آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با مبینا محمدی- روز هفتم به دوره 6 درس قبلی اختصاص دارد.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
|
|||||
|
من یک گربه می بینم |
I see a cat |
||||
|
|||||
|
من یک سیب دارم |
I have an apple |
||||
|
|||||
|
این کتاب درباره حیوانات است |
This book is about animals |
||||
|
|||||
|
تصویر بالای تخت است |
The picture is above the bed |
||||
|
|||||
|
او از خیابان عبور می کند |
He walks across the street |
||||
|
|||||
|
عمل مهم است |
Action is important |
||||
|
|||||
|
ما هر روز در کلاس یک فعالیت سرگرمکننده انجام می دهیم |
We do a fun activity in class every day |
||||
|
|||||
|
او یک بازیگر (مرد) است |
He is an actor |
||||
|
|||||
|
او یک بازیگر (زن) است |
She is an actress |
||||
|
|||||
|
لطفاً کمی شکر به چای من اضافه کن |
Please add some sugar to my tea |
||||
|
|||||
|
آدرس تو چیست؟ |
What is your address |
||||
|
|||||
|
او یک بزرگسال است. |
He is an adult. |
||||
|
|||||
|
او توصیههای خوبی میدهد. |
She gives good advice. |
||||
|
|||||
|
من از عنکبوت میترسم. |
I am afraid of spiders. |
||||
|
|||||
|
ما بعد از ساعت ۷ شام میخوریم. |
We eat dinner after 7 p.m. |
||||
|
|||||
|
من بعدازظهر به پیادهروی می روم. |
I go for a walk in the afternoon. |
||||
|
|||||
|
میتونی دوباره بگی؟ |
Can you say that again? |
||||
|
|||||
|
او ده ساله است. این سن اوست. |
She is 10 years old. That is her age. |
||||
|
|||||
|
من با او دو سال پیش ملاقات کردم. |
I met him two years ago. |
||||
|
|||||
|
من با تو موافقم. |
I agree with you. |
||||
|
|||||
|
هوا امروز تازه است. |
The air is fresh today. |
||||
|
|||||
|
ما زود به فرودگاه میرویم. |
We go to the airport early. |
||||
|
|||||
|
همه بچهها خوشحال هستند. |
All the children are happy. |
||||
|
|||||
|
او همچنین فرانسوی صحبت میکند. |
She also speaks French. |
||||
|
|||||
|
او همیشه صبحها قهوه مینوشد. |
He always drinks coffee in the morning. |
||||
|
|||||
|
آن فیلم فوقالعاده است. |
That movie is amazing. |
||||
|
|||||
|
او از برادرش عصبانی است. |
She is angry with her brother. |
||||
|
|||||
|
سگ حیوان مورد علاقه من است. |
The dog is my favorite animal. |
||||
|
|||||
|
میتوانم یک فنجان چای دیگر داشته باشم. |
Can I have another cup of tea. |
||||
|
|||||
|
لطفاً به سؤال پاسخ بده. |
Please answer the question. |
||||
|
|||||
|
آیا سوالی داری. |
Do you have any questions. |
||||
|
|||||
|
هر کسی میتواند به گروه بپیوندد. |
Anyone can join the group. |
||||
|
|||||
|
الان هیچچیز نمیخواهم. |
I don’t want anything now. |
||||
|
|||||
|
من هر روز یک سیب میخورم. |
I eat an apple every day. |
||||
|
|||||
|
تولدم در ماه آوریل است. |
My birthday is in April. |
||||
|
|||||
|
این منطقه خیلی ساکت است. |
This area is very quiet. |
||||
|
|||||
|
او روی بازویش تتو دارد. |
She has a tattoo on her arm. |
||||
|
|||||
|
آنها دور میز مینشینند. |
They sit around the table. |
||||
|
|||||
|
ما ساعت ۸ به مدرسه میرسیم. |
We arrive at school at 8 a.m. |
||||
|
|||||
|
او هنر مدرن را دوست دارد. |
She loves modern art. |
||||
|
|||||
|
من یک مقاله آنلاین خواندم. |
I read an article online. |
||||
|
|||||
|
او یک هنرمند عالی است. |
She is a great artist. |
||||
|
|||||
|
او به عنوان معلم کار میکند. |
He works as a teacher. |
||||
|
|||||
|
میتوانم یک سؤال از تو بپرسم. |
Can I ask you a question. |
||||
|
|||||
|
او الآن در خانه است. |
She is at home now. |
||||
|
|||||
|
تعطیلات من در ماه اوت شروع میشود. |
My holiday starts in August. |
||||
|
|||||
|
عمهام در شهر دیگری زندگی میکند. |
My aunt lives in another city. |
||||
|
|||||
|
پاییز فصل مورد علاقه من است. |
Autumn is my favorite season. |
||||
|
|||||
|
او از ما دور است. |
He is away from us. |
||||
|
|||||
| نوزاد خوابیده است. |
The baby is sleeping. |
||||
|
|||||
|
او ساعت ۵ به خانه برمیگردد. |
She comes back home at 5. |
||||
|
|||||
|
این غذا مزه ی بد می دهد. |
This food tastes bad. |
||||
|
|||||
|
او یک کیف سنگین حمل میکند. |
He carries a heavy bag. |
||||
|
|||||
|
توپ زیر میز است. |
The ball is under the table. |
||||
|
|||||
|
من هر روز یک موز میخورم. |
I eat a banana every day. |
||||
|
|||||
|
او در یک گروه موسیقی پیانو میزند. |
she plays piano in a music band. |
||||
|
|||||
|
من جمعهها به بانک میروم. |
I go to the bank on Fridays. |
||||
|
|||||
|
او هر روز صبح حمام میکند. |
He takes a bath every morning. |
||||
|
|||||
|
حمام کنار آشپزخانه است. |
The bathroom is next to the kitchen. |
||||
|
|||||
|
مهربان بودن خوب است. |
It is good to be kind. |
||||
ترس از آموزش رو ریختید و خداوند بزرگ پشت و پناه شما باشد
اول کلمه را نبینید و نخوانید
1. اول فایل صورتی با ریتم سریع را فقط بشنوید و بشنوید
بعد ریتمهای آهستهتر را بشنوید
بعد با ریتمهای مختلف تکرار کنید.
بعد کلمه را ببینید و بخوانید
بعد کلمه را و جمله را در دفتر دو خط برای خود یاداشت کنید.
There you have it
to next time
چندین ستل هست به روشی خواستم زبان انگلیسی را بیاموزم در چگونگی یادگیری مانده بودم با این روش،شما امیدواری پیدا کردم
ممنون که هستید و در این وانفسا به اموزش،اهمئیت میدهید
لطفاً در صورت امکان حداقل تعداد کلمات را به 15 افزایش دهید. به نظر بنده هم 10 کلمه بسیار کم است. حداقل برای شروع که کلمات آسان هستند تعداد را افزایش دهید.
واقعا کارهای ارزشمندی انجام می دهید. اگر همه رسانه به اندازه شما به فکر ارتقاء سواد و فرهنگ جامعه بودند اوضاع خیلی خوب می شد.