صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۱۱۵۲۹۱۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۱ - ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - 30 March 2026
«جنگ‌نوشت»های احسان محمدی

«بمب» و «موشک» چه نقاب‌ها که نیَنداخت!

دود بمب‌ها چهرۀ برخی‌ها را چنان سیاه کرده که تا ابد رو سیاه وطن و مردم خواهند ماند ...

عصرایران؛ احسان محمدی- مادرم همیشه می‌گفت: «آدم نمیره همه چی تو این دنیا می‌بینه!» 

من نمُردم و تغییر موضع‌های عجیب بعضی افراد را دیدم که زمانی یاس‌های امید ما را با داس خشونت درو کردند، شعله‌های کوچک ذوق‌مان را برای اصلاح کشور، با بیل خاموش کردند، از جایگاه قدرت باعث چند پارگی میان مردم شدند، با تندروی کاری کردند که جوان‌های زیادی روبروی هم قرار بگیرند و با هم تلخی کنند. دور خودشان مرز بکشند و شوق و انرژی‌شان را که می‌شد صرف آبادی کشور شود در راه تقابل با هم، گلاویز شدن هر روزه در فضای واقعی و رسانه‌ای و ذخیره کردن کینه‌هایی صرف کنند که امروز «بخشی» از آن سوخت موشک و هواپیماهایی آمریکا و اسرائیل شده است.

همان آدم‌ها حالا چنان تغییر موضع داده‌اند که از آن‌سوی بام افتاده‌اند. ناف آن‌ها را با تندروی‌های هزینه‌ساز برای کشور بریده‌اند. هر کجا باشند جز با تندرویی، تندخویی و آرزوی مرگ آرامشان نمی‌گیرد. بعید است جایی باشند و «زندگی»، «آرامش»، «مدارا» و «تحمل دیگری» مجال رشد پیدا کند.

متاسفانه تعدادشان کم نیست. یکی از آن‌ها «مهدی نصیری» است. از بنیان‌گذاران تندرو در روزنامه کیهان که حالا هیچ‌کس او را داخل کشور گردن نمی‌گیرد. 

نصیری از وقتی مهاجرت کرد هر روز با تندروی‌های بیشتر و پیوستن به حامیان رضا پهلوی و آغوش گشودن برای ترامپ انگار می‌خواهد گذشته‌اش را جبران کند! مثل دویدن در سراشیبی برای جبران جا ماندن که عاقبتش سخت‌تر زمین خوردن است.

کاش نسل جدید این بخش از حرف‌های قدیمی‌اش را در نظرخواهی پیرامون «آزادی احزاب» در ایران بخواند تا ببیند ما در این کشور بر سر بدیهیات با چه کسانی جدل کردیم، کسانی که حالا آنها مدافع آزادی بیان و گره‌گشای کشور شده‌اند و ما دگم‌اندیش و مانع آزادی و آبادی!

« ... بله درست تشخیص داده ‎اید. بنده مخالفِ تضارب آرا و طرح دیدگاه‌های گوناگون هستم! ... خوشبختانه این قدر تعصب و غیرت دارم که آزادی بیان را برتر از دین و انقلاب ندانم که اگر قرار است با تأکید بر مقوله آزادی احزاب و تضاربِ آرا آن هم از سوی روزنامه‌ای رسمی و دولتی میدان فعالیت بیشتر و رسمی‌تر به امثال روشنفکران طرفِ صحبت شما داده شود بنده حاضرم جان خودم را بدهم تا چنین آزادی‌یی محقق نشود و اجازه ندهم آرامش و ثبات امروز که حاصل جان‌فشانی دهها هزار انسان پاک و آزاده است بستری برای عرض‌اندام کسانی شود که پیام‌آور پلیدی، وابستگی، بی‌دینی و بیگانه‌اند.» (روزنامه ایران، 27 آذر 1374)

این جنگ فقط سقف خانه‌ها و مدارس و کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها را نریخت، نقاب‌هایی را از چهره برخی افراد پایین انداخت که همیشه با تندروی در این کشور بذر ناامیدی کاشتند، دود بمب‌ها چهرۀ برخی‌ها را چنان سیاه کرده که تا ابد رو سیاه وطن و مردم خواهند ماند ...

مردم جنگ‌زده از فرانسه و ویتنام گرفته تا سوریه و عراق و لیبی حتی اگر با مهاجمان به کشورهایشان بعدها مصالحه کردند ولی از خائنان داخلی و جاده صاف‌کُن‌های تجاوز و کُشتار و حمله به وطن‌شان نگذشتند ... 

ما هم زنده نمانیم و نتوانیم از آن‌ها که به «ایران» خیانت کردند انتقام بگیریم، همیشه کسانی هستند که آن‌ها را با هلهله‌ها و دعوت‌نامه فرستادن‌هایشان برای دشمنان این سرزمین فراموش نمی‌کنند ... طولی نمی‌کشد!

ارسال به تلگرام