عصرایران ؛ رضا غبیشاوی - درباره جنگ 40 روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، می توان به این چند نکته اشاره داشت:
1- جنگی که ایران انتظارش را داشت
جنگ آمریکا علیه ایران، اتفاقی بود که جمهوری اسلامی برای بیش از 35 سال انتظارش را می کشید و خود را آماده آن کرده بود. به همین دلیل نه تنها غافلگیر نشد بلکه برنامه ای مشروح و همه جانبه ای از قبل تدارک دیده بود و آن را اجرا کرد.
بعد از پایان جنگ 8 ساله ایران - عراق در سال 1367 تا قبل از 9 اسفند 1404 که جنگ شروع شد همیشه در جمهوری اسلامی به جنگ با آمریکا به عنوان یک احتمال جدی نگریسته می شد و آماده سازی برای آن، در حال انجام بود. اتفاقی که بالاخره یک روز، دیر یا زود رخ خواهد داد. به همین دلیل خود را برای این روز مبادا، آماده کرده بودند.
با وقوع جنگ آمریکا علیه ایران و آتش بس، تهدید مقامات آمریکایی برای جنگ علیه ایران نیز دیگر به مانند گذشته، کارکرد ندارد و تاثیرگذاری جدی خود را حداقل برای مقامات ایران از دست داده است. این جنگ، ابزار جدی آمریکا برای تهدید و فشار بر ایران را تضعیف کرد.
2- جنگ بدون دستاورد آمریکا
حال که این جنگ پس از 40 روز متوقف و آتش بس دو هفته ای برقرار شد جمهوری اسلامی همچنان زنده است و دولت ترامپ هم تقریبا به هیچ کدام از اهداف اعلامی خود نرسید. جنگ 40 روزه را باید جنگ بدون دستاورد ترامپ و آمریکا دانست. این موضوع خود به مشکلی برای دولت آمریکا و شخص ترامپ تبدیل شده است.
نه جمهوری اسلامی، سرنگون شد نه ذخایر اورانیوم غنی شده در سطح بالای ایران نابود یا از کشور خارج شد نه توان پهپادی و موشکی ایران نابود و شلیک آنها متوقف شد و نه موضع جمهوری اسلامی در زمینه های اختلافی و مورد بحث، تضعیف شد.
علاوه براین، ابزار قدرت و فشار جدیدی به نام "بستن تنگه هرمز" به جعبه جمهوری اسلامی اضافه شد. پس از استفاده موفق از این ابزار در این جنگ، امکان تکرار آن در آینده، برای جمهوری اسلامی، راحت تر و با دست بازتر ممکن است.
3- دو واکنش ایران به آمریکا
مقامات ایران همیشه در برابر تهدیدات آمریکا برای حمله نظامی، به دو واکنش اشاره می کردند. حمله به پایگاه های آمریکا در کشورهای منطقه و بستن تنگه هرمز. هر دو نیز در این جنگ، رخ داد اما در کمال تعجب طرف امریکایی در برابر هر دو واکنش، هم غافلگیر شد هم برنامه ای برای مقابله نداشت و به شدت آسیب دید.
هم تنگه هرمز بسته شد و اقتصاد منطقه، جهان، غرب و آمریکا به گروگان گرفته شد هم در شرایط فعلی، هیچ راه حل نظامی برای مقابله با بستن شدن تنگه هرمز از سوی ایران، قابل اجرا و تضمینی برای موفقیت آن نیست. همچنین در برابر حملات نظامی ایران به پایگاه های نظامی و منافع اقتصادی سیاسی آمریکا در کشورهای منطقه نیز آمریکایی ها آسیب پذیر ظاهر شدند. آسیب جدی به هواپیماهای سوخت رسان آمریکایی در عربستان سعودی و آسیب به نظامیان آمریکایی در کویت در اثر حملات ایران دو نمونه برجسته از این موضوع هستند.
4- جمهوری اسلامی قوی تر
با توجه به موارد متعدد از جمله 3 موضوع مورد اشاره، جمهوری اسلامی از این جنگ، قوی تر و هجومی تر خارج شد.
با وجود همه آسیب های مادی و انسانی که در این جنگ به بخش های نظامی و غیرنظامی کشور وارد شد اما جمهوری اسلامی چه در فضای داخلی و چه فضای خارجی، تقویت شد.
جنگ گرچه محدودساز است و محدودیت های بسیاری را تحمیل و مقبول می کند اما در فضای خود، محدودیت های زیادی را برای مسوولان برمی دارد. بسیاری از تصمیمات و اقداماتی که در شرایط عادی به دلایل مختلف نمی توان به آنها پرداخت فضای جنگ، اجرای آنها را ممکن می سازد. دست دولت ها و مقامات در شرایط جنگی بازتر و محدودیت ها برای آنها کمتر می شود.
علاوه بر این، برای جمهوری اسلامی، اعتماد به نفس ناشی از «پیروزی در جنگ 40 روزه» روحیه ها را تقویت کرده / می کند؛ انجام اقدامات بیشتر و جدیدتری را می تواند توجیه و مشروعیت ببخشد و بخش های بیشتری از جامعه را همراه و پشتیبان سازد.