کد خبر ۱۰۱۸۹۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۲ - ۰۵ اسفند ۱۳۸۸ - 24 February 2010
سعدالله زارعي
 

خبر شناسايي، تعقيب و در نهايت بازداشت روز گذشته «عبدالمالك ريگي» و جانشين او از سوي نيروهاي اطلاعاتي جمهوري اسلامي بازتاب بسيار گسترده اي در داخل ايران و نيز در سطح محافل رسانه اي و سياسي منطقه اي و بين المللي داشت. اهميت خبر بازداشت ريگي از آن رو بود كه پيش از اين همه مردم منطقه خاورميانه و شبه قاره مي دانستند و اسناد و شواهد فراوان آن را ديده بودند كه گروهك تروريستي ريگي از سوي سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا، انگليس، آلمان، فرانسه، پاكستان و عربستان راه اندازي، تغذيه و عملياتي شده است.

دقيقا به همين دليل بود كه دولت انگليس ساعاتي پس از دستگيري ريگي، ارتباط اين گروه را با دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي خود تكذيب كرد چرا كه مي دانست چنين تصويري در ذهن مردم شبه قاره و خاورميانه وجود دارد. جالب اين است كه انگليس در يك هفته دو ضربه سنگين اطلاعاتي را دريافت كرده است يك ضربه افشاي غيرمنتظره نقش MI6 در ترور شهيد محمود المبحوح- عضو حماس- در امارات بود و ضربه دوم با دستگيري عامل تروريست آنان عليه شهروندان ايراني بر پيكر رنجور انگليس وارد شد. اعلاميه دولت لندن نشان داد كه انگليس از اعتراف احتمالي ريگي نگراني دارد چرا كه اين اعتراف دليل جداگانه اي بر نقش انگليس در عمليات هاي ترور نيز خواهد بود با اين وصف بيانيه دولت لندن اعتراف اين كشور به نقش گسترده لندن در راه اندازي، تجهيز و عمليات گروه ريگي به حساب مي آيد.

رسانه هاي آمريكايي نيز با عبارت پردازي هاي خاص بر واقعي بودن نقش افشا شده واشنگتن در راه اندازي و عمليات گروه تروريستي ريگي تاكيد كرده اند. روزنامه لس آنجلس تايمز كه به مديران كاخ سفيد نزديك است، ديروز نوشت: «جندالله به نمايندگي از «بلوچ هاي سني ايران» مي جنگد. آنها از اينكه شهروندان درجه 2 محسوب مي شوند و از آزادي مذهبي برخوردار نيستند ناله مي كنند. محدوديت ها عليه آزادي بلوچ هاي سني ايران در دوره رياست جمهوري احمدي نژاد افزايش يافته است».

اين روزنامه آمريكايي به همراه جانبداري از عبدالمالك ريگي و گروه تروريستي او نوشت: «نيروهاي امنيتي ايران ادعا كرده اند كه ريگي يك روز قبل از دستگيري اش در يك پايگاه آمريكايي در افغانستان حضور داشته است.»

ديروز روزنامه واشنگتن پست كه گروه ريگي را فعال در شورش هاي محلي- و نه ترور مردم و سپس پناه گرفتن در پايگاههاي آمريكا در پاكستان!- معرفي كرده است نيز نوشت: «شش سال است كه جندالله، نظرها را به سوي خود جلب كرده است آنان به دفاع از اقليت سني برخاسته اند كه در جنوب شرقي ايران از حكومت شيعي اين كشور رنج مي برند.» اين روزنامه با حمايت علني از ترورهاي فراوان عليه شهروندان ايراني اضافه كرد: «جندالله قصد جدا كردن بلوچستان از ايران را ندارد و اگر دست به خشونت مي زند صرفا براي جلب توجه براي رفع تبعيض عليه سني هاست.» بنابراين كاملا آشكار است كه در وراي گروهك حقير ريگي دستگاههاي عريض اطلاعاتي و جاسوسي و سياسي- رسانه اي غرب قرار دارند و از اين رو دستگيري عبدالمالك ريگي ضربه عميق اطلاعاتي جمهوري اسلامي بر سرويس هاي گوناگون غرب در خاورميانه و شبه قاره مي باشد. در خصوص عمليات شناسايي، تعقيب، هدايت و سپس بازداشت عبدالمالك ريگي نكات ديگري هم وجود دارد كه به اختصار به بعضي از آنها اشاره مي شود:

1- دستگيري ريگي در يك فرايند تعقيب و مراقبت اطلاعاتي صورت گرفته و نه در يك فرايند سياسي و يا تركيبي از فرايند سياسي و اطلاعاتي. اين به آن معنا نيست كه مسئولان سياسي كشور براي برخورد قاطع با عوامل ترور در شرق كشور تلاش نكرده و يا كوتاهي كرده اند.

