کد خبر ۱۰۴۲۹۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۰ - ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ - 14 March 2010
شایعه می کنند که مثلا در کیش یا فلان جا، فلان برج متعلق به ماست وخانواده هاشمی در صنایع خودروسازی،بانک پارسیان،بنیاد مولی الموحدین، خودروسازی دوو نفوذ دارند.اگر راست می گویند مدرک بیاورند به اسم خودشان می کنیم.
 "هاشمی رفسنجانی" مردی است که چه در رأس عالی ترین کرسی اجرایی کشور باشد و چه ریاست یک مجمع مشورتی را عهده دار باشد ، خبر ساز است و هیچ مقطعی از تاریخ معاصر ایران در نیم قرن گذشته ، خالی از نام و حضور وی نبوده است و البته حاشیه های این نقش آفرینی هم همواره با او بوده اند.

به گزارش عصرایران ،  محمد هاشمی ، برادر اکبر هاشمی رفسنجانی در گفت و گویی مفصل با ویژه نامه نوروزی "بهار"
به طرح مسائلی درباره هاشمی و حاشیه هایش پرداخت است؛ از جمله این که درباره حضور مهدی هاشمی در خارج کشور سخن گفته  و درباره شایعات مربوط به ثروت هاشمی نیز به صراحت گفته است که اگر کسی مدرک و سندی از اموال ما دارد ، بیاورد تا همان اموال را به اسمش کنیم.

محمد هاشمی درباره حضور برادر زاده اش در خارج نیز می گوید: مهدی اگر اتفاقات امسال هم نبود، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رفت و تلاش ما برای برگشت فقط تشویق ایشان برای درس خواندن و اتمام آن است.

وی می افزاید: آقا مهدی به عنوان امین پدر همزمان با تحصیل در لندن، از واحدهای خارج از کشور هم سرکشی می کند و گزارش بازدیدهای خویش را مرتب برای دفتر هیات امنا می فرستد.

هاشمی در بخش دیگری از این گفت وگو با اشاره به تندروی هایی که علیه هاشمی صورت می گیرد می گوید: اخیرا در صحیفه امام، جمله ای دیدم که نشان از آینده نگری و پیش بینی های ایشان درباره مسایل این روزها داشت. فرمودند: "بعد از من گروهی که در دل با من دشمن بودند و هستند، انتقام مرا از یاران من می گیرند و در این انتقام گیری هم بهانه های آنها دفاع از من است." (نقل به مضمون) شما این جمله امام را با تبلیغات گسترده ای که علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی می شود، آن هم به بهانه دفاع از امام، کنار هم بگذارید و ببینید مساله از کجا نشات می گیرد.

وی درباره شایعات مربوط به ثروت هاشمی ها نیز چنین توضیح می دهد: به هر حال زندگی شخصی آیت الله هاشمی را آنهایی که می بینند، می دانند. آن روز که انقلاب شد، در خانه ای در دزاشیب بود که حدود 800 متر بود. الان در یک خانه اجاره ای زندگی می کنند که خیلی کمتر از آن است. 

در مورد فرزندان ایشان هم باید بگویم که هیچ یک از بچه ها کار اقتصادی به آن معنا جز ادامه کشاورزی ندارند؛ همان کشاورزی که ما در رفسنجان داشتیم. بخشی از زندگی را از آنجا و بخشی را هم از حقوق خودشان اداره می کنند.

فائزه که مدتی نماینده مردم تهران در مجلس بود، مدت ها مسوول ورزش بانوان کشور بود و الان مشغول تحصیل در مقطع دکتراست.
فاطمه هم سالهاست که مسوول بنیاد رسیدگی به امور بیماری های خاص است.
یاسر در مرکز تحقیقات استراتژیک مسوول دفتر پدرشان است.

مهدی در جوانی با جهاد کار می کرد. مدتی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بود و در حال حاضر مسوول دفتر پدرشان در هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی است.
 محسن هم در زمان دفاع مقدس به دلیل نیاز کشور مقطع دکترای خود را در کانادا نیمه کاره رها کرد و در صنایع موشکی سپاه مشغول به کار شد و اکنون مدیرعامل مترو است.

همه به جبهه رفتند. همین مهدی، مجروح شیمیایی است و یاسر مدت ها در جبهه چومان مصطفی در خط مقدم بود. کسانی که می خواهند بیشتر تحقیق کنند، می توانند پرونده هایشان را از فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله (ص) و لشکر 10 سیدالشهدا بپرسند.

شایعه می کنند که مثلا در کیش یا فلان جا، فلان برج متعلق به ماست و می گویند خانواده هاشمی در مجموعه صنایع خودروسازی، بانک پارسیان، بنیاد مولی الموحدین، شرکت خودروسازی دوو و ... نفوذ دارند و در پشت این قضایا هستند.
 حتی می گویند بر مناطق آزاد سیطره دارند. بنده ضمن تکذیب چنین شایعاتی که ریشه آن را عوامل ضدانقلاب و منافقین می دانم، برای چندمین بار اعلام می کنم هر کس مدرکی برای اثبات این ادعاها یا هر جای دیگر دارد، ارائه کند. مطمئن باشد آن را به خود او خواهیم بخشید و برای خودش بردارد.

محمد هاشمی یکی از ریشه های دشمنی برخی جریان ها با هاشمی را این گونه بیان می کند: می گویند اسلام دین پابرهنگان است و آیت الله هاشمی رفسنجانی چون از طریق ایجاد اشتغال، کفش به پای مردم کرد، از لشکر اسلام کم کرد. این چه منطقی است که باید بگذاریم مردم گرسنه بمانند تا مسلمان باقی بمانند.

وی در پاسخ به این سوال که " یک جریان خاصی که در مخالفت با هاشمی رفسنجانی ید طولایی دارد خود را مطیع اوامر رهبری می داند اما در عمل می بینیم گاهی وارونه قدم برمی دارند. به نظر شما این دوگانگی از کجا نشات می گیرد؟" نیز چنین می گوید :از عدم صداقت. چگونه ممکن است کسی خود را مقید به حفظ شان ولایت فقیه بداند اما برای معرفی یک وزیر به مجلس آنقدر تعلل کند که از ولی فقیه هزینه کند؟ چگونه ممکن است رهبری حساسیت خود و جامعه را درباره یک فرد مکتوب کند اما به همان فرد 12 پست کلیدی سپرده شود؟ چگونه ممکن است کسی برای مظلوم نمایی در مصاحبه با خبرنگاران خارجی توپ همه بگیر و ببندهای سیاسی این روزها را به زمین رهبری بیندازد و صراحتا بگوید در ایران هیچ کس به خاطر مخالفت با دولت زندانی نیست؟ البته باید توجه داشت که عدم صداقت بالاخره یک روز رو می شود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری