۲۴ فروردين ۱۴۰۳
به روز شده در: ۲۴ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۸:۴۴
فیلم بیشتر »»

غزل شماره 189 حافظ

طایر دولت اگر باز گذاری بکند
یار بازآید و با وصل قراری بکند

دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند
بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند

کس نیارد بر او دم زند از قصه ما
مگرش باد صبا گوش گذاری بکند

داده‌ام باز نظر را به تذروی پرواز
بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند

کو کریمی که ز بزم طربش غمزده‌ای
جرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند

حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند

تفسیر :

هدفی دارید که دستیابی به آن برای شما بسیار مهم است و برای به دست آوردنش از خیلی چیزها می گذرید اما گمان می کنید هیچکس به حرف های شما گوش نمی کند. اما این درست نیست و دوستان زیادی هستند که در شرایط خاص به شما کمک خواهند کرد.

نگران نباشید، به زودی به هدف موردنظر خواهید رسید و افراد حسود و بددل ناامید خواهند شد و به زودی خبر ناکامی دشمنان را خواهید شنید. نذر خود را ادا کنید. مسافرت عالی خواهد بود و نتایج خوبی به همراه دارد.

وبگردی