از قضا وزارت كشور طي چند نوبت تلاش كرد تا مقامات سياسي و امنيتي پاكستان را وادار به همكاري براي دستگيري تروريست ها نمايد. اين تلاش ها بخصوص بعد از هر حادثه تلخ نظير شهادت سردار رشيد اسلام نورعلي شوشتري به همراه چهل نفر از همراهان او و مردم مظلوم بلوچستان تشديد شد ولي واقعيت اين است كه مقامات پاكستان در طول 11سال گذشته از حداقل همكاري با ايران نيز خودداري كرده اند. با اين وصف بايد براي درك درست حقيقت گفت كه دستگيري ريگي كه عامل سرويس هاي اطلاعاتي غرب و بعضي از كشورهاي منطقه بود و به ضربه سنگيني بر اين سرويس ها منجر شد، تنها به نيروهاي اطلاعاتي كشور مربوط است و در اين ميان مذاكرات سياسي و چانه زني هاي رايج ديپلماتيك نقشي نداشته است.

2-برخلاف تبليغاتي كه اين روزها رسانه هاي غرب و بعضي از رسانه هاي منطقه اي به راه انداخته اند، تروريست هايي كه طي 11-10 سال گذشته در شرق كشور حادثه آفريده اند در اكثر مواقع مردم عادي كوچه و بازار را هدف و طعمه قرار داده اند و چندان كاري به مسئولين يا نهادهاي خاص نداشته اند؛ حادثه تاسوكي در 24 اسفند 84 كه به شهادت 22نفر انجاميد، حادثه دارزين كه در 23ارديبهشت 85 اتفاق افتاد و به شهادت 34 نفر انجاميد، حادثه 13بهمن زاهدان كه به شهادت 3 نفر منجر شد، حادثه حمله به اتوبوس پاسداران كه به شهادت 11نفر انجاميد، حادثه 24خرداد 87 كه به شهادت 16نفر از پرسنل ناجا در سراوان منتهي گرديد و حادثه انفجار بمب صوتي در جلوي مدرسه دخترانه معرفت زاهدان در 27بهمن ماه گذشته همه بيانگر آن است كه تروريست ها «امنيت عمومي» را در شرق ايران نشانه رفته و بيش از شيعيان اهل سنت را مورد تعرض قرار داده و راز مطلب هم اين است كه هدف از اقدامات ناامن ساز تحريك اهل سنت و بلوچ ها عليه دولت مركزي بوده و نه تحريك شيعيان. اگر به زمان راه افتادن گروهك ريگي نظري بياندازيم درمي يابيم كه اين گروهك در دوره اي راه افتاد كه آمريكايي ها براساس نظريه دو سناتور آمريكايي- مارتين ايندايك و آنتوني ليك- به «مهار دوگانه ايران و عراق» روي آورده بودند.

براساس نظريه مهار دوگانه، آمريكا بايد به جاي استفاده از اهرم نظامي، دو اهرم تحريم اقتصادي و بهره گيري از ابزار اطلاعاتي را عليه ايران و عراق به كار مي گرفت. مهار دوگانه در سال 1993- 1372- وارد دستگاه اطلاعاتي و سياسي آمريكا شد و گروه ريگي براساس ضلع اطلاعاتي سياست مهار دوگانه در سال 1998م- 1377- شروع به فعاليت كرد.

