کد خبر ۱۰۴۶۹۰
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۶ - ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - 17 March 2010
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

جام جم:ايران امروز

«ايران امروز»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن مي‌خوانيد؛سال 88 را بايد در رديف سال‌هاي پر افت و خيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي به شمار آورد كه تاثيرات آن بر آينده انقلاب ماندگار خواهد بود.

ترديدي نيست كه فتنه پس از انتخابات 22 خرداد، براي ملت ايران سخت بود و زيانبار، و دور از ذهن نيست كه آثار برخي خسارت‌ها تا سال‌هاي متمادي باقي بماند اما در عين حال دستاوردهاي بسيار ارزشمندي هم داشت كه شايد جز در چنين شرايطي دستيابي به همه آنها ناممكن مي‌بود.

و اين همان است كه در آموزه‌هاي موكد قرآن آمده است: يقيناً و مسلما با سختي آساني هست (فَاِنّ مع العُسرِ يسراً، انّ مع العُسر يسراً) و شايد ترجمه آن در ادبيات روز، وجود فرصت‌ها در دل تهديدات باشد.البته نتيجه‌گيري قرآن پس از اين تأكيد، بسيار مهم و درس آموز است: فَاِذا فَرَغتَ فانصَب و الي رَبّك فارغب، پس هنگامي كه از مهمي فارغ مي‌شوي به مهم ديگري پرداز و به‌سوي پروردگارت توجه كن.در اين يادداشت برآنيم تا در واپسين روزهاي سال جاري كه شمارش معكوس آن آغاز شده است، برخي از دستاوردهاي مهم فتنه پيچيده سال 88 را برشماريم.

1)‌ ارتقاي سطح دشمن شناسي: بخشي از شناخت هويت هر ملتي در گرو شناخت دشمن يا دشمنان آن ملت است و ملتي اگر دشمن نداشته باشد بايد در هويت خود شك كند. جاذبه محض‌بودن اگر چه در بدو امر مثبت و دوست داشتني جلوه مي‌كند اما با قدري تعقل روشن مي‌شود كه از بي‌اعتقادي و يا عدم پايبندي به عقيده‌اي حكايت دارد، چنانچه دافعه محض نيز، نشان از بيخردي و خروج از تعادل دارد.

ملت بزرگ و معتقد ايران نيز دوستاني دارد و دشمناني. دوستانش بسياري از نخبگان و فرهيختگان جهان، طرفداران حق، مظلومان و ستم‌ديدگان و دشمنانش سلطه‌طلبان، زياده‌خواهان و ستمگران جهانند و اين از افتخارات ملت ايران است كه پيرو امامي است كه فرمود: دشمن ظالم باشيد و ياور مظلوم.

غفلت از كيد دشمنان، هلاكت بدنبال دارد اما حوادث پس از حماسه 22 خرداد موجب شد اين غفلت به آگاهي مبدل شود و ملت ايران يكبار ديگر دشمنان خود را كه جبهه‌اي گسترده در درون و بيرون مرزها تشكيل داده‌اند بشناسد، روابط و تعاملات آنها را درك كند، به ابزار و شيوه‌هاشان مسلط شود و مترصد بودن آنها براي انتقام‌گيري از خود را با عمق وجود احساس كند. توجه به بيداري و هوشياري دشمن كه چگونه از فرصت طلايي 22 خرداد تهديد خلق كرد، ما را نيز بيدار و هوشيار مي‌كند و اين بيداري و هوشياري مصونيت بدنبال خواهد داشت.

2)‌ ظهور بيشتر اهميت اصل ولايت فقيه و مصداق آن: در فتنه پس از انتخابات يكبار ديگر روشن شد اساس مخالفت و كينه‌ورزي دشمنان نسبت به ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي، اسلام و ضامن بقاي آن اصل مترقي ولايت فقيه است. اين كينه‌توزي كه در ابتدا در لفافه بود، بتدريج چهره واقعي خود را آشكار كرد و با نفي اسلاميت نظام در شعار جمهوري ايراني، اهانت به تصوير بنيانگذار جمهوري اسلامي و شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه ثابت كرد نه به اسلام اعتقاد دارد، نه به طريق اولي به اصل ولايت فقيه و نه به بنيانگذار اين نظام اسلامي. سكوت برخي خواص كه همه اعتبارشان از نظام جمهوري اسلامي و ارادتشان به امام راحل(ره) است در قبال اين جريانات، ضمن اجازه گستاخي‌هاي بيشتر به فتنه‌گران، غيرت اين خواص در قبال ارزش‌هاي بنيادين نظام را با سوالات جدي مواجه كرد. با توجه به اين مقابله آشكار، از جمله دستاوردهاي بزرگ اين فتنه آن است كه اهميت اصل ولايت فقيه بيشتر دانسته شود و در جهت تبيين آن تلاش شايسته‌تري صورت گيرد. مصداق كنوني ولايت فقيه يعني حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نيز در اين فتنه، جلوه بيشتري يافت و صلاحيت‌ها و توانمندي‌هاي ايشان براي اداره كشور آشكارتر شد. اگر در جريان فتنه و هر چه گذشت بيشتر شاهد بروز كينه نسبت به ولي امر زمان بوديم و هستيم، بدليل اثربخشي و نقش بي‌بديل ايشان در مقابله با فتنه و خنثي كردن توطئه عظيمي است كه جبهه پرعدّه و عُدّه دشمنان نظام طراحي كرده بودند. اين فتنه موجب شد همه دريابند خامنه‌اي، خميني ديگر است

3)‌ شناخت مهم‌ترين تهديد: در جريان فتنه سال جاري، اين واقعيت يكبار ديگر خودنمايي كرد كه مهم‌ترين تهديد براي نظام، شكاف‌هاي داخلي و آسيب‌هايي است كه به اتحاد ملي وارد مي‌شود. اختلافات درون نظام كه توسط خواص رقم مي‌خورد بسيار پرهزينه و در صورت غفلت، خيانت‌بار و تهديدزا خواهد بود و تهديداتي ازقبيل حمله نظامي، تحريم و... نمي‌تواند براي انقلاب اسلامي تهديد جدي بشمار آيد، اگر چه نظام بايد همواره در مسير بالا بردن توانمندي‌هاي خود براي مقابله با اين تهديدات بكوشد. بر اين اساس، مراقبت خواص از خود، نظارت دستگاه‌هاي ذيربط بر عملكرد خواص و برنامه‌ريزي براي انسجام هر چه بيشتر درون نظام، بايد همواره در دستور كار باشد.

4)‌ افزايش توانمندي دستگاه‌ها در مواجهه با فتنه: از جمله ضعف‌هايي كه در روز‌هاي نخست پس از انتخابات به چشم خورد، غافلگير شدن دستگاه‌هاي مختلفي بود كه علي‌القاعده نه تنها بايد در خط مقدم مواجهه با چنين رويدادهايي قرار بگيرند بلكه بايد آنها را پيش‌بيني و پيشگيري كنند. به گمان من، بخشي از بي‌تدبيري‌ها و مواردي كه هزينه نظام را در مهار فتنه بالا برد، ناشي از همين غافلگير شدن بود. تصور كنيد اگر ماجراي كوي دانشگاه، كهريزك و كشته شدگان در اين ماجرا نبود و اگر رسانه‌ها هوشمندانه‌تر عمل ‌كرده بودند، صحنه چقدر تفاوت داشت. ولي به هر حال اين هزينه‌ها به نظام تحميل شد و البته هر چه گذشتيم اين تدبير و هوشمندي افزايش يافت و شرايط امروز اين دستگاه‌ها از وزارت اطلاعات گرفته تا سپاه و بسيج، ناجا و رسانه ملي بمراتب با گذشته متفاوت است و آمادگي امروز آنها با روزهاي آغاز فتنه قابل مقايسه نيست.

5)‌ هوشياري نسبت به جنگ نرم و ابزارهاي آن: يكي ديگر از مهم‌ترين دستاوردهاي فتنه سال 88، درك واقعي‌تر از مهم‌ترين راهبرد دشمن عليه انقلاب اسلامي يعني جنگ نرم است.

جنگ سخت اين ويژگي را دارد كه به راحتي قابل تشخيص است، آغاز و انجامش روشن است، دشمن معلوم است، جبهه دشمن آشكار است و خسارت‌هاي ناشي از حملات دشمن قابل لمس، ولي در جنگ نرم اين موارد به راحتي قابل تشخيص نيست و تنها اهل بصيرت مي‌توانند به آن دست يابند. در جنگ نرم، گاهي اصل وجود دشمن با ترديد مواجه مي‌شود!

