عصر ایران؛ امیر عباس میرزا خانی- با شروع جنگ رمضان از سوی آمریکا و اسراییل بر علیه ایران از نهم اسفندماه ۱۴۰۴، مانند رویدادهای بحرانی جریان اطلاعات به یکی از مهمترین نیازهای جامعه تبدیل شد. در چنین موقعیتی مردم بیش از هر زمان دیگری در جستوجوی خبر هستند تا بتوانند وضعیت پیرامون خود را درک کنند و درباره آینده تصمیم بگیرند. اما همین عطش شدید برای اطلاع از رویدادها، اگر با دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل اعتماد همراه نباشد، زمینه را برای شکلگیری و گسترش شایعات فراهم میکند. در اینجاست که مفهوم «سواد رسانهای» اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ مهارتی که به مخاطب کمک میکند میان خبر معتبر و روایتهای غیرموثق تمایز قائل شود.
سواد رسانهای در سادهترین تعریف، توانایی تحلیل، ارزیابی و تشخیص اعتبار پیامهای رسانهای است. در زمان بحران، این مهارت از یک توانایی فردی به یک ضرورت اجتماعی تبدیل میشود. وقتی مخاطب نتواند منبع خبر را تشخیص دهد یا صحت اطلاعات را ارزیابی کند، احتمال پذیرش و بازنشر شایعه افزایش مییابد. شایعه معمولاً ترکیبی از بخشی از واقعیت و بخشی از گمانهزنی است و همین ویژگی باعث میشود برای بسیاری از مخاطبان باورپذیر به نظر برسد. پیامد این وضعیت، شکلگیری فضای روانی آشفته در جامعه است؛ فضایی که میتواند اضطراب عمومی، بیاعتمادی و حتی رفتارهای هیجانی را تقویت کند.
در چنین شرایطی، شایعه تنها یک خبر نادرست نیست؛ بلکه پدیدهای است که میتواند ذهن و احساس جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی شایعه در مقیاس وسیع منتشر میشود، ذهن مخاطب به سمت بدبینانهترین تفسیرها حرکت میکند و این امر میتواند احساس ناامنی، نگرانی و بیثباتی را در افکار عمومی تشدید کند. در مقابل، خبر دقیق و مبتنی بر واقعیت میتواند به ساماندهی ذهن مخاطب کمک کند و تصویری روشنتر از وضعیت موجود ارائه دهد. به همین دلیل، تفاوت میان «خبر» و «شایعه» تنها در صحت اطلاعات نیست؛ بلکه در تأثیری است که بر روان جمعی جامعه میگذارد.
در این میان، نقش رسانهها تعیینکننده است. رسانههای حرفهای در زمان بحران باید بتوانند با «سرعت»، «دقت» و «شفافیت» اطلاعرسانی کنند. سرعت در انتشار خبر اهمیت دارد، زیرا اگر رسانه در انتقال اطلاعات تأخیر داشته باشد، مخاطبان نیاز خبری خود را از منابع دیگر تأمین خواهند کرد؛ منابعی که ممکن است فاقد اعتبار حرفهای باشند. اما سرعت به تنهایی کافی نیست. انتشار سریع خبر بدون راستیآزمایی نیز میتواند به بازتولید شایعه منجر شود. از این رو، رسانهها ناگزیرند میان سرعت و دقت تعادل برقرار کنند؛ تعادلی که اساس حرفهایگری در روزنامهنگاری است.
علاوه بر سرعت و دقت، شفافیت در بازنمایی واقعیت نیز یکی از عوامل کلیدی اعتمادسازی است. مخاطبان امروز با منابع متعدد اطلاعاتی روبهرو هستند و به راحتی میتوانند روایتهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند. هرگونه پنهانکاری یا ارائه روایت ناقص از رویدادها میتواند فاصله میان رسانه و مخاطب را افزایش دهد. رسانهای که به اصول صداقت و شفافیت پایبند باشد، حتی در شرایط دشوار نیز میتواند جایگاه خود را به عنوان مرجع قابل اعتماد حفظ کند.
خبر از آنجایی بیشتر آسیب می بیند که گوینده آن، باورهای ذهنی اش را به جای خبر به خورد مخاطب می دهد. نمونهای از تأثیر پیامهای متناقض بر شکلگیری فضای شایعه را میتوان در رفتار رسانهای دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مشاهده کرد. در جریان جنگ رمضان، توییتها و پیامهای منتشرشده از سوی او، بارها با روایتهای پیشین یا دادههای منتشرشده از سوی منابع خبری یا نهادهای رسمی تفاوت داشته و همین موضوع به شکلگیری موجی از تفسیرها و گمانهزنیها در رسانهها و شبکههای اجتماعی دامن زده است. انتشار پیامهای متناقض از سوی ترامپ با مخاطبان گسترده جهانی، مرز میان خبر و شایعه را کمرنگ میکند و زمینه را برای برداشتهای مختلف و حتی سوءبرداشت فراهم میسازد. نتیجه چنین وضعیتی کاهش اعتماد مخاطبان به پیامهای منتشرشده و بیاعتبار شدن منبع خبر در نگاه افکار عمومی است؛ وضعیتی که در مقیاس جهانی میتواند به نوعی سردرگمی اطلاعاتی بینجامد.
در کنار مسئولیت رسانهها، مخاطبان نیز نقش مهمی در مدیریت جریان اطلاعات دارند. بازنشر بیمحابای اخبار تأییدنشده در شبکههای اجتماعی میتواند به سرعت شایعه را به یک «حقیقت ظاهری» تبدیل کند. بنابراین تقویت سواد رسانهای در جامعه به این معناست که افراد پیش از باور کردن یا انتشار یک خبر، به منبع آن، اعتبار رسانه منتشرکننده و امکان صحتسنجی اطلاعات توجه کنند.
در نهایت، آنچه در روزهای جنگ بیش از هر چیز اهمیت دارد، «اعتماد عمومی» است. رسانهها با شیوه اطلاعرسانی خود میتوانند این اعتماد را تقویت کنند یا آن را از میان ببرند.
رسانهای که سریع، دقیق و صادقانه خبر را منتشر کند، به مرجع افکار عمومی تبدیل خواهد شد؛ اما رسانهای که در دام تأخیر، ابهام یا روایتهای ناقص بیفتد، ناخواسته میدان را برای شایعه و منابع غیررسمی باز خواهد کرد. به همین دلیل، در رقابت همیشگی میان خبر و شایعه، این اعتماد است که سرنوشت مرجعیت رسانه را تعیین میکند.