کد خبر ۱۰۳۹۱۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۱ - ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - 11 March 2010
اميرحسين تيموري


«ديپلماسي عمومي» واژه، اصطلاح يا مفهومي است كه به كرات از زبان محمود احمدي‌نژاد رئيس‌‌جمهور شنيده شده است. با تغيير مناسبات جهاني و فراگير شدن رسانه‌هاي عمومي و تاثيرگذار شدن‌ آنها بر اذهان ملت‌ها واژه‌اي به نام ديپلماسي عمومي زاده شد كه بر مبناي آن عصر مذاكرات «سري» مخفيانه و «پشت درهاي بسته» سپري شده و مسئولان دولت‌ها و به‌ويژه ديپلمات‌ها كه مجري سياست خارجي كشورهاي متبوع‌شان هستند، مذاكرات با كشورهاي طرف مقابل را ديگر نمي‌توانند صرفا مخفيانه و سري نگه دارند و مجبورند اصحاب رسا

عضو اصلاح‌طلب مجلس در پرواز به آفريقا

وزير امور خارجه را در اين سفر دو روزه تقريبا 13 نفر همراهي مي‌كردند. از مديركل آفريقاي جنوبي و شرقي وزارت خارجه تا سفير سابق ايران در قطر و از مديركل اطلاعات و مطبوعات وزارت خارجه تا دكتر مهدي سنايي، استاد دانشگاه تهران و عضو اصلاح‌طلب مجلس شوراي اسلامي و نيز عضو كميسيون امنيت ملي مجلس. در فرودگاه مهرآباد همين‌كه چشمم به دكتر سنايي افتاد، خوشحال و در عين حال شگفت‌زده شدم. خوشحال از اين رو كه در جمع هيات ايراني حداقل يك نفر را خوب مي‌شناختم و شگفت‌زده از اينكه دكتر سنايي عمدتا متخصص مسائل روسيه شناخته مي‌شود. او را چه به سفر آفريقا؟

حدس من اين بود كه به دليل نزديكي ساير اعضاي كميسيون امنيت ملي به علي لاريجاني و همراهي آنها با لاريجاني در سفرهاي متعدد خارجي‌اش و انتقاد دولت دهم و وزارت خارجه از رويكرد سفرهاي ديپلماتيك لاريجاني، وزارت خارجه اين بار يك عضو اصلاح‌طلب كه داراي زاويه بيشتري با رئيس مجلس است را همراه هيات ديپلماتيك راهي كرده است.

به هر روي حضور دكتر سنايي براي خبرنگاران غنيمتي بود. او تنها عضو هيات ديپلماتيك بود كه با خبرنگاران درگير و با آنها وارد گفت‌وگو و مجادله مي‌شد و نظرشان را در خصوص اين سفر مي‌پرسيد چه در هواپيما، چه در لابي هتل و چه در راهروهاي وزارت خارجه كشورهاي مقصد. جالب اينكه دكتر سنايي سوابق ديپلماتيك هم دارد؛ چهار سال رايزن فرهنگي ايران در قزاقستان و حدود چهار سال نيز در مسكو در سال‌هاي دهه 1370. اما به هر روي اولين مقصد ما در پرواز پنج‌شنبه شب كامپالا، پايتخت اوگاندا بود. كشوري كه از رشد جمعيت 3.6 درصدي رنج مي‌برد و با وجودي كه يك هفتم ايران وسعت دارد 31 ميليون نفر جمعيت را در خود جاي داده است. مسير پرواز تا كامپالا از كويت، عربستان و سودان مي‌گذشت. پرواز حدود ساعت 23 پنج‌شنبه شب انجام شد و پس از حدود چهار ساعت و 30 دقيقه به خارطوم، پايتخت سودان رسيديم و دقايقي براي سوختگيري توقف كرديم. از خارطوم تا كامپالا با ايرباسي كه ظرفيت 80 مسافر داشت و بيشتر به هتل شبيه بود تا هواپيماهاي مسافربري كه در وطن تجربه كرده بوديم هم كمتر از سه ساعت راه بود. نكته جالب در اين پرواز پخش فيلم چالش‌زاي «كتاب قانون» بود كه منجر به جدلي ميان علي مطهري و غلامعلي حدادعادل و تدوين پرونده‌اي مفصل در هفته‌نامه پنجره هم شده بود. به نزديكي‌هاي كامپالا كه رسيديم ساعت به وقت تهران 7:15 و به وقت محلي 6:45 جمعه بود. بيشتر شنيده بودم اوگاندا سرزمين سرسبز و درياچه‌هاست؟ اما از بالا كه به اين كشور مي‌نگريستي سرسبزي و تنوع پوشش گياهي و درياچه‌هاي متعدد چشم انسان را خيره مي‌كرد. هواپيما كه به زمين نشست ظاهرا استقبال شايسته‌اي نشد. يكي از اعضاي هيات ايراني گفت كه به دليل تغييرات مكرر پرواز متكي، مديركل تشريفات وزارت خارجه اوگاندا به استقبال وزير خارجه كشورمان آمد اما اين پاسخ قانع‌كننده‌اي نبود.

