۰۱ مرداد ۱۴۰۳
به روز شده در: ۰۱ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۸:۳۱
کد خبر ۱۰۰۹۱۲
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۶ - ۲۷-۱۱-۱۳۸۸
کد ۱۰۰۹۱۲
انتشار: ۱۴:۱۶ - ۲۷-۱۱-۱۳۸۸

ايران و ترکيه قدرت منطقه اي و بازيگراني جهاني

وي اضافه کرد: اين استراتژيست ها استدلال مي کنند ترکيه نقش هايي را در منطقه خاورميانه بازي مي کند و استراتژي هايي را دنبال مي کند که اهميت استراتژيک اين کشور را روز به روز بيشتر مي کند

يک کارشناس مسائل استراتژيک با اشاره به روابط ايران و ترکيه به عنوان دو بازيگر منطقه اي اظهار داشت: ترکيه و ايران تنها دو کشوري در خاورميانه هستند که از لحاظ شان، تاريخ و فرهنگ، دو قدرت منطقه اي در حال ظهور هستند و حتي خود را فراتر از قدرت منطقه اي مي دانند و ادعاي بازيگري جهاني را دارند.
   
کيهان برزگر استاد دانشگاه، پژوهشگر ارشد و معاون امور بين الملل مرکزمطالعات استراتژيک خاورميانه همزمان با سفر وزير امور خارجه ترکيه به ايران در گفتگو با ايرنا با بيان اين مطلب در ارزيابي روابط ايران و ترکيه تاکيد کرد: نقش ايران و ترکيه بعد از حوادث 11 سپتامبر و سرنگوني رژيم بعثي در عراق و تغيير و تحولات منطقه تغييرکرده و به نفع هر دو کشور شده است. مقاله اي را در نيوزويک مي خواندم که استدلال مي کرد برنده واقعي جنگ هاي آمريکا در منطقه خاورميانه ايران و ترکيه هستند و اين طرز تفکر در جهان عرب هم به صورت جدي وجود دارد.

کشورهاي عربي مي دانند که ساختار سياسي و استراتژي هاي ايران و ترکيه، اين دو کشور را به اصلي ترين بازيگران منطقه خاورميانه در سال هاي آتي تبديل خواهد کرد.

پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات استراتژيک خاورميانه با بيان اينکه با توجه به منابع و زمينه هاي قدرت ايران و ترکيه ترديدي در نقش آفريني آنها در آينده خاورميانه وجود ندارد، اظهار داشت: اما مساله اي که وجود دارد اين است که نقش هايي که ايران و ترکيه در خاورميانه ايفا مي کنند به چه شکلي بايد باشد؟ زيرا بحث جديدي در حال شکل گيري است و استراتژيست هاي ترک هم در آن دستي دارند، مبني براينکه اين ترکيه است که برنده جنگ هاي آمريکا در خاورميانه بوده است و نه اساسا ايران.

وي اضافه کرد: اين استراتژيست ها استدلال مي کنند ترکيه نقش هايي را در منطقه خاورميانه بازي مي کند و استراتژي هايي را دنبال مي کند که اهميت استراتژيک اين کشور را روز به روز بيشتر مي کند


*** عثماني گرايي جديد سياست خارجي جديدي است که ترکيه دنبال مي کند و تفکر آن مربوط به داوود اوغلوست

کيهان برزگر افزود: ترکيه يک سياست خارجي جديدي را در پيش گرفته است که انديشه هاي آن مربوط به آقاي داوود اوغلو وزير امور خارجه اين کشور است و به آن "عثماني گرايي جديد" مي گويند.

وي با اشاره به سياست خارجي جديد ترکيه تصريح کرد: حرف عثماني گرايي جديد اين است که ترک ها دامنه نقش و نفوذ خود را در مناطقي که زماني بخشي از امپراطوري عثماني بود و اين کشور داراي نقش بود، افزايش دهند البته نه مانند امپراطوري عثماني که نقش خود را با افزايش ارضي بيشتر مي کرد بلکه حرف آنها اين است که ترکيه تنها کشوري در خاورميانه است که مي تواند با همه صحبت کند يعني ترکيه تنها کشوري است که مي تواند هم با آمريکا و هم با اسرائيل صحبت کند و در طرف مقابل قدرت هاي ديگر که منظور از آن ايران است نمي توانند با آمريکا و اسرائيل صحبت کنند.

پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات استراتژيک خاورميانه تاکيد کرد: نقشي که ترکيه در حال حاضر بدنبال آن است اين است که در آينده، نفوذ استراتژيک خود را در منطقه خاورميانه افزايش دهد و اين افزايش نقش ترکيه به شرط آنکه استراتژي هاي مستقل داشته باشد، خوب است اما در انتهاي اين مساله اين است که چارچوب نقش ترکيه بايد مورد پذيرش غرب و اسرائيل باشد.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان ساخت: عليرغم تمام سرو صداهايي که در مورد سياست خارجي جديد ترکيه و نگاه به جهان اسلام توسط دولت اردوغان و داوود اوغلو وجود دارد اما ترک ها هنوز در ميان خود بحث سکولاريسم و اسلام گرايي را به صورت جدي دارند. بايد توجه داشت که قشر عظيمي از نيروهاي داخلي در ترکيه اعتقاد دارند که دولت فعلي اين کشور نماينده آرمان هاي آتاترک نيست و در حال فاصله گرفتن از اين آرمان هاست.

اين کارشناس مسائل استراتژيک اضافه کرد: در وزارت امور خارجه ترکيه بروکراسي سکولاريسم مساله اي نهادينه شده است و اگر شما به آنکارا هم تشريف ببريد خواهيد ديد که مثلا پرچم ترکيه در همه جا ديده مي شود و به اين شهر، شهر آتاترک و به شهر استانبول شهر اسلام گراها گفته مي شود. استانبول شهري است که دولت فعلي ترکيه بيشتر مي تواند در آنجا نقش بازي کند.

وي در ادامه با تاکيد بر چالش ترکيه در آشتي ميان سکولاريسم و اسلام گرايي گفت: همچنان در ترکيه ميان اسلام گرايي و سکولاريسم اختلاف وجود دارد. البته اين خيلي خوب است که دولت اسلام گرا در حال بخشيدن هويت جديدي به ترکيه جديد است و نگاه خود را به خاورميانه گسترش مي دهد و اين مساله از لحاظ استراتژيک به ترکيه نقش و اعتبار جهاني بخشيده است.
کيهان برزگر تصريح کرد: وقتي در سال هاي گذشته با استراتژيست هاي ترکيه اي که هم اکنون از مشاوران آقاي داوود اغلو هستند بحث مي کرديم، يکي از سوالات آنها اين بود که ايران چگونه ترکيه اي را مي پسندد؟ و ما هم پاسخ مي داديم که ترکيه اي که داراي استراتژي مستقل باشد و به جاي اينکه خود را به اتحاديه اروپايي وصل کند، مقداري وزن خود را در منطقه افزايش دهد و آنگاه نقش دهي خود را در مسائلي افزايش دهد که دست آمريکايي ها و اروپايي ها به آن نمي رسد و آن هم مسائل خاورميانه است.

اين استاد دانشگاه اظهار داشت: به نظر من ايران و ترکيه تنها دو کشوري هستند که نقش آنها در خاورميانه مي تواند همديگر را تکميل کند. شما هيچ دو قدرت ديگري را سراغ نداريد که با هم مشترک باشند. ترکيه با اسرائيل از لحاظ استراتژي هاي مستقل يکي نيست، تل آويو به آمريکا وصل است و استراتژي هاي نظامي آن را در منطقه حمايت مي کند و اساسا اين حمايت آمريکاست که اسرائيل را نگاه مي دارد. عربستان سعودي استراتژي اش به گونه اي است که چتر امنيتي آمريکا براي آن مهم است و به همان اندازه نيز حضور آمريکا در منطقه خاورميانه.

وي افزود: ترکيه و ايران دو کشوري هستند که مخالف حضور آمريکا در منطقه خاورميانه مي باشند اما در اين مساله باز هم نقش ايران و ترکيه متفاوت است. ترکيه مجبور است در چارچوب استراتژي هاي آمريکا و ناتو کار کند زيرا اساس هويت ترکيه جديد آن است، اما ترکيه سعي دارد تا استراتژي خود را مستقل کند. به همين دليل است که وقتي آقاي اردوغان به ايران سفر مي کند، به آمريکا نيز سفر مي کند تا به آنها اطمينان دهد که ترک ها از انديشه هاي سکولاريستي خود چندان هم فاصله نگرفته اند. ترکيه اگر مي خواهد که نقش آن پذيرفته شود حتما بايد رضايت آمريکا را هم جلب کند.

پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه با اشاره به تفاوت هويتي ايران و ترکيه تاکيد کرد: ماهيت و نقش جمهوري اسلامي ايران با ترکيه متفاوت است. اهميت نقش استراتژيک ايران اساسا در مخالفت با آمريکا و حضور اين کشور در خاورميانه است و همين مساله به ايران يک ارزش استراتژيک خاص بخشيده است.

وي در نتيجه گيري خود از ارزيابي نقش ايران و ترکيه در سال هاي اخير گفت: ايران و ترکيه در خاورميانه بعد از 11 سپتامبر و سقوط دولت صدام حسين در عراق ودر خاورميانه بعد از شکست جنگ هاي منطقه اي، دو قدرت نوظهور منطقه اي هستند که تکميل نقش هاي آنها مي تواند در جهت ثبات و امنيت خاورميانه باشد ولي اشتباه است که غربي ها تصور کنند مي توانند تنها از طريق ترکيه به راه حل هاي منطقه اي براي بحران هاي خاورميانه برسند و حتما بايد جمهوري اسلامي ايران به عنوان يک بازيگر مستقل و داراي استراتژي هايي که براي گروه هاي مانند حماس، حزب الله و گروه هاي شيعي در عراق جذاب است و کليد حل مسائل هم بدست آنهاست، وارد شود.

اين استاد دانشگاه گفت: اين اشتباه است که غربي ها و آمريکايي ها تصور کنند تنها با نقش دادن به ترکيه مي توانند به راه حل هاي دايمي براي خاورميانه برسند. افزايش اطمينان از حل و فصل مسائل خاورميانه حتما نياز به حضور ايران دارد. بدون حضور ايران و ترکيه هيچ کدام ازمسائل منطقه خاورميانه نمي تواند به راحتي حل و فصل شود.


*** ترکيه به عنوان يک بازيگر منطقه اي مجبور بود تا اختلافات تاريخي خود را با ارمنستان کنار بگذارد.

برزگر در پاسخ به سوالي در رابطه با دلايل ترکيه براي کنار گذاشتن اختلافات خود با ارمنستان و توافق تاريخي با اين کشور حتي به صورت نمادين و افزايش نفوذ اين کشور در منطقه قفقاز گفت: اين مساله هم بخشي از سياست خارجي جديد ترکيه است. سياست خارجي جديد ترکيه چند اصل دارد که يکي از آنها اين است که بايد برخي از اختلافات تاريخي و فرهنگي اين کشور با بعضي از گروه هاي قومي در منطقه حل و فصل شود. دولت اسلام گراي ترکيه نه تنها با ارمني ها بلکه سياست جديدي را نيز در مقابل کردها در پيش گرفته است.

 اين کارشناس مسائل استراتژيک اظهار داشت: ترکيه مي خواهد بگويد که من نگاه فرهنگي در جذب اقليت ها دارم. اين مساله در مورد ارمني ها هم صادق است. ترکيه به عنوان يک بازيگر منطقه اي مجبور است تا بسياري از اختلافات قديمي خود را حل و فصل کند تا بتواند نقش خود را به عنوان يک بازيگر ميانجي به جامعه بين المللي نشان دهد.

پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه تصريح کرد: البته بايد يک نکته را يادآور شوم و آن اين است که ترک ها سال ها پشت درهاي اتحاديه اروپا ماندند و به نوعي التماس کردند تا آنها را به عضويت بپذيرند. اتحاديه اروپا اين مساله را نپذيرفت. اين اتحاديه دو گروه دارد يکي انگليسي ها و بلژيکي ها که مي گويند اگر ترک ها بيايند خوب است و يک اسلام مدرن در شرق اروپا مي تواند جلوي افراط گرايي را بگيرد اما جناح فرانسوي و اطريشي اساسا مخالف حضور ترک ها هستند و شخص آقاي سارکوزي کسي است که با حضور ترک ها در اتحاديه اروپايي بارها مخالفت کرده است و نخبگان ترکيه عملا يک تحقير تاريخي را در نپذيرفتن درخواست آنها براي عضويت در اتحاديه اروپا ديده اند.

