کد خبر ۱۰۱۷۵۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۶ - ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ - 23 February 2010
علی منتظری
در حالی که برخی سیاستمداران ، وقوع جنگ در خاورمیانه طی سال آینده خورشیدی را محتمل می دانند ، مواضع اخیر سید حسن نصرالله در سالگرد شهادت عماد مغنیه نیز نشان داد که موضوع حمله احتمالی رژیم اسرائیل به لبنان یک موضوع جدی و قابل پیگیری است. پیش تر جو لیبرمن یکی از سناتورهای یهودی آمریکایی در کنفرانس امنیت مونیخ، جامعه بین الملل را بر سر دوراهی تحریم های بسیار شدید علیه ایران و یا اقدام اضطراری نظامی علیه ایران قرار داده بود.
 وزیر دفاع آمریکا نیز با این ادعا که برنامه هسته ای ایران خطری برای جهان است، برنامه ایران ترسی را در راس برنامه نظامی و سیاست خارجه آمریکا علیه کشورمان قرار داد.

با این فرضیه عملا آمریکا و اسرائیل در تلاشند تا فقط دو فرضیه را بر روی میز داشته باشند و آن هم جز رسیدن به یک توافق و یا برخورد نیست.

 در سایه همین سیاست آمریکایی و اسرائیلی است که وقوع برخوردی نظامی بین رژیم اسرائیل با نوار غزه، لبنان و سوریه در دایره احتمالات وارد شده است چرا که کسی نیست که نداند همه امور مقاومت بین ایران، مقاومت اسلامی فلسطین، لبنان و سوریه با هم به شدت گره خورده است.

برخی از رسانه های عربی منطقه و به خصوص لبنان معتقدند که ترور عماد مغنیه در دمشق، ژنرال سوری محمد سلیمان در لاذقیه سوریه، دکتر مسعود علیمحمدی در تهران و محمود المبحوح در دبی یک مربع امنیتی اسرائیلی علیه ایران، مقاومت اسلامی لبنان، فلسطین و سوریه است که پیام های خاص خود را دارد.
بر همین اساس بسیاری معتقدند که رژیم اسرائیل با اتخاذ سیاست های ارعاب، تهدید و ترور عملا باعث وحدت عمل دفاعی مربع ایران، سوریه، مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین شده است و به آنها فهمانده است که سرنوشت هر یک از آن ها در سرنوشت دیگری گره خورده است و این در حالی است که آمریکا در تلاش است تا سوریه را از این چهارضلعی خارج کند.

 دولت بشار اسد در سوریه اکنون به خوبی واقف است که به رغم تنش زدایی بین ریاض و دمشق ، تلاش های پنهانی برای سرنگونی این دولت با همکاری امنیتی آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی در جریان است تا بر اساس نظریه فوق، توازن طایفه ای را پس از سرنگونی دولت بعث عراق بار دیگر به منطقه بازگردانند.

از همین نگاه روشن است هرگونه حمله ای علیه حزب الله لبنان در حقیقت تا مرز سرنگونی حامی اصلی منطقه ای مقاومت یعنی دولت سوریه پیش خواهد رفت و روی دیگر این نظریه جز جنگی فراگیر در منطقه خاورمیانه نخواهد بود و روشن است که ایران نمی تواند فقط نظاره گر فروپاشی و از بین رفتن هم پیمانان اصلی منطقه ایش باشد. این امور تقریبا برای همه دست اندرکاران امر روشن است.

سعد حریری در آخرین دیدار خود با حسنی مبارک رئیس جمهور مصر در قاهره از نگرانی خویش درباره حمله احتمالی رژیم اسرائیل به لبنان سخن گفت. آنگاه این نگرانی از سوی مبارک به وزیر دفاع اسرائیل ایهود باراک منتقل شد، گر چه وی این اتهامات را طبق سنت صهیونیست ها که رد می کنند و سپس حمله می کنند این بار نیز رد کرد اما از برنامه های نظامی اسرائیل این گونه به نظر می رسد که در صورت هرگونه حمله ای به لبنان، رژیم اسرائیل در صدد است تا منطقه بقاع غربی را اشغال و ارتباط مقاومت اسلامی لبنان با سوریه به عنوان حامی لجستیک مقاومت را قطع کند و این ، مفهومی جز جنگ رو در رو با ارتش سوریه ندارد به خصوص آن که اکنون اسرائیل در صدد است که جنگ بعدی با حزب الله متوقف در روستاهای جنوبی لبنان نماند بلکه تمامی مناطق شمالی رود لیطانی تا شمال بیروت و دره بقاع را در بر گیرد زیرا همانطور که سید حسن نصرالله اعلام نمود مقاومت اسلامی این بار قادر است به راحتی تل آویو را با همه امکاناتش زیر آتش موشک های خود بگیرد.

