صفحه نخست

عصرايران دو

فیلم

ورزشی

بین الملل

فرهنگ و هنر

علم و دانش

گوناگون

صفحات داخلی

کد خبر ۸۵۳۹۱۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۷ - ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ - 18 August 2022
به بهانه خاک سپاری "ابتهاج" در پارک محتشم رشت؛

از مکان‌های تفرجگاهی و عمومی "قبرستان" نسازیم

آیا قرار است پارک‌های عمومی شهری که در همه جای جهان کارکردی تفرجگاهی دارند تغییر کاربری دهند و جای جای آنها به محل خاک‌سپاری نام‌آوران و هنرمندان تبدیل شود؟

عصر ایران؛ فردین علیخواه (عضو گروه جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان) - پیکر شادروان سایه، شاعر معاصر، قرار است در پارک محتشم شهر رشت به خاک سپرده شود.

ای کاش متولیان امر، در خصوص دلیل انتخاب این پارک و اتخاذ این تصمیم، توضیحات بیشتری در اختیار افکار عمومی قرار می‌دادند که دلیل به خاک سپردن پیکر شادروان سایه [امیر هوشنگ ابتهاج] در یک پارک عمومی شهری که شهروندان با اهداف و انگیزه‌های مختلف و متنوعی در آن حاضر می‌شوند چیست؟

بیایید فرض کنیم که ( فرض غم‌انگیزی است) طی سال‌های آینده نام‌آوران و هنرمندان گیلانی دیگری را نیز از دست بدهیم. آیا آنان نیز قرار است در پارک‌های عمومی شهری به خاک سپرده شوند؟

پارک (باغ) محتشم رشت

سرانجام، آیا قرار است پارک‌های عمومی شهری که در همه جای جهان کارکردی تفرجگاهی دارند تغییر کاربری دهند و جای جای آنها به محل خاک‌سپاری نام‌آوران و هنرمندان تبدیل شود؟

آیا این تصمیم اصولی است؟ آیا بهتر نیست در باغ رضوان رشت، آرامگاه‌هایی در شأن و شایسته هنرمندان و نام‌آوران گیلانی تعریف شود(نه به شکلی که هم اکنون وجود دارد) و یا در نقطه‌ای از شهر رشت، (پس از تهیه گزارش پیوست اجتماعی) مکانی مستقل و مجزا برای به خاک‌سپاری چهره‌های سرشناس در نظر گرفته شود به شکلی که امکان به خاک‌سپاری سایر هنرمندان و نام‌آوران نیز در آن وجود داشته باشد؟

{$sepehr_rl} 
به عنوان معلم و پژوهشگر مطالعات شهری، با به خاک سپردن افراد در پارک‌های عمومی، میادین شهری، دانشگاه‌ها یا مقابل مجتمع‌ها و شهرکهای مسکونی موافق نیستم و برای این امر دلایل کارشناسی دارم. برای چهره‌های سرشناس، در آرامستان شهر، و یا در نقطه مشخص و معینی از شهر(پس از تهیه پیوست‌های اجتماعی) محیطی ویژه بسازید.

امیر هوشنگ ابتهاج/ سایه، شاعر معاصر- 1401 - 1306

سخن پایانی آنکه، با وجود نکات و ملاحظات یادشده، برای تجلیل و تمجید از چهره‌ها، راه‌ها و روش‌های دیگری نیز وجود دارد. پیکر سرمایه های فرهنگی را می توان در آرامستان‌های معمول شهر به خاک سپرد ولی همچنان ارزش و جایگاه و احترام آنان را پاس داشت.

ساخت پیکره و مقبره، نام‌گذاری معبر شهری یا پارک‌های عمومی، نام‌گذاری مکان‌های فرهنگی نظیر مدارس، دانشکده‌ها یا کتابخانه‌های عمومی به نام آنان از آن جمله است.

توصیه مشفقانه‌ام آن است که آرامگاهها را به مقابل پنجره یا درِ خانه ساکنین شهر نیاوریم. کاری کنیم که ساکنین شهر در روزها و در لحظه‌هایی دلشان تنگ بشود، از جایشان بلند شوند و با شور و شوق به سمت آرامستان شهر بروند و بر پیکر سرمایه های فرهنگی خود که بسیار دوستشان دارند ادای احترام کنند. من این را ارزشمندتر می‌دانم.

 

ارسال به تلگرام
تعداد کاراکترهای مجاز:1200