وي اضافه کرد: به همين دليل است که دولت اسلام گرا در ترکيه سياست خود را تغيير داده است و به جاي التماس به اروپايي ها، بدنبال افزايش نقش و موقعيت سياسي و اقتصادي خود در مناطقي که براي اتحاديه اروپايي حائز اهميت است مانند خاورنزديک، فلسطين، لبنان، سوريه و قفقاز است، زيرا اين مناطق پل ارتباطي با اروپا هستند و به امنيت و انرژي وصل مي شوند. ترک ها اين قبيل اقدامات را انجام مي دهند تا اتحاديه اروپايي خود به خود به سمت آنها بيايد. کاري که نخبگان گذشته ترکيه نتوانستند انجام دهند، نخبگان جديد با يک تغيير استراتژي بدنبال آن هستند.

کيهان برزگر تصريح کرد: در همين چارچوب است که ترکيه سعي کرد تا اختلافات تاريخي خود را با ارمنستان حل و فصل کند و آقاي اردوغان به ايروان سفر کرد و سعي کردند تا مقامات ارمني را به ترکيه بياورند و تبادلات اقتصادي و تجاري دو کشور را افزايش دهند. اين بخشي از استراتژي ترکيه براي افزايش نقش استراتژيک خود به عنوان يک بازيگر مهم منطقه اي در قفقاز است. بايد توجه داشت که بعد از لابي يهودي ها، ارمني ها دومين لابي مهم در جهان هستند و طبيعتا ترک ها بايد براي پيشبرد اهداف خود با آنها کنار مي آمدند.

اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: ارمني ها در فرانسه تاثير گذار هستند و همواره تصوير بدي را از ترک ها در جهان ارائه کرده اند و به همين دليل توافق تاريخي اين دو کشور مي تواند در بهبود شرايط براي ترک ها موثر باشد و راه آنها را در بسياري از مسائل هموارتر کند و بنابراين اين مساله هم بخشي از تفکر جديد در ترکيه است.


*** سياست خارجي جديد ترک ها ارتباطي با سياست خاورميانه بزرگ آمريکا ندارد

پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه در پاسخ به سوالي در رابطه با اينکه آيا سياست خاورميانه بزرگي که آمريکا در زمان بوش بدنبال آن بود، آيا تاثيري بر سياست عثماني گرايي جديد ترکيه داشته است يا نه؟ اظهار داشت: موضوع خاورميانه بزرگ سياستي بود که در ميان سالهاي 2002 تا 2004 در سياست خارجي آمريکا ريشه پيدا کرد. آمريکا زماني که جنگ عراق را آغاز کرد توجيه اش اين بود که صدام حسين فردي بسيار خطرناک براي امنيت جهاني است و اگر تسليحات شيميايي خود را در اختيار بن لادن و القاعده قرار بدهد، امنيت جهاني را به خطر مي اندازد. اين بدان معنا بود که امنيت جهان را به بحث تروريسم وصل کرد.

وي افزود: اما بعدها مشخص شد که آمريکايي ها دنيا را فريب داده اند و گزارشاتي منتشر شد که براساس آنها صدام حسين در زمان قبل از حمله آمريکا اصلا سلاح شيميايي در اختيار نداشته است و سيا در گزارشات خود در قبل از جنگ دست برده بوده است. صدام حسين نيز اساسا اعتقادي به القاعده نداشت زيرا وي فردي بعثي بود و اعتقادي به نيروهاي افراطي مانند القاعده نداشت، يعني پايه تفکري صدام با القاعده متفاوت بود.

کيهان برزگر خاطرنشان ساخت: آمريکايي ها اعلام کردند حالا که ما تسليحات شيميايي را در عراق پيدا نکرده ايم، در عوض بايد دموکراسي را در اين کشور پياده کنيم و اين دموکراسي است که مهم است. بعد از اين مساله بود که طرح خاورميانه بزرگ پيش آمد. با اينکه اعلام شد اين طرح براي ايجاد دموکراسي و مبارزه با فقر و بيکاري و غيره است اما خود آمريکايي ها هم مي گويند که اين طرح براي مبارزه با تروريست پروري خاورميانه بود.

اين کارشناس مسائل استراتژيک اظهار داشت: طرح خاورميانه بزرگ شکست خورد زيرا وقتي آمريکايي ها وارد عراق شدند متوجه شدند دموکراسي که آنها بدنبال ايجاد آن هستند، يک شبه به وجود نمي آيد و ماهيت قدرت و سياست در خاورميانه اينگونه نيست که تفکر ليبرال دموکراسي غربي را بتوان يک شبه در عراق پياده کرد. بنابراين آمريکايي ها به اين نتيجه رسيدند که آنچه که براي عراق مهم است امنيت است و به همين دليل هم از حکومت نوري مالکي حمايت کردند تا اين حکومت بتواند امنيت را برقرار کند و شعارهاي دموکراتيک کنار گذاشته شد.

کيهان برزگر تاکيد کرد: سياست خارجي جديد ترکيه ارتباط چنداني با سياست خاورميانه بزرگي که آمريکايي ها بدنبال آن بودند، ندارد. اساسا سياست خاورميانه بزرگ آمريکايي ها براي کشورهاي عربي و بي تفاوتي آنها در برابر تروريسم بود زيرا آمريکايي ها اعلام مي کردند که اين تروريسم است که امنيت آنها را به خطر انداخته است اما بايد گفت ترکيه در بازسازي بسياري از جنبه هاي طرح خاورميانه بزرگ از همان زمان تاثير جدي داشت.

وي افزود: به هر حال ترکيه مدعي است که در جهان اسلام يک نمونه موفق از دموکراسي را به پيش مي برد. ترک ها دولت قوي، ملت قوي و يک نمونه موفق از دموکراسي را دارند. ترک ها به اين دليل از طرح خاورميانه بزرگ آمريکا حمايت کردند که تشکيل دولت هاي قوي در خاورميانه مي توانست به نفع آنها نيز باشد. آنها مي خواستند داراي نقش پيش قدمي در اين زمينه براي خاورميانه داشته باشند.

پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه اظهار داشت: وضعيت ترکيه از لحاظ دموکراسي با کشورهاي عربي منطقه، متفاوت است. دموکراسي در مصر به معناي روي کار آمدن اخوان المسلمين است، در اردن به معناي روي کار آمدن نيروهاي افراطي است، در عربستان به معناي روي کار آمدن نيروهاي ميانه روست و به نوعي براي تمامي دولت هاي عربي دموکراسي مساله اي خطرناک است. اين مساله بدان معنا نيست که آنها با دموکراسي مخالفند بلکه بدين معناست که دموکراسي که يک شبه بخواهد شکل بگيرد، باعث سرنگوني حکومت هاي آنها خواهد شد.

