عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- نوآوری مدل کسب و کار در بحران یک رویا نیست. بسیاری از مدیران موفق در دل بحران کسب و کار خود را پیش برده اند.
در شرایطی که تحریمهای اقتصادی زنجیره تأمین را مختل کرده و آیندهای مبهم پیش روی کسبوکارها ترسیم میکند، برخی کارآفرینان نهتنها دوام میآورند، بلکه فرصتهای تازهای خلق میکنند.
راز این کارآفرینان در نوع نگاهشان به بحران و تصمیمگیری در شرایط عدماطمینان نهفته است. پژوهش جدیدی در ایران نشان میدهد که چگونه «منطق اثرگذاری» به کارآفرینان کمک میکند تا از دل تحریمها، نوآوری متولد کنند.
برای خیلی از ما، بحران یعنی تهدید، یعنی تعطیلی، یعنی ناامیدی. اما برای گروهی از کارآفرینان، بحران یعنی فرصتی برای بازنگری، خلاقیت و حرکت در مسیرهای نرفته.
این تفاوت نگاه، ریشه در نوع «منطق» یا «چارچوب فکری» آنها دارد.
در سالهای اخیر، پژوهشگران مدیریت به این پرسش اساسی پرداختهاند که چرا برخی کسبوکارها در شرایط بحرانی و پرنوسان، نهتنها دوام میآورند، بلکه رشد میکنند.
آنان راهحلهای خلاقانهای برای مشتریان خود ارائه میدهند. پاسخ این پرسش در نظریهای به نام «اثرگذاری» یا «Effectuation» نهفته است .
این مقاله با تکیه بر پژوهشی جدید که در سال ۲۰۲۶ در مجله معتبر Asian Business & Management منتشر شده، به شما نشان میدهد که چگونه کارآفرینان ایرانی در شرایط تحریم، با استفاده از این منطق، مدل کسبوکار خود را متحول کرده و از دل بحران، فرصت آفریدهاند.
این مقاله بر اساس مطالعه عمیق چندین شرکت کوچک در ایران نوشته شده و درسهای ارزشمندی برای هر کارآفرین و مدیری دارد .
وقتی از تحریم صحبت میکنیم، در واقع از «اختلال بازار» حرف میزنیم. اختلال بازار یعنی اتفاقاتی که از قبل پیشبینی نشدهاند و جریان کالا و مواد اولیه را در زنجیره تأمین مختل میکنند .
برای کسبوکارهای کوچک در ایران، این اختلالها یک واقعیت همیشگی است.
نوسانات نرخ ارز، تورم افسارگسیخته، دسترسی دشوار به مواد اولیه و فناوریهای روز، و ناتوانی در پیشبینی آینده، فضایی از «عدماطمینان رادیکال» ایجاد کرده است.
در چنین فضایی، برنامهریزی سنتی و بلندمدت عملاً غیرممکن میشود، چون نمیدانید فردا چه میشود .
اما سؤال اینجاست: در این شرایط چه باید کرد؟
برای پاسخ به این سؤال، باید با دو نوع نگاه یا منطق متفاوت به دنیای کسبوکار آشنا شویم:
۱. منطق علّی (Causation)
این منطق در شرایطی کار میکند که آینده قابلپیشبینی باشد.
در این نگاه، شما ابتدا هدف نهایی خود را مشخص میکنید و سپس به دنبال منابع و ابزارهای لازم برای رسیدن به آن هدف میگردید.
مثل سفر با ماشین زمانی که میدانید مقصد کجاست و مسیر را بلد هستید.
۲. منطق اثرگذاری (Effectuation)
اما در شرایطی که آینده تاریک و مبهم است، کارآفرینان موفق از منطق اثرگذاری استفاده میکنند.
در این نگاه، شما از منابع و امکاناتی که «در دسترس» دارید شروع میکنید و بر اساس آنها، قدمبهقدم مسیر خود را میسازید.
مثل کاوشگری در جنگل که نقشه دقیقی ندارد، اما با استفاده از ابزارهای موجود و نشانههای اطراف، راه خود را پیدا میکند .
از داشتهها شروع کن: به جای اینکه غصه چیزهایی را که نداری بخوری، ببین چه منابعی در اختیار داری و چگونه میتوانی از آنها استفاده کنی .
به جای پیشبینی، کنترل کن: به جای اینکه دنبال پیشبینی آینده باشی، سعی کن با اقدامات خودت، آینده را شکل بدهی.
از شراکتهای جدید استقبال کن: به جای رقابت و جنگ با دیگران، به دنبال شرکایی باش که میتوانند به تو کمک کنند و تو هم به آنها کمک کنی.
پژوهشگران با مطالعه عمیق چندین شرکت کوچک در ایران، مشاهده کردهاند که کارآفرینان موفق در شرایط تحریم، ناخودآگاه از همین منطق اثرگذاری استفاده میکنند.
بیایید ببینیم این منطق در عمل چگونه اجرا میشود:
۱. تحول در مدل کسبوکار
این کارآفرینان مدل کسبوکار خود را بهعنوان یک «فرآیند پویا و شناختی» میبینند، نه یک ساختار ثابت.
آنها مدام مدل کسبوکار خود را بازبینی و اصلاح میکنند. یعنی ارزش پیشنهادی خود را تغییر میدهند، مشتریان جدید پیدا میکنند، یا روش ارائه محصول را عوض میکنند .
۲. خلق نوآوری فروتنانه
یکی از جذابترین نتایج این پژوهش، مفهوم «نوآوری فروتنانه» (Frugal Innovation) است.
این یعنی کارآفرینان به جای تمرکز بر محصولات لوکس و پیچیده، به فکر راهحلهای ساده، ارزان و در عین حال کارآمد برای مشتریانی هستند که در شرایط بحران، قدرت خریدشان کاهش یافته است .
به زبان سادهتر: وقتی بحران میآید، بسیاری از مشتریان دیگر توانایی خرید محصولات گرانقیمت را ندارند.
کارآفرین اثرگذار، به جای ناراحت شدن از این موضوع، محصولی سادهتر، مقرونبهصرفهتر و متناسب با نیاز جدید مشتری طراحی میکند.
این یعنی خلق ارزش از دل محدودیت.
۳. ایجاد مشارکتهای جدید
کارآفرینان موفق در بحران، بهجای اینکه خودشان را جزیرهای ببینند، به دنبال شراکت با دیگران میگردند.
آنها با تأمینکنندگان جدید، توزیعکنندگان متفاوت، یا حتی رقبای سابق، وارد مذاکره میشوند و ائتلافهای جدیدی میسازند.
این شراکتها، منابع جدیدی را در اختیار آنها قرار میدهد که قبلاً وجود نداشت .
پژوهش مذکور که در مجله معتبر Asian Business & Management منتشر شده، درسهای ارزشمندی برای همه ما دارد :
۱. بحران را بپذیر، نه اینکه از آن فرار کنی: اولین قدم برای نوآوری در بحران، پذیرش واقعیت است. تحریم و اختلالات اقتصادی واقعیت دارند و تا زمانی که آنها را نپذیریم، نمیتوانیم راهحلی برای آنها پیدا کنیم.
۲. از داشتههایت شروع کن: به جای معطلی برای شرایط ایدهآل، ببین چه منابعی در اختیار داری. همین حالا، با همین امکانات، چه کاری میتوانی انجام دهی؟ پاسخ به این سؤال، نقطه شروع حرکت توست.
۳. به جای پیشبینی، دست به اقدام بزن: در دنیای پرنوسان امروز، پیشبینی دقیق آینده تقریباً غیرممکن است. به جای اینکه منتظر باشی تا شرایط مشخص شود، دست به کار شو. آزمایش کن، خطا کن، یاد بگیر و مسیر را اصلاح کن.
۴. به دنبال شراکتهای جدید باش: در بحران، همکاری از رقابت مهمتر است. به دنبال شرکایی بگرد که میتوانند به تو کمک کنند و از داشتههای تو بهرهمند شوند. ائتلافهای جدید، قدرت تو را چند برابر میکنند.
۵. برای مشتری، ارزش سادهتر خلق کن: در زمان رکود و بحران، مشتریان به دنبال راهحلهای سادهتر و ارزانتر هستند. به جای اصرار بر محصولات پیچیده و گران، به فکر نوآوری فروتنانه باش. محصولی که نیاز اساسی مشتری را به سادهترین شکل ممکن برآورده کند.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@