اما وزیر خارجه فرانسه برای خود استدلالی دیگر از احتمال بروز جنگ بین رژیم اسرائیل و لبنان دارد که در جای خود، هم جالب است و هم سطحی نگرانه. وی مدعی شده بود که عامل اصلی در یک جنگ احتمالی به انتقال بحران سیاسی داخلی ایران به خارج از مرزهایش با شکل گیری یک جنگ بین حزب الله و اسرائیل باز می گردد. قرائت اشتباه وی در بررسی این وضعیت روشن است اما نکته مهم این است که او نیز از نگاه احتمالی وقوع یک جنگ در منطقه سخن می گوید.

اما یکی از دلایل مهم در رد نظریه امکان وقوع یک جنگ جدید در لبنان، قدرت متمرکز و بالای حزب الله لبنان است که از آن می توان به عنوان استراتژی دفاعی این حزب نام برد که محصول اندیشه های شهید عماد مغنیه است. بر همین اساس برخی معتقدند که اسرائیل قدرت موجود نزد حزب الله لبنان را با نگاه امر واقع پذیرفته است از همین رو به سه شکل تهدید روی آورده است که اشاره به پشتیبانان مقاومت است.

یکی این که همیشه حزب الله را از هرگونه اقدامات نظامی تحریک آمیز برحذر داشته و هرگونه واکنش خود را به تحرکات نظامی احتمالی حزب الله معطوف می دارد. دوم این که تهدیدهای خود را متوجه سوریه و ایران کرده است که از مسلح کردن مقاومت به سلاح ها و موشک های پیشرفته خودداری کنند و دیگر این که به صورت دایمی اعلام می کند که در صورت وقوع هرگونه جنگی، لبنان با همه تاسیسات حیاتی اش و در همه بخش ها هزینه این جنگ را پرداخت خواهد نمود.

اسرائیلی ها اکنون به خوبی به ماهیت خطاب اخیر سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان پی برده اند. وقتی سید حسن نصرالله اعلام می کند که برنامه دفاعی مقاومت به بلوغ کامل رسیده است و قدرت انتقال جنگ از بیروت به تل آویو را دارد، معنایش جز این نیست که قدرت حزب الله در مقایسه با جنگ سی و سه روزه تا چندین برابر افزایش یافته است و در بخش های مهمی از عملیات بازدارنده می تواند همچون ارتش های کلاسیک دنیا از قدرت موشکی خود علیه اهداف اسرائیلی استفاده کند.

سید حسن نصرالله آن قدر به این توانایی ایمان و یقین دارد که بارها اعلام کرده است وقوع هرگونه جنگ جدید ارتش اسرائیل علیه لبنان در نهایت منجر به تغییرات اساسی در نقشه سیاسی خارومیانه خواهد شد. این تهدید نه تنها طرف اسرائیلی را به نگاهی دقیق تر به موازنه های نظامی منطقه خاورمیانه وادار می کند که حتی هشداری جدی به امریکا در خاورمیانه است.

با این وجود می توان به وجود «موازنه ترس»ی اشاره کرد که مقاومت اسلامی لبنان در منطقه خارومیانه علیه اسرائیل ایجاد کرده است، موازنه ای که به اعتقاد برخی کارشناسان سیاسی و نظامی تاکنون باعث شده است  صهیونیست ها از اقدام به آغاز یک جنگ جدید علیه لبنان خودداری کنند.

این موازنه نه تنها بر مناسبات دفاعی و نظامی بین لبنان و رژیم اسرائیل سایه انداخته است بلکه در یک جغرافیای بزرگتر بین ایران و آمریکا از یک طرف و بین ایران و اسرائیل از سویی دیگر تاثیر مستقیم دارد زیرا چه اسرائیل به لبنان حمله کند و چه آمریکا و یا اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله کنند آنگاه جنگی منطقه ای در کل خاورمیانه شکل خواهد گرفت.

شاید از همین زاویه است که مقامات نظامی و امنیتی دولت آمریکا، رژیم اسرائیل را از هرگونه اقدام نظامی علیه لبنان، ایران و یا سوریه در شرایط کنونی برحذر می دارند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
با احیای برجام موافق هستید؟
بله
خیر