۲۴ فروردين ۱۴۰۳
به روز شده در: ۲۴ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۶:۵۷
فیلم بیشتر »»

غزل شماره 115 حافظ

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان
که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد

عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است
خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد

بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد

خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت
بفرما لعل نوشین را که زودش با قرار آرد

در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ
نشیند بر لب جویی و سروی در کنار آرد

تفسیر :

یک روز همه چیز موافق توست و دنیا به کام، روزی دیگر زمین و زمان بر علیه تو و اوضاع نابسامان! این رسم روزگار است که خوشی و ناخوشی همیشه در کنار هم خواهند بود.

دوستان شفیق و دلسوز دارید که بسیار به آن ها وابسته اید. شخصیت متعالی اما کینه جو دارید، کینه و کدورت ها را کنار بگذارید تا نام نیک از شما به یادگار بماند.

هنوز مقدمات ازدواج جور نیست،

وبگردی