۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۷

یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمد بود، سیصد و شصت بندِ فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن کشتی گرفتی. مگر گوشهٔ خاطرش با جمالِ یکی از شاگردان میلی داشت.
کد خبر: ۹۹۷۲۹۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۲

حاکم از گفتن او برنجید و روی از نصیحتِ او در هم کشید و بر او التفات نکرد، تا شبی که آتشِ مَطبَخ در انبارِ هیزمش افتاد و سایرِ املاکش بسوخت وز بسترِ نرمش به خاکسترِ گرم نشاند.
کد خبر: ۹۹۷۲۹۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۸

یکی از ملوکِ عرب شنیدم که متعلّقان را همی‌گفت: مرسومِ فلان را چندانکه هست مُضاعَف کنید که مُلازِمِ درگاه است و مترصّدِ فرمان؛ و دیگر خدمتگاران به لَهْو و لَعِب مشغول‌اند و در اَدایِ خدمت مُتَهاوِن.
کد خبر: ۹۹۷۲۹۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۶

خواجه بر این وقوف یافت و از خطر اندیشید و در حال جوابی مختصر، چنان که مصلحت دید، بر قَفای ورق نبشت و روان کرد. یکی از متعلّقان واقف شد و ملِک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرمودی با ملوکِ نواحی مراسله دارد.
کد خبر: ۹۹۷۲۸۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

کد خبر: ۹۹۷۱۹۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۴

کد خبر: ۹۹۵۷۳۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۸

کد خبر: ۹۹۵۳۱۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۱۶

کد خبر: ۹۹۲۹۰۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۰۶

کد خبر: ۹۹۱۴۶۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۱

کد خبر: ۹۹۱۱۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۳۰

کد خبر: ۹۹۰۳۲۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۷

کد خبر: ۹۸۸۶۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۵/۲۰

آخرین اخبار
پربازدید ها