اين کارشناس مسائل بين المللي خاطرنشان ساخت: ترکيه برخلاف حکومت هاي محافظه کار عرب متحد آمريکا در خاورميانه که اجازه ندادند طرح خاورميانه بزرگ ادامه پيدا کند، از اين طرح استقبال کرد زيرا مي توانست خود را به صورت يک کشور پيشرو نشان دهد. سياست خارجي ترکيه نيز بر سه اصل استوار است.

کيهان برزگر با بيان اينکه برخي از استراتژيست هاي ترکيه اي صحبت از قدرت نرم اين کشور مي کنند، گفت: اولين اصل سياست خارجي ترکيه اين است که مدرنيزاسيون اين کشورمورد تائيد و قبول کشورهاي اسلامي است. دومين مساله اين است که سياست خارجي فعال ترک ها به معناي تلاش اين کشور براي حل بحران هاي منطقه اي مورد تاييد و قبول احزاب، گروه ها و کشورهاي منطقه است به طور مثال حزب الله لبنان نيز نقش آفريني ترکيه را به عنوان يک بازيگر بي طرف پذيرفته است. سومين اصل نيز اين است که سياست خارجي ترکيه اساسا بر ميانجي گري شکل گرفته است. ترک ها تلاش دارند تا در اين زمينه از ائتلاف ها و اتحادها خود را دور نگاه دارند.

اين استاد دانشگاه تصريح کرد: ترک ها مي خواهند بگويند که چارچوب نقش آنها در بي طرفي است و اين همان مساله اي است که مورد تاييد قدرت هاي بزرگ مثل آمريکاست. در اينجا پر رنگ بودن نقش ترکيه در چارچوب جامعه بين المللي خيلي زياد است و تفکر جديد در سياست خارجي ترکيه نيز بر همين اساس استوار است.

وي با بيان اينکه خاورميانه براي آمريکايي ها چهار بلوک متفاوت است، تاکيد کرد: براي آمريکايي ها ترک ها در شمال خاورميانه هستند، اسرائيلي ها در غرب خاورميانه هستند و منافع و خواسته هاي آنها را تامين مي کنند، عربستان در جنوب خاورميانه قرار دارد که منابع انرژي دنيا را تامين مي کند و جمهوري اسلامي ايران نيز در شرق خاورميانه بازيگري است که استراتژي هاي خود را دارد و اين چهار بازيگر داراي منافع متفاوتي هستند.

اين کارشناس مسائل بين الملل با بيان اينکه آمريکايي ها متوجه شده اند که ترکيه و اسرائيل نمي توانند منافع آنها را تامين کنند، خاطرنشان ساخت: آمريکايي ها متوجه شده اند که بازيگران ديگري نيز در خاورميانه حضور دارند که بايد نقش آنها را بپذيرند و اين مساله در استراتژي هاي آقاي اوباما نيز وجود دارد. همين مساله نيز مي تواند اين استراتژي اوباما را به ارتباط با ايران وصل کند و مي تواند باعث گفتگوهايي ميان ايران و آمريکا شود.

اين کارشناس مسائل استراتژيک افزود: چالش اصلي که از نظر آمريکايي ها مانع از برقراري رابطه با ايران مي شود نيز اين است که چگونه آمريکا مي تواند ايران را وارد خاورميانه اي کند که سه بازيگر ديگر در آن يا دشمن هستند و يا رقيب. در اينجا قطعا جمهوري اسلامي ايران و عربستان به لحاظ تاريخي به يکديگر نزديک نمي شوند زيرا هرکدام ديدگاه هاي مختلفي از نظر ايديولوژي، منبع تهديدات امنيتي، درجه حضور بيگانگان در منطقه و غيره دارند. ايران و اسرائيل نيز نمي توانند به يکديگر نزديک شوند زيرا از لحاظ ايدولوژيک و استراتژيک با يکديگر مشکل دارند. در خاورميانه تنها ايران و ترکيه مي مانند و عليرغم رقابت، نقش آنها مي تواند تکميل کننده نقش يکديگر باشد.
پژوهشگر ارشد مرکزمطالعات استراتژيک خاورميانه اظهار داشت: اگر ايران و ترکيه به خوبي از انرژي يکديگر استفاده کنند مي توانند نقش هاي سازنده اي ايفا کنند و اين مساله مي تواند باعث ثبات و امنيت بيشتري براي خاورميانه شود.

*** دولت اسلام گراي ترکيه قابل اعتماد است اما سکولارها و بروکرات هاي ترکيه موضع مبهمي در مورد برنامه هاي هسته اي و موشکي ايران دارند

کيهان برزگر در پاسخ به اين سوال که با توجه به تلاش هاي ترکيه براي ميانجيگري در مورد موضوع هسته اي ايران و اينکه آيا اصولا پذيرش اين مساله براي ايران در اين موضوع استراتژيک به نفع تهران است و يا نه؟، گفت: اين سوالي کليدي و بسيار مهم است. تصور مي کنم که ايران بايد در اين رابطه مواظب باشد. ايران و ترکيه در بسياري از مسائل مانند امنيت و انرژي، مبارزه با افراط گرايي، حل و فصل بحران هاي منطقه اي و غيره اشتراک نظر دارند. اين دو کشور در رابطه با اينکه منطقه کردستان عراق چه وضعيتي داشته باشد يا مسائل مربوط به ضرورت حفظ يکپارچگي عراق، ديدگاه هاي بسيار نزديکي به يکديگر دارند.

اين کارشناس مسائل بين المللي با بيان اينکه ايران توليد کننده و ترکيه ترانزيت کننده هستند، تاکيد کرد: در رابطه با برنامه هسته اي به نظر من شرايط متفاوت است. برنامه هسته اي مساله اي استراتژيک است و اين مساله باعث شده تا ايران در جامعه بين المللي داراي ارزش استراتژيک شود. تاکيد ايران بر دستيابي بر چرخه مستقل سوخت هسته اي قدرت چانه زني ايران را در مورد مسائل بين المللي افزايش داده است و ايران نمي بايست هيچ گاه اين کارت را ارزان بفروشد.
پژوهشگر ارشد مرکزمطالعات استراتژيک خاورميانه تصريح کرد: خوشبختانه جمهوري اسلامي ايران نيز اين مساله را نپذيرفت و پاسخ ايران به موضوع مبادله سوخت هسته اي به گونه ديگري بود. اما اينکه اگر اين ميانجي گري صورت مي گرفت به نفع ايران بود يا نه؟ بايد بگويم که ايران بايد در اين رابطه محتاط باشد. اگرچه ترکيه کشوري همسايه و اسلامي است و سرنوشت ما از قرن هاي گذشته به يکديگر پيوسته است اما ترکيه همچنان بين اصل سکولاريسم و اسلام گرايي در چالش است و تنها زمان مشخص خواهد کرد که ترکيه به کدام سو بيشتر گرايش خواهد داشت.

