عصر ایران - کیمیا خلج همزمان با سالروز تولدش، با انتشار عکسی در کنار کیک تولد، متنی تاملبرانگیز درباره شرایط اقتصادی و حال بد جامعه به اشتراک گذاشت:
سلام
من میخواستم این عکسارو شب تولدم (یعنی دو روز پیش) پست کنم ولی استاد بیضایی رو از دست دادیم
صادقانه همین الان هم دل و دماغی در این شرایط برای پست گذاشتن ندارم
اما به رسم هرسال برای تولدم عکس گرفتم و با پررویی زیاد جلوی دوربین لبخند زدم و دوست داشتم اینجا ثبت بشه
که بعدتر یادم بمونه تو روزگاری که جوونی ما با دلار ۱۴۴ هزار تومنی و بنزین فلان قدر تومنی و افسردگی و حال بد مردم و هزارتا ماجرای دیگه نابود شد من تلاش کردم باز خودمو به زندگی وصله کنم
تو سال گذشته خیلی بیشتر از سال های قبل تلاش کردم
نمیدونم چقدر رسیدم یا نرسیدم ، راستش من دیگه درگیر رسیدن یا نرسیدن نیستم، سعی کردم از مسیر و لحظه لذت ببرم
دیگه کلمه ها به نظرم خیلی به کارم نمیان ، کاش همینا هم میتونستم با سکوت بهتون بگم.
به هرحال هفتم دی ماه به دنیا اومدم و موقع فوت کردن شمع تولد امسالم برای خودم آرزویی نداشتم، برای شماها ولی خیلی آرزوهای خوب کردم
قربون همگی، سلامتی باشه
کیمیا خلج، بازیگر و نویسنده ایرانی، متولد ۷ دی ۱۳۷۳ در تهران است. وی که دانشآموخته دانشگاه علوم پزشکی است، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۵ با تئاتر آغاز کرد و به عنوان کوچکترین عضو کارگاه نمایشی، موفق به دریافت جوایز بازیگری در سطح منطقه و استان شد.
خلج پس از درخشش در تئاتر، به عنوان مجری و گوینده برنامه نوجوان شبکه دو انتخاب شد و به مدت دو سال در این شبکه و شبکه جامجم فعالیت کرد. او با وجود وقفهای که به دلیل تحصیل در دوران مدرسه داشت، از سال ۱۳۹۲ مجدداً به صورت جدی به صحنه تئاتر بازگشت و در ادامه به ایفای نقش در فیلمهای کوتاه و مجموعههای تلویزیونی پرداخت.
یکی از شاخصترین حضورهای تلویزیونی وی، بازی در نقش «بشری نایب» (همسر امیرعلی و خواهر رضا نایب) در سریال «سرزده» است. او علاوه بر بازیگری، به فیلمنامهنویسی علاقه وافری دارد و این حرفه را زیر نظر استاد اسماعیل میهندوست دنبال میکند. به گفته وی، نوشتن برای او امری حیاتی است و در حال حاضر مشغول نگارش یک پروژه سینمایی است.
کیمیا خلج در خانوادهای رسانهای رشد یافته و پدرش از مدیران پیشین خبرگزاری ایرنا بوده است. وی در کنار بازیگری، به موسیقی نیز میپردازد و سازهای ویولن، گیتار و پیانو را فرا گرفته است. او با ابراز وسواس در انتخاب نقشها، هنر را ابزاری برای از بین بردن مرزها و دستهبندیهای انسانی میداند.