طبعا در اين ماجرا دستگاه اطلاعاتي و سياسي آمريكا به يك دوره حداقل سه ساله براي عملياتي كردن گروه مالكي نياز داشته است.
3- اگر بخواهيم تصوير دقيقي از اقدامات گروهك ريگي در فاصله 1377 تا 1388 بدهيم و در اين تصوير ابعاد اصلي ماجرا را نشان دهيم بايد بگوئيم ترورهاي گروه ريگي محصول ادغام و تلاقي اشغالگري، تحت الحمايگي و مزدوري است در اين سناريو آمريكايي ها و انگليسي ها ضلع اول، دولت هاي عربستان و پاكستان ضلع دوم و ريگي و گروه او ضلع سوم را تشكيل داده اند بر همين اساس مي توان گفت جدال 11 سال اخير در شرق ايران جدال «جنايتكاران بي ريشه» با «ملتي ريشه دار» است.

با اين وصف ما بايد بدانيم كه تا زماني كه اشغالگران در منطقه وجود دارند و نيز تا زماني كه بعضي از دولت هاي منطقه به جاي تكيه بر مردم خود به اشغالگران تكيه دارند، خلق و تجهيز گروهك هايي نظير گروهك ريگي كاملاً محتمل است پس براي مقابله با ناامني بايد عزم خود را براي پاكسازي منطقه از اشغالگران و اصلاح سيستم سياسي-امنيتي منطقه اي كه در آن زندگي مي كنيم، جزم نمائيم.

4- با دستگيري مالك ريگي محيط فعاليت اشرار ناامن شد و هزينه فعاليت هاي تروريستي بالا رفت. كما اينكه با افشاي نقش يك محور عربي-غربي-اسرائيلي در ترور شهيد محمود المبحوح محيط تصميم گيري سرويس هاي اطلاعاتي غرب ناامن شده است. به ميزاني كه محيط تصميم گيري و عمل تروريسم ناامن مي شود، ضريب امنيتي جوامعي كه هدف عمليات هاي تروريستي قرار دارند، افزايش مي يابد. با اين وصف بايد اقدامات ضداطلاعاتي و احاطه اطلاعاتي كشوري نظير جمهوري اسلامي روز به روز افزايش پيدا كند.

5-در اين ماجرا نقش كشور امارات نيز حايز اهميت است. امارات در ماجراي ترور شهيد المبحوح وانمود مي كند كه نقشي نداشته است و مي بينيم كه اين روزها در هيات مدعي ظاهر گرديده است. نقش امارات در حمايت از گروههاي ضدايراني البته آشكار است و اين دولت هم تلاش چنداني براي مخفي كردن آن ننموده است. دستگيري ريگي بايد يك هشدار جدي براي امارات هم باشد. اگر امارات در كنار جاسوسان و تروريست ها قرار دارد پس بايد در انتظار چشم هاي اطلاعاتي كشورهاي هدف هم باشد و اين حق را براي كشوري نظير ايران قبول كند كه اگر قبول هم نكند با چنين واقعيتي مواجه مي باشد پس بهتر است دولت امارات در پي منافع ملي مردم خود باشد و از تكميل زنجيره تروريسم خودداري نمايد.

6- هر چند گروه ريگي تلاش فراواني كرد كه خود را مذهبي نشان دهد و رسانه هاي آمريكايي، اروپايي و عربي هم تلاش كردند تا آنان را بخشي از جامعه مذهبي سني بلوچستان جا بزنند و حتي اعلام كردند كه گروه ريگي قبل از هر عملي، اجازه لازم را از رهبران مذهبي خود دريافت مي كنند ولي واقعيت اين است كه چنين رابطه اي وجود ندارد و اين گروه هم به هيچ وجه مذهبي نيستند. اقدامات آنان نيز كمترين سنخيتي با مذهب اسمي و دين رسمي آنان نداشته است ، از اقدامات اين گروه بيش از شيعيان-سني ها و بيش از سيستاني ها بلوچ ها ضربه خورده اند و اصولا اقدامات تروريستي در ذيل نام دين نمي گنجد. سرويس هاي جاسوسي غرب براي آنكه نقش خود را در راه اندازي و تجهيز و عمليات اين و آن گروه تروريستي از ديده ها دور نگه دارند به اقدامات گروه مالكي و... رنگي از مذهب و قوميت مي زنند و صدالبته مردم اين منطقه نشان داده اند كه در مقابله با تروريسم بين المللي، تروريسم منطقه اي و تروريسم داخلي پيشتازند.
 
    
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
با "ارزهای دیجیتال" چقدر آشنایی دارید؟
کاملا آشنا هستم
اطلاعات اندکی دارم
هیچ اطلاعی ندارم