رايزني‌هاي هسته‌اي در اوگانادا؟

نام علمي نوع آب‌وهواي كامپالا را نمي‌دانم اما تلفيقي است از طبيعت شمال ايران و آب‌وهواي جزيره كيش. مسير بين فرودگاه و محل اقامت سفير ايران كه وزير خارجه و هيات ايراني در آن استراحت كردند بيش از يك ساعت راه بود. در اين مسير يك نفر سفيدپوست نديدم. حاشيه‌هاي شهر به شدت فقيرنشين اما به بركت سرسبزي بي‌نظير و پوشش گياهي و درختان موز اين فقر پنهان شده بود ولي پايتخت ظواهري از آثار توسعه داشت كه در برخي نقاط تنه به تنه تهران مي‌زد. از بخت خوب‌مان در هتل محل استراحت كه تنها 40 دقيقه وقت كرديم در آن استراحت كنيم، دو ايراني گردشگر را نيز ملاقات كرديم كه آمده بودند تا سرچشمه نيل را در اوگاندا ببينند. حدود ساعت 11 صبح جمعه به سمت وزارت خارجه اوگاندا رفتيم تا وزير خارجه كشورمان با همتاي اوگاندايي خود ديدار كند. محل ملاقات، طبقه ششم وزارت خارجه اوگاندا بود.

هنگام ورود به اين ساختمان مطلقا از بازديدهاي امنيتي خبري نبود. هنگامي كه دو وزير و هيات‌هاي همراه اول به صورت عمومي و بعد دو وزير به صورت خصوصي با يكديگر گفت‌وگو مي‌كردند ما بر پشت‌بام وزارت خارجه اوگاندا صحنه‌هاي جالبي از پرواز لك‌لك‌ها و كركس‌ها را بر فراز شهر كامپالا شكار مي‌كرديم. يكي از كاركنان سفارت ايران مي‌گفت كه مجازات كشتن اين كركس‌ها كه بي‌آزار هم هستند تا شش ماه زندان است.

در اين بين كمي با عبدالرحمان 26 ساله، مسئول ميز آفريقا و خاورميانه وزارت خارجه اوگاندا گرم گرفتم. جالب اينكه وزير خارجه اوگاندا مسيحي است و تنها 13 درصد جمعيت اين كشور را مسلمانان تشكيل مي‌دهند و بقيه عمدتا پروتستان و مسيحي‌اند. عبدالرحمان اما در اين ميان مسلمان بود، مي‌گفت صادرات عمده كشورش قهوه است. وقتي از او پرسيدم كه در صورت مطرح شدن قطعنامه جديدي عليه ايران در شوراي امنيت آيا كشورش كه عضو غيردائم شوراي امنيت است به اين قطعنامه راي خواهد داد يا خير؟ با لبخندي بر لب گفت كه ما با هم برادريم و سپس توافقات ميان دو كشور را نشان داد و گفت قطعا راي نمي‌دهيم. ديدار عمومي هيات‌ها و سپس ديدار خصوصي دو وزير بيش از يك ساعت به طول انجاميد. از كنفرانس خبري بعد از اين ديدار خبري نبود. دوست داشتم همين سوالي كه از عبدالرحمان پرسيدم از سام كوتسا، وزير خارجه اوگاندا بپرسم كه نشد.

