۱۵ دی ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۲۹۶۹۷
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۷ - ۱۴-۱۰-۱۴۰۴
کد ۱۱۲۹۶۹۷
انتشار: ۰۹:۵۷ - ۱۴-۱۰-۱۴۰۴

«بلندمرتبه‌سازی» در گیلان؛ تیغ دولبه توسعه شهری

«بلندمرتبه‌سازی» در گیلان؛ تیغ دولبه توسعه شهری
 بی‌برنامگی و فقدان رویکرد مناسب در مواجهه با این تحولات و در جانمایی تأمین مسکن مورد نیاز، موجب شده است «بلندمرتبه‌سازی» به عنوان یک ترند، بیش از پیش وجاهت یابد. بااین‌حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، ضرورت ارزیابی‌های آینده‌پژوهانه و مکان‌یابی دقیق این پروژه‌هاست.

سینا لطف‌پور

روزنامه شرق

نظام برنامه‌ریزی و ساختار قانونی و اجرائی کشور طی دهه‌های متمادی به تدوین اصول و ضوابطی منجر شده است که براساس آن، مدیریت و اداره کشور با نقش‌آفرینی اشخاص حقیقی و حقوقی و در چارچوب قوانین، اقدام به اتخاذ تصمیم‌ها و رویکردهایی می‌کند؛ تصمیم‌هایی که آثار و پیامدهای آن‌ها تا درونی‌ترین لایه‌های زندگی شهروندان نفوذ کرده و آینده سرزمین را ترسیم می‌کند.

در این میان، برخی مفاهیم و کلیدواژه‌ها مانند یک «مد» یا گرایش مقطعی، در بازه‌های زمانی خاص به کانون توجه نظام قانون‌گذاری و اجرائی تبدیل می‌شوند. کارنامه این مفاهیم را می‌توان در پیامدها و عواقب آن‌ها در دوره‌های گذشته بررسی و ارزیابی کرد.

بااین‌حال، آنچه از مدیریت هوشمند و برنامه‌ریزی خردمندانه انتظار می‌رود، نه صرفا واکنش به روندها، بلکه آینده‌نگری و پیش‌بینی پیامدها پیش از وقوع آن‌هاست. 

در این چارچوب، مفهوم «بلندمرتبه‌سازی» از جمله راهبردها و رویکردهایی است که با پشتوانه‌ای نظری و بر مبنای نیازسنجی‌های علمی و فنی وارد ادبیات اجرائی و برنامه‌ریزی شهری شده است. با وجود این، فقدان نگاه جامع و آینده‌پژوهانه در به‌کارگیری این رویکرد می‌تواند مانند سمی مهلک، حیات شهری و کیفیت زندگی شهروندان را با مخاطرات جدی مواجه کند.

تیغ دولبه بلندمرتبه سازی

بلندمرتبه‌سازی که در ذات خود با هدف صرفه‌جویی در مصرف زمین و افزایش بهره‌وری از این کالای کمیاب و غیرقابل جایگزین دنبال می‌شود، در صورت اجرای ناصحیح و جانمایی نامناسب، نه‌تنها به اهداف اولیه خود دست نمی‌یابد، بلکه می‌تواند آن‌ها را نقض کند. پیامدهایی همچون تشدید آلودگی هوا، کاهش آرامش و آسایش محیطی، فشار مضاعف بر شبکه حمل‌ونقل شهری و در نهایت تضعیف «زیست‌پذیری» شهر، از جمله آثار محتمل چنین رویکردی است. 

به بیان دیگر، بلندمرتبه‌سازی نه ذاتا مفهومی مخرب و نه اساسا راهبردی بی‌پایه است، بلکه این چگونگی جانمایی، مقیاس، مکان و نحوه مداخله است که به آن ماهیتی مثبت یا منفی می‌بخشد. مکان‌یابی پهنه‌ها و نقاط مناسب برای بلندمرتبه‌سازی، به‌ویژه در محدوده‌های شهری، نیازمند نگاهی جامع‌الاطراف و دربرگیرنده ابعاد اجتماعی، حمل‌ونقلی، ظرفیت بارگذاری جمعیت، تراکم جمعیتی، زیرساخت‌های شهری، مدیریت پسماند، هویت فرهنگی، اشراف بصری و حریم خصوصی است.

بدیهی است نمی‌توان تمام این ملاحظات عمومی و همه‌شمول را فدای گردش سرمایه و منافع اشخاص یا گروه‌های خاص کرد. استان گیلان، در شرایط کنونی و در پی تغییرات اقلیمی، ناترازی‌های انرژی و افزایش آلودگی‌ها در بسیاری از پهنه‌های سرزمینی کشور، به یکی از مقاصد اصلی مهاجرت‌های داخلی و توسعه خانه‌های دوم تبدیل شده است.

وجاهت بلندمرتبه سازی به خاطر ترند شدن

 بی‌برنامگی و فقدان رویکرد مناسب در مواجهه با این تحولات و در جانمایی تأمین مسکن مورد نیاز، موجب شده است «بلندمرتبه‌سازی» به عنوان یک ترند، بیش از پیش وجاهت یابد. بااین‌حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، ضرورت ارزیابی‌های آینده‌پژوهانه و مکان‌یابی دقیق این پروژه‌هاست.

تعریف و برنامه‌ریزی پروژه‌های متعددی که این روزها مطرح شده و بعضا در حال اجرا هستند، عمدتا در مراکز اصلی شهر و پهنه‌هایی با تمرکز بالای جمعیت و تولید سفر قابل توجه جانمایی شده‌اند؛ پهنه‌هایی که حتی در وضع موجود نیز از منظر ترافیکی جزء شریان‌های مسئله‌دار شهر محسوب می‌شوند. از جمله این پروژه‌ها می‌توان به پروژه موسوم به «جام‌جم» با زیربنای حدود ۲۳۸ هزار مترمربع در قالب ۱۳ بلوک (با ارتفاع برخی بلوک‌ها تا ۲۵ طبقه) و همچنین پروژه «گیل‌لند» با کاربری تجاری-خدماتی در قالب پروژه سرمایه‌گذاری شهرداری رشت اشاره کرد. هر دو پروژه در مجاورت معابر پرتردد شهری و در اتصال با مقاصد جاذب و مولد سفر قرار دارند. 

این در حالی است که شهر رشت که در مقیاس منطقه‌ای به عنوان الگویی برای سایر شهرها تلقی می‌شود، در ارزیابی بسیاری از شاخص‌های شهرسازی و مدیریت شهری، در سطحی حداقلی قرار دارد. تداوم چنین رویکردهایی می‌تواند شکاف میان ظرفیت‌های واقعی شهر و حجم مداخلات کالبدی را تشدید کند.

در مجموع، به نظر می‌رسد بلندمرتبه‌سازی به عنوان گرایش غالب این روزهای مدیریت شهری و استانی، به تیغی دولبه تبدیل شده است؛ تیغی که به‌جای تحقق بهره‌وری در مصرف زمین و جلوگیری از تغییر کاربری‌های گسترده، به بریدن شریان‌های حیاتی زیست شهری نزدیک شده و دستیابی به شهر انسان‌محور، آرام و زیست‌پذیر را بیش از پیش به رؤیایی دست‌نیافتنی بدل می‌کند.

ارسال به دوستان