وي با اشاره به ساختار وزارت امور خارجه ترکيه افزود: اگرچه دولت اسلام گراي کنوني در ترکيه مواضع دوستانه اي دارد و برنامه هاي صلح آميز ايران مورد پذيرش ترکيه است و حتي آنکارا پذيرفت تا اورانيوم کم غني شده ايران براي مبادله با غرب به آنجا برود اما بروکرات هاي وزارت امور خارجه ترکيه کساني هستند که خط سکولاريسم و روابط نزديک با غرب را به عنوان اولويت روابط خارجي دنبال مي کنند. اين افراد اعتقاد دارند دولت جديد در ترکيه در حال وارد کردن انديشه هايي به سياست خارجي اين کشور است که با انديشه هاي سکولاريسم هماهنگ نيست.

اين کارشناس مسائل استراتژيک اظهار داشت: ارتشي ها و بروکرات هاي وزارت امور خارجه ترکيه اعتقاد دارند ترکيه بايد به اتحاديه اروپا و غرب نزديک شود و مواضع مبهمي را در مورد برنامه هاي هسته اي و موشکي ايران دارند و اين مساله را بارها روشنفکران و نخبگاني که از اين گروه حمايت مي کنند، اعلام کرده اند. خوشبختانه نخبگان حاکم در ترکيه چنين ديدگاهي ندارند.

اين کارشناس مسائل بين المللي اضافه کرد: جمهوري اسلامي ايران بايد محتاط باشد زيرا ديدگاه نخبگان اسلام گرا و سياست خارجي جديد اين کشور هنوز بطور کامل در دستگاه ديپلماسي ترکيه نهادينه نشده است و لذا امکان دارد که مواضع ترکيه به همان مواضع مبهم بروکرات هاي وزارت خارجه نزديک شود. ترکيه بخشي از ناتوست البته اين مساله خوب است و مي تواند ايران و برخي از بازيگران را به يکديگر نزديک کند.

کيهان برزگر با اشاره به تلاش هاي اتحاديه اروپايي براي نقش آفريني در موضوع هسته اي ايران خاطرنشان ساخت: اما آيا اين درست است که بزرگترين کارت استراتژيک خودمان را در اختيار ترکيه قرار بدهيم و به ترک ها همان نقشي را بدهيم که اتحاديه اروپا سالهاست که نتوانسته است تا از آن بهره برداري کند؟ در حال حاضر ترک ها مي توانند بگويند کارتي را که اتحاديه اروپا و يا حتي آمريکا نتوانست تا با آن بازي کند، من الان مي توانم با آن بازي مي کنم.

اين کارشناس مسائل استراتژيک تاکيد کرد: اگر ترکيه بتواند ميانجي گري را به نفع منافع ايران انجام دهد يعني همان حفظ چرخه مستقل سوخت هسته اي و محکم ايستادن بر روي حق مشروع ايران در غني سازي، مي تواند اين نقش را ايفا کند اما اگر بخواهد در چارچوب منافع غرب اين کار را انجام دهد زيرا اساسا در همان چارچوب است که غرب نقش ترکيه را مي پذيرد، بايد خيلي مواظب باشيم، زيرا ورود ترکيه به يک موضوع بسيار استراتژيک ملي از نظر آينده نقش دو طرف در منطقه خاورميانه مي تواند نقش استراتژيک ترک ها را نزد قدرت هاي بزرگ افزايش دهد و به همان ميزان نقش ايران را کاهش دهد.

اين استاد دانشگاه تصريح کرد: اگر ايران مي خواهد وارد معاملات استراتژيک شود بايد از بزرگترين کارت خود که همان برنامه هاي هسته اي اش است، استفاده کند تا به جاي استفاده از نقش روسيه، چين، اتحاديه اروپا و ترکيه خود وارد گفتگو با آمريکا شود زيرا تمامي اين کشورها ميانجي هستند و همه مي دانيم که ميانجي ها به هرحال بدنبال منافعي خواهند بود.

وي تاکيد کرد: جمهوري اسلامي ايران بايد از اين کارت در يک رودر رويي مستقيم با آمريکا استفاده کند تا اهميت چانه زني ايران افزايش پيدا کند و بنابراين من اعتقاد دارم ترکيه نمي تواند در چارچوب منافع ايران در حفظ چرخه مستقل سوخت هسته اي عمل کند و خوشبختانه نيز اين مساله اتفاق نيفتاد ولي به هرحال اعتقاد دارم در اين بحث ما بايد محتاط باشيم و جنبه هاي استراتژيک مسئله را هم مد نظر قرار دهيم. اين مسئله وقتي بيشتر اهميت مي يابد که هم ايران و هم ترکيه ادعاي بازيگري منطقه اي و جهاني دارند.

*** ايران هسته اي باعث برهم خوردن موازنه قدرت در خاورميانه خواهد شد

اين کارشناس مسائل استراتژيک در پاسخ به اين سوال که چرا ترکيه قرارداد ساخت نيروگاه هاي هسته اي خود را به جاي غرب که متحد استراتژيک آنهاست با روسيه به امضا رسانده است و بدنبال استفاده از انرژي هسته اي است، اظهار داشت: يک استدلالي در ميان نخبگان ترک، عربستاني و حتي اردني، سوري و مصري وجود دارد که اگر ايران هسته اي شود، توازن قدرت در خاورميانه به هم خواهد خورد و ما نيز بايد به سمت هسته اي شدن پيش برويم تا توازن قوا را در منطقه حفظ کنيم.

اين استاد دانشگاه با بيان اينکه اساسا هسته اي شدن ايران توازن قدرت را در خاورميانه برهم خواهد زد، تصريح کرد: اسرائيلي ها مدعي هستند که ايران براي آنها يک "تهديد وجودي" است. البته اين بحثي بوده است که آنها از 3 يا 4 سال پيش مطرح کرده اند و آن را وصل مي کنند به مسائل نامربوط و مدعي اند که اگر ايران مسلح به تسليحات هسته اي شود، اسرائيل را از بين خواهد برد ولي آنها در اين زمينه بسيار اغراق مي کنند و دليل آن نيز اين است که اگر ايران يک کشور دارنده فن آوري صلح آميز هسته اي شود، توازن قدرت را در منطقه به نفع ايران و به ضرر آمريکا و اسرائيل برهم خواهد زد.

اين پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه اضافه کرد: به همين دليل است که آمريکايي ها براي خودشان خط قرمز تعيين کرده اند و مي گويند ايران نبايد در اين زمينه جلو برود و ما بايد جلوي آن را بگيريم. گذشته از مسائل نظامي و فن آوري، تصور کنيد که هسته اي شدن ايران در منطقه چه تاثيراتي از لحاظ توازن قدرت در منطقه خواهد داشت؟ يک مثال اين است که اگر ايران هسته اي شود، عربستان سعودي بايد از ميان ايران و يا اسرائيل کدام يک را انتخاب کند؟ آيا بايد با ايران ائتلاف کند يا با اسرائيل کنار بيايد؟ و اگر ترکيه هسته اي شود، عربستان از ميان ايران و ترکيه کدام يک را انتخاب خواهد کرد؟

وي تصريح کرد: عليرغم بي اعتمادي تاريخي بين ترک ها و اعراب، بدليل خنجري که به اعتقاد ترک ها، اعراب در اواخر دوران امپراطوري عثماني به آنها زده اند، ترکيه و عربستان سعودي به سمت يکديگر خواهند رفت و مطمئن باشيد در مورد ايران و اسرائيل، عليرغم نهادينه بودن مخالفت هاي مردمي در جهان عرب با اسرائيل، رژيم هاي عربي به سمت رژيم اسرائيل خواهند رفت تا ايران. عليرغم اينکه مردم عرب با اسرائيل مخالف هستند اما دولت هاي عربي بدليل وابستگي به چتر امنيتي که به آمريکا دارند، در خط اين کشور باقي خواهند ماند و براساس اين مساله است که عربستان و ترکيه استدلال مي کنند که اگر ايران هسته اي شود تعادل در منطقه خاورميانه برهم خواهد خورد.

اين کارشناس مسائل بين المللي خاطرنشان ساخت: استراتژي آمريکايي ها از 50 سال پيش به اين طرف " تضمين جريان آزاد نفت" در خاورميانه بوده است. مساله اي که آنها مي گويند اين است که اگر توازن قدرت در منطقه به نفع ايران برهم بخورد، جمهوري اسلامي مي تواند ديدگاه هاي خود را بر جريان آزاد و قيمت نفت ديکته کند و اين منافع آمريکا را به خطر مي اندازد و ما بايد توازن فعلي را حفظ کنيم و نگذاريم که ايران به آن سمت برود زيرا در غير اين صورت منافع ما با دوستانمان در منطقه مانند ترکيه، عربستان و اسرائيل به هم مي خورد.

کيهان برزگر در ادامه با بيان تلاش هاي برخي کشورها در منطقه براي ساخت نيروگاه هاي هسته اي با کمک غربي ها گفت: اين مساله اي که اين کشورها نيز بدنبال هسته اي شدن هستند، خطي است که آمريکايي ها به آنها مي دهند و حتي فرانسوي ها مي آيند و با کشوري مانند امارات متحده عربي قرارداد ساخت نيروگاه هسته اي امضا مي کنند. اين مساله براي غربي ها خوب است چرا که با بزرگ نگاه داشتن تهديد ايران براي اين کشورها، علاوه بر فروش تکنولوژي، مستشاران خود را نيز به منطقه گسيل مي کنند و تسليحات را مي فروشند و منافع آمريکا نيز در اين جريانات است.

وي اضافه کرد: پذيرش ايران هسته اي از سوي آمريکايي ها اجتناب ناپذير خواهد بود ولي آمريکايي ها کاري را که خانم کلينتون اعلام کرد، انجام مي دهند و با اين کشورها قرارداد هاي نظامي-امنيتي مي بندند. آنها مي دانند که با هسته اي شدن ايران دنيا که به آخر نخواهد رسيد و اين مساله اي است که آقاي کيسينجر و بسياري از استراتژيست هاي آمريکايي هم گفته اند و اين مساله يعني وابستگي، منافع و فروش تسليحات بيشتر آمريکا به اين کشورها.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه آمريکايي ها از فرصت هاي تاريخي براي نهادينه کردن نقش خود به خوبي استفاده کرده اند، اظهار داشت: بعد از 11 سپتامبر آمريکايي ها به افغانستان و عراق لشکر کشيدند، ناتو را به سمت شرق آوردند و اتحاديه هاي جديد منطقه اي شکل دادند، مساله هسته اي ايران نيز به آنها اين فرصت را مي دهد تا اين تکنولوژي وابسته را در اختيار ترک ها و عربستاني ها بگذارند ولي مسلما آنها نخواهند گذاشت که ترک ها و يا اعراب راهي را بروند که ايران در مسير هسته اي شدن خود پيموده يعني اتخاذ استراتژي مستقل توليد سوخت هسته اي.

پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات استراتژيک خاورميانه گفت: هر کشور اتمي در بازار اتمي شدن آخرين کشور خواهد بود. پاکستاني ها وقتي که بمب هسته اي خود را منفجر کردند، گفتند تمام شد. بين تکنولوژي اتمي و تسليحات اتمي فاصله کمي است ولي اين مساله نيز خود بازدارندگي به وجود مي آورد و منطق آن درست است. توانايي صلح آميز هسته اي داشتن ايران خود به نوعي بازدارندگي است و اين مساله براي کلاس قدرت ملي، منطقه اي و جهاني ايران بسيار مناسب است و غربي ها هم مي دانند که اين تکنولوژي يک بازدارنده جدي است.

اين کارشناس مسائل استراتژيک تاکيد کرد: جمهوري اسلامي ايران نيز در نهايت با باشگاه هسته اي قبل از خود همکاري خواهد کرد زيرا خود را به عنوان آخرين قدرت هسته اي در نظر مي گيرد و اين ماهيت برنامه هاي هسته اي است.