استقبال وزير خارجه اوگاندا حتي در محل وزارت خارجه‌شان نيز از وزير خارجه كشورمان گرم نبود و هيچ خبرنگار اوگاندايي هم در محل حضور نداشت! خبرنگار نداشتند يا اين ملاقات براي‌شان مهم نبود؟ پس از اين ديدار هيات ايراني راهي كاخ رياست‌جمهوري بسيار زيبا و كم‌نظير آقاي موسويني، رئيس‌جمهور اوگاندا شد كه براي پيش از 25 سال است كه به‌طور قانوني ساكن اين كاخ آرميده در كنار يكي ديگر از درياچه‌هاي زيباي اوگانداست. لازم به ذكر است در گزارشي كه رئيس اداره كل مطبوعات وزارت خارجه كشورمان از ديدار دو وزير تنظيم كرده بود همه چيز آمده بود به جز بحث هسته‌اي؛ بحثي كه به قول دكتر سنايي قطعا يكي از اهداف سفر بود.

در طول حركت به سمت كاخ، نفوذ چيني‌ها در آفريقا را نيز مي‌شد به عينه ديد.

از رئيس‌جمهور آدمخوار تا تمساح آدمخوار

ساعت 2:20 به وقت تهران بود كه به كاخ زيباي رياست‌جمهوري آقاي موسويني رسيديم كه به سبك معماري نئوكلاسيك ساخته شده بود. اين بار بازديدهاي امنيتي شديد بود و تنها تصويربرداران صداوسيما و عكاس وزارت خارجه را به جلسه وزير خارجه و رئيس‌جمهور اوگاندا راه دادند و بقيه خبرنگاران در اتاق انتظار ماندند. مذاكرات عمومي و خصوصي مجددا بيش از يك ساعت طول كشيد.

در اين ميان فرصت را غنيمت شمرديم و براي صرف ناهار به دعوت اوگاندايي‌ها به سالن غذاخوري كاخ رفتيم. ناهار به هيچ‌ وجه در شأن كاخ رياست‌جمهوري نبود. وقتي مشخص شد كه ناهار جوجه اوگاندايي است بحثي در گرفت. يكي نظر داد كه اصل بر برائت است پس خورديم. (پس از پايان مذاكرات هيات‌ها يكي از كاركنان سفارت ايران، اسلامي بودن ذبح جوجه را تاييد كرد) يكي از دوستان ماجراي جالبي را بر سر ميز غذا تعريف كرد. ظاهرا تمساحي در يكي از درياچه‌هاي اوگاندا هشت نفر را قرباني كرده اما جناب موسويني دستور داده تا او را زنده به دام بيندازند اما اين در كشوري كه رئيس‌جمهور سابقش يعني عيدي امين، به روايتي گوشت مخالفانش را مي‌خورد جالب است.

پس از مذاكرات، مجددا مسئولان وزارت خارجه شرح ماوقع را به خبرنگاران دادند تا براي تهران مخابره كنند. البته بايد گفت اگر قرار است ديپلماسي عمومي نهادينه شود و پرسش و پاسخي در بگيرد اينگونه مخابره خبر و گزارش امري نكوهيده است. يك نفر هم خبري را ارسال كند و بقيه از روي آن كپي كنند، كفايت مي‌كند. ديگر اين همه هزينه كردن و همراه كردن هشت خبرنگار نياز نيست. بهتر است اين رويكرد وزارت خارجه اصلاح شود و جناب وزير، مستقيما با خبرنگاران داخلي و خارجي بعد از هر مذاكره‌اي وارد گفت‌وگو شود تا ديپلماسي عمومي معنا يابد. بعد از بازگشت از كاخ رياست‌جمهوري كمتر از يك ساعت زمان داشتيم تا بارمان را ببنديم و راهي فرودگاه براي پرواز به مقصد نايروبي شويم. در مسير بازگشت از كاخ رياست‌جمهوري آنچه چشم را خيره مي‌كرد، انواع درختان ميوه و ميوه‌جات متفاوت حاشيه شهر كامپالا بود حيف كه زمان نبود تا از نزديك درك‌شان كنيم. تا قبل از عزيمت به فرودگاه فقط 30 دقيقه وقت بود تا همراه يكي از دوستان از بازار صنايع دستي نزديك هتل محل اقامت‌مان ديدن كنيم. از حيث محصولات و توليدات بومي محيط جالب و كم‌نظيري بود اما چگونه در 30 دقيقه مي‌شود سير در آفاق انفس كرد؟

ويژگي سفرهاي ديپلماتيك همين چگال بودن و فشردگي آنهاست. ظاهرا در سفر قبلي وزير خارجه به آفريقا و آمريكاي لاتين (آن‌هم با اين فاصله و مسافت بين دو قاره) در شش روز از هشت كشور ديدن كرده بودند!

بي‌نظمي و عدم توجه شايسته دولت اوگاندا – اين عضو غيردائم شوراي امنيت – به سفر وزير خارجه كشورمان به كامپالا در فرودگاه كامپالا و هنگام سوار شدن به ايرباس براي عزيمت به نايروبي هم مشاهده شد. دقايقي هيات ايراني زير باران پشه‌هايي كه مي‌گفتند ناقل مالاريا نيز هستند منتظر اتوبوس شدند. پس از اين معطلي، اتوبوسي نسبتا اوراق از جنس اتوبوس‌هاي شركت واحد قديم تهران سر رسيد. تازه اين اتوبوس اوگاندايي برخلاف اتوبوس‌هاي قديمي خودمان فقط يك در داشت و تعداد صندلي‌هايش هم كفاف حدود 24 نفر هيات ايراني را نمي‌داد.

كنيا و ميراث استعمار

پرواز از كامپالا تا نايروبي كمتر از يك ساعت زمان برد. حدود ساعت 23 جمعه‌شب به نايروبي رسيديم. به محل اقامت هيات ايراني از وزير تا خبرنگار در هتل 12 طبقه لايكوي نايروبي بود. آنطور كه از ظواهر هويداست پايتخت كنيا بسيار مدرن‌تر از كامپالاست پرسپكتيو بعضي از خيابان‌هايش، بسيار زيباتر از خيابان‌هاي ايران است. در مباحث توسعه كنيا از جمله كشورهاي آفريقايي است كه دوره ثبات و پايداري را طي مي‌كند. به جز بحران بر سر انتخابات رياست‌جمهوري اين كشور كه دو سال پيش در گرفت و به گفته يكي از مقامات وزارت خارجه اين كشور در درگيري‌هاي شديد حاشيه‌هاي نايروبي حدود هزار و 200 نفر كشته شدند، بحران سياسي خاصي اين كشور را در برنگرفته است.

از حاشيه‌هاي سياسي جالب اين كشور بزرگ كه شرق آن جزو شاخ آفريقا نيز محسوب مي‌شود مي‌توان يكي كنيايي بودن كوفي‌عنان، دبيركل سابق سازمان ملل است كه با حضور او بحران انتخاباتي دو سال پيش حل شد و همچنين ريشه‌هاي كنيايي باراك اوباما و نيز دستگيري عبدالله اوجالان رهبر گروه تروريستي پ‌ك‌ك در خاك اين كشور در سال 1998 اشاره كرد.

صبح روز شنبه كه فرصتي اندك و البته مغتنم يافتم تا از شهر نايروبي و يكي، دو بازار اطراف هتل ديدن كنم اصلا باور كردني نبود كه در اين شهر مدرن دو سال پيش‌، بيش از هزار نفر بر اثر كشمكش‌هاي انتخاباتي آن هم به فجيع‌ترين نوع ممكن كه فقط در درگيري‌هاي قبيله‌اي مشاهده مي‌شود كشته شده باشند. همچون كامپالا زبان اصلي مردم نايروبي هم انگليسي است. روزنامه‌ها انگليسي زبانند و به طرح و سبك انگليسي‌ها منتشر مي‌شوند. حتي اتومبيل‌ها هم به سبك اتومبيل‌هاي لندن طراحي شده‌اند. هم سطح زندگي و هم هزينه‌ها در نايروبي بالاتر از كامپالا بود و اين را مي‌شد در قيمت انواع صنايع دستي و مجسمه‌ها و نمادهاي چوبي ديد. قبل از اينكه براي گردش در شهر از هتل خارج شويم يكي از مقامات بلندپايه سفارت ايران به ما گوشزد كرد كه مراقب پول و اجناس گران‌قيمت خود باشيم تا مورد دستبرد واقع نشويم. اما حس ناامني چندان وجود نداشت و اهالي نايروبي در نگاه اول بي‌ آزار به‌نظر مي‌رسيدند. (پرواضح است كه با يكي، دو ساعت خيابان‌گردي نمي‌توان به روح حاكم بر اين كشور يا حتي اين شهر پي برد.)

از نكات جالب ديدار دو ايراني ديگر در هتل محل اقامت‌مان بود كه براي سرمايه‌گذاري صنعتي به كنيا آمده بودند. يكي از اين دو، مرد نسبتا ميانسالي بود كه مي‌گفت حدود 20 شركت ايراني در اينجا فعال هستند. وقتي از او پرسيدم كه براي مثال چرا در دوبي يا تركيه سرمايه‌گذاري نمي‌كند؟ گفت: «تركيه وضع چندان خوبي ندارد. دوبي هم راه‌مان نمي‌دهند.» نكته ديگري كه هم به وضوح در سطح شهر و هم در هتل محل اقامت‌مان كاملا هويدا بود حضور هندي‌ها در كنياست. يكي از فروشندگان هندي صنايع دستي كه مغازه بزرگي داشت، گفت كه هندي‌ها از 150 سال پيش به كنيا آمده‌اند. اگر اشتباه نكنم فاصله بين هند و كنيا چيزي حدود شش هزار كيلومتر مي‌شود. يكي از ثمرات استعمار بريتانيايي‌ها همين كوچاندن هندي‌ها به آفريقا بوده كه نوعي از اختلاط فرهنگي و نژادي را باعث شده است.

آنطور كه به ما گفتند قرار بود وزير خارجه كشورمان با همتاي كنيايي خود و نيز رئيس‌جمهور كنيا و ايرانيان مقيم نايروبي ديدار كند كه از اين همه فقط اولي حاصل شد.

ما دو، سه نفري كه براي گردش به سطح شهر رفته بوديم از هيات ايراني جا مانديم و ساعت 10:30 به محل وزارت خارجه رسيديم. جنب وزارت خارجه كنيا ساختماني بسيار زيبا كه طراحي پست‌مدرني داشت به‌نام Public Service Commission به‌چشم مي‌خورد نمونه اين طراحي در تهران كمتر به چشم مي‌خورد.

وزير خارجه، چاي خوش طعم و لغو رواديد با كنيا

برخلاف ملاقات دو وزير خارجه در اوگاندا از اين ملاقات خبرنگاران كنيايي استقبال خوبي كرده‌اند. در راهروي منتهي به اتاق ملاقات حدود 20 خبرنگار كنيايي حضور داشتند كه عمدتا از شبكه‌هاي خصوصي بودند. كنفرانس خبري دو وزير خارجه ساعت 11 شروع شد. ابتدا همتاي كنيايي متكي آقاي موسز وتان‌گولا صحبت كرد. نكته جديد در صحبت‌هاي وي توافق طرفين براي حذف رواديد بود. بعد از توافق با سوريه ظاهرا حال نوبت كنياست كه بتوانيم بدون رواديد به اين كشور رفت‌و‌‌آمد كنيم. وي بر حل مسئله سومالي از طريق مساعي طرفين، صادرات چاي به ايران و چندين مورد ديگر نيز صحبت كرد. آقاي وتان‌گولا همچنين از تلاش براي ارتقاي حجم مبادلات تجاري طرفين از 100 ميليون دلار به يك ميليارد دلار خبر داد.وي همچنين از حضور شركت‌هاي ايراني در پروژه‌هاي جاده‌سازي كشورش تشكر كرد.

بعد از وي نوبت به منوچهر متكي، وزير امور خارجه كشورمان رسيد كه به زبان انگليسي براي خبرنگاران سخن بگويد. سخنان متكي جالب شروع شد: «چاي كنيايي‌ها بسيار خوش‌طعم است و ما خوشحاليم كه تجارت و روابط‌مان با شما به اين چاي خوش‌طعم گره خورده است.» وي از استقبال گرم كنيايي‌ها تشكر و بارها همتاي خود را برادر خطاب كرد. متكي در ادامه افزود: «در ديدار تاريخي سال گذشته روساي‌جمهور دوطرف روابط دو طرف وارد فصل جديدي شد. كنيا كشور بسيار مهمي در تاريخ روابط دو كشور بوده و ظرفيت‌ها و توانايي‌هاي خود را در حل مسائل منطقه‌اي نشان داده است.

متكي از سفر قريب‌الوقوع رئيس‌جمهور كنيا به ايران و نيز ديدار سه‌جانبه وزراي خارجه كنيا، ايران و سومالي بعد از كنفرانس خبري خود با وزير خارجه كنيا خبر داد. پس از پايان سخنان طرفين در ابتدا دو خبرنگار كنيايي از آقاي موسز وتان‌گولا سوالاتي به زبان محلي پرسيدند و بعد نوبت خبرنگاران ايراني رسيد. دو سوال به انگليسي از آقاي وتان‌گولا و يك سوال هم به فارسي از آقاي متكي پرسيده شد. وزير امور خارجه كشورمان در پاسخ به سوال آخر گفت كه بعد از اين كنفرانس نشست چهارجانبه وزيران خارجه ايران، كنيا و سومالي و سازمان منطقه‌اي ايگاد (متشكل از كشورهاي كنيا، اوگاندا، جيبوتي و سومالي) درخصوص بحران سومالي برگزار خواهد شد. همچنين متكي به ميانجيگري ايران در بعضي از مناقشات شرق آفريقا همچون مناقشه ميان اريتره و جيبوتي و نيز مناقشه ميان چاد و سودان اشاره كرد و گفت كه اخيرا عمرالبشير در تماس با آقاي احمدي‌نژاد براي حل مساله ميان چاد و سودان از ايران تشكر كرد.

در اين نشست خبري در كنار وزير خارجه ايران دو نفر نشسته بودند. يكي آقاي شريفي سفير ايران در كنيا و ديگري دكتر سنايي. بعد از كنفرانس خبري درخصوص اين سخن آقاي متكي كه «ايران در حل مناقشه چاد و سودان ميانجيگري كرد.» از دكتر سنايي پرسيدم كه در نشست صلح دوحه كه حدود 10 روز پيش با شركت روساي‌جمهور سودان و چاد و نيز شورشيان جنوب سودان برگزار و معاهده صلح بين طرفين امضا شد از حضور ايران خبري نبود. اين چگونه ميانجيگري‌اي بين چاد و سودان است كه قرارداد صلح آن بدون حضور ايران در دوحه امضا مي‌شود؟ دكتر سنايي گفت كه در اين خصوص چندان اخبار را پيگيري نكرده است.
ساعت از 12 ظهر شنبه گذشته بود كه نشست چهارجانبه طرفين آغاز شد و ساعتي به‌طول انجاميد.

بعد از اين نشست هيات ايراني براي ضيافت ناهار رفتند و خبرنگاران هم در هتل براي خود ضيافت نهاري دست‌و‌پا كردند كه اتفاقا ناهار گراني از كار درآمد و براي هر نفر حدود 35 دلار تمام شد. نكته متفاوت اين ناهار وجود نوعي ماهي از درياچه ويكتوريا بود كه طعمي بسيار متفاوت با تمام ماهي‌هايي داشت كه در وطن تجربه كرده بوديم. اين ماهي اسم عجيب‌و‌غريبي هم داشت. با دوستان بعد از ناهار و قبل از عزيمت به سمت فرودگاه قصد كرديم تا از National Park بي‌‌نظير نايروبي كه از حيث وجود انواع حيوانات آفريقايي بسيار منحصربه‌فرد است نيز ديدن كنيم كه فرصت دست نداد.

