صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۱۷۲
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۷ - ۲۶ آذر ۱۳۸۵ - 17 December 2006

مراسم سوسك‌كشي در قطار تهران ـ نيشابور

مراسم سوسك‌كشي در همه كوپه‌ها همچنان در حال انجام بود و خواهران نيز كه اكثرا از نشستن در داخل كوپه‌ها و صندلي‌هاي خود امتناع مي‌كردند و در راهروها سر پا ايستاده بودند، در بهت و حيرت چنين سفري تاريخي به سر مي‌بردند. تاسف‌بارتر اين‌كه كسي هم نبود تا پاسخگو بوده و به وضعيت ناهنجار موجود رسيدگي كند.

بازتاب به نقل از یک شهروند نوشت:

چند روز پيش (دوشنبه 20 آذر ماه) در جمع بسيجيان سازمان «...» براي شركت در پنجمين دوره «طرح معرفت» عازم مشهد مقدس بوديم كه منظره نادر و تعجب‌آوري در قطار اتفاق افتاد. شايد براي خيلي‌ها پذيرفتن چنين اتفاقي سخت و دشوار باشد اما چند صدنفر شاهد اين ماجراي غير متصور بودند و سفري بياد ماندني! را تا نيشابور پشت سر گذاشتند.

مسئولان بسيج سازمان پس از عدم توفيق در خريدن بليت قطار عادي تهران ـ مشهد به علت دلال بازي در فروش بليت (كه مراجعين را براي تهيه بليت به واسطه‌هاي مشخصي حواله داده و اعلام مي‌كننند كه فروش مستقيم بليت ندارند) به ناچار اقدام به خريد بليت براي قطار ساعت 45/13روز دوشنبه 20 آذر ماه تهران ـ نيشابور كردند.

در ساعت مقرر وقتي سوار واگن‌هاي قطار مي‌شديم بوي غليظ نفت و گازوئيل، محوطه و داخل كوپه‌ها را پر كرده بود به حدي كه تحمل آن براي برخي از همراهان دشوار بود. بعد از چندي پرس و جو متوجه شديم كه قطار، يكي دو ساعت قبل سم‌پاشي شده است. علت سم‌پاشي براي ما در ابتداي سوار شدن معلوم نبود ولي به محض استقرار در كوپه‌ها و حركت قطار، راز اين سم‌پاشي آشكار شد. به قول معروف چشمتان روز بد نبيند، به يكباره ديديم در و ديوار كوپه‌ها شاهد رژه و جولان سوسك‌هاست و نگاهمان به هر جاي كوپه‌ها و راهرو واگن‌هاي قطار مي‌افتد جز سوسك چيزي به چشم نمي‌آيد.

تا مسافران به خود بيايند قطار براه افتاده بود و فرصت اقدام يا عكس العمل اعتراض‌آميز موثر از سوي آنان وجود نداشت. به ناچار بچه‌ها شروع كردند به كشتن سوسك‌ها با تكه‌هاي روز نامه و يا هر چيزي كه دم دستشان بود ولي هرچه مي‌كشتند باز هم سوسك‌ها تمامي نداشت و از زير صندلي، لاي در و پنجره، پشت تخت‌خواب‌ها و... بيرون مي‌آمدند. منظره غير قابل تصور و در عين حال بسيار جالبي پيش آمده بود.

مراسم سوسك‌كشي در همه كوپه‌ها همچنان در حال انجام بود و خواهران نيز كه اكثرا از نشستن در داخل كوپه‌ها و صندلي‌هاي خود امتناع مي‌كردند و در راهروها سر پا ايستاده بودند، در بهت و حيرت چنين سفري تاريخي به سر مي‌بردند. تاسف‌بارتر اين‌كه كسي هم نبود تا پاسخگو بوده و به وضعيت ناهنجار موجود رسيدگي كند.

به هر حال اين شيوه هم مي‌تواند يكي از راه‌هاي نوين مبارزه با سوسك‌ها شناخته شده و به ثبت برسد!

بالاخره به هر زحمت و مصيبتي كه شده اين سفر با بي‌خوابي و... بچه‌ها به پايان رسيد و ما نزديكي‌هاي 12 شب در نيشابور از اين قطار فوق مدرن قرن 21، خداحافظي كرديم.

حال سؤال اين است كه آيا چنين قطاري كه شايسته جابجايي ستوران و چارپايان (البته بلا نسبت) هم نيست نبايد از رده خارج شده و مديران راه‌آهن اندكي هم كه شده به مسافران و هموطنان خود حداقل ارزش و احترام را قائل شوند؟

آيا بي‌كفايتي از اين بالاتر هم مي‌شود؟ و ده‌ها و صدها پرسش ديگر كه مسئولان راه آهن جمهوري اسلامي ايران بايد بدان پاسخ دهند.


 

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200