آنچه در ماه‌هاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم رخ داد، كمك كرد تا نقاب‌ها كنار برود و راهبرد دشمن كه به راحتي قابل درك نبود، براي بسياري قابل فهم شود. در همين ارتباط، شناخت و توجه بيشتر به ابزار دشمن براي پيگيري و اجراي جنگ نرم، يعني دانشگاه‌ها و خصوصاً علوم انساني و رسانه‌ها و اشكال نوين آن در فضاي سايبر و كاركردهاي آن از جمله دستاوردهاي ارزشمند 8 ماه مسير ناهمواري است كه در سال 88 طي كرده‌ايم.
 دانشگاه را بايد دريافت و براي فعاليت‌هاي رسانه‌اي خصوصا در عرصه بين‌المللي برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري كرد. سال 88 به پايان خود نزديك مي‌شود اما دشمن همچنان در تلاش است تا هر زمان بتواند ضربه ديگري وارد كند و انتقام شكست سنگين امسال را نيز بگيرد. ولي در يك كلام، ايران امروز نيز آن ايران قبل از 22 خرداد نيست. ايران امروز، ايراني است هوشيارتر، مقتدرتر، باتجربه‌تر و كمال يافته‌تر، پس بر اساس دستور قرآن عمل كنيم كه فرمود: فاذا فرغت فانصب و الي ربك فارغب (پس هنگامي كه از مهمي فارغ مي‌شوي به مهم ديگري پرداز و به سوي پروردگارت توجه كن).

سال 89 را اينگونه آغاز كنيم.

مردم سالاري:آرامش سال 89 و لزوم کاهش خروج نخبگان

«آرامش سال 89 و لزوم کاهش خروج نخبگان»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم ناصرالدين قاضي زاده است كه در آن مي‌خوانيد؛شکي نيست روند خروج نخبگان ايراني از کشور توسط اهرم هاي عقلا ني به شکل مناسبي بايد مهار شود.

انتشار خبر بررسي آسيب شناسانه جلاي وطن ايرانيان متخصص از سوي مجلس، يکبار ديگر پديده فرار نخبگان را در فضاي رسانه اي طنين انداز کرد. پديده خارج شدن ايرانيان به مناطق ديگر و بويژه کشورهاي پيشرفته در طول دهه هاي اخير اين پرسش را برجسته مي سازد چه عواملي باعث مي شود، ايرانيان و بويژه بدنه نخبگي آن به رغم دلبستگي هاي عقيدتي ملي و عاطفي... جلا ي وطن را برماندن در مام ميهن ترجيح دهند! روند مهاجرت ايرانيان به خارج از کشور فارغ از اين که چه دولتي بر سر کار باشد از هر زاويه اي نگريسته شود يک زنگ هشدار قلمداد مي گردد.

از اين رو بي سبب نيست که بسياري از دولت هاي مهاجرپذير به منظور جذب حداکثري مهاجران متخصص، از هر وعده و وعيدي فروگذار نيستند.

فراز و فرود مهاجرت ايرانيان به کشورهاي غربي، معمولا  با دو رويکرد فرجام مي پذيرد. اول آن که برخي از نخبگان به جهت کم توجهي و بي مهري برخي متوليان امور و... به سوي ديار غربت رهسپار مي گردند و يا آن که بر اثر برخي گسست هاي سياسي و اجتماعي و احتمالا علا يق خواست خويش به خارج شدن از ميهن متمايل مي شوند.

اما دومين رويکرد فرار سرمايه هاي ملي فارغ از جنبه هاي فکري و سياسي، صرفا به دليل شرايط رفاه بيشتر و سوداي زندگي مناسبتر و موفق تر و... انجام مي گيرد. مهاجرت ايرانيان سابقه ديرينه اي در تاريخ صد سال اخير دارد و نمي توان  بروز انقلا ب و حوادث جنگ تحميلي يا حوادث پس از انتخابات را تنها پيدايش آن دانست. واقعيت آنست که جامعه متخصص ايران براي آن که داشته هاي علمي و تکنيکي خود را شکوفا و آن را در اختيار جامعه هدف قرار دهد به آرامش نياز دارد، اما برخي حوادث بستر ساز فرار مغرها در سالهاي اخير شده است.

از اين رو تعجب آور نيست که برخي سخنان ناسنجيده، ضربات جبران ناپذيري بر وجدان جمعي نخبگان وارد مي سازد که با گذشت سال هاي طولا ني التيام نمي يابد. آمارهاي رسمي در سه دهه اخير نشان داده است که هرچند درسال هاي دولت اصلا حات روند خارج شدن ايرانيان نخبه فروکش کرده و روند بازگشت متخصصان به کشور روبه فراواني گذاشته  است.اما هيچ گاه روند نزولي نداشته است. برجسته شدن قانون گرايي، شنيدن صداي مخالف، نقد پذيري دولت وبازشدن افق هاي جامعه مدني مهمترين عواملي است که جامعه نخبگي ايران به آن روي خوش نشان مي دهد.

از ياد نبريم از سوي عده اي خاص ايرانيان خارج از کشور و جامعه نخبگان، بيش از آن که فرصتي براي توسعه کشور تلقي شوند به عنوان هسته هاي تهديد نگريسته مي شوند  بي گمان تکرار چنين ديدگاهي نسبت به جامعه فکري و نخبگي هنگامي برطرف مي گردد که تمام منابع و ظرفيت هاي مالي مانند مجلس، رسانه ها را در خدمت جامعه علمي و در جهت بهره وري از خدمات آنان قرار گيرد.

از اين منظر بخش عمده تحصيل کردگان آگاهانه باور دارند که شيريني خدمت به ميهن اهميت به مراتب بيشتري مي يابد و اگر نگاه تخصصي مديران همچنان کمرنگ شود، چه بسا شاهد پس افتادگي هاي جبران ناپذيري برفرايند توسعه در کشور باشيم. اميد آن که سال 89 سال آرامش مطلوب براي کاهش مهاجرت نخبگان کشور باشد.

كيهان:راهبردهاي اصلي انتخابات عراق

«راهبردهاي اصلي انتخابات عراق»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد؛خاورميانه در سالي كه روزهاي پاياني آن را مي گذرانيم چهار انتخابات مهم را تجربه كرد، انتخابات لبنان-17خرداد- انتخابات ايران- 22خرداد- انتخابات افغانستان -30مرداد- و انتخابات عراق- 16اسفند- نتايج اين چهار انتخابات در سرنوشت خاورميانه اثر مهمي دارد بر اين اساس هر طرف سعي دارد از آن تفسيري ارائه دهد كه در نهايت «برنده» ديده شود اين از آن روست كه جنبه رواني نتايج انتخاباتي از آنچه در سيستم هاي سياسي برجاي مي ماند، مهمتر تلقي مي شود.

براي اينكه از اين فضاي رواني خارج و به واقعيت نزديكتر شويم چاره اي نداريم كه به روش رياضي متوسل شويم و از نظر كمي موضوع را بررسي نمائيم البته نمي خواهيم بگوئيم همه ابعاد يك ماجرا از طريق ارزيابي كمي قابل نشان دادن است. حتماً يك حادثه ، حوادث موازي و مقارن هم دارد كه در ارزيابي بايد مورد توجه قرار بگيرند.

در انتخابات لبنان ميزان آراء بلوك مقاومت حدود 800 هزار و ميزان آراء بلوك مقابل آن حدود 600 هزار بود يعني 57 درصد در برابر 43درصد ولي ساختار سياسي لبنان و وضعيت طايفه اي به گونه اي بود كه بلوك مقاومت تنها به 54 كرسي از 120 كرسي مجلس دست پيدا كرد با اين وجود اين بلوك توانست دو خواسته كليدي خود را در دولت برآمده از مجلس جديد محقق نمايد يعني تشكيل دولت وحدت ملي و قبول ثلث ضامن (ثلث بعلاوه يك كرسي) توسط جريان اكثريت از سوي ديگر حفظ امكان مقاومت مسلحانه در برابر تهديدات رژيم صهيونيستي كه در حفظ سلاح مقاومت تبلور دارد، استراتژي كليدي مقاومت مي باشد كه در لبنان نهادينه شده است و اين حاصل اقتدار حزب الله در لبنان است.

انتخابات ايران در فضاي رقابت فشرده برگزار شد، كانديدايي كه بيش از بقيه معرف جريان منطقه اي اسلام گراست توانست ركورد انتخابات در صحنه بين المللي و داخلي كشور را بشكند. محمود احمدي نژاد كه يكي از چند چهره محبوب خاورميانه به حساب مي آيد توانست عليرغم فضاي غليظ ناشي از تبليغات ضددولتي به پيروزي چشمگير (62درصد) دست يابد. اين انتخاب در زير نگاههاي سنگين خارجي برگزار شد و براي بر هم زدن آن و يا منحرف كردن نتايج آن دست هاي فراواني در هم گره خوردند.

انتخابات افغانستان در فضايي برگزار شد كه ائتلاف هاي طايفه اي جاي ائتلاف سياسي را پر كرده بود و وضعيت امنيتي استانهاي جنوبي و شرقي افغانستان، مشاركت آنان را در پاي صندوق هاي رأي منتفي كرد بنابراين انتخابات اين كشور با عدم حضور بخش وسيعي از پشتونها عملاً به استانهاي خاص محدود شد. آمريكايي ها در اين انتخابات از اشرف الدين غني كه تابيعتي دوگانه داشت حمايت مي كردند و اين در حالي بود كه آنان عليرغم اعلام هاي اوليه نتوانستند زلمي خليل زاد - چهره افغاني الاصل و ديپلمات باسابقه آمريكا- را وارد پروسه انتخابات نمايند. اشرف الدين غني در اين انتخابات با فاصله زياد نفر چهارم شد و البته اگر 6 استان جنوبي كه مردم آن 10 سال است با آمريكايي ها در حال جنگ مي باشند هم در انتخابات شركت كرده بودند وضع كانديداي مورد حمايت آمريكا از اين هم خراب تر مي شد. سياست ايران در اين انتخابات تشويق مردم افغانستان به مشاركت حداكثري در سرنوشت خود بود اما البته همه مي دانستند كه ايران با همه طيف ها تعامل دارد و با اين وجود در بين حدود 35 كانديدا، به حامد كرزاي و عبداله عبداله گرايش بيشتري دارد.

