فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۰۰۶۴۵۵
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۵ - ۲۸-۰۷-۱۴۰۳
کد ۱۰۰۶۴۵۵
انتشار: ۱۳:۱۵ - ۲۸-۰۷-۱۴۰۳

انتشار «خار و میخک»؛ رمانی که سنوار در زندان نوشت / رمان به زبان عبری نوشته شده

انتشار «خار و میخک»؛ رمانی که سنوار در زندان نوشت / رمان به زبان عبری نوشته شده
رمان «خار و میخک» که شرح زندگی فردی به نام احمد است توسط شهید یحیی سنوار در طول دوران اسارت خود در زندان بئرالسبع رژیم صهیونیستی و به زبان عبری نوشته شده و به توصیف زندگی فلسطینی‌ها می‌پردازد.
رمان «خار و میخک» نوشته شهید یحیی سنوار به همت مرکز هنری رسانه‌ای سلوک و توسط هانیه‌ کمری به فارسی ترجمه شده و قرار است که به زودی توسط انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شود. همچنین بریده‌هایی از این کتاب در شماره پیش‌روی مجله «سوره» به چاپ خواهد رسید.
 
به گزارشحوزه هنری، رمان «خار و میخک» که شرح زندگی فردی به نام احمد است توسط شهید یحیی سنوار در طول دوران اسارت خود در زندان‌ بئرالسبع رژیم صهیونیستی و به زبان عبری نوشته شده و به توصیف زندگی فلسطینی‌ها می‌پردازد.
 
«خار» در این کتاب نماد دردها، سختی‌ها و مشکلات است و «میخک» به عنوان نمادی برای شادی‌ها و موفقیت‌ها است و سنوار با به کارگیری این نمادها، توانسته ابعاد مختلف زندگی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مبارزاتی فلسطینی‌ها را به تصویر بکشد.
 
به همین دلیل است که یحیی سنوار در مقدمه «خار و میخک»، به کار بردن عناصر خیال در این کتاب را صرفاً برای تحقق ویژگی‌های روایی می‌داند و می‌نویسد: «هر چیز دیگری در این کتاب، کاملا واقعی است؛ یا آن را زیسته‌ام و یا بسیاری از این رویدادها را از زبان کسانی که خود و خانواده‌ها و همسایگانشان در طول دهه‌ها در سرزمین عزیز فلسطین تجربه کرده‌اند، شنیده‌ام و دیده‌ام.»
 
با انتشار کتاب «خار و میخک»، این کتاب در سایت آمازون به فروش می‌رود که پس از مشاهده استقبال از فروش این کتاب، با فشار صهیونیست‌ها، فروش آن در آمازون متوقف می‌شود.
 
در بخشی از کتاب «خار و میخک» آمده:
 
در گوشه‌ای، چندنفری از همسایگان‌مان نشسته بودند، چای می‌نوشیدند، بعضی‌ها سیگار می‌گیراندند و دود می‌کردند و از دل‌مشغولی‌ها و نگرانی‌هایشان می‌گفتند. آنها از عزت و کرامتی که نیروهای مقاومت از زیر لگد اشغالگران بیرونش کشیده بودند احساس افتخار می‌کردند و از فرداهای نامعلوم می‌ترسیدند. آیا وضعیت به همین شکل باقی می‌ماند؟ آیا نیروهای اشغالگر به اردوگاه حمله‌های سنگین‌تری نمی‌کنند؟ یا خشمشان را روی سر مردم بیچاره بمباران نمی‌کنند و اردوگاه را با ساکنانش یکجا نمی‌سوزانند؟ حرف‌ها متفاوت بود، اما نظر غالب بر این بود که باید به میدان آمد و هر کسی به نوعی می‌گفت دیگر چه چیزی برای از دست دادن داریم؟ فقط خانه‌ای آن هم زیر ساطور دشمن، پس چرا باید بترسیم؟ اینگونه صحبت‌ها همیشه در یک نقطه به پایان می‌رسید: «آره والا... یک دقیقه با عزت و کرامت زندگی کنیم بهتره تا هزار سال زیر تیغ نیروهای اشغالگر.»
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
قانون فیزیک شکسته شد؛ تغییر جای معلول و علت چه بر سر واقعیت می‌آورد؟ بهنوش بختیاری: همیشه چیزی برای پنهان کردن داشتم آتش‌سوزی در یک نفت‌کش در تنگه هرمز فریا نادری: حرف مفت است اعتراف فرستاده ویژه آمریکا: حمله اسرائیل به قطر یک شکست نظامی بود وزارت خارجه: نشست کشورهای ساحلی خلیج فارس به تعویق افتاد استاندار خوزستان: تردد مسافر در شلمچه و چذابه به حالت عادی بازگشته شباب الاهلی برای تراکتور خط و نشان کشید؛ هدف‌گذاری برای مراحل پایانی آسیا معاون اندیشکده کوئینسی: ۶۰ درصد از نظامیان آمریکایی با جنگ علیه ایران مخالفند پرونده سربازی بیرانوند وارد مرحله نهایی شد؛ آغاز خدمت از اول آبان بیرانوند به شباب‌الاهلی نمی‌رسد؛ پیام دروازه‌بان تراکتور برای تیمش ملاقات رئیس‌جمهور چین با ترامپ لغو می شود؟ انهدام باند «باج‌نیوزها» در اهواز عمان از تعویق نشست درباره تنگه هرمز خبر داد گفت‌وگوهای نوام چامسکی: از یازده سپتامبر تا جنگ رمضان
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