حوالي ساعت 18 وزير علوم سومالي كه در عين حال كفيل وزارت بهداشت اين كشور نيز هست به‌همراه نايب‌رئيس اول مجلس اين كشور به طبقه 12 هتل لايكو آمدند تا با وزير خارجه كشورمان ديدار كنند. حدود دو ماه پيش در انفجاري تروريستي در موگاديشو پايتخت سومالي چهار وزير اين كشور كشته شدند و حال وزير علوم‌شان كفيل وزارت بهداشت نيز هست. سومالي تقريبا از اوايل دهه 1990 يعني بعد از سقوط شوروي با توجه به اينكه يكي از مناطق مورد مناقشه و مداخله دو ابرقدرت شرق و غرب در جنگ سرد بود دولت مركزي مستقر و باثباتي ندارد و همواره درگير جنگ و مناقشه داخلي است كه اين حتي براي جامعه بين‌المللي هم مخاطراتي را به‌وجود آورده است. نمونه‌اش دزدان دريايي سومالي‌اند كه هر از چند گاهي كشتي‌هاي مسافربري تفريحي و تجاري را مورد حمله و غارت قرار مي‌دهند.

ديدار متكي با مقامات اين كشور مصيبت‌زده شاخ آفريقا فرصتي بود تا براي آخرين‌بار براي خريد به اطراف هتل لايكو برويم. اين بار هدف نه صنايع‌دستي كه انواع ميوه‌جات متفاوت آفريقا بود. نام بسياري از آنها را فراموش كرده‌ام اما در تهران به سختي يافت مي‌شوند. حتي موز و آناناس كنيايي هم با انواع موز و آناناس وارداتي به ايران در فرم و محتوا بسيار متفاوت هستند. بعد از اتمام مذاكرات طرف‌هاي ايراني و سوماليايي ساعت 19 راهي فرودگاه نايروبي شديم تا اين سفر فشرده ديپلماتيك را پايان ببخشيم.

مسافت بين نايروبي تا خارطوم كمتر از مسافت ميان خارطوم و كامپالا بود و در كمتر از يك ساعت به فرودگاه خارطوم رسيديم و يك ساعتي براي سوختگيري و ساير كارهاي فني توقف داشتيم. در اين مدت و در هواپيما دقايقي بحث مفصلي درخصوص بسياري از موضوعات با دكتر سنايي درگرفت و اين در حالي بود كه ساير اعضاي هيات ايراني به سالن تشريفات فرودگاه خارطوم رفته بودند. قبل از فرود در فرودگاه خارطوم وزيرامور خارجه كشورمان در يكي از معدود مواجهه‌ها با خبرنگاران ايراني به قسمت انتهايي هواپيما آمد و از حضور خبرنگاران تشكر و از كمبودها عذرخواهي كرد و گفت كه بعد از شام آماده گفت‌و‌گو با برخي از خبرنگاران است. اين شانس اما فقط به سراغ خبرنگار خبرگزاري آريا آمد تا با وزير امور خارجه در اتاق مخصوص هواپيمايي ايرباس گفت‌و‌گو كند. ظاهرا در ميان رسانه‌هاي حاضر فقط خبرگزاري آريا بود كه وزير خارجه با آن گفت‌و‌گو نكرده بود و از اين‌رو رايزني ساير خبرنگاران به‌جايي نرسيد چراكه همه رسانه‌هاي ديگر حداقل يكبار با منوچهر متكي گفت‌و‌گو كرده بودند.

متكي در گفت‌و‌گو با آريا گفت كه رسانه‌ها هر نمره‌اي به وزارت خارجه بدهند قبول است. وي گفت كه مقامات آمريكايي مدام به كشورهاي مختلف مي‌روند تا آنها را به قطع روابط با ايران ترغيب كنند اما ديپلماسي فعال ايران اين اجازه را به آنها نمي‌دهد. هيچ‌كس نمي‌تواند توسعه روابط با كشورهاي آفريقايي را تخطئه كند اما با توجه به اينكه روابط كشورمان با جهان غرب و حتي بسياري از كشورهاي عربي خليج‌فارس و شمال‌آفريقا از جمله مصر، ليبي و مراكش دوره بعضا پرتنشي را پشت‌سر مي‌گذارد به‌نظر مي‌رسد متوازن‌سازي اين روابط نسبت به نگاه يكسويه به آفريقا اولويت داشته باشد.

منبع: روزنامه تهران امروز

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری