در میان این نگرانیها، گروهی از افراد کمتر دیده میشوند: کسانی که آگاهانه ماندن در خانه را ترجیح میدهند و از آن احساس رضایت و آرامش میگیرند.
به گزارش همشهری آنلاین، این افراد که در ادبیات روانشناسی غیررسمی به «خانهدوستها» معروف شدهاند، الزاماً خجالتی، افسرده یا منزوی نیستند. پژوهشهای جدید نشان میدهد که بسیاری از آنها روابط اجتماعی سالمی دارند، اما ترجیح میدهند انرژی خود را در محیطی امن، قابل پیشبینی و شخصی بازیابی کنند.
روانشناسان میگویند خانه برای این افراد تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه پناهگاهی روانی است؛ جایی که فشارهای اجتماعی کاهش مییابد، نیاز به نقشبازیکردن کمتر میشود و فرد میتواند خودِ واقعیاش باشد. برخلاف تصور رایج، این ترجیح لزوماً به معنای گریز از جامعه نیست، بلکه شکلی از خودتنظیمی روانی به شمار میرود.
کارشناسان تأکید میکنند که تفاوت مهمی میان «تنهاییِ انتخابی» و «تنهاییِ تحمیلی» وجود دارد. تنهاییِ انتخابی میتواند به افزایش خلاقیت، تمرکز و خودآگاهی منجر شود، در حالی که تنهایی تحمیلی اغلب با احساس طردشدگی و رنج روانی همراه است.
البته متخصصان هشدار میدهند که مانند هر الگوی رفتاری دیگر، افراط در خانهنشینی نیز میتواند مشکلساز شود. قطع کامل روابط اجتماعی یا اجتناب مداوم از تعامل با دیگران ممکن است در بلندمدت به کاهش مهارتهای ارتباطی بینجامد. از این رو، تعادل همچنان کلید اصلی سلامت روان باقی میماند.
در نهایت، شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه قالبی به «خانه ماندن» را بازنگری کنیم. برای برخی، شلوغی بیرون انرژیبخش است و برای برخی دیگر، سکوت خانه. هیچکدام ذاتاً برتر از دیگری نیست؛ آنچه اهمیت دارد، شناخت نیازهای روانی خود و احترام به تفاوتهای فردی است.
منبع: medium