وي در مورد نزديکي ترک ها به روس ها در موضوع هسته اي نيز تصريح کرد: اين مساله نيز بخشي از استراتژي جديد ترک هاست. عليرغم اينکه خط انتقال گاز ناباکو رقيبي براي شرکت هايي مانند گازپروم است اما ترک ها بالاخره پذيرفته اند که روس ها نيز بخشي از آن باشند همان طور که پذيرفتند ايران بخشي از آن باشد. براساس استراتژي جديد ترکيه نزديکي به روسيه در دستور کار قرار گرفته است و اين همان تقويت نگاه به شرق در سياست خارجي ترکيه است.
پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات استراتژيک خاورميانه اظهار داشت: ترک ها نه تنها با روس ها بلکه با چيني ها و کره اي ها نيز روابط نزديکي پيدا کرده اند و بنابراين به شرق، جنوب، و شمال خود نيز به جزء غرب توجه دارند. ترکيه از طريق ايران با کشورهاي خليج فارس ارتباط نزديکي دارد و همين طور مبادلات گسترده اي را با عربستان سعودي و عراق دارد. اخيرا نيز صحبت از مشارکت گاز مناطق شمالي عراق در خط ناباکو شده است. اينها تمام بخشي از آن طرح هاي جاه طلبانه و بزرگ ترک ها براي تبديل شدن به يک بازيگر جهاني است.

کيهان برزگر اضافه کرد: البته ترک ها شان تبديل شدن به يک بازيگر منطقه اي و جهاني را دارند. ايران هم داراي اين شان هستند. ترک ها در استفاده از ژئوپلتيک و نفوذ سياسي و امنيتي خودشان مثل حضور در خاورميانه و نزديکي به قدرت هاي بزرگ به خوبي استفاده مي کنند. بنحو يکه حتي ترک ها مي خواهند در يک مساله استراتژيکي مانند موضوع هسته اي ميانجي ميان ايران و آمريکا شوند.

اين کارشناس مسائل بين المللي با اشاره به اعتماد مقامات کشورمان به رهبران ترکيه خاطرنشان ساخت: در ميان کشورهاي منطقه، قابل اعتماد ترين بازيگر براي ما ترکيه است. به طور کلي ايراني ها و ترک ها اساسا شان يکديگر را مي دانند و به آن احترام مي گذارند. ايران و ترکيه بارها با يکديگر جنگ و گرفتاري داشته اند اما هميشه به هم احترام گذاشته اند.
وي تصريح کرد: روسيه هم مي تواند به ايران و ترکيه بپيوندد و مثلث ايران، ترکيه و روسيه شکل بگيرد. هر سه کشور در طول دويست سال گذشته با يکديگر جنگ هاي خونيني داشته اند و خاک همديگر را اشغال کرده اند اما شان يکديگر را نيز در نظر گرفته اند و به هم احترام گذاشته اند.
کيهان برزگر با اشاره به بي اعتمادي تاريخي که ميان سياسيون ايراني نسبت به روس ها وجود دارد، گفت: بايد توجه داشت که روسيه در جهان داراي وزن استراتژيک است. استفاده از نقش روسيه در بازي هاي استراتژيک به شرطي که در چارچوب منافع ملي مديريت شود مي تواند به نفع ايران باشد و داراي منطق است ولي از لحاظ تاريخي ما بدرستي نسبت به روس ها بي اعتماد هستيم. اما در مورد ترکيه وضع متفاوت است يعني هم ما اعتماد داريم و هم ترکيه در غرب از وزن خوبي برخوردار است.


*** استفاده از ظرفيت هاي ترکيه در جهان اسلام رويکرد جديد سياست خارجي ترکيه است/ ترکيه تنها از طريق اتصال با مسايل ايران اهميت منطقه اي و جهاني مي يابد

پزوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه در پاسخ به اين سوال که آيا سياست هاي انتقادي اخير ترکيه در مورد رژيم صهيونيستي يک رويکرد جديد در سياست خارجي ترکيه است و يا اينکه آنکارا تنها بدنبال استفاده از ظرفيت هاي بالقوه خود در جهان اسلام است، تاکيد کرد: به نظر من اين يک رويکرد جديد در سياست خارجي دولت اسلام گرا در ترکيه است. دولت اسلام گرا به هر حال استراتژي هاي خود را نه در خلا بلکه بر اساس واقعيت هاي موجود شکل مي دهد.
اين کارشناس مسائل استراتژيک تصريح کرد: دولت اسلام گرا در ترکيه هم به اين خاطر که طرفداران خود را در خيابان هاي ترکيه حفظ کند و هم به اين دليل که دل مردم را در خيابان هاي عرب به دست بياورد و دل مردم را در خيابان هاي کشورهاي غير عربي مانند ايران به سمت خود جذب کند، اين رويکرد را اتخاذ کرده است و دليل آن هم اين است که با اين اقدامات ترکيه براي خود ژست يک کشور داراي استراتژي هاي مستقل مي گيرد.

اين استاد دانشگاه اظهار داشت: اين يک راهبرد ترکيه، جديد و درست است. پيش از اين ترک ها خيلي نشان داده بودند که به غرب وابسته هستند و خيلي راحت به اسرائيلي ها امتياز مي دادند ولي در قبال اين امتيازات هيچ چيز جديدي را به دست نياورده بودند ولي از زماني که رويکرد خود را در قبال اسرائيل عوض کردند در حال به دست آوردن امتيازات جديدي هستند. ترک ها از آن زمان فرصت ها و پتانسيل هاي جديدي را با نقش خود به دست آورده اند.

وي اضافه کرد: ترک ها در حال حاضر از ژئوپلتيک خود، بيشترين استفاده را از لحاظ امنيت انرژي مي برند. آنها نه تنها رابطه نزديکي با جمهوري اسلامي دارند بلکه به عراقي ها نيز در حال نزديک شدن هستند و در لبنان، حزب الله، ترکيه را به عنوان يکي از ميانجي هاي بي طرف در روند صلح اعراب و اسرائيل پذيرفته است.

کيهان برزگر با اشاره به رويکرد جديد در سياست خارجي ترکيه اظهار داشت: ترک ها به اين نتيجه رسيده اند که براي رسيدن به اهداف خود بايد استراتژي خود را تغيير دهند. اين به معناي آن نيست که اهداف عالي خود مانند پيوستن به اتحاديه اروپايي را کنار بگذارند زيرا اين مساله براي آنها يک اصل مهم است، اسلام گراها نيز اين مساله را مي دانند و يکي از چالش هاي آنها ايجاد تعادل ميان اين دو اصل است.

اين کارشناس مسائل بين المللي خاطرنشان کرد: اگر شما به صحبت هاي اردوغان و داوود اوغلو در زماني که با انتقادهاي سکولارهاي ترکيه روبه رو مي شوند، توجه کنيد، مي بينيد که آنها مي گويند پيوستن به اتحاديه اروپا همچنان براي ما يک آرزوست ولي مناطق مهم ديگري نيز وجود دارند که ما از لحاظ هويتي با آنها در ارتباط هستيم و با نزديکي به ايران ما مي توانيم اروپا را به خليج فارس که منبع انرژي و قدرت مالي جهان است، وصل کنيم.

پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه با اشاره تفکرات وزير امور خارجه ترکيه تصريح کرد: آقاي داوود اوغلو اعتقاد دارد اتحاديه اروپا بدون ترکيه يک بازيگر قديمي و منفعل باقي خواهد ماند و اين حرف به معناي آن است که اين ترکيه است که مي تواند اروپا را در ارتباط با شرق فعال نگاه دارد و بدون ترکيه اتحاديه اروپا منطقه اي محصور است ولي با وجود ترکيه، انرژي و خون شرق از طريق خليج فارس وارد رگ هاي اروپا مي شود و نقش اتحاديه اروپا در معادلات جهاني افزايش پيدا مي کند.

وي تاکيد کرد: اين استراتژي جديد ترک هاست که در آن تا به حال موفق بوده اند و به صورت جدي بدنبال تداوم اين سياست هستند. ورود اسلام گرايي هويت و انرژي اين رويکرد جديد ترک هاست. توجه داشته باشيد که اين رويکرد تنها هدف ترکيه نيست و اين رويکرد يک ايدئولوژي نيز دارد و آن هويت اسلامي اين استراتژي است که تابحال از آن استفاده نکرده اند ولي در حال حاضر به خوبي از اين پتانسيل استفاده مي کنند.

اين استاد دانشگاه با اشاره به استراتژي هاي جمهوري اسلامي ايران گفت: جمهوري اسلامي ايران هم استراتژي و هم ايدئولوژي دارد. ايدئولوژي ايران براي بعضي از احزاب، گروه ها و کشورهاي منطقه جذاب است و با وجود اين ايدئولوژي است که اينها به هم وصل مي شوند و توان بازيگري و نقش آفريني ايران را افزايش مي دهد. همچنين ايران داراي يک ژئوپليتيک حساس و مهم است که مراکز مهم سياسي-امنيتي، توسعه و انرژي دنيا از آسياي جنوبي تا خليج فارس و خزر، آسياي مرکزي و قفقاز، و نهايتا عراق و سوريه و لبنان و فلسطين در خاور نزديک را بهم وصل مي کند.
کيهان برزگر تصريح کرد: استراتژي که در دل خود هم داراي اهداف بلندمدت باشد و هم هويت و ايدئولوژي داشته باشد، مي تواند موفق شود. ترکيه نيز هم ايدئولوژي دارد و هم استراتژي که ترکيب آن براي خيلي ها جذاب است و ترک ها در حال استفاده ازچنين فرصتي هستند. اما اهميت نقش ترکيه نيز به نوعي از طريق اتصال به مسائل ايران است که در منطقه و جهان افزايش مي يابد.

*** افغانستان، آغاز سياست هاي جديد منطقه اي ترکيه بود

پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه در پاسخ به اينکه چرا ترک ها بدنبال نقش آفريني در افغانستان هستند و پيش از اجلاس لندن و مسکو و بعد از اجلاس سه جانبه ايران، افغانستان و پاکستان، اجلاس استانبول را برگزار کردند، گفت: اين مساله بخشي از سياست منطقه اي ترک هاست. ترکيه به عنوان بخشي از ناتو متعهد به تامين و حمايت از نيروهاي ناتو است و ترک ها از همان ابتداي اشغال افغانستان نقش مهمي در تامين نيروهاي ايساف داشتند و سياست جديد منطقه اي ترکيه از همان زمان اشغال افغانستان آغاز شد.

اين کارشناس مسائل بين المللي با اشاره به رسانه هاي ترکيه اظهار داشت: اگر شما در سال هاي اخير نگاهي به ژورنال هاي ترکيه داشته باشيد، مي بينيد که پر از مقالاتي در مورد افغانستان است زيرا آنها مي خواهند به سياست هاي جديد منطقه اي خود حمايت تئوريک بدهند. چهار يا پنج سال پيش اساسا کنفرانسي در آنکارا و يا استانبول برگزار نمي شد ولي در حال حاضر سالانه ده يا بيست کنفرانس در استانبول برگزار مي شود و اين به معناي حمايت تئوريک نخبگان دانشگاهي از سياست هاي دولت ترکيه است.

وي اضافه کرد: افغانستان شروع حمايت از سياست هاي منطقه اي جديد ترکيه در غالب ناتو، ايساف و غيره بود. ترکيه هرگاه فرصتي پيدا کند مي خواهد نقش فعالي ايفا کرده تا به جامعه بين المللي نشان دهد که بازيگري سازنده است. ترک ها مي خواهند بگويند با هيچ کدام از گروه ها ائتلاف نمي کنند و در چارچوب جامعه بين المللي رفتار مي کنند و اين ماهيت نقش آنهاست. افغانستان هم به بحث خاورميانه وصل است و مسائل خاورميانه نيز پيچيدگي هاي خاص خود را دارد.

ارسال به دوستان
کشف یک زیبایی از میان لایه‌های دوده و کثیفی! (+عکس) گهواره لرزید ۲۹ خوراکی با کالری تقریبی صفر ویژه کاهش وزن اعتراض یمن به شورای امنیت درباره حملات اسرائیل به بندر حدیده جریمه جدید «عبور وسایل نقلیه از پیاده رو» چقدر است؟ صربستان : غرب برای درگیری مستقیم نظامی با روسیه آماده می‌شود ناتو بیش از ۵۰۰ هزار سرباز را در حالت آماده باش قرار داد دلنوشته زیبای هدی زین العابدین برای نقش ماهی این مرد رئیس دفتر مسعود پزشکیان می شود؟ (+عکس) /رئیس دفتر آیت الله خامنه ای، هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد چه کسانی بودند؟ ماجرای ضرب المثل معروف «ماست را کیسه کردن» چیست؟ امروز با سیف فرغانی: گر من از عشق تو دیوانه شوم باکی نیست چین: ماهواره‌های استارلینک را با لیزر می‌زنیم! روزنامه جوان: مجلس دوازدهم نباید از دولت پزشکیان انتقام بگیرد ماندگاری گرما و تداوم آلودگی هوا انتقاد روزنامه خراسان از حمله نماینده افراطی مجلس به ظریف / قبلا هم رسایی این کار را کرده بود