فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۹۲۴۹
تاریخ انتشار: ۱۳:۰۷ - ۱۲-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۲۹۲۴۹
انتشار: ۱۳:۰۷ - ۱۲-۱۰-۱۴۰۴
دربارۀ یک سریال تازه

موبه مو؛ بی‌منطقی در قلب درام/ شکست موقعیت‌های سخت

موبه مو؛ بی‌منطقی در قلب درام/ شکست موقعیت‌های سخت
شخصیت‌پردازی در سریال ناقص و سطحی است. زندگی شخصی شخصیت اصلی نیز بر اساس حادثه پیش می‌رود

عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- دو قسمت ابتدایی سریال «مو به مو» منتشر شده است و تلاش دارد داستانی متفاوت از زندگی مردی را روایت کند که یک خواب ساده مسیر زندگی‌اش را دگرگون می‌کند.

 ایده اولیۀ سریال مبتنی بر واقعیتی است که بسیاری از انسان‌های طبقه متوسط رو به پایین با آن آشنا هستند؛ امید به معجزه‌ای که یک روز ممکن است زندگی آن‌ها را تغییر دهد و آن‌ها را ثروت‌مند کند.

 این افراد دقیقاً نمی‌دانند این تحول چگونه و از کجا خواهد آمد، اما مطمئن‌اند که روزی به ثروت خواهند رسید. 

«مو به مو» قصد دارد روایت‌گر زندگی همین آدم‌ها باشد، اما متأسفانه هیچ تحلیلی از شخصیت‌ها ارایه نمی‌دهد و به همین دلیل از عمق انسانی و اجتماعی اثر کاسته شده است.

یکی از مشکلات اساسی سریال، فاصله کارگردان با مدیوم تخصصی خود است. 

پرویز شهبازی پیش‌تر در سینمای اجتماعی عمیق و تحلیل‌های جامعه شناختی شخصیت‌ها تبحر داشت، اما سریال‌سازی با ساختاری که در دو قسمت ابتدایی دیده‌ایم، انتخاب چندان موفقی نیست. 

به نظر می‌رسد محدودیت‌های مدیوم سریال و فشارهای تولید، باعث شده سریال به سمت روایت ساده و سهل‌الوصول سوق پیدا کند. 

شاید هم انگیزۀ اقتصادی یا نیاز به جذب مخاطب گسترده بر تصمیمات هنری سایه افکنده زیرا آن‌چه امروز از سریال می‌بینیم، فاقد آن نگاه تیزبین اجتماعی‌یی است که آثار پیشین شهبازی را متمایز می‌کرد.

روایت سریال، خام و نامستدل است. بار الکترونیک شخصیت اصلی(منصور) در گمرک گیر کرده، در اثر باران و نبود پول جریمه اجناس او نابود  و ورشکست می‌شود. سپس خریداری تصادفی اجناس را بدون دیدن و در موقعیت غیرحرفه‌ای می‌خرد و بعد خود او با تماس دوستش  پول را سرمایه‌گذاری می‌کند تا از اخبار افزایش قیمت فولاد سود ببرد. اما قیمت پایین می‌آید  و او نگون‌بخت‌تر می‌شود. 

این حوادث بیش از آن که درام ایجاد کنند، حس تصادفی و غیر منطقی بودن را تقویت می‌کنند و مخاطب را از هم‌ذات‌پنداری با شخصیت اصلی بازمی‌دارند. حتی جزئیاتی مانند آبدارچی شرکت که در هر ظهورو بروز  می‌گوید «چای نداریم» تلاش می‌کنند طنز ایجاد کنند، اما نتیجه بیشتر به دوپارگی روایت در دل تراژدی بدل شده است.

شخصیت‌پردازی در سریال ناقص و سطحی است. زندگی شخصی شخصیت اصلی نیز بر اساس حادثه پیش می‌رود. حضور او در کلاس دانشگاه همسرش، بیش از آنکه تلخ و درام باشد، خنده‌آور است. این امر نشان می‌دهد که شخصیت‌ها به جای موجوداتی با روانشناسی و انگیزه‌های قابل تحلیل، تنها ابزاری برای پیشبرد داستان هستند. بازی میرسعید مولویان تکرار همان نقش بی‌هویت و بی‌شناسنامه‌ای است که پیش‌تر در سریال «بی آبان» دیده‌ایم. انگار این کاراکتر از دل همان ماجرا به این ماجرا افتاده است، حتی جنس بازی و نالیدن و زار بودنش درست بر همان منطق است.

حتی نحوه آشنایی منصور با همسرش نیز در سریال به ساده‌ترین و سطحی‌ترین شکل ممکن طراحی شده است. یک حادثه کوچک کافی است تا رابطه شکل بگیرد و زنی تحصیل‌کرده در مواجهه با مردی شکست‌خورده، بدون هیچ پیش‌زمینه روانشناختی یا منطقی، وارد رابطه‌ای شود که می‌توانست درام و کشمکش خلق کند. این نوع طراحی، هم باورپذیری شخصیت‌ها را تضعیف می‌کند و هم فرصت نمایش تضادهای اجتماعی، روانی و اخلاقی شخصیت‌ها را از بین می‌برد. در نتیجه، آن‌چه می‌توانست لحظه‌ای پرتنش و مهم در روایت باشد، به یک سکانس سطحی بدل شده و مخاطب نمی‌تواند جدیت و پیچیدگی روابط انسانی را درک کند.

سریال به دلیل روایت غیر مستدل، حتی امکان ارائه تحلیل اجتماعی ندارد. واقعیت طبقه متوسط رو به پایین به شکلی دم‌دستی و ساده تصویر شده است. شخصیت‌ها و روابطشان بیش از آنکه پیچیدگی‌های اجتماعی و اقتصادی را نشان دهند، به نوعی کلیشه و پیش‌فرض ساده فروکاسته شده‌اند. این امر باعث می‌شود مو به مو نتواند از پتانسیل خود برای نقد اجتماعی یا خلق یک تلخ‌کمدی هوشمندانه بهره ببرد.

سریال در نمایش لحظات بحرانی و تصمیم‌گیری‌های سخت شخصیت اصلی، ناتوان است. موقعیت‌هایی که می‌توانستند آزمونی جدی برای اخلاق، منطق و روان شخصیت باشند، به جای ایجاد تنش و عمق، صرفاً به رخدادهای تصادفی و غیر مستدل تبدیل شده‌اند. 

انتخاب‌های منصور در این موقعیت‌های دشوار نه ناشی از تحلیل، ترس، امید یا انگیزه‌ای واقعی، بلکه بر پایه اتفاق و شانس پیش می‌رود و همین امر هرگونه درک مخاطب از جدیت بحران و فلسفه انتخاب را تضعیف می‌کند. 

در نتیجه، موقعیت‌های سخت که می‌توانستند نقطه اوج درام و نمایش رشد یا سقوط شخصیت باشند، تنها سطحی و بی‌اثر به تصویر درآمده و بار تعلیق و پیچیدگی اخلاقی سریال به طور کامل از بین رفته است.

برچسب ها: سریال ، نقد فیلم ، مو به مو
ارسال به دوستان
طوفان ۱۲۲ کیلومتری زابل را درنوردید؛ دید افقی به ۸۰۰ متر رسید دانش‌ آموزان افغانستانی یاد شهدای مدرسه میناب را گرامی داشتند مقام ایرانی: پاسخ تهران به واشینگتن شامل مذاکره درباره تنگه هرمز و رفع تحریم‌هاست اعلام رسمی برنامه سفر ترامپ به پکن؛ پرونده ایران و روسیه روی میز مذاکرات ادعای جدید ترامپ: ایرانی‌ها ۴۷ سال ما را «گول زده‌اند» ماموریت ویژه سازمان حسابرسی برای شناسایی بدهکاران ارزی؛ متخلفان به مراجع قضایی معرفی می‌شوند گروگان‌گیری پیکر دو برادر شهید فلسطینی در سردخانه‌های اسرائیل جزئیات مرحله جدید طرح کالابرگ الکترونیکی؛ عرضه لبنیات ارزان‌تر از هفته آینده تماس تلفنی نتانیاهو با ترامپ چرا رضا عطاران نتوانست یقه اسپیلبرگ را بگیرد؟ گرانی سوخت، دولت آمریکا را مجبور به توقف مالیات بر بنزین کرد قیصر خواننده: قاتل ماکان و سپهر هر دو یکیست، ننگ بر آنکه شک کند (عکس) شبکه ان بی سی: ایران توانایی مقاومت در برابر محاصره دریایی را دارد گزارش زنده صدا وسیما ؛ مقایسه علی دایی با سگ هلال‌احمر به نام گزارش مردمی! (+فیلم)  انتقاد خبرگزاری فارس به حکم دادگاه علیه آپارات: این مساله مثل تنگه هرمز اهمیت دارد