چهارمين انتخابات در هفته هاي پاياني سال در عراق برگزار شد، نتايج انتخاباتي در عراق بسيار حائز اهميت بود چرا كه تاثير آن به 4 سال محدود نبود بلكه در عمل ساختار جوان موجود در عراق را براي هميشه نهادينه مي كند و به بسياري از بحث ها پايان مي دهد.

كاملاً معلوم بود كه ايران از تثبيت نظم فعلي و سنت جاري حمايت مي كند و در نقطه مقابل آن آمريكا، سعودي، اردن، تركيه و حتي سوريه درصدد بهم زدن نظم كنوني و جاگير كردن نظم تازه در عراق هستند. حركت جمهوري اسلامي و هواداران آن در عراق روي فرمول «هر عراقي يك رأي» و «فراگرد داخلي» دور مي زد و حركت جبهه مقابل آن كه از سوي بعثي ها و ساير گروههاي بدنام حمايت مي شد از انتقال عراق از فرمول رأي به فرمول توافق سران احزاب و برمدار «تلفيق فراگرد داخلي با فراگردهاي بين المللي و منطقه اي» قرار داشت. آمريكايي ها و سعودي ها بخصوص در يك سال اخير تلاش وسيعي را به كار بستند و ميلياردها دلار هزينه كردند تا ائتلاف هاي سياسي موجود كه پايه اصلي برگزاري انتخابات هستند را فرو بپاشند و آينده عراق را در شرايط مبهم قرار دهند و در نهايت با يك ائتلاف بزرگ بين المللي و منطقه اي آينده عراق را به سمت حاكميت غيرطايفه اي و غيرمذهبي سوق دهند. حتماً شنيده ايد كه چند ساعت پس از پايان رأي گيري در عراق، باراك اوباما كه البته مي دانست كه اقوام بزرگ عراق سهم خود را در اداره عراق مديريت نموده و در يك رقابت سازنده براي اداره بهتر كشور خود شركت كرده اند و نيز مي دانست ساختار مذهبي عراق توانسته است، در مشاركت حداكثري و بهبود شرايط ايفاي نقش كنند كه اين دو به معناي ضرورت پايان يافتن مداخله خارجي در امور عراق بود، با شعبده بازي اعلام كرد كه: «در انتخابات عراق ملي گرايي بر طايفه گرايي و سكولاريزم بر حكومت مذهبي پيروز شد!»

در انتخابات عراق يك رقابت بين تلاش براي حفظ و گسترش ائتلاف ها و تلاش براي فروپاشي ائتلاف ها وجود داشت و در نهايت گرايش به ائتلاف بر گرايش به اختلاف غلبه كرد. در اين انتخابات ائتلاف دولت قانون به رهبري نوري المالكي نخست وزير بين 92 تا 96 كرسي را به خود اختصاص داد و اول شد، ائتلاف وطني عراق به رهبري مشترك حكيم، جعفري و صدر توانست نزديك به 80 كرسي را به دست آورد و دوم شود. اين دو ائتلاف با هم به حداقل 170 كرسي مجلس دست يافته و اكثريت مطلق را در اختيار دارند. اين دو ائتلاف در مجلس فعلي 138 كرسي- كمي بيش از نيمي از 275 كرسي- دارند و در مجلس آينده 170 كرسي- 7 كرسي بيش از نيمي از 325 كرسي- خواهند داشت و طبق قانون اساسي عراق مي توانند- حتي بدون رأي ديگران- دولت را تشكيل دهند- هرچند بناي شيعيان اين نيست- در اين انتخابات ائتلاف مورد حمايت آشكار آمريكا، انگليس، عربستان، اردن و... حداكثر 70 كرسي از 325 كرسي خواهد داشت. اين ائتلاف در مجلس فعلي 65 كرسي از 275 كرسي دارد يعني سهم آن از 63/23 درصد به 53/21 درصد تقليل يافته است. كردها در اين انتخابات با يك شكاف مواجه شدند و در نتيجه از سهم آنان حدود 40 كرسي به ائتلاف مشترك طالباني- بارزاني و 15 كرسي به گروه گوران رسيد و مي توان گفت كمي از اقتدار كردها در مجلس آينده كاسته شده است. اما در ارتباط با انتخابات اخير عراق چند نكته كليدي قابل اشاره است.

1- با توجه به اين كه از مجموع 325 كرسي حداقل 230 كرسي آن به اسلام گراهاي- شيعه، سني و كرد- عراق رسيده است و اين اسلام گراها غالبا با جريان كلي مقاومت در منطقه هم پيماني داشته و در نقطه مقابل اشغالگران به حساب مي آيند مي توان با قاطعيت و بدون ترديد گفت كه اسلام گراها بر تسليم طلبان و اشغالگران غلبه كرده اند.

2- در انتخابات عراق نوري مالكي بيش از 29 درصد كرسي ها را به خود اختصاص داده و حال آن كه در طول 4 سال گذشته تحت شديدترين فشارها از سوي اشغالگران و تروريست هاي مرتبط با آنان و نيز اكثر همسايگان عراق بوده است. پيروزي درخشان او نشان مي دهد مردم عراق نسبت به دخالت ديگران در امور خود حساسيت دارند و خود را براي اداره كشور خويش توانا مي بينند بنابراين يكي از مهمترين پيام هاي اين انتخابات اين است كه فشارهاي مردمي و درون حكومتي براي پايان اشغال عراق و خروج اين كشور از بند 7 منشور سازمان ملل فزوني خواهد گرفت.

3- در طول سال هاي اخير تبليغات فراواني براي ايراني جلوه دادن نوري مالكي نخست وزير، جلال طالباني رئيس جمهور، محمود المشهداني رئيس سابق مجلس و ائتلاف يكپارچه شيعيان عراق صورت گرفت. در اين ميان آمريكايي ها، بعضي از دولت هاي عربي و بعضي از احزاب ضد اسلامي عراق گمان مي كردند، «ايراني خواندن» اتهامي است كه از يك سو سبب فاصله گرفتن شخصيت هاي عراقي از ايران مي شود و از سوي ديگر سبب ريزش آراء دوستان ايران در عراق مي گردد. انتخابات اخير عراق نشان داد كه اين تبليغات نتوانسته مردم عراق را گمراه كند بر اين اساس مي توان گفت كه دولت و مجلس آينده عراق بيش از پيش بر لزوم فعال سازي همه ابعاد رابطه با ايران تاكيد خواهند كرد.
4 ، 5 ، 6 و...

رسالت:باز توليد استبداد در داخل

«باز توليد استبداد در داخل»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم محمدکاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد؛کسي که در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بعد از آراي باطله در ميان چهار نامزد مطرح نفر پنجم شد، اخيرا گفته است «دولت کنوني متکي به آراي مردم نيست» احمدي نژاد در يک رقابت جدي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با مشارکت85 درصدي دوسوم آراي مردم را به خود اختصاص داد. دو سوم مردم ايران بار ديگر به او اعتماد کردند که در مسند رياست جمهوري گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را مديريت کند. اما کروبي به همراه نامزد شکست خورده ديگر انتخابات دور دهم، با سر هم کردن ده دروغ بزرگ راي مردم را ناديده گرفتند و به اصل جمهوريت نظام اعلام جنگ دادند.

کروبي و موسوي بدون ارائه هيچ دليل و سندي با تکرار دروغ «تقلب» راي مردم بويژه راي محرومان و مستضعفان را که اميدها به دولت احمدي نژاد دارند، منکر شدند و راه استبداد در پيش گرفتند. و جالب اينجاست که جمهوري اسلامي را متهم به استبداد مي کنند.
مردم ايران و حتي مردم جهان پس از حضور ميليوني مردم در راهپيمايي9  دي و22  بهمن نيک مي دانند سخن از اين توهم که؛ «دولت متکي به آراي مردم نيست» يک هذيان سياسي است که ناشي از تب شديد ناشي از حضور مردم با بصيرت ايران در خيابان ها بر معارضان نظام حادث شده است. حضور و پشتيباني مردم از دولت نهم و دهم آنچنان گرم است که اعلام جنگ نرم دشمن عليه ملت را به سمت جنگ سخت هدايت مي کند.

چندي پيش وزير ارشاد دولت اصلاحات در يک لابي صهيونيستي در واشنگتن به همراه ديگر سربازان پادگان رسانه اي غرب عليه ملت ايران صريحا از رژيم صهيونيستي خواستند که به ايران حمله کند آنها در به خاک و خون کشيدن مردم در اردوکشي خياباني کم آورده و دست به دامان موشک ها و هواپيماهاي دشمن شده اند.آنها از باز توليد استبداد در داخل عاجزمانده اند و حالا به مداخله خارجي براي بسط نفوذ بيگانگان در ميهن اسلامي روي آورده اند. مردم ما در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در آرزوي يک رقابت سالم و جدي و مردانه بودند. اما با کمال تاسف مي بينند يک ضلع رقابت به سربازگيري دشمن از جبهه انقلاب پاسخ مثبت داده است. ژنرال هاي آنها يکي يکي در رسانه هاي غربي به استخدام در مي آيند و به فحاشي و هتاکي به ملت روي مي آورند. برخي از سران فتنه هم که از حاشيه امنيتي برخوردارند به تکرار همان سخناني مي پردازند که در اتاق جنگ نرم دشمن طراحي شده است.

آقاي کروبي در سخنان اخير خود تاکيد مي کند؛ «ما نه جاسوسيم و نه از بيگانه خط مي گيريم.»کسي به آقاي کروبي نگفته شما جاسوس هستيد يا از بيگانه خط مي گيريد اما آيا آقاي کروبي مي تواند توضيح دهد اين همه ستايش بيگانگان از وي و اين همه طرفداري جاسوسان و خود فروختگان در رسانه هاي دشمن از وي براي چيست؟
ما در جنگ نرم، يک انقلاب داريم و يک ضدانقلاب؛ آقاي کروبي در کدامين نقطه اين ميدان قرار گرفته است؟

اگر بگويد در ميدان انقلاب است بايد بگويد آمريکايي ها و انگليسي ها هم در جبهه انقلاب هستند و راديو بي بي سي وVOA  هم صداي انقلاب است. اگر بگويد من ديگر در ميدان انقلاب نيستم رو در روي انقلاب هستم، پس چرا گله دارد که کسي او را متهم به جاسوسي يا بيگانه پرستي کند.گفتماني که موسوي و کروبي پس از انتخابات در کشور نمايندگي مي کنند گفتمان بازتوليد استبداد در داخل و بسترسازي براي بازگشت سلطه استعمار خارجي است. آنها چه بدانند و چه ندانند عملا در اردوي دشمن عليه ملت نقش بازي مي کنند تاريخ امروز و فرداي انقلاب اين موضوع را بدون پرده پوشي واتاب مي دهد.

تهران امروز:اجراي قانون خواسته مردم

«اجراي قانون خواسته مردم»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي تهارن امروز به قلم حسن احمدي است كه در آن مي‌خوانيد؛پرونده بودجه سال آينده گرچه به‌طور رسمي ديروز بسته شد اما بگومگوهاي بين دولت و مجلس درباره موارد مورد اختلاف پايان نيافته است.

لايحه بودجه مهم‌ترين سندي است كه هر سال بين دولت و مجلس ردوبدل مي‌شود. غالب بودن متن كارشناسي و تخصصي بر اين لايحه راهبردي و استراتژيك بودن آن در تعيين خطوط ريز و كلان اقتصادي، توسعه‌اي، مديريتي و ...
كشور موجب اهميت ويژه اين سند در تعاملات دو نهاد اجرايي و قانونگذاري كشور مي‌شود. اختلاف‌سليقه و نگاه نمايندگان (قانونگذاران) در كيفيت مقوله‌هاي مهمي مثل حمايت از اقشار آسيب‌پذير، برقراري عدالت اقتصادي، تخصيص اعتبارات ويژه توسعه‌اي و همچنين طرح اختلاف ديدگاه در اولويت‌گذاري مواردي مثل اشتغال‌زايي، مبارزه با تورم، رشد اقتصادي،‌ ميزان وابستگي بودجه كشور به نفت، كسري پنهان و آشكار بودجه و... ميزان اعتبارات بحراني و جاري و... صحنه‌هاي جالبي را رقم مي‌زند. امسال البته با مطرح شدن طرح هدفمند كردن يارانه‌ها و بودجه‌ريزي كشور برمبناي آن شاهد بسط و توسعه اختلاف‌نظرها در بررسي بودجه بوديم.

البته طبيعي است كه دفاع دولت و مجلس در چارچوب منطق و كارشناسي از قبيل سخنان نمايندگان و مجريان در باب علت و چرايي يارانه 20 هزار ميلياردي يا 40 هزار ميلياردي، نفت 65 دلاري يا نفت 55 دلاري، عوارض 90‌درصدي واردات خودرو يا 70 درصدي و... لازم و راهگشا بوده و فرصتي را فراهم مي‌آورد تا ديدگاه‌هاي نخبگان و كارشناسان در دفاع يا نقد چنين تصميماتي عمومي و رسانه‌اي شود. اما نگراني آنجاست كه ديدگاه كلان‌نگري كه دولت در تهيه لايحه بودجه دارد، به طوري كه سندي را براي نحوه اداره اقتصادي و مديريتي يك سال آينده كشور مي‌نويسد، از سوي دولتيان در طرق دفاع از ادله خود ديده نمي‌شود. از جمله آداب قانون‌نويسي و اجراي قانون آن است كه همه نظرها و ديدگاه‌ها در زمان بحث و بررسي مانند بحث‌هاي طلبگي مورد احترام هستند اما آنچه بعد از تصويب اهميت دارد، صرفا اجراي قانون است و بس.

بنابراين اعتقاد دولت به مباحث ديگري حتي برخلاف آنچه كه تصويب شده، هرگز براي تداوم لفاظي‌ها و حمله‌‌هاي رسانه‌اي، مشروعيتي فراهم نمي‌آورد.
البته واضح است كه ديدگاه دولت (كه در هر دولتي تكرار مي‌شود) مبني بر نگاه كارشناسي‌تر و دقيق‌تر و مسئولانه‌تر مجريان به لايحه بودجه نسبت به نمايندگان كه در برابر بودجه پاسخگويي كمتري دارند و احيانا ممكن است بر همه شئونات و مشكلات ريز و درشت اقتصادي كشور اشراف نداشته باشند، مساله‌اي قابل بررسي و تامل است كه مي‌تواند در خارج از اين چارچوب و به طرق مقتضي مورد بررسي و اقدام واقع شود، اما آنچه اكنون اهميت دارد عمل به قانون است و هيچكدام از ادعاهاي درست و غلط دولت و حتي نمايندگان حامي دولت پس از تصويب يك قانون مهم، ذره‌اي در خدمت‌رساني بهتر به مردم اثر ندارد.

اميد است كه اعتراض‌هاي پس از تصويب بودجه با انگيزه‌هاي ديگري صورت نگرفته باشد و با پايان سال 88 به پايان رسد تا در سال 89 حذف يارانه‌ها به طور هدفمند و به ميزاني كه مجلس مصلحت ديده براي دولت درآمد ايجاد كند تا متناسب با آن بين مردم توزيع شود. چرا كه مردم اكنون و پس از 3 سال از گذشت طرح موضوع هدفمند كردن يارانه‌ها انتظار دارند همانطوركه وعده داده شده،‌اين طرح مثل جراحي بزرگي باشد كه در نهايت همه ملت از منفعت آن به طور مستقيم و غير مستقيم بهره‌مند گردند.

جمهوري اسلامي:بودجه 89 و ضرورت وحدت نظر

«بودجه 89 و ضرورت وحدت نظر»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛لايحه بودجه سال 1389 كشور سرانجام روز گذشته به تاييد شوراي نگهبان قانون اساسي رسيد و به اين ترتيب به قانون تبديل شد قانوني كه به نظر مي رسد نه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به عنوان تصويب كنندگان و نه دولت به عنوان پيشنهاد دهنده و مجري چندان از آن راضي نيستند.

آنچه بارزترين عامل نارضايتي اين دو دسته را از قانون بودجه سال آينده تشكيل مي دهد نيز در نوع خود جالب و كم سابقه است . دولت از كاهش درآمدهاي حاصل از هدفمندي يارانه ها توسط مجلس به 20 هزار ميليارد تومان گله مند است و نمايندگان مجلس هم از اينكه عملا به علت كمبود وقت به بررسي جداول و تبصره هاي بودجه نرسيده اند ناراضي به نظر مي رسند.

در اين ميان حق با هر كدام باشد نتيجه يكي است و البته نامطلوب . نتيجه اين نارضايتي ها تصويب قانوني است كه بايد در سطح حداقلي خود دخل و خرج مملكت را در يك سال تنظيم كند و در سطح حداكثري برنامه اي است عملي كه جهت گيري ها و سياستهاي دولت و به تبع آن بخش هاي ديگر را در راستاي برنامه پنجم و سند چشم انداز تعيين مي كند ولي از مجموع نظرات نمايندگان دولت و مجلس اينگونه بر مي آيد كه هيچ كدام قانون مصوب را داراي ويژگي هاي لازم براي ايفا نقشهاي حداقلي و حداكثري نمي دانند.
آنچه نظر نمايندگان مجلس و مديران دولتي را درباره ناكارآمدي بودجه سال 89 مهر تاييد مي زند از سه زاويه قابل طرح است .

الف روح حاكم بر بودجه سال آينده در موارد متعددي از جمله عدم برخورداري از شفافيت لازم انطباق با قوانين مالي كشور عدم همخواني مصارف و درآمدها بسط يد كم سابقه در جابجايي رديفها وابستگي به درآمدهاي نفتي مشكوك الوصول بودن درآمدهايي مانند مالياتها و واگذاري شركت هاي دولتي اثرات كسر بودجه سال 88 بيانگر واقعيتهايي است كه خود را بر اقتصاد كشورمان در سال آينده تحميل خواهد كرد.

ب وابستگي شديد و منطقي بودجه هاي سنواتي با برنامه هاي ميان مدت امري انكارناپذير است ولي متاسفانه با وجود اهميت و حتميت اين وابستگي و تاثير و تاثر شاهد آن هستيم كه بودجه سال 89 درحالي به قانون تبديل شده است كه هنوز برنامه پنجساله پنجم كشور در مجلس شوراي اسلامي حتي بررسي هم نشده و عملا در سال آينده كشور بدون برنامه اي رو به جلو و متناسب با بودجه اداره خواهد شد چرا كه دولت پيشتر تاكيد كرده بود بودجه سال 89 را براساس جهتگيريهاي برنامه پنجم توسعه تدوين و روانه مجلس شوراي اسلامي كرده است . بنابر اين درحالي كه با توافق نمايندگان مجلس و دولت برنامه چهارم توسعه در سال آينده تمديد شده عملا بودجه سال 89 با احكام تمديد شده برنامه چهارم تناسب و مطابقت ندارد و ناگفته پيداست كه اين ناهماهنگي چه پيامدهاي ناخوشايندي براي كشور خصوصا در حوزه اقتصاد به دنبال خواهد داشت .

ج بحث هدفمندسازي يارانه ها كه طي سال 88 بيشترين انرژي را از دولت مجلس كارشناسان و افكار عمومي گرفت و حاشيه هاي بسيار فراواني داشت همچنان نقطه مبهم اقتصاد ايران و بودجه سال 89 است .

دولت با عدم موافقت نمايندگان مجلس با درآمد 40 هزار ميليارد توماني از محل آزادسازي قيمتها عملا اجراي طرح هدفمندي يارانه ها را ناممكن مي داند و اگرچه صراحتا بر اين مسئله پافشاري نمي كند ولي نقل قول برخي رسانه ها از وزير اقتصاد مبني بر اجراي هدفمندي با 20 هزار ميليارد تومان را هم تكذيب مي كند .

اينچنين است كه وضعيت تعرفه هاي حامل هاي انرژي يارانه ها سهميه بندي و... با وجود تصويب قانون بودجه و تاييد آن در شوراي نگهبان همچنان نامعلوم و مبهم است و هر روز يكي از مديران و مسئولان سخني مي گويند كه به سردرگمي و نگراني افكار عمومي مي انجامد.

به نظر مي رسد مسئولان كشور بايد هرچه سريعتر با رسيدن به يك اتفاق نظر و وحدت رويه موضع واحدي در قبال سياستهاي اقتصادي كشور براي سال آينده اتخاذ و اعلام كنند تا به خواست خدا در سال آينده شاهد حركتهاي مثبت و رو به رشدي در اقتصاد كشور عزيزمان باشيم .

قدس:انتفاضه عليه طرحهاي « بن گوريني »

«انتفاضه عليه طرحهاي بن گوريني »عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي قدس به قلم مهدي شکيبايي است كه در آن مي‌خوانيد؛در روزهاي پاياني سال 88 ، تحولات در سرزمينهاي اشغالي فلسطين شاهد سه کلاف سردرگمي است که با هر حرکتي گره اي بر گره هاي کور آن اضافه مي شود تا تحولات در اين منطقه از خاورميانه همچنان داراي دورنماي مبهمي براي آينده باشد.

اين کلافهاي سردرگم، شامل افزايش اهانتهاي صهيونيستي به مقدسات اسلامي فلسطين همراه با افزايش شهرک سازي، آينده مذاکرات غيرمستقيم با حکومت اشغالگر و سرنوشت آشتي ملي است. صدها خاخام صهيونيست شامگاه دوشنبه هفته جاري، در اقدامي تحريک آميز براي حضور در آنچه خود افتتاح کنيسه خراب «هاحورباما» ناميدند، در نزديکي مسجدالاقصي حضور يافتند.

اين کنيسه در 300 متري غرب ديوار براق و حرم قدسي مسجد الاقصي قرار دارد. در کنار اين اقدام تحريک آميز، حکومت صهيونيستي دستور ساخت 1600 واحد مسکوني اضافي را صادر کرد تا علاوه بر برانگيختن خشم کاخ سفيد، خشم فلسطينيهاي ساکن در کرانه باختري، نوار غزه و خارج از سرزمينهاي اشغالي را برانگيزد، تا جايي که ديگر هيچ تحليلگري وقوع انتفاضه سوم را دور از ذهن نمي داند.

به اين اقدامهاي تنش زا، الحاق حرم ابراهيمي در الخليل و مسجد بلال بن رباح در بيت لحم به فهرست آثار باستاني يهود توسط رژيم تل آويو را بايد اضافه کرد. اين اقدامهاي جنون آميز رژيم تل آويو در حالي است که صحنه داخلي فلسطين به سبب اختلافهاي داخلي واکنش درخوري نسبت به خطرات اين اقدامها از خود نشان نداده است. امري که ناظران سياسي را برآن داشت اين گونه تحليل کنند که اگرچه وقوع انتفاضه سوم عليه رژيم صهيونيستي قريب به يقين خواهد بود، اما اين انتفاضه در صورت ادامه اختلافهاي داخلي، ممکن است تحت حمايت يک رهبري واحد قرار نگيرد.

تحليلي که مي تواند زنگ هشداري براي همه فلسطينيان باشد، بخصوص اينکه حکومت افراطي بنيامين نتانياهو نخست وزير کنوني اسرائيل خود را وارث آرمانهاي بن گورين اولين نخست وزير رژيم صهيونيستي مي داند و ساخت و ساز شهرکها به همراه مصادره منازل فلسطينيهاي اهل قدس و تخريب مسجد الاقصي را سياستي در جهت اصول و آرمانهاي بن گورين توصيف مي کند و از اين جهت مورد اقبال جامعه صهيونيستي قرار گرفته است.

در کنار اين تحول، موضوع از سرگيري مذاکرات غيرمستقيم قرار دارد؛ مذاکراتي که شروع آن مورد تأييد اتحاديه عرب قرارگرفته است. متأسفانه تشکيلات خودگردان فلسطين جز به مذاکره، به هيچ گزينه ديگري ايمان ندارد. همپيمانان منطقه اي اين تشکيلات هم به دنبال حفظ جريان مذاکره با هدف حفظ بقاي حکومتهاي خود هستند. با چنين نگرشي و با وجود تشديد سياستهاي توسعه طلبانه و نژادپرستانه رژيم تل آويو، تشکيلات خودگردان بازهم گزينه پيش روي خود را مذاکره مي داند، زيرا تأييد مقاومت را به معناي مرگ جريان مذاکره مي بيند. از اين روست که با وجود اقدامهاي تحريک آميز اسرائيل، تشکيلات خودگردان خود را آماده عزيمت به اجلاس سران عرب در ليبي مي کند. اين اقدام البته با مخالفت افکار عمومي فلسطين و گروه هاي مختلف جهادي و مبارز روبه رو شده است.

«آشتي ملي فلسطين» سومين موضوع مهم تحولات سرزمينهاي اشغالي فلسطين در سال 88 بود. واقعيت اينکه در حال حاضر دو جريان فکري بر سرزمينهاي اشغالي فلسطين حاکم است؛ يکي جريان سازشکار که قايل به مذاکره با اشغالگر است و ديگري جريان مقاومت که قايل به مبارزه با حکومت اشغالگر است.

از ديد جريان سازشکار، بحران ميان فلسطينيان و صهيونيستها بحراني «مرزي» بوده و اين بحران تنها با مذاکره حل خواهد شد. براين اساس، درصورت موافقت آمريکا و اسرائيل با تأسيس دولت فلسطيني در کرانه باختري و نوار غزه ( 21 درصد سرزمين تاريخي فلسطين) بحران خاتمه خواهد يافت. در نقطه مقابل جريان سازش، جريان مقاومت قرار دارد که بحران ميان فلسطين و اسرائيل را بحراني «وجودي» مي داند و تنها قايل به تأسيس دولت مستقل فلسطيني در سرزمين تاريخي فلسطين است. با اين پيش زمينه، حکومت مصر در سال گذشته خود را به عنوان ميانجي ميان اين دو جريان براي دستيابي به آنچه آشتي ملي فلسطين خواند، تلاشهايي را آغاز نمود.

اما اينک در روزهاي پاياني سال 88 و هرچه به زمان برگزاري اجلاس سران عرب در ليبي نزديک مي شويم، هيچ نشانه اميدي از نزديکي و آشتي اين دو جريان به چشم نمي آيد و چنانچه تحولي صورت نگيرد، وضع در سرزمينهاي اشغالي فلسطين (چه از سوي طرف صهيونيستي و چه از سوي طرف فلسطيني) به سمت يک نقطه مشترک حرکت خواهد کرد: افراطيگري از سوي طرف صهيونيستي و وقوع انتفاضه از سوي طرف فلسطيني. يک نقطه باقي مي ماند و آن اينکه رژيم صهيونيستي طي 61 سال گذشته بارها به سوي افراطيگري حرکت کرده است، اما جايگاه امروز اين رژيم در منطقه و جهان، حاصل اين همه افراطيگري است؛ در حالي که طرف فلسطيني طي دو دهه گذشته دو بار دست به قيام مردمي زده است. حاصل اين دو قيام ( 1987 و 2000 ) يکي اثبات هويتي به نام «ملت فلسطين» و ديگري اثبات هويتي به نام «دولت فلسطين» نزد افکار عمومي جهان بوده است. با چنين جايگاهي، بين طرف فلسطيني و صهيونيستي ماحصل انتفاضه سوم فلسطينيان چه خواهد بود.

سياست روز:جاي خالي اصلاح الگوي مصرف

«جاي خالي اصلاح الگوي مصرف»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سياست روز به قلم سردبير است كه در آن مي‌خوانيد؛در طليعه سال خورشيدي 1388 مردم ايران اسلامي پس از تماشاي پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب دريافتند که سال پيش‌روي آنان سالي است که اصلاح الگوي مصرف بر پيشاني آن نقش بسته ونويد آن مي‌رفت که اين دغدغه مهم اندکي بيش از پيش مورد عنايت قرار گيرد و البته مسئولان دستگاه‌‌ها و نهادها در اين راه پيش‌قدم شوند.

اصلاح الگوي مصرف به واقع يکي از اساسي‌ترين دغدغه‌هاي اقتصاد حال کشور است چرا که بنا به عادات و آموخته‌هاي اشتباه ايرانيان، سالانه بخش عظيمي از انرژي کشور از بين مي‌رود.

نمود واقعي اين ادعا، زندگي روزمره مردم اين مرز و بوم است. از اين رو و در ابتداي راه قرن بيست و يکم، توجه ويژه رهبر معظم انقلاب به ضرورت اصلاح الگوي موجود مصرف در جامعه جاي بسي خرسندي داشته و دارد.

بديهي است در اين راه يکي از ابزارهاي اصولي تحقق اصلاح الگوي مصرف رسانه‌ها هستند. رسانه‌ها مي‌توانند با فرهنگ‌سازي در جامعه شرايط را براي نزديک شدن به نقطه ايده‌آل ميزان مصرف فراهم کنند و از آن جا که اين اقدام به مرور زمان و در يک روند طولاني پيش مي‌رود، انتقال تدريجي اين فرهنگ مي‌تواند نقطه عطفي در عملکرد رسانه تلقي شود. پس از آغاز سال کاري 88 بسياري از مسئولان درباره سال اصلاح الگوي مصرف و لزوم تغييرات عمده در روند مصرف در دستگاه‌هاي تحت امر خود و همچنين جامعه، سخن گفتند. مروري بر آرشيو رسانه‌ها در ابتداي سال 88 مويد اين ادعاست.

وزير محترم فرهنگ و ارشاد در دولت نهم نيز وعده داد که از مطبوعات و يا به عبارتي رسانه‌هايي که در اين سال به موضوع اصلاح الگوي مصرف بپردازند، تقدير خواهد شد و يا به عبارتي مورد حمايت قرار مي‌گيرند. روزنامه سياست روز نه از آن تاريخ که آقاي صفار‌هرندي اين مسئله را مطرح کردند بلکه از مدتي قبل از آن بخش ارزشمندي از صفحه يک خود را به پوشش اين موضوع در قالب نمودار روزانه مصرف آرد وانرژي (آب، برق و گاز) اختصاص داده و در پايان هر ماه گزارش مفصلي از اين مسئله و با توجه به نمودار مصرف روزانه ارائه مي‌کرد.اين روند 3 ماه طول کشيد و سرانجام کرکره اين بخش به دليل عدم همکاري مراجع ذيربط براي ارائه آمار روزانه مصرف پايين کشيده شد. البته هر از چند گاهي روزنامه به فراخور موضوعات به بحث مهم اصلاح الگوي مصرف پرداخت که سوابق آن موجود است.

.... اما روز گذشته معاونت محترم مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در يک نشست هم‌انديشي با حضور وزير محترم اين وزارتخانه از رسانه‌هاي برتر در سال 88 تقدير کرد. دست‌اندرکاران روزنامه ضمن تقدير از مسئولان وزارت ارشاد که زمينه را براي قدرداني از زحمات يک ساله اهالي مطبوعات در سال 88 فراهم کردند علاوه بر آن که حق‌ اعتراض در عدم انتخاب روزنامه در بخش‌هاي مورد توجه اين جلسه هم‌انديشي يعني راهپيمايي 22 بهمن و اخبار دهه فجر را براي خود محفوظ مي‌دارد و علاوه بر آن که به رسانه‌هايي منتخب تبريک مي‌گويد معتقد است جاي آن داشت که متوليان اين وزارتخانه به مقوله مهم سال 88 که از آن غفلت شد توجهي ويژه مي‌کردند و خستگي را بر تن مطبوعات جاي نمي‌گذاشتند.

مگر نه اين است که وزارت مهم فرهنگ و ارشاد اسلامي متولي فرهنگ اين مرز و بوم است؟ آيا بحث کليدي اصلاح الگوي مصرف موضوعي نبود که در اين جلسه هم‌انديشي به آن توجه شود؟

آفرينش:15در صد افزايش  پاسخگوي تورم آينده خواهد بود؟

«15در صد افزايش  پاسخگوي تورم آينده خواهد بود؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد؛    هرسال با فرارسيدن ماه هاي پاياني سال جامعه کارگري کشور نگران تعيين حداقل دستمزد در سال آينده از سوي شوراي عالي کار است. اين نگراني در ماه کنوني در شرايطي ادامه يافت که با اعلام حداقل دستمزد 303 هزارتوماني از سوي شوراي عالي کار جامعه هشت ميليوني کارگران کشور نگران تورم افسارگسيخته سال آينده ناشي از اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها و تورم مادي اقتصاد کشور است. در واقع در شرايطي که از ماه ها قبل اميد بر آن بود که دولت با تدوين استراتژي و راهبردهايي وضع حقوقي  کارگران کشور را بهبود بخشد   تنها با افزايش 15 درصدي حداقل دستمزدهاي کارگران در سال آينده عملا اقدام موثري براي آنها  صورت نگرفت و آنان را در سال جديد روياروي مشکلات بيشتري قرارداده است.

با نگاهي به شرايط اقتصاد و صنعت کشور در سال گذشته درمي يابيم گذشته از اينکه بيش از 300 واحدصنعتي با مشکلا تي  مواجه بوده و تعدادي از  آنها در معرض ورشکستگي، بيکاري هزاران کارگر و به تعويق افتادن پرداخت مزد کارگران قراردارند. اين روند بي شک گوياي کسادي بخش صنعت و توليد کشور بنا به دلايلي همچون واردات بي رويه و بحران هاي  اقتصادي جهاني  است. در اين راستا اعتراضات کارگران در سالهاي اخير خود نشانه هاي مبني بر نارضايتي آنان از شرايط اقتصادي خود است.

در حقيقت از آنجا که کارگران در دهک هاي پائين جامعه قرارمي گيرند، حتي با ارقام مختلف ميزان خط فقر در جامعه(از 600 هزار تا 900 هزارتومان) اين کارگران هستند که در سال آينده آسيب پذيرترين بخش جامعه محسوب مي شوند چرا که تورم عادي و ساليانه کشور ناشي از برنامه هاي اقتصادي دولت از يک سو و طرح هدفمندکردن يارانه ها که بنا به ارقام مختلف خود تورمي 20 تا 40 درصدي را به ارمغان مي آورد  زندگي و معيشت حداقلي ضعيف ترين قشر جامعه را در معرض خطرات جدي قرارمي دهد. اين در شرايطي است که با توجه به واقعيات اقتصادي سال آينده کارشناسان حداقل دستمزد کارگران در سال آينده را رقمي در حدود 500هزار تومان ذکر کرده اند که تفاوت بسياري با رقم مصوب شوراي عالي کار است. 

بي شک شرايط اقتصادي کشور و وضعيت توليدي بسياري از کارخانه ها هرچند کارفرمايان واحدها را واداشته تا با افزايش نرخ دستمزد کارگران مخالفت کنند اما در اين روند دولت مي تواند به عنوان نهاد تنظيم کننده روابط کارفرما و کارگر دست به سياست هاي حمايتي از هر دو بخش بزند يعني سياست اتخاذ شده مي بايد به گونه اي باشد که ضمن برقراري سياست هاي حمايتي از بخش توليد و کارفرمايان بخش خصوصي(با اعطاي وام هاي بلندمدت و مشوق ها و ...) مانع از افزايش فشارها بر جامعه بزرگ کارگري کشور شود. بي شک افزايش فشارهاي اقتصادي بر بخش کارگري کشور پيامدهاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي و امنيتي نامطلوبي براي کشور خواهد داشت.

آنچه مشخص است دولت هرچند در صدد اعطاي سهام عدالت، بن هاي مختلف و پرداخت طرح نقدي يارانه ها به دهک هاي آسيب پذير از جمله بخش کارگري است اما به نظر مي رسد اين طرح نتواند فاصله به وجود آمده ناشي از تورم فزاينده و پيش بيني شده سال آينده و رقم واقعي دستمزد کارگران را پرکند در واقع دولت مي بايد نگاهي دوباره به افزايش کمک هاي خود به اين بخش داشته باشد. در غير اينصورت مي بايد از هم اکنون انتظار کاهش بازدهي کارگران، دوشغله و حتي سه شغله شدن قشر بيشري از کارگران بخش هاي مختلف توليدي را انتظار داشت.

ابتكار:چند نکته از ديپلماسي فرهنگي

«چند نکته از ديپلماسي فرهنگي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم مهدي اديبان است كه در آن مي‌خوانيد؛مقام معظم رهبري در ديدار سفرا و رايزنان فرهنگي در هفته گذشته،با اشاره به نقش فرهنگ در ديپلماسي يکي از راهبردهاي مهم عرصه فعاليت هاي خارجي را مطرح فرمودند. شايسته بود با گذشت حدود دو هفته از بيانات ايشان افراد و سازمان هاي ذيربط واکنش درخوري را نشان مي دادند اما، گويا «مظلوميت فرهنگ» تقديري است که هنوز يادآوري و دغدغه دغدغه مندان را مي طلبد.

اشاره مقام معظم رهبري در توجه بخشيدن به فرهنگ در امور خارج کشور و توجه به ديپلماسي عمومي تاکيد بر راهبردي است که بارها مورد اشاره ايشان قرار گرفته است. اگرچه ظاهرا اهتمام قابل توجهي در دستگاه هاي مسئول و مرتبط مشاهده مي شود ليکن همچنان چهره فرهنگي ايران در نزد ديگر ملل به گونه  بايسته اي شناخته نشده است.واز ظرفيتهاي فراوان اين عرصه غفلت شده است.به نظر مي رسد ضعف در ديپلماسي فرهنگي در گرو عواملي چند است.

-سازمان و تشکيلات:از مهمترين شرايط و لوازم در ساماندهي برنامه هاي فرهنگي شکل گيري سازمان و تشکيلاتي است که در تناسب با فعاليت ها به مديريت و نظارت در اين عرصه بپردازد. متاسفانه تعدد دستگاه ها و موسسات فعال در اين عرصه بدون تبعيت از هماهنگ کننده اي که نوع برنامه ها را به تناسب مجريان و حوزه هاي جغرافيايي و نيازهاي ملل تعيين کند موجب موازي کاري و حتي در مواردي تعارض فعاليت ها مي شود.پراکندگي برنامه هاي فرهنگي و عدم راهبرد مشخص در 15 سال گذشته مانع شکل گيري هويتي منسجم از اين حوزه شده است جريانات مختلف در اين سالها برمسند سازمانهاي فرهنگي کشور و ديدگاههاي متعارض به اين عرصه موجب آسيب ها و هزينه هاي غير قابل جبراني را به کشور تحميل کرده است.

در امور فرهنگي خارج کشور کمتر نشاني از انسجام و حرفه اي گرايي ديده مي شود. و روشن ترين دليل در اين امر بهره گيري کم رمق از فنون، هنرها و ابزارهاي تبليغ و ترويج در دنياي جديد بر اساس برنامه هماهنگ است.به نظر مي رسد وقت آن رسيده تا براي جلوگيري از آسيبها و هماهنگي برنامه ها،مرکز واحدي به هماهنگي برنامه ها بپردازد.سازمان فرهنگ و ارتباطات با توجه به ماهيت و ماموريتها مي تواند نقش هماهنگ کننده فعاليت هاي فرهنگي را داشته باشد که عدم تدوين قانون اساسنامه، تعيين تشکيلات و ساختار و وظيفه ساير دستگاه ها در هماهنگي با اين سازمان از جمله مهمترين لوازمي است که بايستي مورد توجه قرار گيرد.

-نيروي انساني:اغلب، نگاه رايج به فرهنگ در خارج از کشور، حيات خلوتي براي رفع خستگي و احيانا استراحت از گرفتاري هاي داخلي است. عليرغم آنکه در برخي نمايندگي ها افراد متخصص و دلسوزي، زمام امر را به عهده گرفته اند. در مواردي نيز سهل انگاري و يا عدم توجه به اهميت مسئله موجب گماشتن افراد ناآشنا در مسئوليت هاي فرهنگي و به تبع آن،آثار نامطلوب و در مواردي سو»، بر چهره و سيماي نظام در خارج کشور داشته است.

در سازماني که متولي اصلي ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران است نبايد نسبت نيروي انساني ستاد به نيروي انساني صف دو برابر باشد. يکسان انگاري فعاليت ديپلماتيک در وزارت امور خارجه با امور فرهنگي در خارج کشور از ديگر ضعف هاي کار فرهنگي در خارج است. گماشتن افرادي به صرف سوابق ديپلماتيک در دستگاه هاي فرهنگي دليل موجهي بر کارايي ايشان نيست.

آيا بهتر نيست از افراد با تحصيلات متناسب استفاده شود. آيا بهتر نبود دستگاه هاي مسئول با هماهنگي دانشگاه ها دوره هاي آموزشي مرتبط را تاسيس مي کردند تا دانشجويان و استاداني متخصص به تحصيل و تدريس و بسط دانش هاي بومي در اين حوزه مي پرداختند.گستردگي موضوع و فعاليت ها و منافع مترتب بر آن شايستگي چنين اهتمامي را دارد.

-راهبردها و برنامه ها:روند فعاليت هاي فرهنگي در خارج کشور آنچنان منسجم و متحد نيست که نشان دهنده راهبرد و برنامه اي دقيق و مشخص باشد. عرصه فرهنگ به دليل شرايط کيفي و غيرمتعين، دچار ذوق و سليقه مجريان مي شود و به تدريج مجموعه جزايري غيرمتقارن و دور از هم پديد مي آيند که نسبتي با يکديگر ندارند. به عنوان مثال; برطبق قانون، 5 نهاد در زمينه فعاليت هاي فرهنگي خارج از کشور شان نظارتي دارند که عبارتند از: واحد بين الملل دفتر مقام معظم رهبري، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي،وزارت امور خارجه و مجلس شوراي اسلامي که بايد ديد آيا سازوکاري جهت جلوگيري از هم پوشاني بين اين دستگاه ها ديده شده است يا خير؟از سوي ديگر حجم نيازها و مطالبات فرهنگي خارج کشور همچون داخل آنچنان زياد است که نمي توان مجري يا مديري را متهم به خروج از سياست هاي کلان و کلي نظام کرد ليکن توجه به اولويت ها، انسجام و هماهنگي و تبعيت از برنامه ها در خارج کشور، نتايج عميق تر و موثري را برجا مي گذارد.از طرف ديگر فاصله جوامع هدف در کار فرهنگي از دسترسي دستگاه هاي نظارتي امکان ارزيابي عملکردها و بررسي برنامه ها را عملا سلب کرده است.

به نظر مي رسد ايجاد مراکزي براي سنجش و رصد تاثير برنامه ها و گردآوري نيازها و مسائل اساسي در بين جوامع هدف از جمله نيازهاي اساسي کليه مجموعه هاي فرهنگي خارج از کشور است که، برنامه ها و توليد محصولات فرهنگي رسانه اي بر اساس نگاه و رويکرد داخلي و صرفا ايراني طراحي و اجرا مي شوند در حالي که ما به نگاه جهاني و منطبق بر رويکرد جامعه هدف در برنامه هايمان نيازمنديم.

توليد کتب، برگزاري برنامه هاي سخنراني، برنامه هاي تلويزيوني اغلب ترجمه مطالب و محتوياتي است که براي داخل کشور توليد مي شود. در حاليکه نيازها، اولويت ها و زبان و قالب کار در خارج کشور شرايط و اقتضائات متفاوتي دارد. مثلا اگر در يک کشور آفريقايي مي توان از برنامه هاي مذهبي نظير عزاداري ماه محرم; جهت نيل به اهدافي خاص بهره برداري کرد. در يک کشور اروپايي ممکن است آن هدف با ابزار ديگري عملي شود.

-بهره برداري از منابع و امکانات موجود:با توجه به وجود منابع و ظرفيت هاي غني اسلامي، ايراني در زمينه فرهنگ; به نظر مي رسد آنطور که شايسته است درخصوص استفاده از همه ظرفيت هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران; اقدامي در خور صورت نگرفته است.فناوري، افراد و گروه هاي علاقمند در خارج از کشور هموطنان مقيم خارج کشور از جمله سرمايه هاي ارزشمندي هستند که هر يک قادرند امکانات قابل توجهي در اختيار دستگاه هاي فرهنگي قرار دهند.راه اندازي راديو، تلويزيون هاي برون مرزي، گردآوري ايرانيان مقيم خارج اگرچه فعاليت هاي ارزشمندي هستند که تاثيرات قابل توجهي داشته اند اما سازمان ها و دستگاه هايي که در مظان اين مسئوليت هستند نتوانسته اند در تناسب با شان و جايگاه نظام اقدام درخور توجهي را نشان دهند.

تعامل مداوم و سازنده با ايرانيان خارج از کشور که در اغلب کشورها داراي نفوذ اقتصادي، سياسي و علمي هستند مي تواند منابع و سرمايه هاي فراواني را در خدمت نظام و اهداف آن قرار دهد.امر فرهنگي با حساسيت کمتر و تاثير بيشتر مي تواند زمينه ساز ديگر مجموعه ها باشد.بستر فرهنگ مي تواند اقتصاد، تجارت و سياست را تقويت کند. تجربه تاريخي ايران و فرهنگ غني اسلامي-ايراني نمونه هاي متعددي از نفوذ فرهنگ به ديگر جوامع را همراه دارد که توانسته است تجار و بازرگانان حتي سفرا و شخصيت هاي سياسي را شيفته فرهنگ ايران کند و از آن مسير زمينه روابط در ديگر زمينه ها گشوده شده است.

آرمان:آيا براي جراحي بزرگ آماده‌ايم؟

«آيا براي جراحي بزرگ آماده‌ايم؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آرمان به قلم دکتر منصور حکيم جوادي است كه در آن مي‌خوانيد؛ آثار رواني شوک اقتصادي بسيار بيشتر از آثار تورم سنواتي است که به هر حال جامعه و اقتصاد با آن خو کرده بود. در اين حال ديگر صحبت از التهاب نخواهد بود. زيرا همانطور که مسئولان نيز گفته اند، صحبت از يک جراحي بزرگ است. حال آن که مردم تا چه حد آماده پذيرش شوک ناشي از طرح هدفمند کردن يارانه‌ها باشند، و چه عدد و رقم تورمي را پيش بيني کنند

در تاثيرات منفي رواني برجامعه نقش عمده‌اي دارد. با طرح تحول اقتصادي و همچنين طرح هدفمند کردن يارانه‌ها سعي برآن است که با يک شوک اقتصادي قيمت حامل‌هاي انرژي به قيمت واقعي وجهاني آن نزديک شود از اين رو مردم بايد بدانند که نسبت به کالاهاي اساسي با چه قيمت‌هاي جديدي روبرو خواهند شد. علاوه براين نبايد از ياد ببريم که مديريت بحران ناشي از شوک مشکل خواهد بود.

اقتصاد ايران در 30سال اخير به رشد تورم عادت کرده است،در واقع بيمار ما به تب آلود بودن خو کرده است. آثار رواني اين تورم را مي‌توان در روابط اجتماعي و زندگي رواني توام با ناراحتي مردم به خوبي لمس کرد. کشور ايران در طي دوره سه دهه اخير چندين وچند بار حذف يارانه‌ها از تنها يک کالاي خاص را تجربه کرده است.براي مثال هنگامي که دولت کمک‌هاي يارانه‌اي خود را از مرغ برداشت، همه شاهد التهاب ناشي از آن بوديم.

حال اگر مي‌خواهد جراحي بزرگ انجام شود و بنزين، برق، و کالاهاي اساسي ديگر طي يک دوره 5‌ساله تغيير کنند، دولت بايد به اين پرسش اساسي پاسخ دهد که آيا زمان مناسب را براي اين جراحي انتخاب کرده است؟ چون درست دراين حال مي‌توان وضعيت جامعه را به بيماري تشبيه کرد که براي انجام يک جراحي مراقبت‌هاي اوليه‌اي را از او انجام مي‌دهند تا او آماده يک جراحي موفقيت آميز شود.

پس بايد متذکر شد که ميزان فشاري که روحيات و روابط مردم درگير آن خواهند شد در موفقيت آميز بودن طرح تحول اقتصادي يا طرح هدفمند سازي يارانه‌ها اهميت وافري دارد. براي مثال ممکن است که مقدار زيادي نفت در نفت کش‌ها برروي دريا و در ذخاير استراتژيک کشورهاي مختلف وجود داشته باشد به طوري که به طور واقعي اگر براي مدت صد روز هم نفت تزريق نشود پالايشگاه‌ها بدون مواد اوليه نخواهند بود اما يک حادثه در يک کشور مي‏تواند قيمت جهاني نفت را چندين دلار افزايش دهد.

درحالي که واقعيت مخازن تغايير نکرده است. اين اثر رواني در تمام شاخص‌هاي اقتصادي به چشم مي‏خورد. براي مثال در آغاز بحران جهاني، ورشکستگي بانک لمان‌برادرز مي‌توانست منجر به انحلال بيمه‌اي آي‌جي شود که به همراه خود تمامي اقتصاد آمريکا را از بين مي‌برد. درحالي که در واقعيت اقتصاد واقعي آمريکا با آن حجم و اندازه که تنها در سال 13 هزار ميليارد دلار درآمد دارد، ورشکستگي تنها يک بانک نبايد بزرگترين اقتصاد جهان را اين چنين ملتهب سازد.

با توجه به دو مثال ذکر شده مي‌توان آثار رواني مربوطه را در اقتصاد‌هاي خرد در حوزه جامعه يعني خانواده‌ها نيز شاهد بود. يعني يک خبر، يک شايعه يا يک پيش بيني مبهم مي‌تواند التهاب را در اقتصاد خانواده‌ها جاري سازد براي مثال خبر گراني يک جنس يا يک کالا در سالي که در پيش خواهد بود تقاضاي غير واقعي براي آن کالا ايجاد کرده و باعث افزايش قيمت‌ها خواهد شد.

جهان صنعت:سال نو را با اميد نوتر کنيم‌

«سال نو را با اميد نوتر کنيم‌»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جهان صنعت است كه در آن مي‌خوانيد؛چند روزي بيشتر به آغاز سال 89  نداريم از اين جهت بسيار خوشحالم و آمدن بهار را تبريک مي گويم، اما مي‌دانم دلم براي سال 88 تنگ مي‌شود.

سال تلخي بود. چه پر اميد شروع شد! چه نقشه و آرزوها داشتم! درست است که به بسياري از خواسته‌هايم نرسيدم اما پر از شور و اميد بود. همين گرمم مي‌کرد، طراوتم مي‌داد و به جلويم مي‌راند.

دلم برايش تنگ مي‌شود. تا آخر عمرم فراموشش نمي‌کنم. همان اميدواري را براي سال 89 هم دارم. مي‌دانم باز به بسياري از خواسته‌هايم نمي‌رسم اما بايد از 88 تجربه بگيرم، مصمم‌تر باشم و بخردانه‌تر عمل کنم.

درست است که بسياري چيزها در اختيار من نيست اما احتمالا در اين صورت نتيجه بهتري مي‌گيرم. با اين اميد سالم را شروع مي‌کنم چراکه بي‌اميد هيچ چيز نويي نيست.

دنياي اقتصاد:ريشه‌يابي رشد پايين

«ريشه‌يابي رشد پايين»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد؛رشد 3/2 درصدي يا 7/2 درصدي اقتصاد ايران در سال 1387 و احتمال كاهش آن به كمتر از ارقام يادشده براي سال جاري و پيش‌بيني رشد اندك در سال 1389 را به چه عواملي مي‌توان نسبت داد؟ مي‌توان گفت كه‌ درآمد حاصل از فروش نفت ناگهان سقوط كرده است.

مي‌توان يادآور شد كه خشكسالي اتفاق افتاده موجب رشد منفي بخش كشاورزي شده و اين عامل موجب شده است كه رشد اقتصاد ايران به پايين كشيده شود. دلايل ديگري لابد وجود دارند كه بهتر است مديران ارشد اقتصادي و سياستمداران براي شهروندان توضيح دهند كه چرا توليد ثروت در ايران ناكافي بوده است. در ميان همه دلايل و علل كند شدن رشد اقتصادي ايران، فقدان كارآمدي چيزي است كه نبايد از آن غفلت كرد.

واقعيت اين است كه «ناكارآمدي» در ايران به دلايل گوناگون يك عنصر فراموش شده به حساب مي‌آيد كه دولت‌ها به سادگي از كنار آن عبور مي‌كنند و دلايل آن را كالبد شكافي نمي‌كنند. كارآمدي، مقوله‌اي از جنس انديشه، تفكر، مداراجويي و برنامه‌اي است و شمار قابل توجهي از جامعه‌هاي با رشدهاي بالا، با تكيه بر اين مقوله توانسته‌اند شهروندان خود را از گرداب فقر و ناداري و بيكاري نجات داده يا دست كم آنها را در مسير اميدواري به آينده قرار دهند.

كارآمدي يك عنصر چندسويه است كه مجهز شدن به آن، الزام‌ها و شرايط خاص خود را مي‌خواهد و كالاي ارزان‌قيمتي نيست كه به دست هر نهاد، سازمان يا دولتي برسد.

اين پديده بسيار مفيد، در جامعه‌هايي نمود پيدا مي‌كند كه رهبران سياسي و رهبران اقتصادي، به ويژه دولت‌ها به اين پديده اعتقاد داشته باشند. اين پديده بايد در سياست داخلي، در سياست خارجي، در مناسبات ميان شهروندان و دولت، در مناسبات ميان احزاب و دولت و... جاري شود. براي عبور از فقدان يا ناكافي بودن كارآمدي كه اكنون بر اندام اقتصاد ايران تنيده شده است بايد ديدگاه تصميم‌سازان تغيير يابد.

يكي از مهم‌ترين نيازهاي عبور از وضعيت ناكارآمد كه نمونه‌هاي آن در تدوين بودجه، در متقاعد كردن كارشناسان و قانونگذاران براي اجراي هدفمند كردن يارانه‌ها، در حوزه جذب سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي، در حوزه رشد توليد صنعتي و... ديده مي‌شود، به‌كارگيري همه نيروهاي كارشناس در جامعه ايراني است.

اين چيزي است كه متاسفانه در سال‌هاي اخير به ضعف اقتصاد ايران منجر شده است و رشد توليد ناخالص داخلي در حالي كه قيمت نفت در بالاترين حد بوده، معيار اصلي ارزيابي آن است. بپذيريم كه در غياب عنصر كارآمدي همه داشته‌هاي ملي مي‌تواند به مرور و در يك دوره زماني ميان مدت تحليل رفته و توانايي بالندگي از دست برود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری